http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg
http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg








امام خمینی: همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند.

/ باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...) - ادامـــه-ی: تمام درایت-تان در تشخیص منشاء مشكلات همین بود؟



آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...)







 

 

 

 

 

در حاشیه خروج توپولوف از خطوط هوایی كشور:

 

تمام درایت-تان در تشخیص منشاء مشكلات همین بود؟

 

 

این سوال و سوالات دیگر، مدتهاست كه بی پاسخ مانده اند. به محض وقوع حادثه ای و سقوط هواپیمایی یك سری مسائل كلیشه ای و غیر فنی مطرح می شود و پس از فروكش كردن تب پیگیری در رسانه ها همه چیز به بوته فراموشی سپرده می شود و دوباره «همان آش و همان كاسه» ...
در میان هلهله‌های تبلیغاتی سازمان ها و نهادهای مسئول صنعت حمل و نقل هوایی درباره خبر خروج توپولوف 154 از خطوط هوایی كشور و وانمود اینكه با كنارگذاشتن این هواپیماها مشكلات صنعت حمل و نقل هوایی كشور به كلی مرتفع می شود، به نظر می رسد برخی نكات از نظر رسانه ها و افكار عمومی پنهان مانده است.
به گزارش سرویس اجتماعی «آینده»، علی رغم اینكه پرونده خروج توپولوف های 154 از سال گذاشته در جریان بوده و نهاد‌های ذیربط علی رغم قول‌های مساعد این كار را تا بروز یك حادثه مرگبار دیگر طول دادند و در حال حاضر نیز تحت فشارهای رسانه ها و افكار عمومی با هدف كاستن از آنها اقدام به این كار كرده اند، به نظر می رسد برخی نكات از جمله اینكه همین آخرین هواپیمای سقوط كرده، نه توپولوف و نه سی 130، بلكه یك بوئینگ 727 آمریكایی بود، را فراموش كرده اند.
آنچه در این میان اهمیت دارد و در میان هیاهوی تبلیغاتی رسانه های مخالف و موافق مكتوم مانده، سوالاتی است كه تا كنون از جانب دست اندر كاران امر بی پاسخ گذاشته شده، سوالاتی كه برخی از آنها فراتر از حادثه غم انگیز ارومیه، مربوط به كلیت صنعت هواپیمایی كشورند و به نظر می رسد سالهاست بی پاسخ مانده‌اند.
می شود سوال اول را اینگونه آغاز كرد كه در میان این همه اطلاع رسانی درست و به حق در باب مشكلات و نقایص فنی توپولوف های 154، چرا هیچ اشاره ای به انواع دیگر هواپیماها نمی شود؟ آیا دعوا بر سر توپولف هاست؟ آیا بوئینگ های ما همه استاندارد هستند و همه از سوار شدن در آن‌ها لذت می برند؟ سوالی كه از مسئولان صنعت هوانوردی می شود پرسید این است كه همین بوئینگ 727 كه در حوالی ارومیه سقوط كرد و تعداد قابل توجهی از هموطنان را به كام مرگ فرو برد، چند سال پیش ساخته شده بود؟ این نوع هواپیما در حال حاضر در چند كشور دنیا استفاده می شوند؟ آیا غیر از این است كه جز چند كشور كه تعداد آنها به عدد انگشتان یك دست هم نمی رسد، از این نوع هواپیما استفاده نمی كنند؟ آیا قرار است به هر قیمتی كه شده، صنعت حمل و نقل هوایی سرپا نگه داشته شود؟
سوال دوم را می توان به فرایندهای فنی و تكنیكی «چك آپ» هواپیماها اختصاص داد، مطابق آنچه كه صاحب نظران صنعت هوانوردی می دانند و در گفتگوهای مطبوعاتی خود نیز بدان اذعان داشته اند، طبق استانداردهای جهانی تمام هواپیماها در مقاطع زمانی خاصی باید به طور كامل از نظر فنی مورد بررسی قرار گیرند، به این فرایند اصطلاحا Overhaul گفته می شود، رسم بر این است كه در كشورهای دیگر هواپیماها را با استفاده از اشعه ایكس مورد بررسی كامل قرار می‌دهند و در این بازبینی تمامی مشكلات و نقایص قطعات مختلف موتور و بدنه مشخص می گردد، به عنوان مثال ترك‌ها و شكستگی‌ها مشخص می شوند و قطعات ترك خورده به طور كامل تغییر می كنند، اینگونه است كه هر هواپیما بعد از Overhaul به نوعی یك هواپیمای نو محسوب می شود و از نظر ایمنی در سطح استانداردهای هواپیمای دست اول طبقه بندی می گردد.
ناگفته پیداست كه این فرایند در ایران نیز انجام می شود. -یعنی طبق قوانین بین المللی باید انجام شود-، سوال این است كه آیا این فرایند به درستی انجام می شود؟ اگر درست انجام می شود و تمام استانداردها رعایت می شود، چرا شاهد این همه نقص فنی درهواپیماها هستیم؟ اگر در تست فنی یك هواپیما مشخص شد كه بعضی قطعات این هواپیما ترك خورده اند یا مشكل دارند، قطعه جدید چگونه تهیه می شود؟ آیا مسئولان محترم از روشهای مختلف تحریم ها را دور زده و قطعه مورد نظر را ولو به قیمت زیاد می خرند یا از روش دیگر همچون تامین قطعه از هواپیماهای از رده خارج شده استفاده می‌كنند؟
سوال بعدی را می توان به مكانیسم گزینش و تربیت و آموزش خلبانان اختصاص داد، ضمن ادای احترام و قدردانی از تمام خلبانان ماهر و توانمند خطوط هوایی ایران، قطعاً خود این عزیزان نیز واقفند و اذعان دارند كه احیانا برخی خلبانان ناكارآمد یا حداقل خلبانانی كه بازنشستگی شان به ترمیم و جایگزینی نیروهای جوان تر و با انگیزه تر منجر می شود نیز در سیستم وجود دارند.
چند سال پیش هواپیمایی در آمریكا در اثر برخورد با غازهای كانادایی هر دو موتور خود را از دست داد و خلبان این هواپیما بدون موتور، هواپیما را بر روی رودخانه «هاتسن» نشاند و تمام مسافران نجات پیدا كردند، این حادثه در رسانه های جهان به گستردگی منعكس شد و خیلی ها از آن به عنوان Hutson Miracle یعنی «معجزه هاتسن» نام می برند، جالب اینجاست كه وقتی خلبان مورد نظر در معرض این سوال قرار گرفته بود كه چگونه موفق به مدیریت موقعیت مورد نظر شده، ینگونه پاسخ داده بود كه اتفاقاً چند هفته پیش در دستگاه شبیه ساز در حال تمرین همین موقعیت بودیم! سوال این است كه آیا آموزشهای ما نیز همین قدر كارآمد هستند؟
این سوال و سوالات دیگر، مدتهاست كه بی پاسخ مانده اند. به محض وقوع حادثه ای و سقوط هواپیمایی یك سری مسائل كلیشه ای و غیر فنی به طور گسترده در تمام رسانه‌ها مطرح می شود و پس از فروكش كردن تب پیگیری در رسانه‌ها همه چیز به بوته فراموشی سپرده می شود و دوباره «همان آش و همان كاسه»، اینگونه است كه سوالات اینچنینی همواره بی پاسخ می مانند، سوالاتی كه این بار از مسئولان محترم خواهش می كنیم، از آنها عبور نكنند و به آنها پاسخ دهند.
 مرجع

 

   تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 

 




درباره وبلاگ




گر در طلب لقمه نانی ، نانی /

گر در طلب گوهر كانی ، كانی /

این نكته رمز اگر بدانی ، دانی /

هر چیز كه اندر پی آنی ، آنی ...

مـــولانـــا

===============

امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :