فارسی بلاگ

آن کس که نصیحت ِ شاهان کند ، نه بیم ِ سَـر دارد ، نه زَر ...



پـیـــامـهـــای صـلـــواتـی







پیامگیر خصوصی

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    پیامگیر خصوصی    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

   سـلام ...  
زیباترین نام او  وَ مـبدأ تمام خوبی ها وَ صلح وُ  صفا ...


دو کلام از این عبد عاصی :

 بی تفـاوتی نسبت به هم و جامعه ، بـدتـرین بـلاست. پس با اظهـار نظر خود ابـراز وجـــودی کنیـم تا شـاید قـدم مـثـبـتی باشد در اصلاح جامعه یا حداقل یک هـمـنـــوع ...


معرفی این وبلاگ

فارسی بلاگ :


کاربر وَ مولف آن هیچ نوع وابستگی به جناح یا گروه خاصی نداشته وَ ندارد ، مگر انقلاب اسلامی وَ امام راحل (ره). هدف از تشکیل آن صرفا اطلاع رسانی سازنده وَ در راستای تکلیف یک مسلمان در حـد ِ استطاعت خود می-باشد. انشاالله ...



*******


پایگاه خبری زمانه

فقط با یک کلیک

از اخبار مورد

علاقه

خود مطلع شوید


آخرین اخبار

اخبار پر بازدید

ایران

جهان

ورزشی

فناوری اطلاعات

حوادث




*******



آدرس های دیگر
صفحات وبلاگ
1 2 3 4 5 6 7 ...



*******

اینم یک عـبـــد عـا صـی




*******


منتخبی از آثار

وبلاگها و سایتها

دیگر :



امام خمینی برای همه معیار است ...


زنگ خطر "ریشه كنی فتنه در محرم"!...


دستغیب: موسوی ‌یك ‌جمله ‌هم‌ خلاف ‌رهبری ‌نگفته


تقاضای مجوز موسوی، كروبی : راهپیمایی تجلیل امام


امام: اگر به من و یا به عكس من اهانتى شد مردم عكس ‏العمل نشان ندهند ...


برادرضرغامی! به جای تقلید از دیگران، فقط دروغ نگویید ...


سردارنقدی: لباس شخصی-ها یعنی همه مردم!!! ...


منشور برادری، کاملترین ایده برای وحدت و تفاهم ملی


سه احتمال آیت‌الله مكارم درباره توهین به امام


گلایه آیت‌الله صانعی؛ باید یاران امام به صحنه برگردند


در احقاق حق نباید تسلیم فشارها شد


در احقاق حق نباید تسلیم فشارها شد


1 انحرافات انجمن حجتیه در حوزه مهدویت


2 لیبرال‏ها و انجمن حجتیه; دو خاستگاه و یک نتیجه


3 باید به تقوای امام شك كرد!


4 انجمن حجتیه و انحرافات آن


5 حجتیه بینش یا تشکل؟


6 کاش "حجتیه" یک جریان فکری بود


7 مذهب علیه مذهب


8 تنزه طلب از سیاست


9 انجمن حجتیه چونان یک فرقه گنوسی


10 انجمن حجتیه؛ حزب مرموز


11 -------


12 -------


13 -------


14 -------




*******



آمار وبلاگ
امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه



ابا عبدالله (ع) :
عـبــادت بـَردگان ، از روی ترس ، عـبــادت سـوداگــران ، به طـمـع بـهـشـت ؛ و عـبــادت آزاد-مـردان بخاطر تقرب وَ خشنودی خداست ...

چهارشنبه 21 بهمن 1388
خبر خوش و روزهای ناخوش

 

 

خبر خوش و روزهای ناخوش
 

 

_ سران این کشورها می‌خواستند پس از تحویل گرفتن این اورانیوم غنی‌شده، از تحویل سوخت بیست درصدی به بهانه‌های مختلف از جمله قطعنامه شورای امنیت خودداری کنند

_ برادر عزیز و گرامی و رئیس جمهور انقلابی و مردمی، مبادا خدای نخواسته، در كنار حضرتعالی كسانی یافت شوند كه به جسم در میان شما و به دل در حلقه دیگران باشند!

_ پیشنهاد احمدی‌نژاد اما با استقبال برخی سران کشورهای پنج به علاوه یک روبرو شد.

_ علی لاریجانی : به طرح این مسئله پرداخت که غرب به ایران كینه ورزانه نگاه می كند و نمونه آن موضوع هسته ای است كه آنها خود می‌دانند ما بمب اتم نداریم اما جلوی پای ایران سنگ اندازی می‌كنند.

_ كاش آقای احمدی نژاد از آمریكا نیز به عنوان كشوری كه با ایران خصومت و كینه توزی دیرینه دارد، یاد می كردند، مخصوصاً آن كه كینه توزی آمریكا بر هیچكس پوشیده نیست و به قول حضرت امام(ره) همه فریادها باید بر سر آمریكا كشیده شود.

_ پیشنهاد یاد شده اگرچه خالی از عقب نشینی نبود ولی دام خطرناكی برای به یغما بردن دستاورد چند ساله جمهوری اسلامی ایران در تولید اورانیوم غنی شده 3 تا 5 درصدی است.

_ انبارلویی با پیشنهاد تامین نیازهای هسته ای ایران به‌ویژه در راکتور تهران، توسط دانشمندان سختکوش ومومن ایرانی در داخل؛ «هرگونه دل بستن به وعده های دشمن» را «بازگشت به نقطه صفر در مذاکرات هسته‌ای» دانست.

_ موج انتقادات اصولگرایان، به اظهارنظر هسته‌ای رئیس‌جمهور آغاز شد.

_ دولت به عنوان مجری خواست مردم تنها در حوزه تاکتیکی قدرت بازی دارد و استقلال رای شخصی رئیس جمهور در حوزه استراتژیهای مورد پذیرش نظام و دولت عملا محلی از اعراب ندارد.

_ مگر آژانس بین المللی انرژی اتمی و گروه 1+5 تاكنون و طی چالش 7 ساله هسته ای كشورمان به مفاد NPT، پادمان های مربوطه، اساسنامه آژانس و اصول قانونی و تعریف شده حقوقی و فنی پایبند بوده اند كه آقای احمدی نژاد معتقدند اگر اورانیوم تحویل گرفته را پس ندهند نشانه قانون شكنی آنها خواهد بود

_ آن‌ها چرا نگران رآكتور تحقیقاتی تهران هستند ما خود بهتر می‌دانیم كه چگونه سوخت مورد نیاز این رآكتور را تامین كنیم
وی تعیین روند تامین سوخت راکتور تهران را نوعی«كلاهبرداری سیاسی» دانست و قصد واقعی غرب را «گرفتن مواد غنی شده ایران» عنوان کرد
باید دانست كه آمریكا برای ما دلسوز نبوده و علی رغم سخنان اوباما باید دانست كه آمریكا هنوز همان روحیه سابق را دارد.

_ دولت نباید از یک سوراخ ده بار گزیده شود
 

 

مـــتـــن کامـــل  
 

 

»
ویرایش شده در - و ساعت -

نوشته شده توسط عـبــد عـا صـی ساعت 01:20 ق.ظ موضوع مطلب :‌

لینك ثابت ||| پیامگیر خصوصی   پیامگیر خصوصی

سه شنبه 20 بهمن 1388
دانا ، خیرخواه نادان-ست وُ ...

 

 

 

 

دانا ، خیرخواه نادان-ست

 وُ مـتـنـفـر از ناجوانمردان کـذاب ...


فرارو- تنها خبر نگارش نامه از سوی سید حسن خمینی خطاب به رئیس سازمان صدا و سیما کافی بود تا این موضوع توجه‌ها را به خود جلب کند. در این نامه نوه امام(ره) از برنامه «شاخص» انتقاد کرده و نسبت به آنچه که «شخصیت دست ساخته صدا و سیما که فرسنگ‌ها با حقیقت امام فاصله دارد» اعتراض کرده بود.

به گزارش فرارو، ابتدا این قدرت الله علیخانی بود که از نگارش چنین نامه ای از سوی نوه امام(ره) خبر داد. این نماینده اصلاح طلب مجلس خبر داده بود که «به طوری که مطلع شدم، یادگار امام راحل، حضرت حجت‌الاسلام و المسلین حاج سید حسن آقای خمینی، نامه‌ای اعتراض آمیز و شدید اللحنی خطاب به ریاست محترم صدا و سیما نوشته‌اند.»

علیخانی علت نگارش نامه به ضرغامی را پخش گزینشی سخنان بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در صدا و سیما دانسته و گفته بود: «انتظار می‌رود ریاست محترم صدا و سیما با اشراف بیشتر نسبت به زیرمجموعه خود و مراقبت بیشتر، هر چه سریعتر نسبت به این موارد گزینشی عکس‌العمل لازم را نشان داده و جلوی این موارد را بگیرند و کار به جایی نرسد که نامه اعتراض‌آمیز حضرت حجت الاسلام و المسلمین حاج سید حسن خمینی برای آگاهی افکار عمومی منتشر شود.»

صداوسیما به غلط مشابه سازی تاریخی می‌کند
اما طولی نکشید که گویا کار به جایی رسید که حجه الاسلام سید حسن خمینی نامه خود را علنی کرد.

این نامه که خطاب به عزت الله ضرغامی بود، به دلیل لحن متفاوتش جلب نظر کرد. یادگار امام در ابتدای نامه به این موضوع اشاره کرده بود که دوست داشته تا همچون گذشته به طور شفاهی تذکر دهد ولی احساس کرده که اثر سخنان شفاهی کم شده و عمق تاثیرات برنامه‌های تلویزیون باعث شده که تذکر کتبی را ترجیح دهد.

سید حسن خمینی به عزت‌الله ضرغامی نوشته بود که از منابع موثق شنیده‌ است، برنامه‌ای تحت عنوان شاخص در تلویزیون پخش می‌شود و به گونه‌ای غیر صادقانه و تحریف‌آمیز، شخصیت جامع عارف کامل و مهربان و رهبری مقتدر امام خمینی(س) را مخدوش نموده است.

وی با اشاره به اینکه دشمنان در صدد نشان دادن چهره‌ای خشن از انقلاب و امام(ره) هستند، نوشته بود: «در شرایطی که دشمنان قسم خورده انقلاب و امام با استفاده از رسانه‌های بیگانه، هر لحظه چهره‌ای خشن و غیرانسانی و صد البته غیرواقعی از انقلاب شکوهمند اسلامی می‌سازند، انتظار بیهوده‌ای نیست اگر چشم انتظار تبیین شخصیت جامع امام و امت امام در صداوسیما باشیم.»

سید حسن خمینی با بیان این که متاسفانه صدا و سیما از «هزاران هزار جلوه رأفت و محبت» چشم پوشی کرده است؛ به مشابه سازی تاریخی توسط رسانه ملی اعتراض کرده و نوشته بود: «بدون اشاره به شرایط زمانی خاص به بزرگ نمایی غلط و تحریف گونه قضایای گذشته همت می‌گمارید و به غلط درصدد مشابه‌سازی تاریخی هستید.»

سران فتنه و منابع موثق
اما ماجرا به انتشار این نامه ختم نشده و انتشار نامه گلایه آمیز و انتقادی یادگار امام(ره) از سوی اردوگاه دیگر سیاسی کشور بی پاسخ نماند.

اولین واکنش را روزنامه کیهان نشان دهد. این روزنامه اصولگرا یک روز پس از انتشار نامه به قلم آشنای حسین شریعتمداری به اعتراض «تعجب آور» سید حسن خمینی پاسخ داد.

حسین شریعتمداری در یادداشتی با عنوان "شاخص شما چیست؟!"، سید حسن خمینی را مورد انتقاد قرار داد و شخصیت و جایگاه او را فقط نتیجه انتساب اش به بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی ایران دانست و نوشت که اگر پای امام(ره) در میان نبود هرگز قلم بر کاغذ نمی راند.

او اشاره کرد که پخش مستند «شاخص» از صدا و سیما نه تنها موجب آن می شود که نسل اول و دوم انقلاب «سخنان پیامبرانه و معجزه گون» امام را به یاد بیاورند، بلکه «روح حق جو و ذهن پرسش‌گر نسل های سوم و چهارم انقلاب» را نیز سیراب می شود.

این روزنامه نگار با طرح این موضوع که چه چیزی موجب نگرانی سید حسن خمینی شده است، نوشت: «كجای این ماجرا، حضرتعالی را نگران كرده است؟ رسوایی سران فتنه؟! بیداری و هوشیاری نسل های سوم و چهارم انقلاب و رویكرد آنان به خط زلال حضرت امام؟!»

حسین شریعتمداری با اشاره به اینکه برنامه «شاخص» با استقبال گسترده مردمی روبرو شده است، نوشت: «در برنامه شاخص... نظرات صریح و خالی از ابهام حضرت امام(ره) درباره ... ضرورت تردید نسبت به حمایت بیگانگان از شخصیت ها و گروههای سیاسی، توبیخ كسانی كه با بیگانگان پیوند می خورند و انتخابات را زیر سؤال می برند، ملامت و نهیب به جریاناتی كه ادعای حمایت از نظام اسلامی دارند و علیه نظام دست به سیاه نمایی می زنند، برخورد حكیمانه و مستدل به افراد و گروههایی كه سعی در حذف «اسلام» از قاموس «جمهوری اسلامی ایران» دارند، افشای چهره واقعی جریاناتی كه روز عاشورا با كف و سوت، به ساحت حضرت امام حسین(ع) اهانت می كنند، خروش و عتاب نسبت به آنان كه می كوشند با طرح شعارهای فرعی، شعار مرگ بر آمریكا را حذف كنند و... مطرح شده است.»

او با پیش کشیدن مسایل جاری کشور سران فتنه و سازمان های جاسوسی بیگانگان را متهم به مدیریت حوادث اخیر کرد و نوشت که سران فتنه حق دارند که از پخش سخنان امام(ره)سراسیمه باشند.

شریعتمداری در ادامه با اشاره به اینکه سید حسن خمینی برنامه را ندیده و از منابع موثق شنیده است،از او می خواهد که این منابع موثق را معرفی کند. و بدین طریق نتیجه گیری می کند: «اعتراض آقای سیدحسن خمینی، اعتراض خود ایشان نیست، بلكه اعتراض آن منابع- به قول ایشان- موثق! است كه معلوم نیست چه كسانی هستند؟»

سردبیر کیهان توپ را به زمین نوه امام انداخت و نوشت: «متاسفانه، طی چندماه اخیر و به گواهی اخبار رسماً منتشر شده، جناب سیدحسن خمینی با برخی از عوامل اصلی فتنه پس از آزادی موقت آنها، دیدار صمیمانه و دلجویانه داشته اند و از آنجا كه این افراد و سران فتنه به شدت از روشنگری های حضرت امام(ره) آسیب دیده و رسوا شده اند، این احتمال پیش كشیده می شود كه مبادا، «منابع موثق»! مورد اشاره نوه محترم امام(ره) همین دشمنان تابلودار حضرت امام(ره) باشند!»

ای کاش حوادث اخیر را محکوم می‌کردید
اما حکایت نامه سید حسن خمینی با یادداشت حسین شریعتمداری به پایان نرسید و این بار عزت الله ضرغامی کسی که نامه سید حسن خمینی خطاب به او نوشته شده بود با انتشار نامه‌‌ای به نوه امام(ره) پاسخ داد.

رئیس سازمان صدا و سیما با اشاره به این موضوع که مستند قبلی «امام روح الله» از طرف سید حسن خمینی و موسسه نشر آثار امام(ره) مورد تمجید قرار گرفت، می پرسد: «در این فاصله كوتاه زمانی چه اتفاقی رخ داده كه شاخص‌های قضاوت اطرافیان شما را تا این حد دگرگون ساخته است.»

او در پاسخ به انتقاد‌های سید حسن خمینی می نویسد: «مستند «شاخص» یكی از این صدها ویژه برنامه رسانه ملی است كه با بهره‌گیری از رهنمود اخیر رهبر معظم انقلاب كه مفسر واقعی فرمایشات و سیره امام خمینی (ره) هستند، تولید شده است. این مستند بر آن است كه سلوك حكومتی امام عزیز را مورد بررسی قرار دهد و البته در این مسیر چهره مقتدر و سازش‌ناپذیر، مستدل و عقلانی، روشنگر و آگاهی‌بخش، متواضع، با محبت و مهربان، آرامش بخش و حتی همراه با طنز و مطایبه معظم له نیز مورد توجه قرار گرفته است.»

ضرغامی در بخش دیگر نامه خود به انتقاد از نوه امام(ره) پرداخته و می نویسد: «سخن این است همان‌گونه كه به حكم وظیفه فرزندی امام، اعتراض جدی به اقدامات صداوسیما دارید؛ ای كاش همین گونه هم نسبت به حوادث 8 ماه گذشته و جفایی كه دشمنان انقلاب و اسلام به اساس نظام جمهوری اسلامی و میراث گرانبهای امام كردند و بغض و كینه سالیان خود را در كوچه و خیابان فریاد زدند؛ بیانیه می‌دادید و آن اقدامات شرم‌آور را نیز محكوم می‌كردید.»

وی در بخش پایانی نامه خود با اذعان به اینکه ناگفته‌های بسیار با سید حسن خمینی دارد، می نویسد: «مجموع این دو نامه مایه خیر و بركت و خلق انگیزه و ظرفیت جدیدی برای بررسی همه جانبه‌ رویدادها و سلوك حكومتی امام عزیز در دهه اول انقلاب است.»
 


 

مـــرجـــع
 

 

 

»
ویرایش شده در - و ساعت -

نوشته شده توسط عـبــد عـا صـی ساعت 02:55 ب.ظ موضوع مطلب :‌

لینك ثابت ||| پیامگیر خصوصی   پیامگیر خصوصی

سه شنبه 20 بهمن 1388
هـر راستی راست نیست!؟

 

 

 

هـر راستی راست نیست

 

میگن اون قدیم ندیما ، سپاه یک پادشاهی در جنگی پیروز میشه وُ کلی غنیمت وُ اسیر میگیرند. یکی از همین سردارهای دشمن حتی بعد از اسارتش هم فحاشی میکرده! پادشاه وقتیکه از اسارت این سردار خلافکار وُ بـد-زبـون خبردارمیشه ، میگه : " دوست دارم جـلاد جلو روی خودم زبونش رو از حـُلـقـومش بکشه بیرون ، بعد هم گردنش رو بزنند "! ... اونوقتها مثل حالا نبوده که انقدر دموکراسی وُ مـردمـسالاری وُ از این مقولات "حقوق بشری" رعایت بشه وَ " گرگ وُ میش با خیال راحت وَ آرامش خاطر در کنارهم زندگی کنند "! ... سلطانی بوده وُ صاحب الامـر وَ از "هفت دولت وُ هفت آسمون وُ زمین ، آزاد"! ...

سردار اسیر ، هنوز پاش به دربار "مقام کبریایی" یا بقولی ، "حضرت ظل السلطان" نرسیده بوده ، شروع میکنه به فحاشی وُ از اون شعارهای "نـگـو وُ نـپـرس" ...

به محضر ملوکانه که میرسه پادشاه میگه : "این هنوز سر ِ عقل نیومده وُ فحاشی میکنه"؟! آخه سردار اسیر بزبون خارجی دُر-افشانی میکرده! یکی از وزرای شاه میگه : " نه قبله-ی عالم«!» مثلا داره بزبون خودشون از حضور کریمانه-ی حضرت اشرف تقاضای عـفـو وُ بخشش میکنه"!!! وزیر "ارشاد وُ اکرام" که هم خـُرده حساب قبلی با اون وزیر داشته ، وَ هم اینکه حرفای سردار اسیر رو خوب مـیـ فـهـمـیـده ، فورا مثل اسفند رو آتیش بالا وُ پایین مـیـ پـــره وُ مـیـگـه : "عالم وُ آدم به فدای سلطان جلالت-مـآب ، خلاف به عرض سلطان السلاطین رسوندند! این بزغاله-ی نفهم داره «زبانم لال» ، دور از وجود ملکوتی سلطان ، به شخص ِ شخیص ِ متشخص جنابعالی توهین وُ اهانت میکنه"! ...

پادشاه که چیزی نمانده بود از این دو رویی ، مغزش دو شقه شود ، به یک آن ، یاد نصیحت مادرش افتاد که میگفت "آدم عاقل هر حرفی رو نه زود بزبون میاره ، نه زود درباره-ش تصمیم میگیره ، « آدم باید شُـتـر گـلـو » باشه ، حرف رو خوب بسنجه وُ مَـزه مَـزه کنه" ... فکرهاشو که کرد از وزیر اولی پرسید : "تو این همه سال نه از تو دروغی شنیده بودم ، نه کردار قبیحی! چرا مطلب رو وارونه گفتی"؟ وزیر هم عرض کرد : "دیدم که این اسیر بی-پناه وُ غریب ، مثل پلنگ زخمی-ست که به دام افتاده باشه ، پس رفتارش زیاد عجیب وُ غریب نیست ، وَ کرامت وُ جوانمردی حکم میکند با او مدارا شود" ... سلطان از حرف وُ توضیح وزیر خوش-اش آمد وَ گفت : " هـر راستی راست نیست "! "او را بخشیدم به تو".   


« عـبـــد عـا صـی »
 


 

دوشنبه 19 بهمن 1388
رشد اقتصادی: فقط یک درصد!

 

 

 

بحران در بانك مركزی درپی ركوردشكنی

 در رشد اقتصادی: فقط یک درصد!
 

 

بحران بی‌سابقه اقتصادی كشور پس از پایان جنگ در حالی ایجاد شده است كه دولت طی چهار سال اخیر از درآمد نجومی ارزی معادل 370 میلیارد دلار برخوردار بوده كه این رقم بیش از درآمد بیست ساله كشور در دوره 1380-1360 می‌باشد.

 

در حالی‌كه منابع آگاه از كاهش شدید رشد اقتصادی كشور تا حد یك درصد خبر می‌دهند، بانك مركزی برای اعلام این رقم با بحران مواجه شده است.

به گزارش خبرنگار «آینده»، كاهش رشد اقتصادی كشور به مرز یك درصد، در حالی اتفاق افتاده است كه سال 86 نرخ رسمی رشد اقتصادی ایران حدود 7 درصد گزارش شده بود، اما گزارش اخیر بانك مركزی، رشد اقتصادی سال 87 را 3/2 درصد نشان می‌دهد.

اگرچه چهار ماه قبل معاون بانك مركزی از كاهش بیش از 3 درصدی رشد اقتصادی خبر داده بود، اما آمارهای تكمیلی از شدیدتر شدن بحران اقتصادی و رسیدن رشد اقتصادی كشور به مركز یك درصد حكایت دارد.

این در حالی است كه روند كنونی اقتصاد و كسری شدید بودجه، دولت را ناگزیر كرده است بخش دیگر بودجه عمرانی را نیز صرف هزینه‌های جاری خود كند و ركود در سرمایه‌گذاری و پروژه‌های عمرانی را شدت بخشد.

بحران بی‌سابقه اقتصادی كشور پس از پایان جنگ در حالی ایجاد شده است كه دولت طی چهار سال اخیر از درآمد نجومی ارزی معادل 370 میلیارد دلار برخوردار بوده كه این رقم بیش از درآمد بیست ساله كشور در دوره 1380-1360 می‌باشد.

گفته می‌شود مسئولان بانك مركزی برای اعلام این كاهش شدید در رشد اقتصادی كشور، با بحران مواجه شده‌اند.


 

مـــرجـــع
 

 

»
ویرایش شده در - و ساعت -

نوشته شده توسط عـبــد عـا صـی ساعت 11:23 ب.ظ موضوع مطلب :‌

لینك ثابت ||| پیامگیر خصوصی   پیامگیر خصوصی

شنبه 17 بهمن 1388
حق مسلم نافرمانی مسالمت آمیزش!


 

 

 

 

حق مسلم نافرمانی مسالمت آمیزش!

 

 نافرمانی عمومی و مسالمت آمیز حق طبیعی و ضمنی هر فردی است. كسی كه از این حق خود صرف نظر كند انسان شمرده نمی‌شود.
تصور من از دموكراسی این است كه در این وضع باید ضعیف‌ترین مردم و نیرومندترین مردم امكانات مساوی داشته باشند.
آزادی جویی نامحدود فردی، قانون درندگان است.
اختلاف عقیده هرگز نباید به معنی خصومت و دشمنی باشد. اگر چنین باشد می‌بایست من و زنم دشمنان قسم ‌خورده یكدیگر باشیم.
 

"مـتـن کامـل"، لـیـنـک عـنـوان را کـلـیـک کـنـیـد

 

 

»
ویرایش شده در - و ساعت -

نوشته شده توسط عـبــد عـا صـی ساعت 02:16 ق.ظ موضوع مطلب :‌

لینك ثابت ||| پیامگیر خصوصی   پیامگیر خصوصی

شنبه 17 بهمن 1388
جشن ملی یا جشن دولتی؟

 

 

 

این روز ها که به خیابان بروید ، با حدود 6 ماه قبل تفاوتهای عمده ای می بینید.ممکن است فکر کنید درباره ی چه صحبت میکنم.افتتاح تونل توحید یا تعریض خیابان پیروزی یا فلزی شدن سطل آشغال ها برای جلوگیری از سوزانده شدن.نه.هیچ کدام از این ها نیست.6 ماه قبل،حدوداً در چنین روزهایی داشتیم به نیمه ی شعبان فکر می کردیم.میلاد حضرت مهدی (عج).که البته ملاحظات سیاسی نیز در جشن امسال وجود داشت.اما دقت کنیم و ببینیم که جشن های 6 ماه قبل با الان – جشن های دهه ی فجر- چه تفاوتی دارد؟

تفاوت آشکار جشن های 6 ماه قبل با حالا در ملی بودن یا مردمی بودن جشن های نیمه ی شعبان و دولتی بودن جشن های دهه ی فجر است.عدم نهاد سازی مردمی،تبدیل نهاد سازی های مردمی به نهاد های دولتی و سیطره ی کامل دولت را می توان از عوامل این "فاجعه" دانست.به تشریح عوامل می پردازیم.

حقیقت این است عدم دانش و تجربه ی کافی و مشکلات بسیار پس از انقلاب ، کادر سازی و متشکل کردن نهاد های مردمی را با وقفه روبرو کرد و پس از آن ما با یک خلا بزرگ در این زمینه مواجه شدیم.اگر هم نهاد های مردمی در این باره بود یا برای دفاع بود (مثل کمیته ها ) و یا برای عمران (مثل جهاد سازندگی) و ما پس از انقلاب نهادسازی های مردمی فرهنگی،تبلیغی و اندکی را مشاهده می کنیم.پر واضح است که می توان علت این امر را در اطمینان مردم به حاکمان جدید در این امور (فرهنگی و تبلیغی ) دانست.

در ضمن ، نهاد های مردمی ما هم کم کم به نهاد های دولتی تبدیل شده اند و نمونه ی بارز آن را می توان در نهادی مثل بسیج مستضعفین دانست.هر چند که در نام این نهاد هم رگه هایی مردمی دیده می شود اما به نظر می رسد که شرایط جنگی و لزوم فرماندهی واحد نیروها و نظم نظامی باعث شد که این نهاد رفته رفته به عنوان یکی از نیروهای مسلح وجهه ی مردمی خود را از دست بدهد.

دولت ها هم در این باره کم کاری کردند و نه آگاهی لازم را به مردم دادند و نه اینکه خود سعی کردند که کار را به مردم واگذار کنند.این شد که امروز برای دهه ی فجرمان.روز استقلال مان و روز ملی مان کمتر جشن ها و مراسم های مردمی می بینیم.چقدر در نیمه ی شعبان چراغانی های زیبا می بینیم.پرچم هایی که مردم خودشان خریده اند ، می بینیم و جوانهایی که می آیند و کوچه و خیابان را تزیین می کنند.آیا این صحنه ها را روزی در دهه ی فجر هم خواهیم دید؟آیا اگر روزی دولت اعلام کند که جشن 22 بهمن را برگزار نمی کند ، کسی آستین هایش را بالا می زند.
 

 

مـــرجـــع
 

 

»
ویرایش شده در - و ساعت -

نوشته شده توسط عـبــد عـا صـی ساعت 01:07 ق.ظ موضوع مطلب :‌

لینك ثابت ||| پیامگیر خصوصی   پیامگیر خصوصی

جمعه 16 بهمن 1388
تكرار یاد و خاطره حماسه سازان

 

 

 

 

 

اربعین حسینی، تكرار یاد و خاطره حماسه سازان كربلاست

 

سلام بر حسین و اربعینش، سلام بر اربعین و زائرانش!

و سلام بر اندوه های دل آنان كه به سوغات بر مزار كشتگان، عشق بردند و به مویه نشستند.

به شوق زیارت صحن و سرای جان فزایت، اربعین شهادتت را به سوگ می نشینیم،

یا حسین!

 

و اربعین از رازهای هستی است و اربعین حسین (ع) روز بسط لطف اوست بر پیروان و دوستدارانش. و در مقام حسین (ع) همین بس كه در زیارت اربعینش خطاب به جدشان محمد مصطفی (ص) و پدر بزرگوارشان حضرت علی (ع) و مادر گرامیشان فاطمه (س) میگوییم كه خداوند عزاداری شما را در رثاء حسین (ع) فبول فرماید.

 

اربعین در فرهنگ عاشورا

در فرهنگ عاشورا، اربعین به چهلمین شب شهادت حسین بن علی(ع) گفته میشود که مصادف با روز بیستم ماه صفر است. از سنتهای مردمی گرامی داشت چهلم مردگان است، که به یاد عزیز فوت شده خویش، خیرات و صدقات میدهند و مجلس یاد بود  بر پا میکنند، در روز بیستم صفر نیز، شیعیان، مراسم سوگواری عظیمی را در کشورها و شــــهرهای مختلف به یاد عاشورای حسینی بر پا میکنند. عاشقان و پیروان آن امام، در سحال اســـــرار اربعین به ذکر پرداخته و  باران اشکبار  چشم خویش را با مظلومیت حسین و یارانش پیوند می زنند. این راه، راه تداوم عشق است و بی گمان هیچگاه بی رهرو نخواهد بود.

 

 نخستین اربعین

در نخستین اربعین شهادت امام حسین (ع)، جابر بن عبدالله انصاری و عطیه عوفی موفق به زیارت تربت و قبر سید الشهدا شدند. بنا به برخی نقلها، در همان اربعین، کاروان اسرای اهل بیت (ع) دربازگشت از شام و سر راه مدینه، از کربلا گذشتند و با جابر دیدار کردند. البته برخی از مورخان نیز آن را نفی کرده و نپذیرفته اند، از جمله مرحوم محدث قمی در «منتهی الامال» دلایلی ذکر میکند که دیدار اهل بیت از کربلا در اربعین اول نبوده است. به هر حال، تکریم این روز و احیای خاطره غمبار عاشورا، رمز تداوم شعور عاشورایی در زمانهای بعد بوده است.

  

 اربعین و عرفان

 اربعین از رازهای هستی، خصوصیت عدد چهل و اسرار نهفته در آن براى ما روشن نیست. البته چه بسا، با توجه به ویژگى ‏هاى انسان، «چهل بار» تكرار یك رفتار پسندیده موجب ملكه  معنوى و تعمیق آن رفتار و قابلیت نزول فیض خاص خداوند مى ‏شود. در فرهنگ اسلامى هم عدد چهل (اربعین) جایگاه ویژه اى دارد. چله نشینى براى رفع حاجات، حفظ كردن چهل حدیث، اخلاص چهل صباح، كمال عقل در چهل سالگى، دعا براى چهل مؤمن، از این نمونه هاست.

آمده است که چون حضرت موسی (ع) را قابل استماع کلام بی واسطه خداوند میکردند چهل روز به خلوت فرستادند و خداوند فرمود: «… و اذا واعدنا موسی اربعین لیله »

پیامبر حکیم (ص) فرمود:

« من اخلص لله اربعین یوماً فجر الله ینابیع الحكمة من قلبه على لسانه»: هر كس چهل روز فقط براى خداوند تعالى اخلاص چشمه های خداوند ورزد حكمت را از قلبش بر زبانش جارى مى‏ سازد.»

صاحب مرصاد العباد، عارف نامی نجم الدین شیرازی نیز گفته است: "و عدد اربعین را خاصیتی است در استکمال چیزها که اعداد دیگر را نیست." چنانکه در حدیث صحیح آمده است:

ان خلق احدکم بجمع فی بطن امه اربعین یوما ثم یکون علقه مثل ذلک.

و خواجه علیه السلام ظهور چشمه های حکمت از دل بر زبان را اختصاص اخلاص اربعین صباحا فرموده است، و حوالت کمال تخمیر طینت آدم علیه السلام به اربعین صباحا کرد و از این نوع بسیار است."

  

 

فرا رسیدن اربعین شهادت پنجمین اهل کساء، سید الشهدا،

حضرت امام حسین بن علی   ( علیهما السلام )، و یاران با وفایش

را به تمامی مسلمین جهان و به خصوص شما دوست گرامی

تسلیت عرض می نماییم.

 



 

مـــرجـــع
 

 

»
ویرایش شده در - و ساعت -

نوشته شده توسط عـبــد عـا صـی ساعت 02:00 ب.ظ موضوع مطلب :‌

لینك ثابت ||| پیامگیر خصوصی   پیامگیر خصوصی

پنجشنبه 15 بهمن 1388
ای گنده تر از رستم و آرنولد و شِرک
پنجشنبه 15 بهمن 1388
کدوم بزغاله-ای به این میگه انتقاد!؟

 


 

 

 

 

کدوم بزغاله-ای به این میگه انتقاد!؟

 

 هنوز میل به مهرورزی وُ عدالتـخـواهی تو وجودت جوونه-م نزده! درآمـد ِ یک روزت صد هزار تومن بوده ، رفتی با ولخرجی یه بادش دادی حالا از مردم وُ مسئولین طلبکاری!!! ... الحمدلله مردم ما مردم ِ نمک-نشناسی نیستن ، ولی چه کنم برای همین تعداد اندک هم دلم میسوزه وُ متأسفم! بقول اون "فیلسوف شهیر" ِ چند هزار سال قبل ، فقط این نصیحت رو بهت میکنم : " چـو دَخـلـَت نیست ، خرج آهسته-ترکن "!!! ...

 

"مـتـن کامـل"، لـیـنـک عـنـوان را کـلـیـک کـنـیـد

 

 

»
ویرایش شده در - و ساعت -

نوشته شده توسط عـبــد عـا صـی ساعت 01:09 ق.ظ موضوع مطلب :‌

لینك ثابت ||| پیامگیر خصوصی   پیامگیر خصوصی

چهارشنبه 14 بهمن 1388
ما جایی به اسم "گنبد" نداریم! ...

 

 


 

 

 

 

ما جایی به اسم "گنبد" نداریم! ...  

 

 از کی تا حالا "مغازه-ی پوشاک داشتن "سکته مـیـآره"! ... از این فرافکنی بچگانه-ت هم میگذریم! تو باید هزار مرتبه خدا رو شُـکر کنی که که اسمت از تو صندوق وام بیرون اومده وُ رد ِ صلاحیت نشدی! ... وقتی ظاهر خودت وَ نامه-ات انقدر مشکوک بزنه ، وای بحال پرونده سوابق کار وُ فعالیت-هات! بیخودی "ننه من غریبم-بازی" در نیآر! "چند ماهه معطلم کردن ، بابام مغازه-ی پوشاک داشت وُ سکته کرد! جل الخالق! انقدر حرفای مشکوک زدی که خدمتگزاران مردم در این صندوق مجبور شدن حُـکـم کنند با دست خودت مغازه رو لـُخـت کنی ، تا هر چیز "غلط-اندازی" ، ...

 

"مـتـن کامـل"، لـیـنـک عـنـوان را کـلـیـک کـنـیـد

 

 

»
ویرایش شده در چهارشنبه 14 بهمن 1388 و ساعت 06:18 ب.ظ

نوشته شده توسط عـبــد عـا صـی ساعت 06:13 ب.ظ موضوع مطلب :‌

لینك ثابت ||| پیامگیر خصوصی   پیامگیر خصوصی

سه شنبه 13 بهمن 1388
نظام ناشی از ملت ، در خدمت ملت

 

 

 

ما می خواهیم نظام محفوظ باشد

 لكن نظام ناشی از ملت ، در خدمت ملت

 

به مناسبت 12 بهمن روز تاریخی ورود بنیانگذار جمهوری اسلامی به ایران و یادآوری نخستین و مهمترین چهارچوب حركتی نظام برآمده از اتقلاب اسلامی، متن كامل بیانات امام خمینی(ره) در بهشت زهرای تهران را مرور می كنیم.من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می كنم، من به واسطه اینكه ملت مرا قبول دارد. این آقا(محمدرضا شاه) كه خودش هم خودش را قبول ندارد، رفقایش هم قبولش ندارند، ملت هم قبولش ندارد، ارتش هم قبولش ندارد، فقط آمریكا از این پشتیبانی كرده و فرستاده به ارتش دستور داده كه از او پشتیبانی بكنید، انگلیس هم از این پشتیبانی كرده و گفته است كه باید از این پشتیبانی بكنید. یك نفر آدمی كه نه ملت قبولش دارد نه هیچ یك از طبقات ملت از هر جا بگوئید قبولش ندارند، بله چند تا از اشرار را دارند كه می آورند توی خیابان ها، از خودشان هست این اشرار، فریاد هم می كنند، از این حرف ها هم می زنند لكن ملت این است، این ملت است

 

 

به مناسبت 12 بهمن روز تاریخی ورود بنیانگذار جمهوری اسلامی به ایران و یادآوری نخستین و مهمترین چهارچوب حركتی نظام برآمده از اتقلاب اسلامی، متن كامل بیانات امام خمینی(ره) در بهشت زهرای تهران را مرور می كنیم.

متن کامل بیانات امام(ره) در 12 بهمن 57 به شرح ذیل است:


بسم الله الرحمن الرحیم ما در این مدت مصیبت ها دیده ایم، مصیبت های بسیار بزرگ و بعضی پیروزها حاصل شد كه البته آن هم بزرگ بوده، مصیبت های زن های جوان مرده، مردهای اولاد از دست داده، طفل های پدر از دست داده. من وقتی چشمم به بعضی از اینها كه اولاد خودشان را از دست داده اند می افتد، سنگینی در دوشم پیدا می شود كه نمی توانم تاب بیاورم. من نمی توانم از عهده این خسارات كه بر ملت ما وارد شده است برآیم، من نمی توانم تشكر از این ملت بكنم كه همه چیز خودش را در راه خدا داد، خدای تبارك و تعالی باید به آنها اجر عنایت فرماید. من به مادرهای فرزند از دست داده تسلیت عرض می كنم و در غم آنها شریك هستم.

من به پدرهای جوان داده، من به آنها تسلیت عرض می كنم. من به جوان هائی كه پدرانشان را در این مدت از دست داده اند تسلیت عرض می كنم. خوب، ما حساب بكنیم كه این مصیبت ها برای چه به این ملت وارد شد، مگر این ملت چه می گفت و چه می گوید كه از آنوقتی كه صدای ملت در آمده است تا حالا قتل و ظلم و غارت و همه اینها ادامه دارد. ملت ما چه می گفتند كه مستحق این عقوبات شدند ملت ما یك مطلبش این بود كه این سلطنت پهلوی از اول كه پایه گذاری شد برخلاف قوانین بود. آنهائی كه در سن من هستند، می دانند و دیده اند كه مجلس موسسان كه تاسیس شد، با سرنیزه تاسیس شد، ملت هیچ دخالت نداشت در مجلس موسسان، مجلس موسسان را با زور سرنیزه تاسیس كردند و با زور، وكلای آن را وادار كردند به اینكه به رضاشاه رای سلطنت بدهند. پس این سلطنت از اول یك امر باطلی بود، بلكه اصل رژیم سلطنتی از اول خلاف قانون و خلاف قواعد عقلی است و خلاف حقوق بشر است. برای اینكه ما فرض می كنیم كه یك ملتی تمامشان رای داند كه یك نفری سلطان باشد، بسیار خوب، اینها از باب اینكه مسلط بر سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند، رای آنها برای آنها قابل است؛ لكن اگر چنانچه یك ملتی رای دادند (ولو تمامشان) به اینكه اعقاب این سلطان هم سلطان باشد، این به چه حقی ملت پنجاه سال از این، سرنوشت ملت بعد را معین می كند سرنوشت هر ملتی به دست خودش است.

ما در زمان سابق، فرض بفرمائید كه زمان اول قاجاریه نبودیم، اگر فرض كنیم كه سلطنت قاجاریه به واسطه یك رفراندمی تحقق پیدا كرد و همه ملت هم ما فرض كنیم كه رای مثبت دادند، اما رای مثبت دادند بر آقامحمدخان قجر و آن سلاطینی كه بعدها می آیند. در زمانی كه ما بودیم و زمان سلطنت احمدشاه بود، هیچ یك از ما زمان آقامحمدخان را ادراك نكرده، آن اجداد ما كه رای دادند برای سلطنت قاجاریه، به چه حقی رای دادند كه زمان ما احمد شاه سلطان باشد سرنوشت هر ملت دست خودش است. ملت در صد سال پیش از این، صدوپنجاه سال پیش از این، یك ملتی بوده، یك سرنوشتی داشته است و اختیاری داشته ولی او اختیار ماها را نداشته است كه یك سلطانی را بر ما مسلط كند. ما فرض می كنیم كه این سلطنت پهلوی، اول كه تاسیس شد به اختیار مردم بود و مجلس موسسان را هم به اختیار مردم تاسیس كردند و این اسباب این می شود كه - بر فرض اینكه این امر باطل، صحیح باشد- فقط رضاخان سلطان باشد، آن هم بر آن اشخاصی كه در آن زمان بودند و اما محمد رضا سلطان باشد بر این جمعیتی كه الان بیشتر شان، بلكه الا بعض قلیلی از آنها ادارك آنوقت را نكرده اند، چه حقی داشتند ملت در آن زمان، سرنوشت ما را در این زمان معین كنند؛ بنابر این سلطنت محمدرضا اولا كه چون سلطنت پدرش خلاف قانون بود و با زور و با سرنیزه تاسیس شده بود مجلس، غیر قانونی است، پس سلطنت محمدرضا هم غیر قانونی است و اگر چنانچه سلطنت رضاشاه فرض بكنیم كه قانونی بوده، چه حقی آنها داشتند كه برای ما سرنوشت معین كنند هر كسی سرنوشتش با خودش است، مگر پدرهای ما ولی ما هستند؟ مگر آن اشخاصی كه درصد سال پیش از این، هشتاد سال پیش از این بودند، می توانند سرنوشت یك ملتی را كه بعدها وجود پیدا كنند، آنها تعیین بكنند؟ این هم یك دلیل كه سلطنت محمدرضا سلطنت قانونی نیست. علاوه بر این، این سلطنتی كه در آنوقت درست كرده بودند و مجلس موسسان هم ما فرض كنیم كه صحیح بوده است، این ملتی كه سرنوشت خودش با خودش باید باشد، در این زمان می گوید كه ما نمی خواهیم این سلطان را. وقتی كه اینها رای دادند به اینكه ما سلطنت رضاشاه را، سلطنت محمدرضاشاه را، رژیم سلطنتی را نمی خواهیم، سرنوشت اینها با خودشان است. این هم یك راه است از برای اینكه سلطنت او باطل است.

حالا می آئیم سراغ دولت هائی كه ناشی شده از سلطنت محمدرضا و مجلس هائی كه ما داریم. در تمام طول مشروطیت الا بعضی از زمان ها آن هم نسبت به بعض از وكلا، مردم دخالت نداشتند در تعیین وكلا. شما الان اطلاع دارید كه در این مجلسی كه حالا هست، چه مجلس شورا و چه مجلس سنا و شما ملت ایران هستید، شما ملتی هستید كه در تهران سكنی دارید، من از شما مردم تهران سوال می كنم كه آیا این وكلائی كه در مجلس هستند، چه در مجلس سنا و چه در مجلس شورا شما اطلاع داشتید كه اینها را خودتان تعیین كنید اكثر این مردم می شناسند این افرادی را كه به عنوان مجلس و به عنوان وكیل مجلس سنا یا مجلس شورا در مجلس هستند یا این هم با زور تعیین شده بدون اطلاع مردم. مجلسی كه بدون اطلاع مردم است و بدون رضایت مردم است، این مجلس، مجلس غیرقانونی است. بنابر این اینهائی كه در مجلس نشسته اند و مال ملت را گرفته اند به عنوان اینكه حقوق هر فرض كنید كه وكیلی اینقدر است، این حقوق را حق نداشتند بگیرند و ضامن هستند. آنهائی هم كه در مجلس سنا هستند، آن ها هم حق نداشتند و ضامن هستند. و اما دولتی كه ناشی می شود از یك شاهی كه خودش و پدرش غیر قانونی است، خودش علاوه بر او غیرقانونی است، وكلائی كه تعیین كرده است غیرقانونی است، دولتی كه از همچو مجلسی و همچو سلطانی انشا بشود، این دولت غیرقانونی است. این ملت حرفی را كه داشتند در زمان محمدرضاخان می گفتند كه این سلطنت را ما نمی خواهیم و سرنوشت ما با خود ماست. در حالا هم می گویند كه ما این وكلا را غیرقانونی می دانیم، این مجلس سنا را غیرقانونی می دانیم، این دولت را غیرقانونی می دانیم. آیا كسی كه خودش از ناحیه مجلس، از ناحیه مجلس سنا، از ناحیه شاه منصوب است و همه آنها غیر قانونی هستند، می شود كه قانونی باشد ما می گوئیم كه شما غیر قانونی هستید باید بروید. ما اعلام می كنیم كه دولتی كه به اسم دولت قانونی خودش را معرفی می كند، حتی خودش قبول ندارد كه قانونی است، خودش تا چند سال پیش از این، تا آنوقتی كه دستش نیامده بود این وزارت، قبول داشت كه غیرقانونی است، حالا چه شده است كه می گوید من قانونی هستم این مجلس غیرقانونی است، از خود وكلا بپرسید كه آیا شما را ملت تعیین كرده است هر كدام ادعا كردند كه ملت تعیین كرده است، ما دستشان را می دهیم دست یك نفر آدم ببرد او را در حوزه انتخابیه اش، در حوزه انتخابیه اش از مردم سوال می كنیم كه این آقا آیا وكیل شما هست، شما او را تعیین كردید حتما بدانید كه جواب آنها نفی است. بنابر این آیا یك ملتی كه فریاد می كند كه ما این دولت مان، این شاه مان، این مجلس مان برخلاف قوانین است و حق شرعی و حق قانونی و حق بشری ما این است كه سرنوشت مان دست خودمان باشد، آیا حق این ملت این است كه یك قبرستان شهید برای ما درست بكنند، در تهران، یك قبرستان هم در جاهای دیگر من باید عرض كنم كه محمد رضای پهلوی، این خائن خبیث برای ما رفت، فرار كرد و همه چیز ما را به باد داد. مملكت ما را خراب كرد، قبرستان های ما را آباد كرد. مملكت ما را از ناحیه اقتصاد خراب كرد. تمام اقتصاد ما الان خراب است و از هم ریخته است كه اگر چنانچه بخواهیم ما این اقتصاد را به حال اول برگردانیم، سال های طولانی با همت همه مردم، نه یك دولت این كار را می تواند بكند و نه یك قشر از اقشار مردم این كار را می توانند بكنند، تا تمام مردم دست به دست هم ندهند نمی توانند این به هم ریختگی اقتصاد را از بین ببرند. شما ملاحظه كنید، به اسم اینكه ما می خواهیم زراعت را، دهقان ها را دهقان كنیم، تا حالا رعیت بودند و ما می خواهیم حالا دهقانشان كنیم، اصلاحات ارضی درست كردند، اصلاحات ارضی شان بعد از این مدت طولانی به اینجا منتهی شد كه بكلی دهقانی از بین رفت، بكلی زراعت ما از بین رفت و الان شما در همه چیز محتاجید به خارج؛ یعنی محمدرضا این كار را كرد تا بازار درست كند از برای آمریكا و ما محتاج به او باشیم در اینكه گندم از او بیاوریم، برنج از او بیاوریم، همه چیز را، تخم مرغ از او بیاوریم یا از اسرائیل كه دست نشانده آمریكاست بیاوریم. بنابراین كارهائی كه این آدم كرده به عنوان اصلاح، این كارها خودش افساد بوده است. قضیه اصلاحات ارضی یك لطمه ای بر مملكت ما وارد كرده است كه تا شاید بیست سال دیگر ما نتوانیم این را جبرانش بكنیم مگر همه ملت دست به هم بدهند و كمك كنند تا سال بگذرد و جبران بشود این معنا. فرهنگ ما را یك فرهنگ عقب نگه داشته درست كرده است، فرهنگ ما را این عقب نگه داشته به طوری كه جوان های ما تحصیلاتشان در اینجا تحصیلات تام و تمام نیست و باید بعد از اینكه یك مدتی در اینجا یك نیمه تحصیلی كردند آن هم با این مصیبت ها، آن هم با این چیزها، باید بروند در خارج تحصیل بكنند. ما پنجاه سال است، بیشتر از پنجاه سال است دانشگاه داریم و قریب سی و چند سال است كه این دانشگاه را داریم لكن چون خیانت شده است به ما، از این جهت رشد نكرده، رشد انسانی ندارد، تمام انسان ها و نیروی انسانی ما را از بین برده است این آدم. این آدم به واسطه نوكری كه داشته، مراكز فحشا درست كرده، تلویزیونش مركز فحشاست، رادیویش بسیاریش فحشاست، مراكزی كه اجازه دادند برای اینكه باز باشد، مراكز فحشاست، اینها دست به دست هم دادند. در تهران مركز مشروب فروشی بیشتر از كتابفروشی است، مراكز فساد دیگر الی ماشائالله است. برای چه سینمای ما مركز فحشاست. ما با سینما مخالف نیستیم ما با مركز فحشا مخالفیم. ما با رادیو مخالف نیستیم ما با فحشا مخالفیم. ما با تلویزیون مخالف نیستیم ما با آن چیزی كه در خدمت اجانب برای عقب نگه داشتن جوانان ما و از دست دادن نیروی انسانی ماست، با آن مخالف هستیم. ما كی مخالفت كردیم با تجدد، با مراتب تجدد مظاهر تجدد وقتی كه از اروپا پایش را در شرق گذاشت خصوصا در ایران، مركز چیزی كه باید از آن استفاده تمدن بكنند ما را به توحش كشانده است. سینما یكی از مظاهر تمدن است كه باید در خدمت این مردم، در خدمت تربیت این مردم باشد و شما می دانید كه جوان های ما را اینها به تباهی كشیده اند و همین طور سایر این جاها. ما با اینها در این جهات مخالف هستیم. اینها به همه معنا خیانت كرده اند به مملكت ما. و اما نفت ما، تمام نفت ما را به غیر دادند، به آمریكا و غیر از آمریكا دادند، آنی كه به آمریكا دادند عوض چه گرفتند عوض، اسلحه برای پایگاه درست كردن برای آقای آمریكا. ما، هم نفت دادیم و هم پایگاه برای آنها درست كردیم. آمریكا با این حیله كه این مرد هم دخالت داشت، با این حیله نفت را از ما برد و برای خودش در عوض پایگاه درست كرد یعنی اسلحه آورده اینجا كه ارتش ما نمی تواند این اسلحه را استعمال بكند، باید مستشارهای آنها باشند، باید كارشناس های آنها باشند. این هم از ناحیه نفت كه این نفت ما را اگر چند سال دیگر خدای نخواسته این عمر پیدا كرده بود، عمر سلطنتی پیدا كرده بود، مخازن نفت ما را تمام كرده بود، زراعت مان را هم كه تمام كرده، این ملت بكلی ساقط شده بود و باید عملگی كند برای اغیار. ما كه فریاد می كنیم از دست این، برای این است. خون های جوان های ما برای این جهات ریخته شده، برای اینكه آزادی می خواهیم ما. ما پنجاه سال است كه در اختناق بسر بردیم، نه مطبوعات داشتیم، نه رادیوی صحیح داشتیم، نه تلویزیون صحیح داشتیم، نه خطیب توانست حرف بزند، نه اهل منبر می توانستند حرف بزنند، نه امام جماعت می توانست آزاد كار خودش را ادامه بدهد، نه هیچ یك از اقشار ملت كارشان را می توانستند ادامه بدهند و در زمان ایشان هم همین اختناق به طریق بالاتر باقی است و باقی بود و الا هم باز نیمه حشاشه او كه باقی است، نیمه حشاشه این اختناقی هم باقی است. ما می گوئیم كه خود آن آدم، دولت آن آدم، مجلس آن آدم، تمام اینها غیر قانونی است واگر ادامه به این بدهند اینها مجرمند و باید محاكمه بشوند و ما آنها را محاكمه می كنیم.

من دولت تعیین می كنم، من تو دهن این دولت می زنم، من دولت تعیین می كنم، من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می كنم، من به واسطه اینكه ملت مرا قبول دارد (تكبیر حضار) این آقا كه خودش هم خودش را قبول ندارد، رفقایش هم قبولش ندارند، ملت هم قبولش ندارد، ارتش هم قبولش ندارد، فقط آمریكا از این پشتیبانی كرده و فرستاده به ارتش دستور داده كه از او پشتیبانی بكنید، انگلیس هم از این پشتیبانی كرده و گفته است كه باید از این پشتیبانی بكنید. یك نفر آدمی كه نه ملت قبولش دارد نه هیچ یك از طبقات ملت از هر جا بگوئید قبولش ندارند، بله چند تا از اشرار را دارند كه می آورند توی خیابان ها، از خودشان هست این اشرار، فریاد هم می كنند، از این حرف ها هم می زنند لكن ملت این است، این ملت است (اشاره به حضار). می گوید كه در یك مملكت كه دو تا دولت نمی شود. خوب واضح است این، یك مملكت دو تا دولت ندارد لكن دولت غیرقانونی باید برود، تو غیرقانونی هستی، دولتی كه ما می گوئیم، دولتی است كه متكی به آرای ملت است، متكی به حكم خداست، تو باید یا خدا را انكار كنی یا ملت را. باید سرجایش بنشیند این آدم و یا اینكه به امر آمریكا و اینها وادار كند یك دسته ای از اشرار را این ملت را قتل عام كند. ما تا هستیم نمی گذاریم اینها سلطه پیدا كنند، ما نمی گذاریم دوباره اعاده بشود آن حیثیت سابق و آن ظلم های سابق، ما نخواهیم گذشت كه محمدرضا برگردد، اینها می خواهند او را برگردانند، بیدار باشید. ای مردم! بیدار باشید، نقشه دارند می كشند، ستاد درست كرده مردیكه در آن جائی كه هست، روابط دارند درست می كنند، می خواهند دوباره ما را برگردانند به آن عهدی كه همه چیزمان اختناق در اختناق باشد و همه هستی ما به كام آمریكا برود. ما نخواهیم گذاشت، تا جان داریم نخواهیم گذاشت و من از خدای تبارك و تعالی سلامت همه شما را خواستار هستم و من عرض می كنم بر همه ما واجب است كه این نهضت را ادامه بدهیم تا آنوقتی كه اینها ساقط بشوند و ما به واسطه آرای مردم، مجلس سنا درست بكنیم و دولت اول را، دولت دائمی را (مقصود من از مجلس سنا مجلس موسسان بود، نه مجلس سنا. مجلس سنا اصلش یك حرف مزخرفی است، همیشه بوده.) تعیین بكنیم. و من باید یك نصحیت به ارتش بكنم و یك تشكر از یكی از اركان ارتش، یك قشرهائی از ارتش. اما آن نصحیتی كه می كنم این است كه ما می خواهیم كه شما مستقل باشید، ماها داریم زحمت می كشیم، ماها خون دادیم، ماها جوان دادیم، ماها حیثیت و آبرو دادیم، مشایخ ما حبس رفتند، زجر كشیدند، می خواهیم كه ارتش ما مستقل باشد. آقای ارتشبد! شما نمی خواهید شما نمی خواهید مستقل باشید آقای سرلشكر! شما نمی خواهید مستقل باشید، شما می خواهید نوكر باشید من به شما نصحیت می كنم كه بیائید در آغوش ملت، همان كه ملت می گوید بگوئید، ما باید مستقل باشیم، ملت می گوید ارتش باید مستقل باشد، ارتش نباید زیر فرمان مستشارهای آمریكا و اجنبی باشد، شما هم بیائید، ما برای خاطر شما این حرف را می زنیم، شما هم بیائید برای خاطر خودتان این حرف را بزنید، بگوئید (ما می خواهیم مستقل باشیم، ما نمی خواهیم این مستشارها باشند.) ما كه این حرف را می زنیم كه ارتش باید مستقل باشد، جزای ما این است كه بریزید توی خیابان خون جوان های ما را بریزید كه چرا می گوئید من باید مستقل باشم ما می خواهیم تو آقا باشی. و اما تشكر می كنم از این قشرهائی كه متصل شدند به ملت، اینها آبروی خودشان را، آبروی كشورشان را، آبروی ملت شان را اینها حفظ كردند. این درجه دارها، همافرها، افسرهای نیروی هوائی، اینها همه مورد تشكر و تمجید ما هستند و همین طور آنهائی كه در اصفهان و در همدان و در سایر جاها، اینها تكلیف شرعی، ملی، كشوری خودشان را دانستند و به ملت ملحق شدند و پشتیبانی از نهضت اسلامی ملت را كردند ما از آنها تشكر می كنیم و به اینهائی كه متصل نشدند می گوئیم كه متصل بشوید به اینها، اسلام برای شما بهتر از كفر است، ملت برای شما بهتر از اجنبی است. ما برای شما می گوئیم این مطلب را، شما هم برای خودتان این كار را بكنید، رها بكنید این را، خیال نكنید كه اگر رها كردید ما می آئیم شما را به دار می زنیم. این چیزهائی است كه شماها یا كسان دیگر درست كرده اند والا این همافرها و این درجه دارها و این افسرها كه آمدند و متصل شدند، ما با كمال عزت و سعادت آنها را حفظ می كنیم و ما می خواهیم كه مملكت، مملكت قوی باشد، ما می خواهیم كه مملكت دارای یك نظام قدرتمند باشد، ما نمی خواهیم نظام را به هم بزنیم، ما می خواهیم نظام محفوظ باشد لكن نظام ناشی از ملت در خدمت ملت، نه نظامی كه دیگران سرپرستی اش را بكنند و دیگران فرمان به آن بدهند. والسلام علیكم ورحمت الله وبركاته



 

مـــرجـــع 

 

 


 

»
ویرایش شده در - و ساعت -

نوشته شده توسط عـبــد عـا صـی ساعت 01:33 ق.ظ موضوع مطلب :‌

لینك ثابت ||| پیامگیر خصوصی   پیامگیر خصوصی

یکشنبه 11 بهمن 1388
سازمان ارشاد امنیت ملی

 


 

 

 

 

سازمان ارشاد امنیت ملی  

 

 حالا از این جـُرمها وُ خطاهات میگذریم ، شمای معلوم الحال چقدر پخش اکاذیب میکنید! چقدر شایعه تو این فضای "آرامـبـخـش" جامعه شوت میکنین!!! بعله تا سه چار سال پیش ، برای دولت مهرورزی "دو-سه" روزی طول میکشید تا کار ارباب رجوع رو تموم کنه! ولی حالا که همه جیز دیجیتالی شده ، همه کارها "به-روزه"!!! ...تازه اگه ریگی هم به کفش نداشته باشی ، حتما پرونده-ت ناقصه ؛ حتی آدرس وُ شماره تلفن-ت!!! ... اصلا از کجا معلوم که پرونده-ی عوضی تحویل نداده باشی!!! ...

 

 

"مـتـن کامـل"، لـیـنـک عـنـوان را کـلـیـک کـنـیـد

 

 

»
ویرایش شده در - و ساعت -

نوشته شده توسط عـبــد عـا صـی ساعت 04:12 ب.ظ موضوع مطلب :‌

لینك ثابت ||| پیامگیر خصوصی   پیامگیر خصوصی

شنبه 10 بهمن 1388
گریه هدیه تهرانی نزد مشایی و مرجع تقلیدش

 

 

 

گریه هدیه تهرانی نزد

مشایی و مرجع تقلیدش





دبیر کل جامعه اسلامی وعاظ گفت سؤالات زیادی مانده که هنوز از مشایی پرسیده نشده است.

حجت الاسلام جعفر شجونی با بیان اینکه درخصوص دیدار هدیه‌تهرانی و رحیم مشایی از رحیم مشایی سئوال کرده است، گفت:«رحیم مشایی گفت که برای دیدن نمایشگاه هدیه تهرانی به این نمایشگاه رفته و خطاب به خانم تهرانی گفته که عکس‌های شما توحیدی است و انسان را یاد خدا می‌اندازد، که در این حال خانم تهرانی گریه کرد و خطاب به مشایی گفته است که شما اولین کسی هستید که این مسائل را به من می‌گوید.»

شجونی افزود:«مشایی در خصوص عکس خود با هدیه‌تهرانی نیز گفت که برخی‌ها شیطنت‌کرده و با امکانات کامپیوتری فاصله من با خانم تهرانی را در این عکس نزدیک کرده بودند که باید گفت که این عکس غیر واقعی است.»

شجونی با بیان اینکه از مشایی پرسیدم، مردم از ما می‌پرسند که آقای مشایی شیعه است یا سنی و اصلا مرجع تقلید وی کیست؟ گفت: مشایی در پاسخ به من گفت مرجع تقلید من آقای شجونی است.

 

 

مـــرجـــع
 

»
ویرایش شده در - و ساعت -

نوشته شده توسط عـبــد عـا صـی ساعت 12:58 ب.ظ موضوع مطلب :‌

لینك ثابت ||| پیامگیر خصوصی   پیامگیر خصوصی

شنبه 10 بهمن 1388
گشنگی نکشیدین تا عاشقی یادتون بره!

 


 

 

 

 

گشنگی نکشیدین تا عاشقی یادتون بره!

 

 هیچ لازم نیست که وضع استانها رو از نزدیک ببینیم! خدمتگزاران این مردم دائم دارند تو سفرهای استانی مشکلات مردم رو حل میکنند! اگه شما وُ امثال شما "بلندگوهای دشمن" ، چند ماه ، چند ماه ، پول خرید میوه ندارین ، پس این همه میوه رو کی مـیـ خـره! کی مـیـ خـوره! ...

 

"مـتـن کامـل"، لـیـنـک عـنـوان را کـلـیـک کـنـیـد

 

 

»
ویرایش شده در - و ساعت -

نوشته شده توسط عـبــد عـا صـی ساعت 12:57 ق.ظ موضوع مطلب :‌

لینك ثابت ||| پیامگیر خصوصی   پیامگیر خصوصی

جمعه 9 بهمن 1388
حلقه-ی خدمتگزاران مـردم! ...

 

 

 

حلقه-ی خدمتگزاران مـردم! ...

 

 برادر عزیز ، شماره 1910 ، ما مسئولین مملکت هم نوکر مردمـیـم وُ خدمتگزار! ... ما به وجود همکارانی مثل شما افتخار میکنیم ، شما که "جذب" شده-اید ، حتما از روی تواضع میخواهید بگین ...

 

"مـتـن کامـل"، لـیـنـک عـنـوان را کـلـیـک کـنـیـد

 

 

»
ویرایش شده در - و ساعت -

نوشته شده توسط عـبــد عـا صـی ساعت 01:58 ق.ظ موضوع مطلب :‌

لینك ثابت ||| پیامگیر خصوصی   پیامگیر خصوصی

پنجشنبه 8 بهمن 1388
وحدت با ظلم بدست نمی آید!

 

 

وحدت با ظلم بدست نمی آید!
 

 

 

اقتدار علوی:
وحدت با ظلم بدست نمی آید!
سیدضیا مرتضوی
*حجة الاسلام و المسلمین سید ضیاء مرتضوی اشكذری

اقتدار به هر معنایى كه باشد و پیش‏زمینه‏ها و شرایط آن هر چه باشد، اما بى‏شك بخش اصلى مسؤولیت بر دوش مردم است. وحدت ملی نیز در همین سیاق است. اعضاى جامعه با ایفاى نقش بى‏بدیل خود به فراخور سهمى كه بر عهده دارند، «قاعده» هرم اقتدار و وحدت آن جامعه و ملت را فراهم مى‏سازند.

اینكه در تقویت و تعمیق اقتدار ملى در دو بعد داخلى و خارجى، این قاعده چه مسؤولیتها و وظایفى را بر عهده دارد و اینكه این قاعده در جامعه اسلامى ما با ویژگیهاى خود چگونه تعریف مى‏شود و اینكه آیا «وحدت و اقتدار ملى» در هر جامعه و متناسب با ویژگیهاى انسانى، اعتقادى، طبیعى و سیاسى آن، تعریف ویژه‏اى مى‏طلبد و پرسشهایى از این دست را باید در جاى دیگر بررسى كرد؛ اما بى‏شك، حكومت و نظام سیاسى جامعه نیز در طراز نقش و سهم بى‏بدیل مردم، در دستیابى به وحدت و اقتدار ملى و تقویت آن نقش و مسؤولیت دارد و تنها با پاسخگویى و عمل به مسؤولیتها و تكالیف خویش است كه مى‏توان به آنچه اینك به نام «اقتدار ملى» و «وحدت ملى» خوانده مى‏شود دست یافت.

چه اینكه اگر ملتى به مسؤولیتهاى خویش در مقابل قانون و حكومت و هر آنچه كه برخاسته از هویت جمعى و ملى او مى‏باشد تن ندهد و به طراز مطالبات خود از حكومت، به ایفاى نقش ملى و عمل به مسؤولیتهاى مرتبط به آن نپردازد، به همان میزان از وحدت و اقتدار كه چیزى جز اقتدار و وحدت جامعه، مركب از ملت و دولت نیست كاسته است. تنظیم درست حقوق متقابل دولت و مردم و اداى متقابل آن است كه مناسبات سالم اجتماعى و علقه‏ها و رشته‏هاى مستحكم آن را پدید می آورد و موجب استوارى دین و ارزشهاى متعالى و مشترك مردم مى‏شود. تنها در این صورت است كه به مفاد گفته امیرالمؤمنین(ع)، مى‏توان از وحدت و اقتدار ملى سخن گفت و جامعه‏اى استوار همراه با نظامى قدرتمند در داخل و در عرصه جهانى داشت.

امیرالمؤمنین(ع) در سخنى كه در صفین ایراد كرده -و نه در شرایط آرام جامعه، كه سخن راندن در باره حقوق مردم امرى دشوار نخواهد بود- پس از تأكید بر برابرى حقوق و تكالیف آحاد جامعه و اینكه هر حقى منشأ تكلیفى است و هر تكلیفى، حقى را در جامعه پدید می آورد، به بزرگترین و بااهمیت‏ترین بخش حقوق اشاره مى‏كند كه حقوق و تكالیف متقابل حكومت و مردم مى‏باشد. و آن را دستگاه الفت و پیوندهاى سالم اجتماعى و مایه استوارى دین مى‏شمارد و اصلاح مردم را تنها در سایه صلاح حاكمان و صلاح حاكمان را در سایه مستقیم بودن و راست‏كردارى مردم معرفى مى‏كند، آن گاه مى‏افزاید:
آن گاه كه مردم، حق زمامدار را ادا كنند و زمامدار حق مردم را ادا كند، حق در میان آنان استوار [عزیز] گردد و راهها و برنامه‏هاى دین بر پا شود و نشانه‏هاى عدالت راست شود و برگرده رام آن، سنتها و روشهاى نیك [الهى‏] جریان یابد، و بدین سان، روزگار سالم گردد و در بقاى حكومت امید رود و طمع‏ورزیهاى دشمنان به ناامیدى گراید.»

اختلاف كلمه، پدید آمدن نشانه‏ها و راههاى ستم، گسترش فساد در دین، رها شدن راهها و روشهاى نیك، در نتیجه: هواپرستى، تعطیلى احكام الهى، گسترش ناهنجاریهاى مردم، بى‏پروایى در برابر پایمال شدن حقوق و ارتكاب گناهان بزرگ، و در نتیجه: «ذلت» نیكان و «عزت» بدان و شدت گرفتن پیامدهاى ناگوار الهى آن، امورى است كه در ادامه سخن على(ع) در مقابل، به عنوان تبعات نافرمانى و قانون‏شكنى مردم از یك سو، و ستم و زورگویى حاكم از سوى دیگر، گوشزد شده است.
آنچه در این فرصت مورد نظر است، توجه دادن به مسؤولیت دینی و نقشى است كه در تقویت و حفظ وحدت و اقتدار ملى بر عهده خود نظام اسلامى مى‏باشد.

این نقش و مسؤولیت در این بخش، طبعاً به فراخور حوزه اختیارات و وظایف بر مجموعه دستگاهها و مسؤولانى كه بار مدیریت جامعه را بر عهده دارند توزیع مى‏گردد و از همین روى است كه در این بخش، بیشترین مسؤولیت در گسترش، تقویت و حفظ وحدت و اقتدار ملى را، حاكم اسلامی بر عهده دارد و سپس دیگر دستگاههاى حكومت.

از طرف دیگر، اگر تقویت و حفظ وحدت و اقتدار ملى را مجموعاً برخاسته از دو بخش حكومت و مردم و مجموع ویژگیها و عملكرد آن دو بدانیم - چنان كه غیر از این نیز نمى‏تواند باشد - هر نیمه تنها در سایه تحقق نیمه دیگر و به شرط آن، تأثیرگذار و عامل دستیابى به اتحاد و اقتدار خواهد بود.

یك حكومت حتى اگر بهترین شرایط را دارا باشد و به همه مسؤولیتهاى خود عمل كند، چیزى از حقوق جامعه و آحاد مردم را فرو نگذارد، و حتى از بهترین منابع مالى و موقعیت طبیعى برخوردار باشد، نظام ارزشى و خاستگاه قوانین و مقررات و سلوك حكومتى آن، همه الهى باشد، حتى انسان كامل و شایسته‏اى چون امیرالمؤمنین(ع) زمامدارى آن را بر عهده داشته باشد، اما مردمان آن، تن به مسؤولیتهاى خویش ندهند و تنها به مطالبات خود از نظام حاكم چشم بدوزند و وظایف خود را نادیده بگیرند و چنان شود كه به تعبیر على(ع) «كار من و شما یكسان نیست، من شما را براى خدا مى‏خواهم و شما مرا براى خودتان»،(2) پرواضح است كه آن حكومت نیز نمى‏تواند حكومتى مقتدر باشد و نقش خویش را در دستیابى به اتحاد و اقتدار ملى ایفا كند و «لارأى لمن لایطاع».(3)

چه اینكه در تحلیل و ارزیابى سطح اقتدار حكومت على(ع) با همین مشكل اساسى مواجه مى‏گردیم؛ یعنى مشكل نافرمانى و مسؤولیت‏گریزى بخش عمده ای از شهروندان و توده جامعه.

سوى دیگر موضوع نیز همین است؛ اگر حكومت به مسؤولیتهاى خود در برابر مردم به شایستگى عمل نكند و مسؤولان آن، در لباس خدمتگزارى، تنها مردم را در خدمت حكومت و دست‏اندركاران آن، پندارند و به فراخور شایستگى، وظیفه‏شناسى و اداى مسؤولیت از سوى مردم، به آنان خدمت نكنند و شرط مردم‏دارى را به جا نیاورند، راهى براى دستیابى به وحدت و اقتدار ملى وجود نخواهد داشت جز آنكه آن ملت، نخست اقتدار خود را در اصلاح حكومت و تصحیح سلوك زمامداران خویش به كار گیرد و زمینه استوارسازى نقش خود را فراهم آورد.

روى سخن اینك متوجه همین بخش است، یعنى مسؤولیتى كه نظام اسلامى و مسؤولان آن در شناخت درست جامعه و واقیعات، بازنگرى، سالم‏سازى، تصحیح روشها و تقویت سلوك شایسته خود بر عهده دارند. یك نظام سیاسى براى تقویت وحدت و اقتدار ملى، طبعاً مسؤولیتهاى مستقیمى را بر عهده دارد كه مستقیماً جزء زیرمجموعه كاركردهاى نظام براى گسترش، تقویت و حفظ وحدت و اقتدار ملى به شمار مى‏رود اما تردیدى نیست - چنان كه در سخن على(ع) گذشت - آنچه بیش از همه در این بخش براى كسب اقتدار ملى و تقویت و تعمیق آن، هم در بعد داخلى و هم در عرصه جهانى نقش ایفا مى‏كند عمل كردن نظام به وظایف خود و اصلاح سلوك حكومتى و اداى حقوقى است كه بر عهده آن است، یعنى همان امورى كه نوعاً، مستقیماً در حوزه عملكردهاى حكومت براى تقویت اتحاد و اقتدار ملى به شمار نمى‏رود اما نقش نخست را بر عهده دارد.

به عنوان مثال، آیا مى‏توان از وحدت و اقتدار سخن گفت اما از عدالت اجتماعى، اعم از عدالت سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و مبارزه با تبعیض در این زمینه ها سخنى نگفت. آیا جامعه‏اى كه در آن مردمانش از بى‏عدالتى رنج مى‏برند و اقلیتى حقوق اكثریت را پایمال خواست خود مى‏كنند، مى‏تواند جامعه‏اى متحد و مقتدر باشد؛ یعنى جامعه‏اى كه در آن قانون حرف اول را بزند، و هر كس بتواند از حقوق خود دفاع كند، و هر دستگاهى در حوزه اختیارات خویش به راحتى بتواند به وظایف خود عمل كند، و آتش تفرقه و دشمنى و اختلافات داخلى نتواند تار و پود آن را بسوزاند و مناسبات «بنیان»هاى اجتماعى - همان كه در كلام على(ع) با نام «نظام الفت» از آن نام برده شده است - چنان استوار و «مرصوص» باشد كه هیچ بیگانه‏اى نتواند در آن نفوذ كند. و آیا نقش و مسؤولیت حكومت در مبارزه با بى‏عدالتى اجتماعى، سیاسى، فرهنگی و اقتصادى را مى‏توان نادیده گرفت.

و یا اگر میان ملتى، قانون و قانونگذارى، توسط صاحبان قدرت و نفوذ، نادیده گرفته شد و یا به ابزارى براى دستیابى به خواستهاى ناموجه آنان تبدیل یا تفسیر گشت، آیا مى‏توان روابط اجتماعى و مناسبات میان آحاد جامعه و دستگاههاى نظام را بر محور قانون به عنوان «میثاق عملى» مورد اتفاق شهروندان و حكومت، شكل داد و جامعه‏اى مقتدر و قانون‏مدار را كه همه در آن بر گرد شمع قانون مى‏گردند، ارائه كرد. ملتى كه مدار مناسبات اجتماعى آن به ویژه در روابط متقابل حكومت و مردم، قانون و تفسیر نكردن سودجویانه از آن نباشد، آیا مى‏تواند دستاوردى به نام «وحدت و اقتدار ملى» داشته باشد.

و یا اگر حكومت با تكیه بر قدرت خویش و خلط مقوله «قدرت» و «اقتدار»، به جاى تكریم و پاس داشتن حرمت آحاد جامعه و بها دادن به خواست عمومى و اراده جمعى آنان، خواسته و ناخواسته، مستقیم و غیر مستقیم، به تحقیر شخصیت انسانى و اراده اجتماعى آنان بپردازد و آنان را به گونه‏اى بار آورد یا معرفى كند كه اینان مردمانى هستند كه حتى توان شناخت مصلحت خود را ندارند و همواره باید آنان را حتى در حوزه‏هایى كه اسلام، نظر متعیّنى ندارد، ارشاد و مراقبت و سرپرستى كرد، آیا مى‏توان انتظار ملتى مقتدر را داشت. پاره پاره كردن جامعه، چنان كه قرآن كریم به آن توجه داده است، سیاستی بود كه فرعون در استضعاف جامعه و گسترش و استوارسازی سلطه خود بر مردم، از آن سود می جست (انَ فرعون علا فی الارض و جعل اهلها شیعاً. قصص، آیه 4)

این است كه بى‏هیچ تردیدى دستیابی به وحدت و اقتدار ملى به معناى كامل آن جز در سایه سلوك شایسته حكومت و اداى حقوق جامعه و عمل به تكالیف و مسؤولیتهایى كه بر عهده آن است، به دست نمى‏آید و در جامعه‏اى با ویژگیهاى جامعه اسلامى و انقلابى ما و ارزشهایى كه بر آن حاكم است، این مهم جز در سایه همسان‏سازى و لااقل هم‏جهت‏سازى مشهود رفتار و گردش كار حكومت با «رفتار علوىّ» تحقق تحقق نخواهد یافت و اگر شناخت درست مسائل و توجه به عمق قضایا و روشن بینی و مفتون فتنه ها نشدن شرط راه است، پیش از هر كسی و بیش از هر مجموعه ای، در حاكمان و مدیران جامعه لازم و شرط راه است. چنان كه امیرالمؤمنین(ع) فرمود: «و انّ معی بصیرتی، ما لبّست و لا لبّس علیّ؛ مرا بینشی ویژه همراه باشد. نه خود حجاب خود شدم و نه چیزی مرا در حجاب انداخته است. » (نهج البلاغه، خطبه 137)

امیرالمؤمنین على(ع) كه حكومت علوى بر مدار انگشت امامت و رهبرى وى مى‏چرخد چنان امر خداترسى و ایمان به حفظ حقوق مردم و ترس از ستم، در وجود او استوار است و چنان با همه وجود، خود را در خدمت حق و عدالت مى‏داند و «حق» چنان در نگاه او بزرگ است كه به خدا سوگند مى‏خورد اگر همه آسمانها و زمین را به او بدهند تا به ناحق پوست جویى را از دهان مورچه‏اى باز گیرد نخواهد كرد.(4) در حالى كه چنان خود را دلیر، و قلب خویش را استوار، و روح خود را مقتدر مى‏داند كه به خدا سوگند مى‏خورد اگر گُرده زمین پر از دشمن گردد و او یك‏تنه در برابرشان قرار گیرد باكى نداشته و دچار وحشت نمى‏گردد(5) و این چنین است كه مردم، چنان سلوك على(ع) را بر مدار حق و عدالت مى‏دانند و بر این اساس چنان در دفاع از حقوق خود احساس امنیت و اقتدار مى‏كنند كه بى‏هیچ نگرانى، اگر بخواهند از كوچكترین حق خود - حتى اگر در واقع حق آنان نباشد - دفاع مى‏كنند. نگاه كنید این نمونه را:
‏روزى [امیرالمؤمنین(ع)] براى در امان ماندن از بارش باران، در سایه‏بان دكانى پناه گرفت، ولى صاحب دكان او را از آنجا راند»!!(6)؛

اقتدار جامعه در مناسبات خود با حكومت از این بالاتر كه به راحتى، شهروند حكومت به خود اجازه مى‏دهد حتى شخص اول جامعه و حكومت را كه چند لحظه‏اى از شدت باران به زیر سایه‏بان مغازه وى پناه آورده، براند و از آنجا دور كند! و او نیز بى‏هیچ دشوارى و خط و نشان‏كشى، دوباره، بى‏پناه به زیر باران برگردد؛ در حالى كه ماندن چند لحظه او در آنجا ضررى را نیز متوجه صاحب دكان نمى‏كرد!
امیرالمؤمنین(ع) در مدیریت جامعه بر اساس عدل و حق و حفظ حقوق مردم و رسیدگى به محرومان و همدردى با ضعیفان و گرسنگان، آن قدر «كفّ نفس» و قدرت روحى دارد كه حتى احتمال نیازمندى و گرسنگى یكى از مردمان حكومتش در دوردست‏ترین نقاط، او را از بهره جستن از غذاى لذیذ و سفره رنگین و نان گندم و لباس گران باز دارد، در حالى كه به گفته خودش اگر مى‏خواست راه براى او باز بود.(7)

روح لطیف و ملكوتى آن بزرگوار در عین لطافت و غیرت الهى، انسانى‏اش كه آدمى را سزاوار دق‏مرگ شدن به خاطر ربودن زیورآلات از زنان نامسلمان مى‏داند، آن قدر مقتدر است و بر اطرافیان و نزدیكان خود مسلط است كه حتى چهره‏هاى رنگ‏پریده و سیاه فرزندان گرسنه برادر و مراجعات پى در پى او براى گرفتن یك من گندم، نه تنها نمى‏تواند وى را از موضع «حق» و «عدالت» متزلزل كند، بلكه آن عكس‏العمل تند را نسبت به عقیل نشان مى‏دهد كه بارها شنیده و خوانده‏ایم.

این روح بزرگ و پرتوان على(ع) و ایمان استوار و صداقت پولادین وى است كه آن چنان او را مقتدر ساخته است كه در همه عمر، چه در سالهاى حكومت و چه پیش از آن، یك سخن دروغ حتى با توجیه بر زبان نرانده است.(8)

همین روح استوار و دل شجاع كه هیچ گاه در مقابل دشمنان ذره‏اى دچار خوف و نگرانى نشد، یك بار در خانه نشسته بود، صداى ماهى‏تابه را شنید كه گویا همسرش بخش لذیذى از گوشت شتر را سرخ مى‏كند. از جا برخاست در حالى كه با تندى مى‏گفت:
«در خانه على بن‏ابى‏طالب، كباب چنین گوشتى؟!»
به گونه‏اى كه همسرش وحشت كرد. به حضرت(ع) توضیح دادند كه خویشان همسرت شترى كشته‏اند و سهمى به او هدیه داده‏اند. آن وقت فرمود: بخورید! گوارایتان باد! عكس‏العمل حضرت به خاطر این بود كه «ترسید» هدیه‏اى از طرف مردم باشد:
«و انما خاف أن یكون هدیة من بعض الرعیة.»(9)
براى على(ع) دشوار نیست كه اگر خطایى هر چند با توجیه از سوى نزدیكترین افرادش سر زند، با صداى بلند، بر بالاى منبر بر زبان آورد تا درس عبرتى براى نزدیكان، و اطرافیان و دیگر مردمان باشد، چنان كه نمونه آن در تاریخ آمده است.(10)

اگر امیرالمؤمنین على(ع) چنین اقتدارى نداشته باشد كه بتواند بر اطرافیان و نزدیكان خود مراقبت كند و دست آنان را از امكانات ناحق قطع كند، آیا مى‏تواند حكومتى مقتدر و جانعه ای متحد را رهبرى كند كه «صالحان» در مصدر امور آن قرار گیرند و «قانون» و «عدالت» محور جریان امور باشد و از چنان اقتدارى برخوردار باشد كه حكم خدا را در باره هر كس و هر چیز، چه دور و چه نزدیك جارى‏سازد. و پر پیداست كه یك سوی قضیه نیز رفتار و همراهی جامعه و مردم است؛ كه با تأسف، جامعه روزگار علی(ع)، به شرحی كه می دانیم، از این منظر وضع بسامان نبود.

و این چنین بود كه یك روز پیش از شهادت حضرت(ع) مردمى كه براى عیادتش آمده بودند همگى شهادت دادند كه وى در طول حكومتش، اموال عمومى آنان را كاملاً حفظ كرده است و از دنیاى آنان خود را باز داشته و در اجراى احكام آنان رشوه نگرفته و از بیت‏المال مسلمانان حتى به اندازه یك ریسمان پاى شتر نیز استفاده نكرده و از مال خودش نیز به قدر كفاف و بخور و نمیر خورده است و گواهى دادند كه دورترین مردم در پیش او، نزدیكترین افراد اوبودند:
«دخل الناس علیه قبل أن یستشهد بیوم فشهدوا جمعیاً انّه قد وفّر فیئهم و ظلف عن دنیاهم و لم یرتش فى احكامهم و لم یتناول من بیت مال المسلمین ما یساوی عقالاً و لم یأكل من مال نفسه الا قدر البلغة، و شهدوا جمیعاً أنّ أبعد الناس منه منزلة أقربهم منه.»(11)

____________________________________
پى نوشت ها:
1 - نهج‏البلاغه، تحقیق صبحى صالح، خطبه 216، ص‏333.
2 - «لیس امرى و امركم واحداً، انى اریدكم للَّه و انتم تریدوننى لانفسكم»؛ نهج‏البلاغه، همان، خطبه 136، ص‏194 .
3 - همان، خطبه 27، ص‏71.
4 - همان، خطبه 224، ص‏347.
5 - همان، نامه 62، ص‏452.
6 - بحارالانوار، ج‏40، ص‏115.
7 - نهج‏البلاغه، نامه 45، ص‏417.
8 - «و اللَّه ... ولا كذبت كذبة» و «و ما وجد لى كذبة فى قولٍ»؛ همان، خطبه 16، ص‏57، و خطبه 192، ص‏300.
9 - بحارالانوار، ج‏40، ص‏108.
10 - همان. ص 116.
11 - همان.

*حجة الاسلام و المسلمین سید ضیاء مرتضوی اشكذری در سال 1353 ش وارد حوزه علمیه قم و سپس از سال 1362 با شركت در حوزه درس خارج فقه و اصول از جمله حضرات آیات: سید موسی شبیری زنجانی، شیخ جواد تبریزی، عبدالله جوادی آملی، یوسف صانعی، حسینعلی منتظری، و سید حسین شمسی به استفاده از محضر ایشان پرداخت.
وی همچنین فلسفه و عرفان را از محضر آیات: حسن زاده آملی، جوادی آملی، یحیی انصاری شیرازی و محمد علی گرامی آموخت.
آثار :عاشورا در فقه؛ امام خمینی و الگوهای دین شناسی در مسائل زنان؛ درآمدی بر شناخت مسائل زنان؛ فاطمه (س) گلواژه آفرینش؛ درآمدی بر شكل گیری شخصیت جوان؛ فقه الثقلین (عربی، تقریرات طلاق)
تا كنون افزون بر 200 مقاله، سرمقاله و رساله از وی در نشریات وفصلنامه ها منتشر شده است.

برخی مسئولیتای علمی:
ـ سردبیری فصلنامه حكومت اسلامی وابسته به دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری (4 سال)
ـ مسئولیت مركز تحقیقات علمی دبیرخانه خبرگان رهبری (به مدت 5 سال)
در حال حاضر در قم به تدریس خارج فقه و خدمات علمی و فرهنگی اشتغال دارد
 



 

مـــرجـــع
 

 

 

»
ویرایش شده در - و ساعت -

نوشته شده توسط عـبــد عـا صـی ساعت 10:40 ب.ظ موضوع مطلب :‌

لینك ثابت ||| پیامگیر خصوصی   پیامگیر خصوصی

پنجشنبه 8 بهمن 1388
اصـلا ، اصـل قـضـیـه ، بـو داره! ...

 

 

اصـلا ، اصـل قـضـیـه ، بـو داره! ...

 

 واقعا که شمام خوشی زده زیر دل-تون! همه جور کمک نقدی وُ غیر نقدی ، مثل "گونی-های سیب زمینی" رو مؤدبانه کنار در منزل-تون تحویل میدن ، قیمت "شیر مرغ تا جون آدمیزاد رو" با هزار جور خرج وُ "دوَندگی" براتون پایین مـیـ کـشـن ؛ بعد شما بخاطر یک جور " ترمز طاغوتی " انقدر آه وُ ناله میکنین! ... "ماشین مَشدی مَـمـدَلی نه بوق داره وُ نه صندلی" رو شاید شنیده باشین ؛ ...

 

"مـتـن کامـل"، لـیـنـک عـنـوان را کـلـیـک کـنـیـد

 

 

»
ویرایش شده در - و ساعت -

نوشته شده توسط عـبــد عـا صـی ساعت 12:53 ب.ظ موضوع مطلب :‌

لینك ثابت ||| پیامگیر خصوصی   پیامگیر خصوصی

چهارشنبه 7 بهمن 1388
پخت قـرمـه سبزی با فـناوری جدید! ...

 

 


 

 

 

 

پخت قـرمـه سبزی با فـناوری جدید! ...

 

 بیمه نازنین ما ، در بین اسناد دولتی ، مقام دوم یا سوم رو داره!؟ بـلا-تـشـبـیـه ، مثل "یورو یا دلار" ارزشمند هستن؟! اولا بخاطر اینکه از علائم ویژه-ی دولتی برخوردارن ، ثانیا اگه ارزشمند نبود ، فقط یک برگش رو برای عمل خیر " ... " ، به بهای دو-سه میلیون تومن برنمیـ ــداشتن!!! ... این یکی دو موردی هم که دفتر بیمه قبول نکردن ، از قبل شناسایی شـُـدَ ن! حضرات مـقـامـآت ، فقط منتظر بهترین لحظه-ی "تـآر وُ مـآر" کردن این پایگاه ضد انقلابی-اند! ...

 

 

"مـتـن کامـل"، لـیـنـک عـنـوان را کـلـیـک کـنـیـد

 

 

»
ویرایش شده در - و ساعت -

نوشته شده توسط عـبــد عـا صـی ساعت 08:47 ب.ظ موضوع مطلب :‌

لینك ثابت ||| پیامگیر خصوصی   پیامگیر خصوصی

سه شنبه 6 بهمن 1388
استاد علوم قران و حدیث

 

 

 

استاد علوم قران و حدیث
 

بسم الله

سلام اتفاقی روز سه شنبه ای کلاس یک فرد موجه ( طرف حافظ قران است و کلی کتاب داده بیرون )رفتم که نهج البلاغه درس می داد.

پس از مدت زمانی از کلاس متوجه شدم مثالهای ایشان مطابق وقایع روز است.

منتهی مثال در بحث ایشان اینگونه بود که نظام و رهبری نعوذ بالله در جایگاه معاویه قرار می گرفتند.

نفهمیدید؟

ایشان در مثالهای درسی اش نتیجه هایی را می گرفت که بی بی سی و رادیو اسرائیل و آمریکا می گیرند.

خلاصه حرفش این بود : که حکومت به خاطر ثبات مردم را کشته است.

حکومت بخاطر حفظ خودش دروغ می گوید.

حکومت بخاطر حفظ خودش بدعت درست می کند.

و سیره حکومت خلاف اهل بیت و رسول خداست.


البته ایشان مهارتی داشت که حرفهای اسرائیل و آمریکا و اسرائیل را با آیه و روایت تطبیق می داد.

بحث یوسف صانعی شد ایشان فرمود چون آقای یزدی در جامعه هست چنین و چنان و همه دروغگویند.

گفتم منظور شما چیست؟

گفت این جامعه مدرسین همشان دروغ می گویند!


گفتم آقا یعنی یک گروه متخصص نمی توانند بگویند فلانی متخصص اعلی نیست؟

گفت این تحصص نیست که این فقه است!( دقت دارید)


گفتم آقا مگر فقیه نباید عادل باشد؟

گفت چرا اما اینها ( جامعه مدرسین ) همه دروغگویند، تازه اگر دو نفر خلاف شهادت اینها شهادت بدهد شهادت جامعه باطل است.( دور و تسلسل را داشتید )


بنده دیگر لال شدم.

یک عرضی دارم به همه مواظب استاد های نهج البلاغه و قرآن باشید که شما را از ولی زمان جدا نکنند.

چرا؟

عرض می کنم زمان حضرت امیر هم نیروی نظامی اش خطا و تمرد داشتند افراط و تفریط داشتند.

نباید اشتباه یک فرد یا یک یگان را به حساب نظام گذاشت.


حالا چه خطای نیروی انتظامی باشد چه کهریزک چه دانشگاه تهران.

من منکر محاکمه خاطی نیستم ولی به واسطه خطا یک فرد نباید نظام را کنار گذاشت.

روی صحبت من با کسانی است که امام خمینی و انقلاب را قبول دارند.

سوال من این است کسانی که مخالف رهبر هستند و می خواهند او را تضعیف یا برکنار کنند یادشان باشد ممکلت بالاخره رهبر می خواهد.

نشود مانند طلحه و زبیر جاده صاف کن معاویه ها شویم.

خدا از شر نفسمان ما را نجات دهد.

اگر کسی ردی بر حرف بنده دارد بفرماید .



 

مـــرجـــع
 

»
ویرایش شده در - و ساعت -

نوشته شده توسط عـبــد عـا صـی ساعت 11:43 ب.ظ موضوع مطلب :‌

لینك ثابت ||| پیامگیر خصوصی   پیامگیر خصوصی

سه شنبه 6 بهمن 1388
حـرفـای اون وَر ِ آبی! ...

 


 

 

 

 

حـرفـای اون وَر ِ آبی! ...

 

 اصلـآ وَ ابدآ باورم نمیشه که از اصفهان تماس گرفته باشی! حرفات بوی "اون وَر ِ آب"ـی ها رو میده ؛ کاملا مـــادددی!!! ... اصفهانی جماعت دلشون دریاست وُ دست-شون آسمون ؛ یعنی تا این حد بیخیال این جور حساب-کتابان! اینجور حسابـآ فقط از اونـوَری-ها بَرمیاد. حساب که چه عرض کنم ، حسادت! بله آقا ، حسادت! ... چشمشون نمیـ تـونـه ببینه که ما "خودموون طرح اقتصادی-ای دادیم به بزرگی ِ نیاز اقتصاد جهانی! ...

 

"مـتـن کامـل"، لـیـنـک عـنـوان را کـلـیـک کـنـیـد

 

 

»
ویرایش شده در - و ساعت -

نوشته شده توسط عـبــد عـا صـی ساعت 05:13 ب.ظ موضوع مطلب :‌

لینك ثابت ||| پیامگیر خصوصی   پیامگیر خصوصی












This Template Designed By Theme.MihanBlog.Com And Davood Jafari