http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg
http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg








امام خمینی: همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند.

/ باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...) - ادامـــه-ی : از خطر گسترش بی اعتمادی غافل نباشیم



آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...)







 

 

 

 

 

از خطر گسترش بی اعتمادی غافل نباشیم

 

 

بارها شنیده ایم كه برخی از مردم با دیدن حجم تبلیغات رسمی و نوع تبلیغات و عكس العمل ها می پرسند كه در حوزه سیاسی خبر خاصی اتفاق افتاده است ؟ اصل ماجرا چیست و چرا به صراحت از اتفاقی كه حادث شده است سخن گفته نمی شود ؟
وقتی خاستگاه سئوال را می كاوید درمی یابید كه مشاهده عكس العمل ها ی وسیع ، تند و مبهم برای اوایجاد سوال نموده است و روزمره گی های زندگی و محدودیت های دسترسی آسان به اطلاعات و اخبار موثق از یكطرف و مصلحت اندیشی های رسانه ای متصدیان اموراز طرف دیگر باعث شده است كه اصل ماجرا "بدون تفسیر و تحلیل" پیش داورانه و خالص در دسترس قرار نگیرد وشنونده با همه مشغله های ذهنی اش از میان تفاسیر موجود و با زحمت بخشی از حقیقت را دریابد و در این راه با كشف موضوع وابعاد حذف شده خبر به ساختارهای رسمی اطلاع رسانی كشور بی اعتماد شود آسیبی كه ظاهرا برای هیچكس مهم نیست و یا ابعاد آن به خوبی درك نشده است .
این گونه پرسش ها كم نیست و توسط افراد محدودی هم مطرح نمی شود با توجه به گسترش ابزارهای اطلاع رسانی وجود و گسترش چنین سوالات و دغدغه هایی محل تامل جدی است.
اگر بخواهیم همین پرسش و ابهام مطرح شده را رفع كنیم چه باید كرد ؟چه كنیم كه مخاطب دچار سردرگمی ، تناقض و بی اعتمادی نشود ؟ چه كنیم كه پرسش ها را بشنویم و برایشان پاسخی قانع كننده فراهم كنیم؟ چه كنیم كه برای اقناع افكار عمومی در این پرسش و موارد مشابه یكطرفه به قاضی نرویم ؟ اصولا اگر به قانع سازی مردم می اندیشیم چه زبان و برهانی را برای این رسالت انتخاب می كنیم ؟
آیا می دانیم كه حتی در بدیهی ترین سوال ها اگر پاسخ ارتباطی با پرسش نداشته باشد و یا شنونده احساس عدم صداقت و شفافیت در ارائه پاسخ را داشته باشد نه تنها قانع نخواهد شد بلكه بی اعتماد شده و به دنبال آن عصبانی خواهد شد و ترجیح می دهد كه سوا لی نپرسد چون مكانیزمی برای پاسخگویی مشاهده نمی كند و این زنجیره به بی اعتمادی و ایجاد روزافزون فاصله ها دامن می زند .
اندیشمندان حوزه علوم اجتماعی "اعتماد " را تضمین كننده هرگونه پیشرفت و موفقیت و همچنین عاملی برای "پیش بینی پذیر شدن "آینده و احساس تعلق و اشتراك نظرات وهمچنین باعث ایجاد فضایی می دانند كه فعالیت مشترك و هدفمند در آن تسهیل می گردد.
متاسفانه روند اطلاع رسانی و مدیریت تبلیغات كشور دقیقا بر عكس مسیر اعتماد سازی است یعنی مثلا به جای طرح ساده ، مختصر و بدون تفسیر و تحلیل اتفاق یا حادثه ای كه در داخل یا خارج كشور رخ داده است در مرحله اول و سپس نقد و تحلیل و انعكاس خبر در هنگام شنیدن خبر همزمان تحلیل هم می شنوید و امكان تفكیك اصل خبر و تحلیل را از دست می دهید.
با این مقدمات ما بعنوان حاكمیت ،صدا و سیما،مطبوعات ،نهادهای تبلیغی و تقنینی و همینطور شوراهای سیاستگذاری و همه عناصر مرتبط در ساختار فعلی حكومت برای حفظ و گسترش اعتماد و جلوگیری از" بهمن بی اعتمادی عمومی" چه كرده ایم ؟
آیا اساسا اعتماد سازی جایگاهی در اندیشه ما دارد؟آیا به روند اعتماد سازی یعنی شنیدن سوال و اعتراض و تلاش برای قانع سازی صحیح و عمیق باور و اعتقاد داریم ؟
تجربه عملكردهایمان در عرصه خبر رسانی ، تحلیل ، تفسیر ،مناظره ، سخنرانی ، گردهمایی ها و حتی ابزارهای مكتوب اساسا بر پایه ارتباطی "یك سویه " و تكلیف مدار است با این توضیح كه آنچه بیان می شود قاعدتا باید بدون چون و چرا پذیرفته شود نه استدلال قوی لازم دارد و نه ارائه شواهد روشن و قابل اعتماد .حتی لزومی به پاسخ به تناقض های مشهود كلام نیز وجود ندارد . مهمتر اینكه با علم به ایجاد سوال در اذهان مخاطبین اعم از همراه یا مخالف نیاز و ضرورتی برای رفع سوء تفاهم ها احساس نمی شود به تعبیری فضا فضای "قبیلگی – غارتی "یا به تعبیر عامیانه تر "بزن وبرو" است یعنی اصلا برداشت مخاطب مهم نیست وظیفه و تكلیف گوینده گفتن و رد شدن است و وظیفه شنونده پذیرش است و لاغیر !
باب شدن این شیوه و بستن راه تبادل اطلاعات و گفتگوی موثر وصریح در زمان مناسب باعث می شود كه " شایعات " گسترش پیدا كند وحتی رفتارهای صحیح حمل به صحت نشود و براین اساس حق و باطل در هم بیامیزد ودر نتیجه حقایق وارونه شده و سیكل فزاینده بدگمانی و بی اعتمادی تشدید گردد .
علاوه بر آزاد بودن فضای تبادل اطلاعات و جریان آزاد اطلاع رسانی، شنیدن صحیح پرسش ها و سوالات ، داشتن "صداقت "از پایه های اساس اعتماد سازی است.
هرگونه دروغگویی، ریاكاری ، بی صداقتی و نگفتن حقایق باعث بی اعتمادی خواهد شد و از طرف دیگر بی اعتمادی هم به این خصوصیات و رفتارها منجر می شود و طبیعی است در چنین فضایی امكان مشاركت در تصمیم گیری های عمومی از بین می رود و با فاصله گرفتن خواست مردم و حكومت عملا زمینه برای كسانی فراهم می شود كه " مشاركت مردم " را ضروری نمی دانند و در پی تخریب این ارتباط هستند
به نظر می رسد اولویت دارترین وظیفه ای كه همگان و به خصوص سیاستگذاران تریبون های رسمی باید به آن بپردازند اصلاح ساختار اطلاع رسانی و پاسخگویی از ارتباط"یك سویه " به فضایی"دوسویه و متقابل " و نهادینه كردن پاسخگویی با معیارهای صحیح و قانونی است . نا گفته پیداست كه ثبات اجتماعی تنها در صورتی مستقر خواهد شد كه فضای بدگمانی و بی اعتمادی حتی در هیجانی ترین لحظات ، جای خودرا به صداقت وقابل اعتماد بودن و رفتار قانونمند و انصاف بدهد و تنها در این صورت است كه نفوذ اجتماعی ، پذیرش و اقبال و همراهی و مشاركت عمیق مردم تداوم خواهد یافت .
حمید داور
    مرجع  

تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 




درباره وبلاگ




گر در طلب لقمه نانی ، نانی /

گر در طلب گوهر كانی ، كانی /

این نكته رمز اگر بدانی ، دانی /

هر چیز كه اندر پی آنی ، آنی ...

مـــولانـــا

===============

امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :