http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg
http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg








امام خمینی: همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند.

/ باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...) - ملا نصرالدین و مشکل آب



آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...)









 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

  بسم الله الرحمن الرحیم 

 

...... من که باور نمیکنم ، چون بارها شنیدم وُ خوندم که اون خدا-بیامرز آدم معقول وُ دانایی بوده ، ولی خب ، این حکایت رو هم به ایشون نسبت دادن ؛ همونطور که خیلی ار مثلا «لطیفه»-های توهین آمیز رو بعضیا به خیلی از اقلیتهای شریف وُ مبارز ِ ایران ربط میدن وُ میگن «یک ... ــی بوده» ... وَ الی آخر ...

 اصل ماجرای ذیل رو هم خبر آنلاین در وبلاگ آقای «حسین آخانی» ، به نقل از وبگاه «شرق» نقل کرده که من با حفظ امانتداری در اصل موضوع وَ مرجع ِ اون ، با مقدمه-ای کوتاه وَ نثری دیگه براتون نقل میکنم :

 میگن روزی که مردم شنیدن جناب «ملا نصرالدین» ادعای نبوت کرده ، ازش خواستن که معجره-اش رو نشون بده تا اونا باور کنن. ملا هم به درختی که اون نزدیکها بود اشاره میکنه وُ دستور میده «بیا به طرف من»! طولی نمیکشه که خود جناب ملا دَوون دَوون میره بطرف درخت؟! مردم اعتراض میکنن که این دیگه چه جور معجزه-ایـیـــه!!! ایشون هم جواب میدن که «نبی ِ خدا نباید اهل ِ تکبر باشه ، درخت نیومد ، وظیفه-ی من بود که برم بطرفش»! ...

 حالا اگه دوست دارین که اصل قضیه وَ ارتباط-اش رو با این حکایت بدونید ، لینک ِ «متن کامل» رو کلیک کنید ... 

 

 

 وبلاگ > آخانی، حسین - اول: نقل می کنند که ملانصرالدین ادعای پیامبری کرد. مردم از او خواستند که معجزه نشان دهد. ملا هم آنها را به بیابان برد و به درختی در دوررس امر کرد که به سوی ملا آید. ملا هر چه از درخت خواست که به سویش بیاید، نشد. بعد دوید و خودش را به درخت رساند. مردم با تعجب پرسیدند که تو چه پیامبری هستی؟ او هم پاسخ داد: پیامبران تکبر ندارند، اگر درخت به سوی ملا نیامد، ملا به سوی درخت می رود.
دوم: در اواخر جنگ من در خوزستان در یک کار پژوهشی به استادم کمک می کردم. اکثر زمین های منطقه در اجاره اصفهانی ها بود. آنها در آنجا انواع محصولات کشاورزی و بخصوص خیار کاری می کردند. این رفتار دقیقا مشابه رفتار منطقی بود که ملانصرالدین به مردم آموخت. تاریخ تمدن بشری با ساختار رودخانه ها شکل گرفته است. مراکز جمعیتی و مسکونی را مسیر رودخانه شکل داده اند. هیچ آدم عاقلی، بخصوص اگر بناست در نقش منجی مردم عمل کند حاضر نیست شریان های حیاتی یک کشور را به هم بریزد. اگر ملانصرالدین با دوز و کلک و استخدام چند مزدور درخت بیابان را به سوی خودش می آورد، شک نکنید که درخت خشک می شد و خرده اعتمادی که مردم به او داشتند از بین می رفت.

آخر: داستان بی آبی و مدیریت آب در این کشور ریشه در عدم درک این آموزه ساده دارد. نخبگان آبی کشور در وزارتخانه نیرو و پیمانکاران ذینفع در چند دهه اخیر، بجای آن که اجازه دهند توسعه در این کشور با ساختار طبیعی هماهنگ باشد برای اثبات پیامبری خود با هزینه های سنگین سد سازی و طرح های انتقال، آب را به مکان هایی بردند که اشتباه بود. مصرف آب را بطور تصاعدی بالا بردند و نتیجه عملکرد آنها ویران شدن تمام ساختارهای سنتی، طبیعی و پایدار کشور بود. حالا هم حاضر نیستند دست از طرح های بلند پروازانه خود بردارند. طرح های ویرانگری مانند انتقال آب دریای مازندران به کویر مرکزی و ارومیه، انتقال آب خلیج فارس به یزد و کرمان، آب کارون به مرکز ایران، ارس به ارومیه، آب زاب به ارومیه و هر آنچه از این دست باشد فقط و فقط به عمق بحران می افزاید و مشابه جابجایی درخت ملا در بیابان است.

تنها راهی که می تواند قدمی ما را به حل مشکل نزدیک کند، توقف همه طرح های سد سازی و انتقال آب و سرازیر کردن بودجه های کلان این پروژه ها به سامانه اصلاح الگوی مصرف آب در کشاورزی، شرب و صنعت است. باید آبهای ایران مجددا یا به سفره های آب های زیر زمینی بروند و یا در چاله های طبیعی مانند دریاچه ها و تالاب ها ذخیره شوند و نه در پشت سدها یا تبخیر شوند و یا حیف و میل شوند.

  تهیه وُ تدوین : عـبـــد عـا صـی 





درباره وبلاگ




گر در طلب لقمه نانی ، نانی /

گر در طلب گوهر كانی ، كانی /

این نكته رمز اگر بدانی ، دانی /

هر چیز كه اندر پی آنی ، آنی ...

مـــولانـــا

===============

امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :