تبلیغات






http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg
http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg








امام خمینی: همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند.

/ باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...)



آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...)







نوشته شده در تاریخ یکشنبه 2 مهر 1396 توسط عـبــد عـا صـی
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 17 مهر 1396 توسط عـبــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

http://s9.picofile.com/file/8308607718/D3NGOR3ZY_2.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8308608218/D3NGOR3ZY_5.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8308608492/D3NGOR3ZY_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8308608776/D3NGOR3ZY_4.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8308608984/D3NGOR3ZY_3.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8308609250/D3NGOR3ZY_6.jpg

 

 حرف از اما و اگر و احتمال و شاید نیست. وجود دارد، به قطعیت. دین گریزی و تضاد داشتن با رویکردهای دینی در بطن جامعه نفوذ کرده است و دارد عمق می گیرد. سر بچرخانید مصداق‌هایش را می‌بینید. در سبک زندگی آدم‌ها، در باورها و اعتقاداتشان، در زبان و بیان‌شان و... دینی که رسالتش از ازل این بوده است که بشود یک نقطه امن برای تمسک جستن به آن برای تشخیص مطلوب از نامطلوب، حالا چه شده است که در معرض بی‌مهری و بی‌توجهی عده‌ای از جوان‌ها قرار گرفته و برای خیلی‌ها دیگر کارکرد زیبایش را از دست داده است؟ پیرامون این قضیه و چند و چون آن گپ و گفتی داشتیم با حجت‌الاسلام سیدحمید حسینی، کارشناس مذهبی و عضو هیئت علمی دانشگاه قرآن و حدیث؛ که ماحصلش در اختیار شما است.
  این چیزی که مردم نسبت به آن دلسرد و بی علاقه شده‌اند همان دین حقیقی خودمان است؟
واقعیت این است که من فکر نمی‌کنم کسی از دین زده بشود. از دین حقیقی، دینی که زیباست و دقیقا مطابق فطرت انسان‌ها تعریف شده است. تابه‌حال دیده‌اید کسی از یک گل زیبا زده بشود؟ نمی‌توان از زیبایی‌ها زده شد. برخی جوان‌ها از چیزی که به اسم دین معرفی می‌شود زده شده‌اند. چیزی که به جای دین قرار داده شده است. همان چیزی که امیرالمومنین علی(ع) آن را به پوستین وارونه تشبیه کرده و بلای جامعه دانسته‌اند. البته نباید فراموش کرد که عامل تمام این مخالفت‌ها زدگی مردم و بد جلوه داده شدن دین نیست. حتی زمانی که دین حقیقی به مردم معرفی می‌شود برخی‌‌ها که تابع نفس‌شان هستند و دین را مزاحم تنبلی‌ها و منافع باطلشان می بینند آن را نمی پذیرند.
  اگر بخواهیم عمیق‌تر مسئله را کنکاش کنیم، این قضیه از کجا آب می‌خورد؟
عوامل متعددی برای این موضوع وجود دارد و مقالات و مطالب گوناگونی هم در موردش نوشته شده است.
من اخیرا مقاله‌ای را خوانده‌ام که در آن هفت عامل را ذکر کرده بود: تبلیغات و توصیه‌های بیش از حد دینی در سطج جامعه، احساس ناسازگاری دین با زندگی و در نظر نگرفتن جایی برای تنفس و هنر و شادی مردم، بایدها و نبایدهای فراوان و بیش از حد طاقت افراد عادی، حجیم شدن تعالیم دینی و دغدغه‌های نگران کننده، ابهامات و مشکلاتی که در تاریخ دین وجود دارد، ترویج دینی که حقوق انسان را محترم نمی‌شمارد و در خدمت انسان نیست و تناقض گفتار و رفتار متولیان دین. به نظرم تمام این‌ها تا حدودی درست است. اما من تمایل دارم این مشکل را از نگاه خود دین و دغدغه‌هایی که پیشوایان اسلام مطرح می‌کردند بررسی کنم.
 عوامل دین گریزی جوانان در نگاه شما چیست؟ 
 اگر کمی با قرآن و متون اصیل دین آشنا باشیم می‌توانیم در این منابع سه عامل مهم برای زده شدن از دین پیدا کنیم. اولین عامل تغییر اولویت‌ها و جا‌به‌جا شدن اصل‌ها و فرع‌ها است.
وقتی به اصل دین مراجعه می‌کنیم می‌بینیم اولویت اصلی آیات قرآن و احادیث پیشوایان دین، موضوع اخلاق و انسانیت است و بقیه مسائل از جمله عقاید و احکام شرعی در اولویت‌های بعد قرار دارند. در حالیکه در دین رایجی که تبلیغ می‌شود اولویت با ظواهر و ضوابط شرعی است و به اخلاق به عنوان یک موضوع تزئینی نگاه می‌شود. البته منظور این نیست که عقاید و احکام اهمیت ندارند اما در دین واقعی عقاید و احکام جایگاه‌شان را از اخلاق می‌گیرند.
 دو عامل دیگر چیست؟ 
 دومین عاملی که در توصیه‌ها و هشدارهای پیشوایان دین خیلی روی آن تاکید شده است
بی‌توجهی به ظرفیت‌ها و تفاوت‌های افراد است. حکایت همان تازه مسلمانی که همسایه‌اش او را آنقدر به مسجد برد تا باعث شد از دین، زده و مرتد بشود مصداق خوبی برای این قضیه است. امامان ما فراوان توصیه کرده‌اند به پیروان‌شان و مبلغان دین که از همه توقع یکسان نداشته باشید و فکر نکنید همه وظیفه دارند از همان زاویه دید شما به مسائل نگاه کنند. فرمودند خدا آدم ها را با تفاوت‌ها و ظرفیت‌های گوناگون آفریده است و اگر شما از مردم انتظار داشته باشید مثل شما فکر و عمل کنند حتما آن‌ها را از دین زده می‌کنید.
 عامل سومی که در این زمینه بسیار موثر است شیوه زندگی و رفتار متولیان و مبلغان دین است.
برخی از این افراد در حالیکه باید برای مردم حکم الگو و مصداق عینی دین باشند، حرف و عمل‌شان تناقض دارد. سخت گیری‌ها و تندخویی‌ها و دنیاگرایی برخی از آن ها موجب بدبینی مردم به دین می‌شود. مخصوصا اگر دولت و حکومت هم به اسم دین تشکیل شده باشد و عده‌ای در پشت سنگر دین بخواهند قدرت را در دستان خود نگه دارند. طبیعتا همه مشکلات و نارسایی‌ها به جای اینکه به افراد برخورد کند به آن سنگر بر می‌خورد.
  راه چاره چیست؟ می‌شود بازهم برای حفظ دین جوانان، محدودترشان کرد؟ 
 واقعیت این است که تا وقتی علما و حوزه‌های علمیه ما اخلاق و انسانیت را بر احکام و شریعت اولویت ندهند و دین را به جایگاه درست خودش برنگردانند نباید انتظار داشته باشند با استقبال مردم مواجه شوند. در دنیای کنونی سطح آگاهی‌ها خیلی بالا رفته است و ارتباطات و دسترسی به اطلاعات باعث شده راه‌هایی که شاید در گذشته برای توجیه احکام و موضع‌گیری‌ها جواب می داده است دیگر تاثیری نداشته باشد. دیگر نمی‌شود با ممنوع کردن کتاب‌ها و محدود کردن شبکه‌ها و دسترسی‌ها جلوی پرسش‌ها و انتقادات را گرفت.
  بحث از اجبار در رعایت دستورات دین که بیشتر، ذهن جوان‌هایی چون من ناخواسته به سمت حجاب می‌رود؛ ماحصل این ماجرا و ماجراهای مشابه چیست؟
 متاسفانه از تجربه‌ها درس نمی‌گیریم.
ای کاش بررسی می‌کردیم که آیا اجبار در زمینه دین و دینداری تاثیر مثبتی هم داشته یا اینکه همین قبیل کارها باعث دورتر شدن مردم از دین واحساس نفرت و لجبازی شده است؟ من در اینجا به اینکه اساسا در دین اجباری نیست و پیشوایان اسلام هم کسی را به این مسائل مجبور نکرده‌اند کاری ندارم. اما عرضم این است که حتی اگر فقط و فقط به اجرا شدن حکم خدا درباره حجاب هم فکر کنیم بازخوب است نگاهی علمی و منصفانه به پشت سر خودمان بیندازیم و ببینیم آیا این شیوه تا کنون موجب گسترش حجاب شده یا هرروز مشکلات بیشتری را در این زمینه به وجود آورده است.
  در حالیکه جامعه ما دارد سمت و سوی غربی پیدا می‌کند، هستند کسانی که از مذاهب دیگر دارند به سمت اسلام گرایش پیدا می‌کنند. علت این تضاد رفتاری چیست؟
تاریخ به ما ثابت کرده است که هرزمان اجازه مطرح شدن دیدگاه‌های گوناگون وجود داشته، پیشرفت حق و گرایش مردم به دین هم افزایش پیدا کرده است. علتش هم این است که حرف دین منطقی است و منطق می‌تواند به سایر حرف‌ها و افکار غلبه پیدا کند. بخش دیگری از این ماجرا ناشی از بی‌برنامگی خودمان و برنامه‌ریزی و فعالیت جدی آن‌هاست است. وقتی دیگران کار و تلاش و تبلیغ می‌کنند و از روش‌های علمی برای ترویج فرهنگ‌شان استفاده می‌کنند و ما هنوز در روش‌های کهنه و بی‌خاصیتمان گرفتاریم و صدها موسسه و نهاد فرهنگی مشغول ضایع کردن بودجه‌ها و خنثی کردن کار یکدیگر هستند، طبیعی است که نتیجه همین می‌شود. هرکس همان چیزی را به دست می‌آورد که برایش زحمت می‌کشد.
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: دین حقیقی، پوستین وارونه، تابع نفس‌، حقوق انسان، تناقض گفتار و رفتار، عوامل دین گریزی، اخلاق و انسانیت،
نوشته شده در تاریخ شنبه 15 مهر 1396 توسط عـبــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

 

  آخـــریـــن نـــگاه وَ آخـــرین لـحـظـــه ... 

 

تصویر مرتبط

 

نتیجه تصویری برای لحظه آخر

 

نتیجه تصویری برای آخرین لحظه

 

نتیجه تصویری برای آخرین لحظه

 

نتیجه تصویری برای آخرین لحظه

 

 

 مردی به حالی زار وُ نزار افتاده بود ، انگار که «روز آخر»-ش سَر رسیده بود. هیچکس نتونسته بود درد بی-درمونش رو دوا کنه. ثانیه-های آخر یکی پیدا شد که از همه لحاظ شکل خودش بود، بقول قدیمیآ انگار که «همزادش» رو میدید! ... نآی حرف زدن که نداشت، ولی تو دلش گفت: « تو از کجا پیدات شده، توی اون کیسه-ای که رو کولت انداختی چیه»؟ طرف جوابی داد که فقط مرد از پا افتاده می-شنید! ... گفتش: «من، خود ِ تو هستم، چطور نشناختی، عزرائیل»! ...  با ترس وُ لرز پرسید: «یعنی روز آخره؟ نگفتی که تو کیسه-ت چیه»؟ جواب داد: «بگو لحظه-ی آخره. کیسه-ی به این بزرگی هم مال توست». پرسید:

_ آخه پولها وُ مال وُ اموالم که این تو جا نمیشه!؟

 _ دار وُ ندارت دیگه مال تو نیس! مال دنیاست، میذاری اینجا وُ همراه من میآی ...

 _ دست خالی؟! ...

 _ این که انصاف نیس! ... یک عُمر جون کندم وُ ثروتی به هم زدم. اون همه زحمت زن وُ بچه-هام، اهل وُ عیآلم رو کشیدم. رفقآم، خاطرات خوش وُ ناخوشم، اینآ چی میشن؟! ...

 _ همش مال ِ دنیاست ؛ مال دنیا تو دنیا می-مونه، بیخودی جَر وُ بحث نکن!

 _ پس اقلا بگو تو این کیسه چیه.

 _ همش دار وُ ندار توست! ...

 _ تو که گفتی دار وُ ندارم مال دنیاست!؟

 _ درست شنیدی، اینآ توشه-ی سفر آخرت توست؛ هر کاری کردی، اینجا تلبار شده.

 _ پس اقلا بذار یک نگاهی تو کیسه بندازم.

 _ بآشه. الان وقت رفتنه، بیا ببین.

 توُی ِ کیسه رو بهش نشون داد ؛ دید که عین ِ فیلم ِ عمل خودشه! طاقتش طاق شد وُ دیگه نتونست بیشتر تماشا کنه؛ صدای جیغی تو گلوش خفه شد وُ دیگه نَفَس-ش بالا نیومد ...

  نوشته : عـبـــد عـا صـی 

نوشته شده در تاریخ جمعه 14 مهر 1396 توسط عـبــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
  •     نقش ترموستات در مدیریت کشور    

  •  

     

     

      جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
     

     خبرآنلاین، وبلاگ دکتر مرتضی بهشتی، حقوقدان، پژوهشگر : ترموستات وسیله‌ای است برای تنظیم درجه حرارت موتور اتومبیل که به‌طور خودکار گرمای موتور را درحد ایده‌آل که حدود 85 درجه است نگه می‌دارد .
      سیاه نمایی و انکار خوبی ها امری مذموم و مصداق کامل بی انصافی است و این امر از ساحت مقدس قلم به دور می باشد زیرا تمامی مسئولان و مدیران در قوای سه گانه شبانه روز مشغول هستند و استراحت را فدای پیشرفت کشور می کنند ؛ اما :
    1-
    داشتن اقتصاد خوب که شایسته ملت ایران باشد به آرزویی تبدیل شده ، که برای جمعیتی دست نیافتنی شده است.
    2- 10 میلیون تا 12 میلیون نفراز مردم کشورم در فقر مطلق به سر می برند . به گفته رئیس کمیته امداد ؛ اگر بخواهیم سطح رفاه مردم را خیلی بالا ببریم این عدد خیلی بیشتر خواهد شد حتی تا 16 یا 20 میلیون نفر هم افزایش خواهد یافت.
    3-
    رخدادهایی چون اختلاس و سیستمی شدن فساد اقتصادی ، رانت خواری و تقویت باندهای سیاسی و اقتصادی وفاصله گرفتن از اصولی که برای نیل به آن انقلاب شد جامعه را آسیب پذیر کرده است.
    4-
    گسترش بی اعتمادی به مسئولان و شدت یافتن گسست اجتماعی و کاهش سرمایه اجتماعی و نبود حس عدالت جویی در بخش هایی از حاکمیت ؛ دل نگرانی هایی را بوجود آورده است.
    5- در مناظره های انتخاباتی دوازدهمین دوره ریاست جمهوری
    از سوی برخی از کاندیداها ، افشاگری هایی صورت گرفت که برخی از آنها نیازمند پیگیری قضایی داشت لکن بدون اینکه افکار عمومی توجیه شوند و صحت و سقم اتهامات روشن شود ، اکثریت به سمت-های دیگری منصوب گردیدند و مصونیتی دوباره از تعقیب قضایی برایشان فراهم گردید گرچه مردم به عنوان داور نهایی این رقابت ها نامزد ایده آل خود را بر کرسی ریاست جمهوری نشاندند لکن این نباید موجب شود که اتهامات بدون جواب در صفحاتی از تاریخ ثبت شود.
    6- خستگی و نا امیدی از رسیدن به آرامش و رفاه نسبی که زمینه های افسردگی برای آحاد جامعه فراهم کرده و مکرر از سوی وزیر محترم بهداشت به عوامل و تداوم آن هشدار داده شده است ، مصیبت جانکاهی شده است که اگر بدان توجه نشود شاهد مرگ های خاموش بیشتری خواهیم بود.
    7-
    جدای از مشکلات عمومی ، دغدغه و نگرانی-های نسل انقلاب کرده و حاضران در دفاع مقدس که بی جواب مانده و کسی به آنها جواب نمی دهد ؛ کوهی از ابهامات را بوجود آورده و برای فرار از سوالات بی شمار فرزندان و جوانان فامیل ، مسیر انزوا و تنهایی را پیش گرفته اند که اتخاذ روش های درمان بخش را مطالبه می کند.
    8- یادم نمی رود ، نسل ما در گذشته نه جندان دور تحمل کمترین شماتت به مسئولان میانی کشور را هم نداشیم با هتاکان از سر احتجاج و گاه برخورد فیزیکی برمی آمدیم اما امروز ...
    9-
    بنابر اعتراف بزرگانی از رشد یافتگان حوزه علمیه ؛ روحانیت و آموزه های دینی کم اثر شده و فروغ پیشینیان احساس نمی شود و اخلاق و لزوم رعایت آن ، صبر و شکیبایی کاهش پیدا کرده ودر نتیجه شاهد روند رو به رشد طلاق و نزاع های دسته جمعی ؛ خودزنی و خودکشی و بالا رفتن تصادفات شهری و جاده-ای ،و بد عهدی های اقتصادی و قراردادی و صدور چک های بی محل ، پمی باشیم که در برخی از رفتارهای مشمئز کننده از شاخص بالایی در تراز جهانی برخوردار شده ایم.
    10-
    شایعات علیه مسئولان ارشد و میانی و مفاسد سیاسی و اخلاقی و مالی آنها روز بروز گسترده شده و متاسفانه با گذشت زمان کوتاهی به حقیقت مبدل گشته و از این باب ، در بیشتر مواقع ، به شنیده هایمان شایعه نمی گوییم از همان لحظه اول پذیرای صحت آن شده ایم . وضعیتی که در گذشته اینگونه نبود و ادامه اش می تواند بحران های فراوانی را بوجود بیاورد.
     آری ترموستات انقلاب و کشور نقش خود را ایفاء نمی-کند و خنک کننده وآرامش بخشی از آن گرفته شده است و نزاع و بدبینی و داوری های بی ادبانه عده ای از نوکیسه ها و تازه به دوران رسیده ها و عناصر وحدت شکن و کاسبان تحریم و مدافعان نزاع بین المللی که بر آتش بدخواهان هیزم اضافه می کنند و نمی خواهند واقعیت های فرهنگی و سیاسی و اجتماعی به خوبی درک شود تا در پی آن اصلاحات لازم را در سیاست ها و تدابیر عملی کنیم و سری باشیم در میان سرها و کشوری باشیم سرشار از امید و نشاط و حاکمیتی داشته باشیم ، همراه و رفیق مردم و مردمی داشته باشیم حامی و دوستدار حاکمیت و پژواکی داشته باشیم عدالت گستر و عزت آفرین در سطح دنیا.
     به امید آن روز
     

      تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


    برچسب ها: مدیریت کشور، سیاه نمایی، اقتصاد خوب، فقر مطلق، فساد اقتصادی، بی اعتمادی، عدالت جویی،
    نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 12 مهر 1396 توسط عـبــد عـا صـی

     

      بسم الله الرحمن الرحیم  


     

    هنوز لشکر یزید پر شمار است و بسیاری از ما "آزاده" نیستیم!

     

     

      جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 


     

    هنوز لشکر یزید پر شمار است و بسیاری از ما

      نتیجه تصویری برای قیام عاشورا

     

    نتیجه تصویری برای قیام عاشورا

    تصویر مرتبط



    تصویر مرتبط

     

    نتیجه تصویری برای ایستگاه صلواتی

    نتیجه تصویری برای ایستگاه صلواتی

     

     عصر ایران؛ جعفر محمدی : سینه زنی می کنیم، زنجیر می زنیم، نذری می دهیم، ایستگاه صلواتی به پا می کنیم، مداحی می کنیم، می گریانیم، گریه می کنیم و ... تا حسینی شویم؛ تقبل الله از همه ما!
     این اما همه ماجرا نیست؛
    من که باور نمی کنم حسین(ع) با خاندان و یاران، در آن دشت غریب، دم تیغ ستمکاران رفته باشد تا ما بعد از 1400 سال، کمی بگرییم ، قیمه ای بخوریم و یک چایی داغ در لیوان یک بار مصرف و تمام! 
     من بزرگ ترین هدف حسین (ع) را احیای "آزادگی" می دانم، آن هم نه فقط در میان مسلمانان که بین همه انسان هایی که در آن زمان بودند، بعدها آمدند و خواهند آمد؛ آنجا که برای همیشه ی تاریخ بانگ برآورد که اگر دین ندارید، "آزاده" باشید.
     هنوز لشکر یزید پر شمار است و بسیاری از ما ...
     من از این سخن، چنین در می یابم که آزادگی، پایه و بنیاد انسانیت است که اگر نباشد، اساساً انسان شکل نمی گیرد وقتی انسانی در کار نباشد، چه سخن از دین و ایمان و مکارم الاخلاق و نظایر این ها؟!
     آزادگی نیز چنانچه از رفتار امام حسین(ع) بر می آید، عمل بر اساس "حقیقت" است و نه بر مبنای منافع فردی و گروهی. این ملاکی است که پای بسیاری از ما در آن می لنگد، هر اندازه هم که هیأتی باشیم!
     بسیاری از ما نه تنها خود بر اساس حقیقت عمل نمی کنیم، بلکه دیگران را نیز از آن باز می داریم؛ کسی که توصیه ای بر خلاف قانون می کند، کسی که پیشنهاد رشوه می دهد، کسی که اعمال نفوذ می کند، کسی که در دادگاه شهادت دروغ می دهد یا فقط بخشی از واقعیت را می گوید و ...
    همه این ها، دیگران را از عمل بر مبنای حقیقت باز می دارند و آزادگی را از آنها می ستانند. بسیاری از ما، نه فقط از آزادگی خود که از آزادگی دیگران نیز می هراسیم.
     روزنامه نگاری که بر اساس نفع شخصی یا گروهی می نویسد و حقیقت را کتمان می کند، آن قاضی که رأیش را بر اساس سفارش های قدرتمندان صادر می کند، مدیری که نه بر اساس حقیقت که بر مبنای منفعت شخصی یا سفارش صاحبان قدرت امضا می کند و...
    هیچ کدام شان آزاده و حسینی نیستند و هر کدام شان بر اساس میزان دوری شان از حقیقت و آزادگی، به صف یزیدیان نزدیک ترند ولو آن که از ابتدای محرم تا آخر صفر مشکی بپوشند و بعد از نوشیدن هر جرعه آب، زیر لب زمزمه کنند: السلام علیک یا اباعبدالله الحسین ...
     وه که جامعه امروز ما چقدر نیازمند آزادگی است!

      تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


    برچسب ها: عزاداری عاشورا، نذری محرم، حسینی شدن، هدف حسین (ع)، احیای آزادگی، لشکر یزید، جعفر محمدی،
    نوشته شده در تاریخ دوشنبه 10 مهر 1396 توسط عـبــد عـا صـی

     

      بسم الله الرحمن الرحیم  


     

        خشکه‌مقدس‌های بدتر از داعش ... 

     

     

     

      جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
     

    http://s8.picofile.com/file/8290851468/MOQAD_DASNAMAA_2.jpg

     

    http://s8.picofile.com/file/8307993000/XAW8REJE_NAHROW8N_1.jpg

    http://s8.picofile.com/file/8307992392/XAW8REJE_NAHROW8N_8.jpg  علی مطهری ، عصرایران : معاویه اسلام را از محتوا تهی کرده بود، از این رو امام علی (ع) بعد از به حکومت رسیدن، به جای کشورگشایی و توسعه حکومت اسلامی در خارج مرزها، شعار اصلاح داخل داد و اصلاحات بسیاری انجام داد. چون اگر محتوای اسلام از بین برود هر مقدار فتوحات هم که حاصل شود، بی فایده خواهد بود.
     نایب رئیس مجلس در سخنرانی خود در شب تاسوعای حسینی با عنوان «امام حسین (ع)
    http://s9.picofile.com/file/8307993850/XAW8REJE_NAHROW8N_5.jpghttp://s9.picofile.com/file/8307994218/XAW8REJE_NAHROW8N_2.jpgو اصلاح امت» در انجمن اندیشه و قلم با بیان اینکه شهید مطهری معتقد بود هر گاه جامعه اسلامی از مسیر خود خارج شده، بعد از آن بوده که یک اقلیت منافق اکثریت مومن را فریب داده‌اند، گفت: مانند حادثه سقیفه که بعد از دو ماه و نیم از دستور پیغمبر اسلام (ص) درباره جانشینی علی (ع) اتفاق افتاد. در جنگ صفین هم همین اتفاق رخ داد. در حادثه کربلا همین‌طور و این قاعده‌ای کلی است و در تاریخ معاصر هم مصادیق آن رخ داده است. مانند انقلاب مشروطه و ما باید مراقب باشیم که این اتفاق تکرار نشود. بنابراین جامعه اسلامی همیشه از درون خود http://s8.picofile.com/file/8307994676/XAW8REJE_NAHROW8N_3.jpgتهدید می‌شود. امروز هم همین طور است و اگر می‌بینید مشکلاتی در دنیای اسلام وجود http://s8.picofile.com/file/8307994942/XAW8REJE_NAHROW8N_7.jpgدارد مربوط به درون جامعه اسلامی و اختلافاتی است که داریم.
     در جریان‌های فکری و انقلاب‌ها همیشه خطر نفاق وجود دارد.
    دشمن وقتی از مواجهه رو در رو ناتوان است به آن ملحق می‌شود و احیانا شعارهای تندتر از انقلابی‌ها و موسسان اولیه می‌دهد، پوسته را حفظ می‌کند، اما مغز را خالی، ظاهر را حفظ http://s8.picofile.com/file/8307995268/XAW8REJE_NAHROW8N_4.jpgکرده و باطن را تغییر می‌دهد؛ به طوری که اکثریت مردم گمان نمی‌کنند محتوا از دست http://s9.picofile.com/file/8307995692/XAW8REJE_NAHROW8N_9.jpgرفته است.
      علی (ع) فرمود بزرگ‌ترین فتنه بعد از من فتنه بنی‌امیه است که فتنه‌ای کور و تاریک است که افراد روشن‌بین و روشنفکر را در برمی‌گیرد. وضع شما در مقابل آنها وضعیت برده و ارباب خواهد بود. لذا وقتی http://s8.picofile.com/file/8307996076/XAW8REJE_NAHROW8N_6.jpgایشان به خلافت رسید شعار اصلاح داخل داده و اصلاحات بسیاری انجام دادند، در حالی که خلفای پیشین بیشتر به دنبال فتوحات بودند و ایران، مصر، روم، فلسطین و بخشی از آفریقا و اروپا را تصرف کردند.
     در نهج البلاغه، علی (ع) از فتوحات خلفای قبل بدون تلاش برای آشنا کردن اقوام تازه مسلمان با فکر اسلامی انتقاد می کند،  در زمان پیامبر اسلام (ص)، ایشان همزمان با فتوحات و گسترش حوزه اسلام فرهنگ اسلامی مردم را بالا می برد اما پس از ایشان تبدیل به کشورگشایی شد. مجاهدان اسلام در صدر اسلام بصیرت های خود را بر شمشیرهای خود حمل می کردند. آنها می خواستند موانع دعوت را بردارند و مردم را آزاد کنند، دولت های ظالم را بردارند تا مردم با آزادی به سوی اسلام بیایند. اما پس از آن، مجاهدان مانند صدر اسلام نبودند و به طمع اسیر کردن زنان و غنیمت به جنگ می رفتند.
     این یک نقطه عطف در تاریخ اسلام بود که حضرت علی به آن توجه کرد. یعنی اصلاح داخل. این نقطه عطف توسط امام حسین(ع) ادامه یافت و امام حسین هم همان راه را پیمود.
    اما چه ضرورتی وجود داشت که امام حسین (ع) قیام کرد؟ چه شرایطی وجود داشت که پیش از آن قیام نکرد در حالی که ۱۰ سال در زمان معاویه امامت امت را بر عهده داشت یا امام حسن هم قیامی که یارانش در آن به شهادت برسد، نکرد و صلح کرد.
     اگر تاریخ اسلام را به درستی بررسی کنیم به ریشه های قیام امام حسین (ع) می‌رسیم، گفت:
    معاویه ۲۰ سال در شام حاکم بود، بعد از آن ۲۰ سال خلیفه مسلمانان بود. یعنی ۴۰ سال بر دنیای اسلام حکومت کرد و اسلام را از درون خالی و پوچ کرده بود. او از پیامبر کینه داشت و وقتی که اسلام به پشت درهای مکه رسید، او و پدرش ابوسفیان اسلام ظاهری آوردند اما این خاندان منتظر فرصت بودند تا ضربه خود را وارد کنند. معاویه تبعیض‌های زمان عثمان را افزایش داد. ثروت‌ها و مناصب را به اقوام و خویشان سپرده و اسلامی طبقاتی به وجود آورد که عرب‌ها بر غیر عرب‌ها ترجیح دارند، قریش بر غیر قریش برتری دارد و از این قبیل. او اقداماتی را برای اسلام‌زدایی و برای اینکه هسته و مغز اسلام را تغییر دهد انجام داد تا تنها پوسته‌ای از اسلام باقی بماند.
     وقتی عثمان خلیفه شد ابوسفیان جلسه‌ای تشکیل داد و همه بنی‌امیه را جمع کرد در حالی که پیرمردی بود و بینایی خود را از دست داده بود. گفت آیا غریبه‌ای در بین ما هست؟ گفتند خیر. در حالی که بودند و بعد خبر را بردند. او گفت این حکومت که به دست شما افتاد آن را مانند توپ به یکدیگر پاس دهید تا از دست شما خارج نشود. باور نکنید که بهشت و جهنمی هست.
     امام حسین قیام می‌کند تا بگوید اسلام آن چیزی نیست که خلفا نشان می دهند،  لذا از مکه به سمت کوفه حرکت می کند تا بگوید این حجی که به تصرف بنی امیه در آمده است، حج واقعی نیست و حفظ اساس اسلام ارجح است. او از سر عصبانیت قیام نکرده بود، از کوره در نرفته بود بلکه محاسبه کرده بود که به چه دلیل قیام می کند و چگونه پیام آن هر چه بیشتر به دنیا برسد. علاوه بر فسق و فجور بسیاری که یزید انجام می‌داد حکومت هم موروثی شده بود. تا پیش از این حکومت موروثی نبود.
     «باید چه اقداماتی انجام دهیم که چنین حوادثی تکرار نشود؟» ادامه داد: در بین خودمان هم گاه مسائلی می بینیم مانند گروه فرقان که از روی اعتقاد و عقیده کار می کردند. بله؛ بخشی از داعش افراد نامتعادلی هستند که از کشورهای مختلف خاورمیانه، آفریقا و اروپا گرد هم آمده‌اند. ممکن است اعتقاد چندانی هم نداشته باشند و بیشتر جنبه روحی و روانی دارد. اما برخی از آنها از سر اعتقاد این جنایت‌ها را مرتکب می‌شوند و همزمان شعار الله اکبر سر می دهند. مانند لشکر عمر سعد که به قصد نزدیک شدن به خدا و قربه الی الله برای ریختن خون امام حسین آمده بودند.
     برای جلوگیری از استفاده مذهب علیه مذهب تاکید کرد و گفت:
    این مهم است که از نیروی مذهب علیه مذهب استفاده نشود. کسی که کمربند انفجاری به خود می‌بندد و خود را منفجر می‌کند این کار را با نیروی ایمان انجام می‌دهد؛ چرا این اتفاقات رخ می‌دهد؟ من واقعا مایل هستم عده‌ای از سران داعش در ایران یا کشورهای دیگر مورد بررسی و مصاحبه قرار بگیرند و انگیزه‌هایشان تحلیل شود.
     شهید مطهری می گوید افرادی که به دین گرایش پیدا می‌کنند اما بعدا از دین خارج می‌شوند افراد بسیار خشنی می‌شوند، چون وقتی به دین گرایش پیدا کرده است عواطف انسانی او تحت تاثیر دین است، اما وقتی از دین خارج می شود، حتی از عاطفه انسانی هم رها می‌شود. این است که افرادی که زمانی متدین بوده اما از دین خارج شده اند از بی دین های اولیه خشن‌تر و خطرناک‌تر می‌شوند.
     شاید بخشی از داعش از همین تیپ افراد باشند. اما خطرناک‌تر از این افراد خشکه مقدس‌هایی هستند که عواطف انسانی آنها تحت الشعاع دین قرار گرفته است، اما چون نیروی دین به صورت انحرافی کار می کند، این افراد خشن‌تر و خطرناک‌تر هستند. داعش واقعا مصداق این سخن شهید مطهری است. البته ایشان می‌گوید شرقی در جنایت هیچ گاه به پای غربی نمی‌رسد. جنایت‌های غربی‌ها در جنگهای صلیبی و در دوره حکومت کلیسای کاتولیک در قرون وسطی روی داعش را سفید می کند.

      تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


    برچسب ها: خشکه‌مقدس‌ها، معاویه، امام علی، محتوای اسلام، امام حسین، اصلاح امت، قیام کربلا،
    نوشته شده در تاریخ یکشنبه 9 مهر 1396 توسط عـبــد عـا صـی

     

      بسم الله الرحمن الرحیم  


     

      ‌امشب به بالین حسین زینب عزادار است  

     

    تصویر مرتبط

     

    تصویر مرتبط

     

    تصویر مرتبط

     

    تصویر مرتبط

     

     

     امشب به صحرا بی‌کفن جسم شهیدان است شام غریبان است
     امشب نوای بی‌کسان بر بام کیوان است شام غریبان است
     امشب به دشت کربلا نالان یتیمانند تا صبح گریانند
     امشب به روی کشته‌ها در ناله مرغانند چون نی در افغانند
     بر خاک بی‌غسل و کفن رعنا جوانانند خوابیده عریانند
     بر غربت اجسادشان عالم پریشان است شام غریبان است
    ‌ امشب به بالین حسین زینب عزادار است در غم گرفتار است
     امشب سکینه بر سر نعش پدر زار است تا صبح بیدار است
     امشب فلک حیران ز حال عترت زار است از دیده خونبار است
     زهرا به دور کشته‌ها با خیل حوران است شام غریبان است
     امشب سلیمان زمان در گوشه هامون غلطیده‌ اندر خون
     اندر هوای خاتم او بجدل ملعون دیوانه و مجنون
     سازد جدا انگشت شه آن بی‌حیای دون‌ ای چرخ شو وارون
     کی خاتم محبوب حق در شأن دیوان است شام غریبان است
     امشب تن چاک حسین در نینوا بی‌سر در بحر خون اندر
     خوابیده بی‌غسل و کفن با اکبر و اصغر با یاوران یک سر
     اما ز ظلم خولی مردود سگ کمتر در کنج خاکستر
     در کوفه رأسش در تنور گرم مهمان است شام غریبان است
     امشب جناب فاطمه تا صبح در زاری اشک غمش جاری
     «کامی» بحال دختران اندر پرستاری اشک غمش جاری
     «کامی» کند در مطبخ خولی عزاداری اشک غمش جاری
     از ناله‌های زار او «خائف» نواخوان است شام غریبان است
     کتاب گیلان، ج۲، ص۶۱۴
     « خائف لاهیجی »

      تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


    برچسب ها: شام غریبان، خائف لاهیجی،
    نوشته شده در تاریخ یکشنبه 9 مهر 1396 توسط عـبــد عـا صـی

     

      بسم الله الرحمن الرحیم  


     

      باد از بوی عَلَم ها مست شد  

     

    عاشورا

     

    نتیجه تصویری برای علم و کتل عاشورا

     

    نتیجه تصویری برای علم و کتل عاشورا

     

    نتیجه تصویری برای علم و کتل عاشورا

     

    تصویر مرتبط


     باز هم پژواک گام کیست این؟ / بر عَلَم ها موج نام کیست این؟
     عقل ها مست جنون کیستند؟ / عشق ها گریان خون کیستند؟
     بر عَلَم ها پاره های دل چراست؟ / موج نام یا «ابوفاضل» چراست؟
     کوچه ها از دسته ها یکدست شد / باد از بوی عَلَم ها مست شد
     «اندک اندک جمع مستان می رسند/ اندک اندک می پرستان می رسند»
     کوچه ای از سینه ها تان وا کنید / «نَک بتان با آبدستان می رسند»
     جانشان خُم های پرخون آمده / مویشان رگ های بیرون آمده
     بی خبر از بندها، پیوندها / دور اندازند گیسوبندها
     بی خبر از عقل های خانگی / عشق می ورزند با دیوانگی
     تکیه بر بوی شهادت، بوی خون / موج گیسو، موج رگ، موج جنون
     تکیه بر بوی شهادت، بوی خون / موج گیسو، موج رگ، موج جنون ...
     « عبدالجبار کاکایی »

      تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

    نوشته شده در تاریخ جمعه 7 مهر 1396 توسط عـبــد عـا صـی

     

      بسم الله الرحمن الرحیم  


     

       دکتر شریعتی به روایت محمدرضا حکیمی:

     «ابوذر عاشورایی»  

     

     

     

      جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
    تصویر مرتبط

     

     ... «مبارزه» (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام): استاد محمدرضا حکیمی که بنا به وصیت نامه دکتر شریعتی، وصی او معرفی شده، یادداشتی درباره دکتر علی شریعتی دارد که او را «ابوذر عاشورایی» می نامد. حکیمی در این یادداشت از نسبت شریعتی با روحانیت انقلابی و از جمله امام خمینی(ره) می گوید. بخشی از این یادداشت را در ادامه می خوانید:
     در خاندان ایمان و آگاهی زاده شد. در فروغ مجاهدت و درگیری بینایی آموخت. در مکتب تفسیر و قرآن پرورش یافت. خون شهیدان اسلام را –هم در تاریخ و هم در روزگار خویش- مانند خون شهدای مسجد گوهرشاد تا شهدای ۱۵ خرداد- لمس کرد. درس خواند. مسافرت کرد. با افکار و اندیشه‌ها آشنا شد. دید. درک کرد و دانست. کتاب جامعه و شهادت را بارها خواند. فصل جهاد و حماسه را از بر کرد. دشمنی با استعمار و استبداد در خونش جای گرفت. با همۀ پیشوایان و مجاهدان زندگی کرد. در برابر «سیمای محمّد –ص-» پروانه گشت، و تا خود را بسوزانَد بدان نزدیک شد. در چکاد والاییها، علی «ع» را دید. در وجود او محو گردید. ابوذر را دید، راه مبارزه آموخت. عَمّار را دید، شهیدی را که ملاک حق و باطل است شناخت («سَتَقْتُلَکَ الفِئَهُ الباغِیَهِ ←ای عمّار، تو را گروه تجاوزکار خواهد کشت» -حدیث نبوی). از کنار پیکر مسموم مالک اشتر گذشت. در مَرْجِ عَذْراء بر بدن حُجربن عَدی نماز گزارد. ظهر عاشورا به سرزمین خون سجده کرد. وقتی به صحرای کربلا نزدیک شد، حسین شهید شده شود. تابش آفتاب عاشورا بر خون حسین، روح او را دوباره آفرید. به هر سوی دوید تا حسین را بیابد، پیکر آغشته به خون امام را یافت. در کنار آن بدن ایستاد و بدان خیره گشت، دید هنوز سخنی را زیر لب زمزمه می‌کند: «هَلْ مِنْ ناصرٍ یَنْصُرُنی؟» پاسخ داد:
    «لبّیک، من، من تو را یاری می‌کنم. ای شهید راه خدا، من تو را یاری می‌کنم و با تو پیمان می‌بندم که با یزید بیعت نکنم، و فریاد تو را به نسلها و زمانها برسانم تا هیچکدام، در هیچ زمان، با یزید روزگار خویش بیعت نکنند». دشمنی با طاغوتها در این «ابوذر عاشورایی»، دشمنی-ای خونی بود.
     دکتر شریعتی استعمار را می‌شناخت و از شِگِرْدهای استعمار بخوبی آگاه بود. از مبارزات سیاهان خبر داشت. از نحوهْ عمل استعمار فرانسوی در الجزایر مطّلع بود. هم از روح مبارزۀ این ملّتها زمینه‌ها یافته بود، و هم نفوذ استعمار را در کشور ما –بویژه در پنجاه سال اخیر- با همۀ وجود حس می‌کرد.
    می‌دید که چگونه دشمنان دین و عدالت و مردم و حق، برای فریفتن عوام، به دینداری و عدالت‌گستری تظاهر می‌کنند و توده‌ها را فریب می‌دهند. بحث «تشیّع علوی و صفوی» را برای همین به میان کشید. غرض او از این بحث، تاریخ‌نویسی نبود، شرح حال زمان بود. نمی‌توانست تحمّل کند که دستگاه حاکم، پیشوایی دینی را از مملکت اسلامی ایران تبعید کند، و سپس مجلس روضه بگیرد و خود در مجلس حسین عزاداری کند. پس دو تشیّع است: تشیّع انقلابی، و تشیّع‌ نمایی برای اهدافی خاص؛ تشیّعی که هدف است و تشیّعی که وسیله.
     اختلافی که با برخی از روحامیان داشت نیز از همینجا بود. روحانیّت ر به سه بخش تقسیم می‌کرد:
    (۱)-
    گروهی که جز تأمین زندگی منظوری ندارند و از اهلیّتهای لازم بی‌بهره‌اند و به جای خدمت به دین خیانت می‌کنند. این گروه را –مانند هر مسلمان آگاه و هر روحانی بصیر و عالم و عامل و متعهّد- نمی‌پذیرفت. و طبق روایات و دستورات دین، اینگونه عالمان را در امر دین متّهم می‌ساخت («فاتَّهِمُوهُ فِی دِینِکُم» – امام صادق «ع»).
     (۲)-
    گروهی که فضل و دانش دینی دارند، امّا فاقد آگاهی زمانی و شعور سیاسی و تجربۀ اجتماعیَند. این گروه را هم برای تبلیغِ درست و نشر اسلام، در جهل امروز، مجهّز و قادر نمی‌دید. و او عقاید خویش را در این کورد کتمان نمی‌کرد و صریحاً می‌گفت.
     (۳)-
    گروهی دیگر عالمان مجاهد آگاه و طلّاب فداکار متّقی. این دسته را می‌پرستید. ا. خ.د می‌گفت: «دانشجویان، اغلب در چهارسالۀ دورۀ دانشجویی به مبارزات اجتماعی می‌پردازند، ولی روحانیّون و طلّاب در همۀ عمر در سنگر مبارزه‌اند. بنابراین، اگر طلّاب، با فرهنگِ مبارزه بیشتر آشنا گردند، مبارزات اجتماعی و دینی به ثمر خواهد رسید، و اگر امیدی هست، به روحانیّت است».
     و این سخن از او معروف است:
     من بعنوان کسی که رشتۀ کارش تاریخ و مسائل اجتماعی است، ادّعا می‌کنم، در تمام این دو قرن گذشته، در زیر هیچ قرارداد استعماری، امضای یک آخوند نجف رفته نیست؛ در حالی که در زیر همۀ این قراردادهای استعماری، امضای آقای دکتر و آقای مهندس فرنگ رفته هست … این یک طرف قضیّه، از طرف دیگر، پیشاپیش هر نهضت مترقّی ضدّ استعماری در این کشورها، همواره بدون استثنا، قیافۀ یک یا چند عالم راستین اسلامی، و بخصوص شیعی وجود دارد …
     و این بزرگترین تقدیری است که تاکنون از روحانیّت شده است …
    ٭
     یک بار شنیده بود که واعظ جاهلی در مشهد منبر می‌رفته است، و در یکی از منابر خود، به او بدگویی کرده و از جمله گفته است: «دکتر علی شریعتی مقلّد خمینی است». دکتر با شادی و شعف می‌گفت:
    «حماقت این باصطلاح واعظ روحانی را ببین! او به جای مذمّت من، بهترین توصیف را در حقّ من کرده است. اگر من یک میلیون تومان می‌دادم، کسی حاضر می‌شد برود، و در چنان اختناقی، در ملأ عام بگوید علی شریعتی مقلّد خمینی است… من غیر از ایشان چه کسی را می‌توام بعنوان مرجع تقلید بپذیرم؟».
     ببینید، یک باصطلاح واعظ، تقلید از مرجعی شجاع را که بر ضدّ قدرتی قیام کرده بود (قدرتی که می‌خواست اسلام را از بین ببرد، و ایادی استعمار را روی کار آورد) تخطئه می‌کند، و در آنروزگار آب به آسیاب استبداد و استعمار و اسلام زدایی می‌ریزد، و دکتر شریعتی خوشحال می‌شود که –با اعتباری که میان نسلهای جوان دارد- در چنان مبارزاتی و با آن هدف (نه چیزهای دیگر، و رویدادهای بعدی…)، مقلّد آن مرجع قائم محسوب کردد. حال اگر او با چنان معمّمان فاقد درک و موضع، مخالفت می‌کرد گناه کرده بود؟ آیا شما در هر مقامی هستید –حتّی روحانی- با اینگونه مرتجعان موافقید؟ چگونه می توان توقّع داشت، که متفکّری انقلابی، با آن روح بیدار، و دل دردمند، و وجدان آگاه، و شعور درونگر، و قلب آتش گرفته، و شناخت تخصّصی از مسیر انقلابها و تحوّلهای اجتماعی و تاریخی، دست آنگونه مرتجعان و بسته‌ذهنان و حماسه‌ستیزان را بِبوسد؟ کسی که این سخن اوست و این درد او و درک او:
     اگر ما بینش مذهبی خویش را با منطق امروزیمان هماهنگ نکنیم، و اسلام متحرّک و متعهّد و مثبت را، آنچنان که بوده است، نشناسیم، با حمله‌های پیگیر و نیرومند امواج، و حتّی طوفانهای بنیان‌کن اجتماعی و اعتقادی و اخلاقث و مکتب‌های فکری و فلسفی این عصر، که از همه طرف بشدّت دارد به نسل جدید و روشنفکرهجوم می‌آورَد، احتمال این هست که در دو سه نسل دیگر، بسیاری از اصول اعتقادات خویش را از دست بدهیم، و نسلهای آینده اصولاً کوچکترین گرایش و حسّاسیّتی در این زمینه‌ها نداشته باشند، و دیگر برایشان اسلام حقیقی و خرافی فرقی نکند.
     این دردمندی و دردآشنایی و آگاهی و شناخت را مقایسه کنید با آنهمه جهل و انحطاط، یا خودکنارگیری، یا مال‌اندوزی و دنیاداری دسته‌ای از باصطلاح روحانیّون. چگونه می‌توان از اینگونه انسانی آگاه خواست که به هر معمّم شده‌ای، به نام اسلام محمّد و اسلام علی و اسلام ابوذر و عمّار و اسلام عاشورا و شهادت و اسلام زینب و رسالت، احترام بگزارد؟
     او با نادانان دنیاطلب مخالف بود، نه با چهره‌های حقیقی دین و فقه و تعهّد.
     دکتر شریعتی به روحانیّت متدیّن آگاه عشق می‌ورزید. او به هنگام ذکر طلّاب مجاهد، لبریز از غرور و احساس می‌گشت، به هنگام یادآوری روحانیان زندانی، موی بر بدنش راست می‌شد و برق غرور و انتقام در چشمانش شعله می‌زد. از حوزۀ علمیّۀ قم با احترام عمیق یاد می‌کرد و به اعتبار تعهّد و آگاهی، آنجا را چون کعبۀ آرمانها می‌دید. از عالمان و فقهایی چون آیه الله منتظری، با شکوه وتجلیل بسیار سخن می‌گفت. و با شیفتگی، اینگونه مردان را از جمله سازندگان روح خویش و حماسۀ خویش می‌دانست و سرمشق نسلهای مجاهد و درگیر.
     روزنامۀ «کیهان»، قسمتی از نوشته‌های دکتر را –که از طریق دستبرد به دست مأموران افتاده بود و در اختیار «کیهان» قرار داده بودند- نشر کرد. هیئت تحریریّۀ روزنامه یادشده –در آن روزگار- ندانستند که نمی‌توانند چهرۀ اصلی متفکّر اسلامی، دکتر علی شریعتی، را آلوده سازند. این اندازه می‌دانستند و از وضع خود خبر داشتند که وقتی به او نام «همکار ما» بدهند، باعث آلودگی می‌شود، امّا ندانستند که دریا به پوز… نجس نمی‌شود.
     دکتر شریعتی، با کمال هوشیاری، در مقالۀ «بازگشت به خویش»، مطالبی علیه استبداد موجود و نظام فاسد گنجانیده بود، و آنان سفیهانه نفهمیدند و آن مقاله را در تیراژی وسیع نشر دادند.
     دکتر شریعتی، انسانی بزرگ، مسلمانی مجاهد، شیعه‌ای خالص و مخلص و دارای سوز و شور معروف تشیّع، علی‌شناس آگاه، و پرخاشگری بیدارکننده، و مبارزی آشتی‌ناشناس، و متفکّری عمیق، و وجدانی بیدار بود، و فریادی که تا جاودان طنین‌افکن است.
     همانگونه که روح حسن صَبّاح، در کوههای اَلَموت هنوز می‌گردد و پاس می‌دهد، روح دکتر شریعتی –این مبارز آگاه علوی- سالهای سال، از کران تا کران ایران و دیگر کشورهای اسلامی و هرجای جهان که جوانان مسلمان حضور داشته باشند، خود را می‌نماید، و در وجدان زمان و پیکر تاریخْ حاضر است.
     روح دکتر شریعتی، در حسینیّه ارشاد، در مسجدها، در مدرسه‌ها، در حوزۀ علمیّۀ قم و میان روحانیّون مبارز و طلّاب جوان، در مشهد، در مسجد گوهرشاد، در فضای کانون نشر حقایق اسلامی، در همۀ دانشکده‌ها و مدارس عالی، در هر جا که او بوده و سخنرانی کرده است، در خانه‌ها و کتابخانه‌ها، در دل و جان جوانان، همه جا و همه جا حاضر است و همیشه در میان نسلها و نسلها هست و با آنان است، به آنان الهام می‌بخشد، آرمان می‌دهد، حماسه می‌آموزد، و در آنان آگاهی و ایمان و جهاد می‌آفریند. و علی و فاطمه و حسین و زینب را می‌شناساند ...

     منبع: الحیات

    مطالب مرتبط:

     

      تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


    برچسب ها: دکتر شریعتی، محمدرضا حکیمی، استعمار، دین فروشی، تشیّع علوی و صفوی، تشیّع انقلابی، تشیّع‌ نمایی،
    نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 6 مهر 1396 توسط عـبــد عـا صـی

     

      بسم الله الرحمن الرحیم  


     

        نگاهی شاید بدبینانه ولی محتمل   

     

     

      جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
     

    وبلاگ فدایی، غلامرضا ، خبرآنلاین : با آمدن دولت ترامپ بر روی کار و تهدیدات بیش از حد او بر علیه ایران و با مستمسک قرار دادن برجام و نیز حمایت همه‌جانبه مجالس سنا و کنگره و نیز دو حزب جمهوری‌خواه و دمکرات از آن و کج‌دار و مریز رفتار کردن اروپاییان ولو این‌که به ظاهر حمایت‌های محتاطانه از برجام می‌کنند این مطلب را به ذهن متبادر می‌کند که نکند این جنگ لفظی و زرگری است که آمریکا و اروپا با هم راه انداخته‌اند و در خفا با هم هم‌پیمانند. ما که نمی‌دانیم در جلسات خصوصی آنها با هم چه قرار و مداری می‌گذارند.
    دلائل من به این شرح است:
    ۱- آمریکا و اروپا هیچ گاه با جمهوری اسلامی میانه خوبی نداشته‌اند و در جنگ ۸ ساله آن را به خوبی نشان دادند. در بسیاری از موارد دیگر هم با هم هماهنگ و همگام بوده‌اند. شمارش آن از حد بیرون است، اگر چه بعضی اوقات بنا به مقتضیاتی تفاوت‌هایی هم مشاهده شده است. آنها در هر حال ۱+۵ هستند و در مقابل ایران. فکر نکنیم تغییر مواضع داده‌اند. شاهد از غیب رسید و رئیس جمهور فرانسه که پس از سخنان ترامپ در سازمان ملل امسال (۱۳۹۶) که آن را نادرست خوانده بود در اظهار نظر بعدی گفته است که می‌توان بر ایران فشار بیشتری آورد.
    ۲- اروپا و آمریکا همواره با رژیم صهیونیستی دوست بوده و از آن حمایت کرده‌اند.
    ۳- دو حزب جمهوری خواه و دمکرات علی‌رغم اختلاف سلیقه ها در رابطه با طرفداری از رژیم صهیونیستی و مخالفت با ایران یکی بوده اند. اوباما با اینکه نمی خواست برجام راپاره کند ولی تحریم های فراوان دیگری را بر علیه ایران وضع کرد. ترامپ همان کاری را می کند که او کرد منتها با شدت بیشتر. به عبارت دیگر می توان گفت که دولت قبلی امریکا زمزمه برجام های بعدی را داشت و این دولت برجام های بعدی را عجولانه می خواهد در همین برجام انجام دهد. به نظر نمی رسد از نظر محتوایی با هم فرق چندانی بکنند.این اقا فقط قدری عجول است. ایران باید آنقدر عاقل باشد که این زیرکی ها را پاسخ گوید. ترامپ زیاده خواهی می کند و ضمنا می خواهد مانور دهد که با سیاست دمکرات ها مخالف بوده است اگرچه این مخالفتهای انتخاباتی دارد کمرنگ می شود.
    ۴- آمریکا به دنبال آتش افروزی و ترساندن و متحد کردن کشور های عربی با هم است بر علیه ایران بمنظور بهره برداری اقتصادی بیشتر و اکنون هیچ سوژه ای بهتر از این نیست و عربها با تمایلات وهابی گری که بعضا دارند با این امر موافقند و نشان داده اند که تهدیدشان اسرائیل نیست چون نوچه امریکا است و با وجود امریکا زورشان به آن نمی رسد و چه بسا از نظر فکری وعقیدتی هم با آن هماهنگ بوده اند ولی رو نمی کرده اند. آخرین آن را در آشتی حماس با رژیم خودگردان فلسطین دیدیم. امریکا از این تهدید ها سود می برد و اسلحه‌های خود را می فروشد و سهمی هم در این زمینه نصیب اروپا و به ویژه انگیس می شود. پس این مناقشات به نفع امریکا و اروپا هر دو هست.
    ۵- اینکه اروپا بر نگهداشتن برجام اصرار دارد چون واقعا به نفعشان هست. ما همه تعهدات در برجام انجام دادیم و دیگر «از حق مسلم ماست» هم سخن نمی گوئیم و نبض کلی اقتصادمان توسط تصمیم گیرندگان طراز اول هم با معاملات خارجی و به ویژه غربی می زند و آنها هم از این بهتر چه می خواهند. هم فال است و هم تماشا. با حضورشان هم ارزیابی بیشتر ملت ایران و هم وابسته تر کردن اقتصاد ما و در مواقع لازم هم آشکارا و یا زیرکانه تهدید کردن از ان آنهاست. اکنون همه فعالیت های اتمی ایران زیر ذره بین سازمان انرژی اتمی دنیا است و تازه لفظ راستی آزمایی را هم برای ما به کار می برند!
    ۶- معاملات با ایران همچنان در هاله ای از ابهام است و این برای کشور ما همیشه دغدغه و نگرانی است. اروپا هم از این بی بهره نیست. پول های ما هم که به کشور برنمی گردد و ما منفعلانه باید در مذاکرات به نوعی تمکین کنیم و این برای اروپائی ها هم بد نیست. هر وقت بخواهیم حرفی بزنیم مسئله ادعاهای امریکا را به رخ ما می کشند.
    ۷- برای عده ای از ایرانی هایی که دل به آنطرف آب دارند هم بد نیست. آنها در نهایت میل به سمت غرب و امریکا دارند و لو هر چه باشد از وضع موجود ایران برایشان بهتر است. هر روز که از خواب بر می خیزند منتظرند تا افاضات آن طرف را بشنوند و سرگرم تحلیل حرفهای آنها باشند.
    ۸- اظهارات آقای روحانی در مورد برجام به گونه ای است که انگار معجزه ای در قرن رخ داده است و تابوئی برای ایشان شده است که هیچگاه حاضر نیست و اجازه نمی دهد کسی به آن نگاه چپ کند. او می گوید بر روی کلمه به کلمه آن کارشناسان ما کار کرده اند معنایش چیست؟ این این برجام ایده آل و منتهای آرزوی ما بوده است و نه اینکه ما آن را بر حسب اضطرار پذیرفته ایم. در حالیکه دکتر ظریف می گفت این آنچه بود که توانستیم و نه آنچه که می خواستیم. این مسئله در زبان رئیس جمهور گم شده است و این اصرار بر حفظ برجام به عنوان تابوئی که کسی نباید به آن اعتراض کند امریکا را بیشتر ترغیب می کند که با نقض آن ما را بترساند. در حالیکه بهتر بود وی اشاره می کرد این ما بودیم که به آنها امتیاز دادیم که حاضر شدیم همه توانمندی های خود را نابود کنیم و از موضع خود کوتاه بیائیم و نه اینکه برجام آنقدر فضائل دارد که مطلوب واقعی، و صد در صد ماست این موضع انفعالی در مورد برجام است. باید ایشان مدعی باشد که در برجام به ضرر ما عمل شده و ما کلی از منافع خودمان چشم پوشی کرده ایم و نه اینکه برجام صددرصد مطلوب ما بوده که حالا مواجه با زیاده خواهی امریکا بشویم که اگر بر فرض کوتاه بیاید و دست از این زیاده خواهی ها بردارد ما خوشحال بشویم و از آن متشکر!
    ما چقدر در مورد نقض برجام کار حقوقی کرده ایم و در مجامع بین المللی آن را به ثبت رسانده ایم. اظهار نظر های روزمره باد هوا است و نمی ماند. مهم این است که اگر ما مدعی نقض برجام توسط امریکا و یا دیگران هستیم با استمداد از کازشناسان حقوقی قوی آن را مستند کنیم.
    به مسائل سیاسی نباید دل بست و به اینکه امریکا در جهان مفتضح شد و مانند آن! در اجلاس وزرای خارجه در نیویورک هم هیچیک از اعضای ۱+۵ امریکا را با آن سخنان نادرستش در مورد ایران محکوم نکردند و جلسه بدون نتیجه پایان یافت. سیاست این چیزها را نمی شناسد. الان در میانمار دارند قتل عام می کنند و هیچکس کوچکترین اعتراض عملی جز اظهار تأسف نمی کند. زور همه چیز را دگرگون می کند. تروریست را به جای قربانی می نشاند و بر عکس قربانیان می شوند تروریست. مگر نمی بینیم که عربستان که مدافع و به وجود آورنده تروریسم بود و هست حالا مدعی مبارزه به تروریسم شده و رسانه هم دارند آن را به مردم القا می کنند.
    اما نتیجه این تحلیل اگر درست باشد برای آنها به این قرار است:
    ۱- ایران را وادار می کند که به هر قیمت که شده از برجام حمایت کند و سر انجام از اینکه برجام پاره نشود خوشحال باشد و لو اینکه چیزی از آن باقی نمانده باشد؛
    ۲- به اروپا دل می بندد و به هر لبخند آنها کلی خوشحال می شود و برای آنکه به امریکا نشان دهد که ضرر نکرده است به هر قرار دادی پایبند می شود و از ترس آنکه مبادا آنها هم با وی مخالفت کنند زیر بار هر تحمیلی می رود
    ۳- عرب‌ها خوشحال‌اند از این‌که مشغولیاتی برای ایران درست شده و این جنگ لفظی همچنان برقرار است و توجیهی برای اتلاف سرمایه‌های ملی‌شان می شود.
    ۴- ایران همیشه چشمش به سمت اروپا است کما اینکه تا کنون این طور نشان داده است و در نتیجه از تولید و اشتغال داخلی که مصیبت بزرگ کشور است باز می ماند و این مطلوب دول غرب و نیز آمریکاست.
     

      تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


    برچسب ها: برجام، اتحادیه اروپا، جنگ زرگری، رژیم صهیونیستی، تحریم ها، اتحاد اعراب و آمریکا، زیاده خواهی امریکا،
    نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 5 مهر 1396 توسط عـبــد عـا صـی

     

      بسم الله الرحمن الرحیم  


     

      کار کردن خَـــر وُ خـــوردن ِ یـــابـــو ... 

     

     

     دیگران کـــاشتند وُ ما خـــوردیم /

     

     مـــا بـــخـــوریـم وُ دیگـــران بـــکارنـد! ...

     
     سردار ِ سربآزآن ِ سرباخته! ...

     آرزوی مـظـلـومان ِ جـهـان

     سربدار ِ پاکبآخته-ی آزآد ...

     الاغی که نمی-فهمد قربانی ِ سیاست «چماق وُ هویج» شده! ...

     به سلامتی پیروزیهای خودم!!! ... 

     نـشـــآن ِ سُـــرخ ِ پـیـــروزی ... 

     

      زیرنویسی متن : عـبـــد عـا صـی 

    نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 5 مهر 1396 توسط عـبــد عـا صـی

     

      بسم الله الرحمن الرحیم  

     

    نتیجه تصویری برای دو صد گفته چون نیم کردار نیست

     

     

     

        انشاالله که خیره ...  

    که تو چاله-ی عمیقی افتاد که بلندا وُ پهنایش تقریبا دو برابر هیکل او بود. کدخدای خودخواه که خودش سفارش کندن چاه را داده بود ، وقتیکه خبردار شد اون چاه نزدیک دامنه-ی صخره، خیلی خرج داره تا به آب برسه ، کار رو تعطیل وَ چاه رو همونطور ول کرد وُ رفت تا چند هزار متر پایین-تر، تو زمین دَرَندَشتی که داشت ، چاهی بکـَـنـــه که با خرج کمتر به آب برسه.  وقتیکه  تو چاه افتاد با آه وُ ناله گفت : «خودم کردم که لعنت بر خودم باد»!
     وَسطای روز بود که کم کم اهالی آبادی از ماجرا خبردار شدن. روحانی ِ منطقه اولین نفری بود که بالا سَر چاه وَ کدخدای بیچاره رسید. فورا دستی به ریش-اش کشید وُ گفت :
    «کدخدآ آ ... استغفار کن، چه گناه کبیره-ای کردی»!؟

     نفر بعد، مهندس کشاورزی ِ تازه-واردی بود که برای رسیدگی وَ تهیه-ی گزارشی راجع به منطقه تشریف-فرما شده بود. تا به بالای چاه رسید، فقط یک مُشت خاک چاه رو تو دستش گرفت وُ «نوچ نوچ»-ی کرد وُ سَرش رو بعلامت تأسف حرکت داد.
     خبرنگار

     

     یکی بود، یکی نبود، کدخدای خسیس وُ از خود-راضی-ای بود که یک شب تیره وُ تار داشت با پای پیاده از سور-چرونی ِ مُفَصلی بطرف خونه-اش میرفت

    جوان رادیو که یکی دو روز بود برای گزارشی از اوضاع منطقه اومده بود، تا به چاه نیمه کاره وُ رها شده رسید، زیر لب گفت : «اونوقت میگن وضع مالی مردم اینجا خرابه! همینطور چاه رو ول کردن رفتن ؛ اونوقت ما برای چندر غاز "حق مأموریت" باید از اون سَر مملکت پاشیم بیآییم اینجا» ...

     پزشک «خانه بهداشت» که همه آقای دکتر صداش میکردن وُ اصل کارش فقط تزریقات وُ دادن قرص وُ شربت «خود-تجویزی» به مریضها بود، از اون بالا به کدخدا گفت : «بیخودی آه وُ ناله نکن، هیچ چـیت نیس! خیالات وُ ترسیه که کردی! در علم پزشکی بهش میگن "ایلوژن"»! ...

     معلم روستا که تا اونوقت انگار تو فکر حل ِ مسأله-ی ریاضی بود، بالاخره نطق-اش باز شد وُ گفت : «نکنه چشمآت آب مروارید گرفته وُ چاه رو ندیدی»! ...

     مکتبدار پیر روستا که خونه-نشین شده وُ لنگان لنگان، آخر از همه به معرکه رسیده بود ، سینه-ای صاف کرد وُ گفت : «دو صد گفته چون نیم کردار نیست! یک کاری کنیم زودتر بیآریمش بیرون ... انشاالله که خیره».

     نوشته : عـبـــد عـا صـی


    برچسب ها: طمع، راه حل، منیّت، خودنمایی، نگاه متفاوت،
    نوشته شده در تاریخ دوشنبه 3 مهر 1396 توسط عـبــد عـا صـی

     

      بسم الله الرحمن الرحیم  


     

      بعضی‌ها ما را از اصل غافل می‌کنند ... 

     

     

      جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
      نتیجه تصویری برای زائری خندوانه

     

     

     در مقابل تهدیدها، چه واکنش نشان می‌دهید؟
     غیرت ناشی از احساس تعهد برای نگهبانی وَ مقاومت از آنچه خداوند به انسان امانت داده وَ رفتار وُ واکنش متناسب با تهدید است. خطرات بسیاری این امانت‌ها را تهدید می‌کنند،
    اگر کسی تهدیدی را ملاحظه کرد اما نسبت به آن بی‌‎اعتنا و بی توجه بود به او بی‌غیرت گویند؛ چه این تهدید متوجه ناموس و کیان و خانواده او باشد یا متوجه دین و اعتقاد او باشد.
     مؤمنین و مسلمانان با هر تهدیدی مقابله می‌کنند
     باید با هر گونه تهدیدی مقابله کرد و غیرتمندانه در مقابل دشمن ایستاد و این مقابله، غیرت‌مندی مؤمنین و مسلمانان است.  
    احساس تعهد، چه در حوزه‌ی فردی و چه در حوزه‌ی اجتماعی و جمعی ناشی از این است که ما یقین و باور داریم که روزی باید در مقابل فرصت‌ها، امانت‌ها و موقعیت‌های که خداوند به ما عطا فرموده است، جوابگو باشیم.
     غفلت جوانی، پشیمانی و حسرت
     در مناجات شعبانیه می‌خوانیم؛"أِلهی وَ قَد أَفنَیتُ عُمری فی شِرَّتِ سَهوِ عَنک وَ أَبلَیتُ شَبابی فی سَکرَتِ تَعابُدِ مِنک"، خدایا عمرم را در سرمستی و گیجی غفلت از تو گذراندم و جوانی‌ام را در سرمستی بی خبری و دوری از تو سپری کردم و جز پشیمانی و حسرت چیزی برایم حاصل نشد.
     اگردر جامعه، کیان نظام اجتماعی، دستاوردهای سیاسی جامعه‌ی دینی و حکومت اسلامی در معرض خطر قرار گیرد، بی‌اعتمادی و بی‌غیرتی نسبت به این امانت‌های بزرگ الهی، به صلاح نیست. طبیعتاً باید با هر گونه تهدیدی مقابله کرد و غیرتمندانه در مقابل دشمن ایستاد و این مقابله، غیرت‌مندی مؤمنین و مسلمانان است.
     قمر بنی هاشم، ظهور کامل غیرت
     انسان با احساس مسئولیت و تعهد، نمی‌تواند نسبت به خطرها بی تفاوت باشد. همه‌ی اصحاب امام حسین علیه السلام غیرت الهی دارند، اما غیرت الهی و غیرت دینی در وجود مقدس قمر بنی هاشم تا آن جایی است که ظهور و بروز کامل غیرت است.
     اولین کار دشمن، ایجاد بی تفاوتی است
     آرام آرام بی‌غیرت می‌شویم ...
     غیرت الهی و دینی، یعنی انسان در مقابل تهدیدهایی که نسبت به امانت‌های خداوند احساس می‌کند، بی‌تفاوت نباشد.
    دشمن اولین کاری که می‌کند این است که غیرت را ازما بگیرد و ایجاد بی تفاوتی ‌کند.
     آرام آرام تا بی تفاوتی ...
     گناه لحظه به لحظه و آرام آرام مثل یک کرمی که از داخل میوه را می‌خورد و شما ظاهر میوه را نگاه می کنید اما کرم را نمی‌بینید و وقتی سیب را گاز می زنید می‌فهمید در آن چه خبر است ولی از ظاهرش پیدا نیست. گناه آرام آرام، کار خودش را انجام می‌دهد و انسان را نابود می کند. ما نسبت به بعضی چیزها آرام آرام بی اعتنا می‌شویم.
     بِمیرد مَرد
    "وعلی الاسلام سلام و لقد بلغنی ان الرجل منهم کان یدخل علی المرأه المسلمه..."، امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند، شنیده‌ام که کسی در مرز، خلخال از پای یک دختر یهودی درآورده است، ای مسلمانان! « فلو ان المراَ مسلما مات من بعد هذا اسفا ما کان به ملوما»
    جا دارد مرد از غیرت اینکه خلخال از پای یک دختر یهودی در نیروهای دشمن در مرز درآورده‌اند، بمیرد.
     غیرت سیم خاردار است
     فساد و رشوه داریم، فقط نگاه می کنیم، ربا تمام جامعه را گرفته و داریم نگاه می‌کنیم.
    ما همان آدم‌ها هستیم ولی تغییر کرده‌ایم. غیرت این است که ما را تکان دهد؛ اما ضعیف شده است. آن دوربین مدار بسته از کار افتاده است، آلارم از کار افتاده است، سر نگهبان را بریده اند و کسی فریاد نمی-زند. بحث غیرت بسیار اهمیت دارد، اگر غیرت نباشد دشمن می‌تواند تعرض کند. غیرت حصار است، سیم خاردار است، کانالی است که جلوی دشمن را می گیرد. غیرت که نباشد؛ حیا آرام آرام ازبین می رود ...
     ارتباط بی‌اعتنایی، غیرت و نفاق
     رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند، "ان الغیرت من الایمان "
    غیرت نتیجه ایمان است. ایمان مراتب دارد؛ اگر می خواهی بدانی وضع ایمانت چطور است؛ ببین چقدر غیرت داری؟ "ان الغیرت من الایمان و ان المضاء من النفاق"، در مقابل ایمان، نفاق است. اگر بی‌رگی و بی‌غیرتی و بی اعتنایی و بی‌خیالی در مقابل تهدیدات و دشمن در وجود کسی باشد؛ به همان اندازه نفاق وجود دارد؛ فرد کم غیرت؛ فرد منافق است.
     مفاسد اجتماعی وَ غیرت
     جامعه کم غیرت؛ جامعه منافق است.
    جامعه‌ای که ایمانش به مرورضعیف شود؛ خود به خود آثارش را هم نشان می دهد؛ دروغ، تظاهر، فحشا، ریاکاری ، بدحجابی، فساد، حق مردم را خوردن، بی اعتنایی به حق الناس. ظواهر مفاسد اجتماعی علت دارد؛ علت را باید پیداکرد. دروغگویی بین مردم؛ بدحجابی بین زن‌ها، عدم اعتنا به قول و قرار، مفاسداجتماعی، رفتارهای ناپسند، این ها علتی دارد و باید علت را پیدا کرد.
     خداوند، انسان بی‌اعتنا را دوست ندارد
     خداوند انسان غیور را دوست دارد." ان الله تعالی یحب من عباده الغیور" در مقابل" لیبغض الرجل یدخل علیه فی بیته فلا یقاتل" خداوند خشم می کند بر کسی که دشمن به او تعرض کند و این شخص در مقابل دشمن بی‌اعتنا باشد و شمشیر نکشد.
     افراط وتفریط‌ها ناشی از بی‌غیرتی است.
     همه‌ی گرفتاری‌های ما از افراط وُ تفریط است. یک وقتی شمشیر را بر می داریم و دوست و دشمن را با هم شمشیر می زنیم و یک وقتی به تفریط می‌افتیم و می خواهیم به دشمن خود هم شاخه گل بدهیم. " اشداء علی الکفار رحماء بینهم " مبنای قرآن این است، با دشمن در کمال خشونت و جدیت باید برخورد شود، میدان جنگ محل رزم و شمشیر است. کسانی هستند که می‌گویند کدام جنگ؟ آمریکا و انگلیس دوست ما هستند و شما خیلی بدبین هستید.
     گرفتار حاشیه‌ایم و از اصل غافل شده-ایم
     گرفتار حاشیه‌ها نشوید، اسیر بعضی مسایل بی‌اهمیت نشوید، اصل دعوا را در نظر بگیرید. واقعیت امروز ما، خیلی خیلی بزرگتر از تیترهای روزنامه‌ای و جنجال‌ها است، بعضی‌ها با مشغول کردن به حاشیه‌ها، ما را از اصل غافل می‌کنند.
     در کدام جبهه هستیم؟
     استکبار جهانی یکباره و یکجا در مقابل اسلام قرار گرفته است. امروز یک طرف، جبهه‌ای است از یمن، بحرین، فلسطین، لبنان، عراق و افغانستان، که در مقابل جبهه‌ی دیگری از آمریکا، اسراییل، انگلیس و فرانسه، ایستاده است. باید اصل این جبهه‌بندی را فهمید تمام مظلومیت‌های بشر در تاریخ معاصر یک جا در این جبهه جمع شده است. امام در مقابل استکبار ایستاد، امام مرد معمولی نبود. مرحوم اژه‌ای فرمودند، من از مرحوم امام از حادثه‌ی هفت تیر و حتی از ساعتش هم، خبر داشتم. همه‌ی ما باید تکلیفمان را معلوم کنیم که در کدام طرف جبهه هستیم؟
     غیرت در مقابل تهدید
     راجع به جزییات بحثی نداریم یک نفر پیراهن این رنگی دوست دارد و یکی آن رنگی، یکی شلوار جین می‌پوشد ... من به اینها کاری ندارم، مهم این صف بندی است؛ آیا نسبت به تهدید غیرت داریم یا نه؟ نسبت به دشمن غیور هستیم یا نه؟ نسبت به تعرض به خانواده‌مان حساس هستیم یا نه؟ نسبت به فساد اخلاق جوانانمان غیرت داریم یا نه؟
     امداد غیبی، نقشه دشمن را نابود می‌کند
     با آن چیزی که ما در جامعه می‌بینیم. اگر امداد غیبی، توجهه الهی، مدد قمر بنی‌هاشم و عنایت سیدالشهدا نباشد، وضع امیدوارکننده نیست؛
    اگر صحنه‌ی زندگی اجتماعی امروز ما، خیابان‌های ما، دادگاه‌های ما، قوه‌ی قضائیه پلیس و همه‌ی اینها را روی میز بگذارید و یک نقشه بکشید ، امام حسین علیه السلام ، شب احیا، قمر بنی‌هاشم و لطف خدا و این‌ها را بردارید، با این وضعی که امروز در جامعه است؛ جای امیدواری هست؟ دشمن اتفاقاً درست پیش بینی می‌کند، اما چون در محاسباتش امام حسین علیه السلام، شب احیا، ماه رمضان، قرآن بر سر گرفتن و گریه بر قمر بنی‌هاشم، در محاسباتش نیست، می‌گوید این جامعه نابود می‌شود. تنها امیدی که هست، خیمه‌های عزا، مجالس، گریه‌ها و پارچه‌های مشکی است، تنها امیدی که هست همان "السلام علیک یا ابا عبدالله" است.

      ویرایش وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


    برچسب ها: تهدید، تعهد، قمر بنی هاشم، اصحاب امام حسین، غیرت الهی، بی‌رگی، مفاسد اجتماعی،
    نوشته شده در تاریخ یکشنبه 2 مهر 1396 توسط عـبــد عـا صـی
     

      بسم الله الرحمن الرحیم  


     

        عدالت شرط اسلامیت حکومت   

     

     

     

      جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
     

    تصویر مرتبط

     

    نتیجه تصویری برای دیکتاتورهای آمریکا و اروپا

     

    نتیجه تصویری برای دیکتاتورهای آمریکا و اروپا

     

    نتیجه تصویری برای دیکتاتورهای اروپا

     

    تصویر مرتبط

     

    نتیجه تصویری برای دیکتاتورهای آمریکا و اروپا


     محمدرضا حکیمی : در جامعه-های بشری ، حتی جامعه های کوچک وَ بدوی ، همیشه فساد از قشرهای بالا و افراد مقتدر و صاحب مقام و فرزندان و خاندان آنها، به سوی قشرهای متوسط و پایین سرازیر می گردد و نفوذ می کند. چون فساد از دو چیز پدید می آید: ۱- بسیار داشتن (تکاثر) ۲- کم داشتن (فقر)  و سبب فقر فقیران ، به نصّ آیات و احادیث ، توانگری توانگران حق ناشناس جلاد مسلک وَ تورم آفرین است. پس اسلام، تا این اندازه با تکاثر (زیاده داری) و اسراف (زیاده خواری بی بند و باری در مصرف)، مبارزه کرده برای همین است که یکی از علل مهم نشر فساد در جامعه وَ شیوع ظلم وُ له شدن بیچارگان، وَ شکسته شدن حرمت بشری و کرامت انسانی، غنای بیشتر از حد« قوام»است، چنانکه امام صادق (ع) و امام کاظم (ع) یکی از علل سقوط اخلاقی و انسانی و تربیتی جامعه را، وجود غنای تکاثری دانسته اند.
     تا عدالت اجرا نشود، هر چه از اسلام بگوییم حرف است.
     اکنون ملاحظه می‌کنید که تا عدالت اجرا نگردد، و قسط قرآنی (رسیدن هر کس به حق خویش) عملی نشود، هر چه از اسلام گفته شود، حرف است. فقر مانع رشد است، غنای تکاثری مانع رشد است، زندگی های پر ریخت و پاش (که باعث پایمال شدن حقوق دیگران و محرومیت ضعفا و محرومان است)، مانع رشد است، مجالس اشرافی و قارونی گرفتن مانع رشد است.
     عاشورا یک حرکت بنیادین و بزرگ جامعه سازی است، که حضرت امام حسین(ع) در بیان هدف خود از این حرکت می فرماید: «ای خدا! تو خوب می دانی که ما برای قدرت طلبی، یا دنیا خواری قیام نکردیم، بلکه خواستیم احکام روشن دین تو را به کار بندیم، و کشور اسلامی را اصلاح کنیم، و مظلومان و ستم دیدگان را از زیر بار ستم نجات دهیم.»
     مقصود امام از امر به معروف چسبیدن به یقه چند محروم یا جوان بی‌پناه نیست. پس ملاحظه می‌کنید، که آن امر به معروف و نهی ازمنکری که امام حسین، در سخنی دیگر می‌فرمایند که «ما قیام کردیم برای اصلاح جامعه اسلامی و اقامه امر به معروف و نهی از منکر» مقصود چسبیدن به یقه چهار تا محروم و بدبخت، یا چند جوان بی پناه نیست، بلکه
    حرکت امر به معروف و نهی از منکر در صورت اصلی خود، قیام در برابر ظلم و ستم است، و خروش برداشتن در برابر سران حاکم و سروران اقتصادی و دیکتاتوری مآب (که جامعه ما امروز در چنگ آن گرفتار است!) و هر حاکمیتی که مجری عدالت نباشد.
     جوانان آگاه، و مردم متدین ایران! بدانید که جز نظام عامل بالعدل، یعنی مجری عدالت به نحو احسن، در همه چیز و در همه جا و برای همه کس، هیچ حاکمیتی اسلامی نیست. و
    جزء جامعه قائم بالقسط، یعنی جامعه سرشار از عدالت، هیچ جامعه ای قرآنی نیست. و جز گرفتن حقوق مظلومان از توانگران و رساندن به دست آن، هیچ اصلاحی و حرکتی عاشورایی نیست.
     در جامعه اسلامی، نخست حاکمیت باید امر به معروف شود
     بنا بر این، به نصّ قرآن کریم باید «گروهی» از امت که از همه جهت صلاحیت داشته باشند: امین، عالم، شریف، عادل، وارد به همه احکام اصلی و فرعی اسلام، دارای شخصیتی که جامعه به آنان اعتقاد داشته باشد، و از آنها جز پاکی و فضیلت ندیده باشد و در سنین بالا باشند، به کار انبیایی امر به معروف و نهی از منکر بر خیزند. و چنانکه حضرت امام حسین (ع)، در حرکت آفتاب آفرین عاشورا، با عمل نشان داده است، از جایی شروع شود، که محل شروع فساد است، یعنی حاکمیت. باید در جامعه اسلامی نخست حاکمیت و تمام اعضای آن مورد امر به معروف و نهی از منکر قرار بگیرد و تطهیر شوند، سپس دیگران.
     هنگامی که
    علی(ع) می‌گوید: «حاکم اسلامی و کارگزاران حکومت اسلامی نباید هدیه قبول کنند.» چرا از هر مفسد اقتصادی، قبول پول می کنند، و او را و ده ها امثال او را به ادامه دادن به جنایات مالی و مکیدن خون مردم مظلوم و اقشار گوناگون ملت تشجیع می نمایند؟ چرا؟
     پس ، بنا بر منطق عاشورا امر به معروف و نهی از منکر، باید از بالاترین طبقات شروع شود، تا فساد از ریشه بر افتد، و توانگرانی که قرآن می فرماید مایه فسادند (مفسد فی الارض اند) و به هیچ گونه در برابر اصلاحات تسلیم نمی شوند. حتی در خود پیکره دولت – تکلیف شان با قرآن و عاشورا معلوم گردد.
    جامعه عاشورا جامعه حسینی است نه یزیدی … و جامعه تکاثری جامعه یزیدی است نه حسینی.
     عاشورا همه‌اش روضه و غم‌گساری نیست/ عاشورا این نیست…!
     عاشورا این نیست که با تلاش شماری منبری وَ مداح حرفه‌ای (که روش آنان و منطق و شعرشان، کاملا بر خلاف شاعران شیعه حماسه گستر دوران ائمه (ع) است)، مردم را دریک روز معین به سر و سینه زدن را وادارند وَ در معابر روان سازند.    بُعد عاطفی عاشورا، اگر منبری‌ها و مداح‌ها به صورت ضروری و فوری و اصولی، اصلاح شوند و مردم بر یک غم بزرگ گریه کنند، نه تنها خوب که لازم است. قلب انسان نباید به دنیای غم‌های بزرگ بیگانه باشد، اما عاشورا همه‌اش روضه و غم گساری نیست.
     عاشورا، حرکتی برای نفی ظلم و اجرای عدالت است، چنانکه در خطبه دوم حضرت امام حسین (ع) به صراحت ذکر شده است. عاشورا حماسه فجرهای بزرگ انقلاب‌های خونینی است، که حق محرومان را بگیرد و به آنان برساند.
     عاشورا، پرچم اجرای عدالت است که بر قله خورشید نصب شده است، و اگر شیعه کوتاهی نکرده بود و عاشورا را به جهانیان شناسانده بود، امروز عاشورا همه محیط‌های انسانی را با عدالت و انصاف آشنا کرده بود. به شرط اینکه خود طرفداران عاشورا و حکومت‌های مدعی اعتقاد به عاشورا، به عدالت و انصاف معتقد باشند، و جامعه را بر اساس عدل و داد بسازند، و این همه تفاوت های جهنمی و «دره‌های فقر» و «قله های ثروت» وجود نداشته باشد، و یزیدیانی که در زیر نام حسین(ع) خود را پنهان کرده‌اند و در میان نباشد.
     اگر عالمان و حاکمان درست شوند جامعه اسلامی درست می‌شود
     امام حسین (ع) در روز عاشورا از بشریت خواست که اگر دین ندارید آزاده باشند. و این همه تورّم و رانت‌خواری و چپاول و بی‌بند و باری، که موجب این همه فساد اخلاقی و سقوط انسانی در جامعه است، و این تورم آزاد و فروشندگان جلاد، و این دستگاه قضایی ویرانه به تعبیر خود مقامات، آیا در خور بردن نام حسین (ع) و عاشورا هست؟
     من این سخنان را با عرضه یک مقیاس بنیادین وَ مهم در شناخت جامعه اسلامی به پایان می برم. این حدیث معتبر از
    پیامبر اکرم (ص) رسیده است که فرمود: «دو دسته از امت من هستند که اگر درست شوند جامعه اسلامی درست می‌شود، و اگر فاسد شوند جامعه اسلامی فاسد می‌شود. پرسیدند: ای پیامبر خدا! این دو صنف چه کسانی هستند؟ فرمود: عالمان و حاکمان.»
     اینکه گفتیم اسلام از بالا شروع می‌کند، خوبی‌ها و بدی‌ها را اول، در بالا می‌بیند بعد در پایین، برای همین است، یعنی بدی و فساد- مانند – آب از بالا به پایین سرازیر می گردد، و فقیران و محرومان و معتادان و سر خوردگان و بیکاران و بریدگان – از جوانان و غیر جوانان و همه این گونه فسادها در جامعه اسلامی به نصّ سخن امام باقر (ع) درباره روش پیامبر اکرم (ص) از فساد دامنه داری حکایت دارد که در بالا وجود دارد، یعنی در میان کسانی از عالمان و حاکمان.
     و اکنون، برای انسانی که خدا به او عقل داده، و مقداری اطلاعات درست از دین در اختیارش قرار گرفته است، جای بریدن از دین و سست شدن در انجام وظایف نیست، اگر چه جای بریدن از هرکس و هر کس دیگر باشد.
    و من به جوانان توصیه می‌کنم، دین خود را بی‌خود و مفت از دست ندهند، بلکه دین را بشناسند، و عمل به آن را بخواهند.
     منبع:
    عاشورا، مظلومیتی مضاعف
     به نقل از فردا نیوز
      تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


    برچسب ها: اسلامیت حکومت، محمدرضا حکیمی، سقوط اخلاقی، زر اندوزی، عدالت اسلامی، هدف عاشورا، منطق عاشورا،
    نوشته شده در تاریخ شنبه 1 مهر 1396 توسط عـبــد عـا صـی

     

      بسم الله الرحمن الرحیم  


     

      مردم برای آن انقلاب کردند که ... 

     

     

     

      جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
     

    https://scontent-vie1-1.cdninstagram.com/t51.2885-19/s320x320/20214187_275036759645549_3492494365169811456_a.jpg

     

    نتیجه تصویری برای اسلام و سیاست

     

    نتیجه تصویری برای اسلام و سیاست

     

    تصویر مرتبط

     

     

     تابناک: می-خواهیم بحث اخلاق وُ سیاست وَ حدود و صغور آن را در ارتباط با همدیگر داشته باشیم. این که آیا آنچه هدف سیاست در جامعه اسلامی است چه ارتباطی با اخلاق دارد و تفاوت آن با نگاه غیر دینی در چه است؟
     ملاک دیدگاه اسلامی در سیاست فقط قدرت نیست
     محمد رضا زائری : اساس سیاست قدرت طلبی است. سیاست راه به قدرت رسیدن را به ما نشان می دهد و سیاست ورزی تلاشی است برای به دست آوردن، حفظ و توسعه قدرت از طرف دیگر تلاش اخلاق برای ایجاد تعادل بین قوا است. تعریفی که از اخلاق می شود این است که انسان یا جامعه بین قوه غضب، شهوت و قوای دیگر تعادل برقرار کند. طوری که نه چنان دل رحم باشد که نتواند حکم خدا را اجرا کند و مجرم و متهم را در دادگاه محاکمه و مجازات کند و نه چنان بی رحم شود که فقط به شکستن و بستن و خوردن و بردن فکر کند و دیگران را نبیند. اینجا به نظر من تعارض به وجود می آید . ملاک دیدگاه اسلامی در سیاست فقط قدرت نیست و نمونه های درخشانی در این زمینه در اسلام و سیره پیامبر و اهل بیت و یارانشان داریم. اینکه در تصمیم گیری و قرار گرفتن در دوراهی ها اولویت را به ارزش ها داده اند. چون مکتب پیامبر و اهل بیت برای تعالی بشر و انسان سازی آمده است و هویت بزرگانان این دین معلمی و پدری است. نه فقط در اسلام در مسیحیت هم حضرت مسیح به عنوان معلم محسوب می شود. یک معلم و یک پدر مساله اش حفظ قدرت نیست. مساله صلاح و سعادت فرزند و دانش آموزش است. وقتی به پیامبر اکرم در بدترین شرایطی که حتی ایمان آوردن یک نفر هم برایش اهمیت داشت عده ای از مشرکین می گویند که ما ایمان می آوریم ولی نماز نمی خوانیم، با هر محاسبه ظاهری و مادی بخواهیم حساب کنیم می گوییم پیامبر باید قبول می کرد قدرت اسلام با تعداد افراد ایمان آورده بیشتر زیادتر می شد. پیامبر همان اول می گوید مساله من این نیست هیچ کس هم یاری ام نکند باید وظیفه ام را انجام بدهم. امیرالمومنین بارها در شرایطی قرار می‌گیرد که کافی بود کمی بعضی معیارها را کنار می گذاشت تا قدرت بیشتری داشت اما هرگز زیر بار نمی رود. امام علی در رویارویی با معاویه و در شرایط سیاسی دشوار آن موقع شام متهم می شود که زیرکی و سیاستمداری معاویه را ندارد در مورد این اتهام می گوید: به خدا قسم معاویه زیرک تر و سیاستمدار تر از من نیست. اگر تقوا نبود من از همه زیرک تر بودم. این که من خوب می دانم چگونه می شود دروغ گفت و فریب داد اما من برای اینها نیامده ام.
     در حادثه عاشورا صحنه های بسیار عجیب است که کمتر به آنها اشاره می کنیم. ما روضه ها را می گوییم ولی برخی از این آموزه های اخلاقی تاریخی را کمتر مورد توجه قرار می دهیم.
    وقتی مسلم بن عقیل در خانه هانی بن عروه در پشت پرده است و ابن زیاد به عیادت هانی آمده است کافی است مسلم از پشت پرده بیرون بیاید و ابن زیاد تنهای در موضع ضعف را از پشت گردن بزند. اگر با این محاسبه نگاه کنیم شاید اصلا حادثه کربلا اتفاق نمی افتاد و امام حسین شهید نمی شد. اما مسلم این کار را نمی کند چون متعلق به مکتبی است که که معیار دارد و به دشمن شبیخون نمی زند حتی اگر خودش کشته شود.
     خود امام حسین وقتی در کربلا با سپاه حر مواجه می شود و راه را به حضرت سد می کنند.
    حضرت در کنار آب بودند. نه تنها آب را به لشکر حر نمی بندند بلکه خود امام حسین(ع) دستور می دهد که چون اینها همه خسته اند به همه شان آب دهید. از جانب یک یکی از لشکریان ابن زیاد نقل شده است امام حسین به من آب داد و وقتی خودم سیر شدم دستش را زیر دهان اسب من گرفت و از مشکش آب ریخت و به اسب من آب داد.
     آن چیزی که این مکتب را پایدار و زنده نگه داشته است این موارد است. در این گلوگاه ها و در این مقاطع حساس پیشوایان ما حاضر نشدند به هر قیمتی قدرت را به دست بیاورند.
    _ یعنی «در مکتب دین اسلام تفاوت معنی داری در نگاه به سیاست، نسبت به غرب و نگاه غیردینی وجود دارد؟».
     اسلام کاملا سیاسی است اما سیاست برای قدرتی که بتواند اهداف اساسی دین را تامین کند. بتواند جامعه را نجات دهد و خیری را فراهم کند.
     در دنیای غرب یک سیاست مدار قدرت می خواهد که بر منابع تسلط یابد و به ثروت برسد. اما در دین ما قدرت برای اصلاح است. برای این است که بتوانید عدالت را برقرار کنیم و سعادت اخروی را فراهم سازیم. برای همین است که امیرالمومنین می گوید به خدا قسم اگر نتوانم حقی را اقامه کنم و جلوی ظلمی را بگیرم این حکومت از آب بینی بز برایم کم ارزش تر است. برای امیرالمومنین حکومت به هر قیمتی هدف نیست.برای همین است که سالها می رود در خانه می نشیند و در کارش در مزارع چاه کندن و درخت کاشتن است. برای اینکه نمی خواهد به هرقیمتی حکومت کند. حتی وقتی مردم می آیند با ازدحام زیاد با خواهش و تمنای فراوان از او می خواهند برای حکومت بیاید ایشان می گوید: «من اگر بیایم بیت المال را از کابین و مهریه زنانشان هم باشد پس می گیرم. اگر بیایم بر اساس سیره پیامبر حکومت خواهم کرد». این روندی بود که پیشوایان ما در پیش می گرفتند. رویکرد اسلام کاملا سیاسی است اما سیاست برای قدرتی که بتواند اهداف اساسی دین را تامین کند. بتواند جامعه را نجات دهد و خیری را فراهم کند. اگر غیر از این باشد و اگر در هر مرحله ای لازم باشد کاری را بکنیم که با آن اصول تعارض دارد قطعا باید رفتارمان را متوقف کنیم. ما دنبال این نیامده ایم.
     _بعد از استقرار جمهوری اسلامی با همین شیوه جلوه آمده ایم؟
     همه این آلودگی ها دامن دین را لکه دار می‌کند. منی که در جایگاه دعوت مردم به دین هستم وقتی دروغ می گویم، چاپلوسی و ریاکاری می کنم و تخلف انجام می دهم مردم می گویند شاید اصلا قیامت و بهشت و جهنمی که تا دیروز می‌گفت شاید خیلی هم واقعیت نداشته باشد. چون اگر واقعیت داشت خودش باید می ترسید و عمل می کرد. حالا که نگران نیست و احتیاط نمی کند و نگران نیست نکند سرکار هستیم.
     یکی از مسائلی هم که چند سال است در فضای رقابت و دعواهای سیاسی و انتخاباتی بیشتر دیده می شود مساله افشاگری است. از سوی دیگر همین مقوله افشاگری در مطبوعات و رسانه هاست. اینجا مرز باریکی بین اخلاقی بودن و نبودن افشاگری وجود دارد.
    آیا وقتی تخلفی را می بینید به عنوان یک مسلمان و یک شهروند به عنوان احساس مسولیت می‌توانید آن را اعلام کنید تا مورد رسیدگی قرار بگیرد یا آن را رسانه ای کنید. اینجا مساله آبروی مومن و اثبات تخلف و جرم در دادگاه هم مطرح می شود. ما کجا مجازیم سکوت کنیم و کجا در مقابل تخلف و فساد نباید سکوت کنیم؟
     در مسائل عمومی که باید تند و قاطع و جدی برخورد می شد آنجا شل عمل کردیم و هی گفتیم آبروی مسلمان در خطر است بد عمل کردیم.
     به نظرم باید بین دو حوزه تفکیک قائل شد.
    یکی در حوزه خصوصی و مسائل فردی است. آنجا اتفاقا اصل بر پرده پوشی و تجاهل و بی اعتنایی کردن است. اما حوزه دیگر، حوزه عمومی است که باید سخت گیری و افشاگری و دادگاه و محاکمه تند و جدی باید صورت گیرد. متاسفانه در سال های گذشته در حوزه خصوصی افراد بسیار بسیار تند عمل کردیم. طرف در خیابان با خانمی میرفته رفتیم از آنها شناسنامه خواستیم در حالی که شرعا مجاز نبودیم این کار را بکنیم. یا گزارش رسیده در فلان خانه فلان اتفاق دارد می افتد مامور ریخته در خانه و جمعشان کرده. از آن طرف در مسائل عمومی که باید تند و قاطع و جدی برخورد می شد آنجا شل عمل کردیم و هی گفتیم آبروی مسلمان در خطر است بد عمل کردیم.
     
    آنجا که حوزه خصوصی است تخلف طرف به پول بیت المال و مسائل اداری و مسئولیت عمومی فرد ربطی ندارد. زمانی در دوره جنگ فردی نظامی در بخشی توپخانه ای مسئولیت مهمی داشته . به حضرت امام خبر می دهند این فرد مثلا در اهل مشروبات الکلی است.امام می پرسند که آیا در محل کار مشروب خورده؟ در محل کار چطور آدمی است؟ اتفاقا خیلی منظم است. صبح ساعت 8 می آید و 4 بعد از ظهر می رود. کارش ایرادی ندارد. آدم دقیق و مطمئنی است. امام می پرسد پس مشکلش چیست؟ می گویند شنیده ایم بعد که خانه اش می رود فلان کار را می کند. اتفاقا آنچه که برای ما مهم است چیست؟ آنجا که زندگی شخصی است نه تنها حق نداریم برخورد کنیم بلکه باید به روی خودمان نیاوریم.
    گفتگو کننده: سایت تابناک
      ادامه مطلب 

      تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

    نوشته شده در تاریخ جمعه 31 شهریور 1396 توسط عـبــد عـا صـی
     

      بسم الله الرحمن الرحیم  


     

      مرده شورتان ببرد با بمب هسته ای- تان! ...      

     

     

      جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
     

    نتیجه تصویری برای کره شمالی پادگانی تمام عیار

    تصویر مرتبط

     

    تصویر مرتبط

     

    نتیجه تصویری برای کاریکاتور کره شمالی

     

    نتیجه تصویری برای کاریکاتور کره شمالی

     

     وبلاگ محمد مهاجری ، خبرآنلاین:  4سال پیش تقریبا در همین ایام، کره شمالی بودم. همین کشوری که این روزها تیتر اول رسانه های دنیاست و دلواپس های وطنی قند توی دلشان آب می شود که همین الان "اون" (پسرشجاع )یک موشک می-زند به قلب امریکا و به همه دنیا نشان می دهد که "برجام" یعنی کشک!
     کره شمالی را نه من، که خیلی ها اینجوری دیده اند:
    - از دم گیت ورودی فرودگاه، یک مامور امنیتی دنبالت می آید که اسمش "راهنما"ست. همه جا همراهت است حتی - ببخشید- تا پشت در دستشویی.
    -مردم صبح زود که می روند سر کار،کسل تر و خموده تر و افسرده تر از دیشبی هستند که از کار به خانه برگشته اند.
    -مردم ماشین شخصی ندارند، و آنطور که راهنمایم می گفت:"رهبرانمان بخاطر اینکه سلامت بمانیم ماشین بهمان نمی دهند تا پیاده برویم و چاق نشویم"
    -کنکور و دانشگاه حتی در پایتخت مال فرزندان مقامات امنیتی و نظامی و حزب حاکم است.
    در بقیه شهرها،حد تحصیلات مشخص شده. عده ای می توانند دیپلم بگیرند، تعداد بیشتری سیکل و عده بیشتر تری،تا پایان ابتدایی درس می خوانند.
    -
    هیچکس ایمیل شخصی ندارد و اگر آدرس پست الکترونیک کسی را بخواهی یک ایمیل دولتی تحویلت می دهد و می گوید مامور مربوطه که بداند برای من فرستاده ای، پرینتش را به من می دهد.
    -
    اگر هوس روزنامه خواندن کنی باید امروز سفارش بدهی، تا شب برایت چاپ کنند و فردا بروی بگیری.
    -
    محکومی به دیدن2شبکه تلویزیونی . یکی از عصر تا سر شب . و دیگری از عصر تا یکی دوساعت بعد از غروب آفتاب.
    نصف بیشتر برنامه ها هم به نشان دادن"اون" و رقص و آواز و طبیعت اختصاص دارد.
    - حتی اگر بخواهی به سفارت کشورت بروی، مامور امنیتی لازم می داند همراهت بیاید.
    -
    گاه و بیگاه مجبوری بروی جلوی مجسمه بابا و بابابزرگ"اون"تعظیم کنی.
    - بر اساس جایگاه اجتماعی-ات، درآمدی داری که فقط می توانی از فروشگاههایی که مربوط به طبقه خودت است خرید کنی.
    اگر بخواهی گوشت بخوری و مثلا هوس گوشت گوسفند کنی باید 2تا3برابر گوشت سگ هزینه کنی.
    - غیر از پایتخت که به زور بزک دوزک قیافه اش را - آن هم در معابر اصلی- تزیین کرده اند، بقیه کشور را نکبت فراگرفته و فقر از در و دیوارش بالا می رود.
    -...
     کاش دلواپس های عاشق موشک و سلاح هسته ای که قبله شان"اون" است و قطعا با ویزای سریع و تور مجانی می توانند به کره شمالی بروند یک هفته را در کعبه آمالشان بگذرانند و بعدا نظر بدهند. شاید آنها زودتر از امثال من به این نتیجه برسند که حتی اگر در آن کشور روزی صدتا بمب هسته ای هم تولید کنند،هیچ شرفی برای مردم و کشورشان ندارد. و یقین دارم این مهمانان دلواپس موقع برگشتن از خاک کره زیر لب خواهند گفت:"مرده شورتان ببرد با بمب هسته ای تان". (البته اگر وجدانشان را پیش"اون" جا نگذارند.)
      تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

    (تعداد کل صفحات:271)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  




    درباره وبلاگ




    گر در طلب لقمه نانی ، نانی /

    گر در طلب گوهر كانی ، كانی /

    این نكته رمز اگر بدانی ، دانی /

    هر چیز كه اندر پی آنی ، آنی ...

    مـــولانـــا

    ===============

    امام خمینی:

    همه باید نظر خودشان را بدهند /

    و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

    باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

    این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

    ( صحیفه امام،ج13،ص102)

    آخرین مطالب
    آرشیو مطالب
    نویسندگان
    ابر برچسب ها
    پیوند های روزانه
    آمار سایت
    بازدیدهای امروز : نفر
    بازدیدهای دیروز : نفر
    كل بازدیدها : نفر
    بازدید این ماه : نفر
    بازدید ماه قبل : نفر
    تعداد نویسندگان : عدد
    كل مطالب : عدد
    آخرین بازدید :
    آخرین بروز رسانی :