http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg
http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg








امام خمینی: همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند.

/ باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...) - ضـــریـــح گـُـمـشـــده



آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...)







 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم

 

 ضـــریـــح گـُـمـشـــده 

 

 

عشق من پاییز آمد مثل پار/ باز هم ما بازماندیم از بهار

احتراق لاله را دیدیم ما / گل دمید و خون نجوشیدیم ما

باید از فقدان گل خونجوش بود/ در فراق یاس مشکی‌پوش بود

یاس بوی مهربانی می‌دهد/عطر دوران جوانی می‌دهد

یاس‌ها یادآور پروانه‌اند/ یاس‌ها پیغمبران خانه‌اند

یاس در هر جا نوید آشتی‌ست/ یاس دامان سپید آشتی‌ست

در شبان ما که شد خورشید؟ یاس/ بر لبان ما که می‌خندید؟ یاس

یاس یک شب را گل ایوان ماست/ یاس تنها یک سحر مهمان ماست

بعد روی صبح پرپر می‌شود/ راهی شب‌های دیگر می‌شود

یاس مثل عطر پاک نیت است/ یاس استنشاق معصومیت است

یاس را آیینه‌ها رو کرده‌اند/ یاس را پیغمبران بو کرده‌اند

یاس بوی حوض کوثر می‌دهد/ عطر اخلاق پیمبر می‌دهد

حضرت زهرا دلش از یاس بود/ دانه‌های اشکش از الماس بود

داغ عطر یاس زهرا زیر ماه/ می‌چکانید اشک حیدر را به راه

عشق معصوم علی یاس است و بس/ چشم او یک چشمه الماس است و بس

اشک می‌ریزد علی مانند رود/ بر تن زهرا گل یاس کبود

گریه آری گریه چون ابر چمن/ بر کبود یاس و سرخ نسترن

گریه کن حیدر که مقصد مشکل است/ این جدایی از محمد مشکل است

گریه کن زیرا که دخت آفتاب/ بی‌خبر باید بخوابد در تراب

این دل یاس است و روح یاسمین/ این امانت را امین باش  ای زمین

نیمه‌شب دزدانه باید در مغاک/ ریخت بر روی گل خورشید خاک

یاس خوشبوی محمد داغ دید/ صد فدک زخم از گل این باغ دید

مدفن این ناله غیر از چاه نیست/ جز دو کس از قبر او آگاه نیست

گریه بر فرق عدالت کن که فاق/ می‌شود از زهر شمشیر نفاق

گریه بر طشت حسن کن تا سحر/ که پر است از لخته خون جگر

گریه کن چون ابر بارانی به چاه/ بر حسین تشنه‌لب در قتلگاه

خاندانت را به غارت می‌برند/ دخترانت را اسارت می‌برند

گریه بر بی‌دستی احساس کن/ گریه بر طفلان بی‌عباس کن

باز کن حیدر تو شط اشک را/ تا نگیرد با خجالت مشک را

گریه کن بر آن یتیمانی که شام/ با تو می‌خوردند در اشک مدام

گریه کن چون گریه ابر بهار/ گریه کن بر روی گل‌های مزار

مثل نوزادان که مادر‌مرده‌اند/ مثل طفلانی که آتش خورده‌اند

گریه کن در زیر تابوت روان/ گریه کن بر نسترن‌های جوان

گریه کن زیرا که گل‌ها دیده‌اند/ یاس‌های مهربان کوچیده‌اند

گریه کن زیرا که شبنم فانی است/ هر گلی در معرض ویرانی است

ما سر خود را اسیری می‌بریم/ ما جوانی را به پیری می‌بریم

زیر گورستانی از برگ رزان/ من بهاری مرده دارم ای خزان

زخم آن گل در تن من چاک شد/ آن بهار مرده در من خاک شد

ای بهار گریه‌ بار نا امید/ ای گل مأیوس من یاس سپید

 

    « احمد عزیزی »   


 



درباره وبلاگ




گر در طلب لقمه نانی ، نانی /

گر در طلب گوهر كانی ، كانی /

این نكته رمز اگر بدانی ، دانی /

هر چیز كه اندر پی آنی ، آنی ...

مـــولانـــا

===============

امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :