http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg
http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg








امام خمینی: همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند.

/ باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...) - 168 _تجاوز پنج نفر به معلم جوان این بار در جنوب تهران



آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...)







 

 تجاوز پنج نفر به معلم جوان این بار در جنوب تهران

اوصف‌ و شكور به‌ تجاوز به‌ دختر جوان‌ اعتراف‌ كردند و مصطفی‌ در بازجویی‌ اولیه‌ گفت‌: من‌ راننده‌ بودم‌ و از ماجرای‌ آدم‌ربایی‌ خبر نداشتم‌ و یكی‌ از دوستانم‌ به‌ من‌ گفته‌ بود كه‌ در منطقه‌ میدان‌ نور با دوست‌ دخترش‌ قرار دارد. من‌ هم‌ با آنها رفتم‌، اما وقتی‌ دختر جوان‌ سوار ماشین‌ شد. دوستم‌ با چاقو او را تهدید كرد و به‌ زمین‌ كشاورزی‌ برد. اما همین‌ جوان‌ در بازجویی‌های‌ بعدی‌ اعتراف‌ كرد كه‌ او نقشه‌ آدم‌ربایی‌ را می‌دانسته‌ و به‌ دختر جوان‌ هم‌ تجاوز كرده‌ است‌.

آخرین نیوز نوشت

چندی قبل دختر 22 ساله‌یی‌ به‌ نام‌ فهیمه‌ برای‌ رفتن‌ به‌ آموزشگاه‌ از منزل‌شان‌ در منطقه‌ شهران‌ خارج‌ شد و دیگر برنگشت‌. پدر فهیمه‌ كه‌ نسبت‌ به‌ سرنوشت‌ دخترش‌ نگران‌ شده‌ بود، به‌ كلانتری‌ 142 كن‌ رفت‌ و برای‌ یافتن‌ او تقاضای‌ كمك‌ كرد.

فردای‌ آن‌ روز پسر ناشناسی‌ با پدر فهیمه‌ تماس‌ گرفت‌ و گفت‌: ما دخترتان‌ را گروگان‌ گرفته‌ایم‌ و باید 450 هزار تومان‌ به‌ ما بدهید تا فهیمه‌ را آزاد كنیم‌.

پدر فهیمه‌ قبول‌ كرد و شخصا با آدم‌ربا در میدان‌ صادقیه‌ تهران‌ قرار ملاقات‌ گذاشت‌ تا پول‌ درخواستی‌ را تحویل‌ بدهد و دخترش‌ را آزاد كند، اما ابتدا موضوع‌ را با پلیس‌ در میان‌ گذاشت‌. كارآگاهان‌ به‌ او توصیه‌ كردند، با كیف‌ پول‌ در سر قرار حاضر شود و منتظر رسیدن‌ آدم‌ربا بماند. ساعتی‌ پیش‌ از فرا رسیدن‌ زمان‌ ملاقات‌، ماموران‌ در اطراف‌ محل‌ قرار كمین‌ كردند. بدون‌ اینكه‌ دیده‌ شوند.

اما پدر فهیمه‌ هر چه‌ به‌ انتظار ایستاد، خبری‌ از جوان‌ ناشناس‌ نشد.

او با ناامیدی‌ و اضطراب‌ به‌ خانه‌ برگشت‌ و همان‌ شب‌ جوان‌ ناشناس‌ در یك‌ تماس‌ تلفنی‌ به‌ او گفت‌: دخترت‌ هرگز به‌ خانه‌ برنمی‌گردد. دیگر منتظرش‌ نباشید. پس‌ از گفتن‌ این‌ جمله‌ فورا تلفن‌ را قطع‌ كرد.

از سوی‌ دیگر، كارآگاهان‌ جست‌وجوی‌ گسترده‌یی‌ را برای‌ یافتن‌ دختر ربوده‌ شده‌ آغاز كردند تا اینكه‌ با گذشت‌ پنج‌ روز از این‌ ماجرا، فهیمه‌ با پدرش‌ تماس‌ گرفت‌ و گفت‌: من‌ در میدان‌ آزادی‌ منتظرت‌ هستم‌ و از چنگ‌ آدم‌ربایان‌ فرار كرده‌ام‌. ماموران‌ همراه‌ با پدر فهیمه‌ به‌ میدان‌ آزادی‌ رفتند و با دختر جوان‌ روبرو شدند. فهیمه‌ همان‌ موقع‌ همراه‌ ماموران‌ به‌ دایره‌ یازدهم‌ آگاهی‌ تهران‌ رفت‌ تا در آنجا شكایت‌ خود را مطرح‌ كند.

ماموران‌ كنجكاو بودند كه‌ بدانند چه‌ بلایی‌ بر سر فهیمه‌ آمده‌ و چگونه‌ به‌ تنهایی‌ برگشته‌ است‌.

فهیمه‌ كه‌ بشدت‌ ترسیده‌ بود ماجرای‌ ربوده‌ شدنش‌ را چنین‌ تعریف‌ كرد: روز دوم‌ اسفندماه‌ از آموزشگاه‌ بیرون‌ آمدم‌ تا به‌ خانه‌ برگردم‌. در میدان‌ نور سوار خودرویی‌ شدم‌ كه‌ سه‌ سرنشین‌ داشت‌. هر سه‌ پسر جوانی‌ بودند كه‌ یكی‌ از آنها در صندلی‌ جلو و دیگری‌ در صندلی‌ عقب‌ نشسته‌ بود. جوان‌ سوم‌ هم‌ رانندگی‌ می‌كرد. در میانه‌ راه‌ پسر جوانی‌ كه‌ در صندلی‌ عقب‌ نشسته‌ بود، چاقویی‌ از جیبش‌ درآورد و به‌ پهلویم‌ فشار داد. می‌خواستم‌ فریاد بزنم‌، اما دستهایش‌ را روی‌ دهانم‌ گذاشت‌ و مرا روی‌ صندلی‌ خواباند.

آنها در تاریكی‌ شب‌ به‌ سمت‌ یافت‌آباد راه‌ افتادند و مرا در منطقه‌ چهاردانگه‌ به‌ اتاقكی‌ در حاشیه‌ یك‌ زمین‌ كشاورزی‌ بردند.

به‌ آنها التماس‌ كردم‌ كه‌ با من‌ كاری‌ نداشته‌ باشند، اما هر سه‌ با زور وحشیگری‌ به‌ من‌ تجاوز كردند و بعد مرا در اتاقی‌ انداختند و زندانی‌ام‌ كردند.

فردای‌ آن‌ روز هم‌ دو جوان‌ افغانی‌ كه‌ كارگر زمین‌ كشاورزی‌ بودند به‌ سراغم‌ آمدند و به‌ من‌ تجاوز كردند.
چند بار می‌خواستم‌ خودم‌ را بكشم‌، اما نشد. مدت‌ چهار شبانه‌ روز در آن‌ خانه‌ كوچك‌ زندانی‌ بودم‌، تا اینكه‌ روز پنجم‌، سه‌ پسر جوان‌ برای‌ انجام‌ كاری‌ از آنجا رفتند، ساعتی‌ بعد به‌ سراغ‌ یكی‌ از كارگران‌ افغانی‌ رفتم‌ و با دادن‌ مقداری‌ پول‌ و زنجیر طلایم‌ از او خواستم‌ كه‌ یك‌ اتومبیل‌ برایم‌ بگیرد. او هم‌ پذیرفت‌ و با گرفتن‌ پول‌ و زنجیر طلا مرا سوار اتومبیل‌ كرد تا از آنجا بروم‌…

بعد از صحبت‌ های‌ فهیمه‌، كارآگاهان‌ به‌ منطقه‌ چهاردانگه‌ رفتند و دو كارگر افغانی‌ به‌ نام‌ اوصف‌ و شكور و پسرجوانی‌ به‌ نام‌ مصطفی‌ )19ساله‌( را كه‌ راننده‌ اتومبیل‌ بود، دستگیر كردند.

اوصف‌ و شكور به‌ تجاوز به‌ دختر جوان‌ اعتراف‌ كردند و مصطفی‌ در بازجویی‌ اولیه‌ گفت‌: من‌ راننده‌ بودم‌ و از ماجرای‌ آدم‌ربایی‌ خبر نداشتم‌ و یكی‌ از دوستانم‌ به‌ من‌ گفته‌ بود كه‌ در منطقه‌ میدان‌ نور با دوست‌ دخترش‌ قرار دارد. من‌ هم‌ با آنها رفتم‌، اما وقتی‌ دختر جوان‌ سوار ماشین‌ شد. دوستم‌ با چاقو او را تهدید كرد و به‌ زمین‌ كشاورزی‌ برد. اما همین‌ جوان‌ در بازجویی‌های‌ بعدی‌ اعتراف‌ كرد كه‌ او نقشه‌ آدم‌ربایی‌ را می‌دانسته‌ و به‌ دختر جوان‌ هم‌ تجاوز كرده‌ است‌.

كارآگاهان‌ با اطلاعات‌ به‌ دست‌ آمده‌، یكی‌ از همدستان‌ او به‌ نام‌ داود را كه‌ در ربودن‌ فهیمه‌ شركت‌ داشت‌ دستگیر كردند. اما هنوز سومین‌ جوان‌ فراری‌ است‌.

پرونده‌ این‌ آدم‌ربایی‌ به‌ شعبه‌ 77 دادگاه‌ كیفری‌ استان‌ تهران‌ فرستاده‌ شد و دیروز در دادگاه‌ مصطفی‌ و همدستش‌ داود به‌ ربودن‌ دختر و تجاوز به‌ او اعتراف‌ كردند.

اكنون‌ تلاشی‌ دوباره‌ برای‌ دستگیری‌ سومین‌ جوان‌ متجاوز آغاز شده‌ است‌ تا قاضی‌ دادگاه‌ حكم‌ خود را درباره‌ متهمان‌ صادر كند.

پرونده این جنایت سیاه كه با توجه به اقرار صریح ربایندگان دختر جوان به تجاوز به عنف به نظر مى رسد آنان با مجازات اعدام روبرو شوند به شعبه ۷۷ دادگاه كیفرى استان تهران ارجاع شده است وقرار است ۵ قاضى به اتهامات هولناك عاملان جنایت سیاه رسیدگى كنند.

نظرات بینندگان

چه خبره اینجا!!!!هر چی اعدام و مجازات سنگین میكنن فایده نداره و هر روز داره بیشتر میشه این قبیل وحشیگری ها.باید دید كجای كار ایراد داره كه البته چشمم آب نمی خوره مسئولین بتونن به ریشه مشكل برسند!
54[شما] 0 کد: 375431 | 19 تیر 1390 ساعت 18:59
اگر حكم متجاوزین سریعتر صادر میشد و اینان درجا و با سرعت بیشتری به مجازات میرسیدند این پدیده به سرعت رشد نمیافت
31[شما] 6 کد: 375439 | 19 تیر 1390 ساعت 19:02
وزیر كشور به همین دلایل هست كه عرض كردند همه چی آرومه كشور در آرامش كامل به سر میبره.
53[شما] 0 کد: 375451 | 19 تیر 1390 ساعت 19:13
وای بر ما...
19[شما] 0 کد: 375487 | 19 تیر 1390 ساعت 19:25
اگر در جامعه امنیت بود
اگر شرافت بود
اگر یكی از این 5 مرد غیرت داشت
اگر این دختر از اتوبوس یا تاكسی ویژه استفاده میكرد
اگر ازدواج راحت بود
اگر ....
فقر نداشتن پول نیست.نداشتن شرافت ومردانگی و انسانیت است
به زندگی تباه شده این بیگناهان فكر میكنم
49[شما] 1 کد: 375489 | بینام | 19 تیر 1390 ساعت 19:26
فردا تكذیب میشه!
35[شما] 1 کد: 375496 | هادی | 19 تیر 1390 ساعت 19:30
خدا مردم را از دست اشرار حفظ كند
4 0 کد: 375519 | 19 تیر 1390 ساعت 19:38
یكی از مهمترین فواید قصاص مخصوصا برای جامعه تنبه افراد جامعه است كه .. اجرای حكم بصورت مخفیانه این فایده را از اجتماع دریغ می كند و قصاص برای جامعه بی ثمر می شود.اینكه خبر اجرای حكم را اعلام میكنند معمولا سایتها و روزنامه ها را افراد درس خوانده و فهیم جامعه متوجه می شوند كه معمولا ارتكاب اینگونه جنایات از آنها بعید است.
4 4 کد: 375520 | 19 تیر 1390 ساعت 19:38
450 هزار تومن؟!!!
9[شما] 2 کد: 375521 | 19 تیر 1390 ساعت 19:39
نمیدونم چرا از غصه نمیمیرم....
11[شما] 0 کد: 375526 | 19 تیر 1390 ساعت 19:44
اگر از مصیبت این اخبار كه در جامعه به اصطلاح اسلامی ما رخ می دهد دق كنیم حق داریم مگر این كه بی غیرتی جامعه ما را فرا گرفته باشد./
14[شما] 0 کد: 375565 | 19 تیر 1390 ساعت 20:13
به قول ریس جمهور ایران جزیره امنیت است........؟
21[شما] 0 کد: 375584 | محسن | 19 تیر 1390 ساعت 20:30
اگه بجای اینكه شاكی متهم بشه و زیر سوال بره ،عدالت اجرا میشد این وضعیت اتفاق نمیافتاد
19[شما] 0 کد: 375588 | 19 تیر 1390 ساعت 20:34

 

مـرجـع
 

تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی





درباره وبلاگ




گر در طلب لقمه نانی ، نانی /

گر در طلب گوهر كانی ، كانی /

این نكته رمز اگر بدانی ، دانی /

هر چیز كه اندر پی آنی ، آنی ...

مـــولانـــا

===============

امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :