http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg
http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg








امام خمینی: همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند.

/ باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...) - ادامـــه-ی شـکلات



آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...)







 

 

شکلات



با یه شکلات شروع شد
من یه شکلات گذاشتم تو دستش اونم گذاشت تو دست من.
من بچه بودم اونم بچه بود.
سرمو بالا کردم سرشو بالا کرد ، دید که منو می شناسه ، خندیدم
گفت دوستیم؟
گفتم: دوست دوست
گفت تا کجا؟
گفتم دوستی که تا نداره
گفت تا مرگ
خندیدم و گفتم: من که گفتم تا نداره
گفت : باشه تا پس از مرگ
گفتم: نه نه نه نه تا نداره
گفت : قبوله تا اونجا که همه دوباره زنده میشن یعنی زندگی پس از مرگ بازم با هم دوستیم؟ تا بهشت ، تا جهنم،تا هرجا که باشه، ما با هم دوستیم؟
خندیدم گفتم:تو براش تا هرجا که دلت میخواد یه تا بذار،اصلا یه تا بکش از سر این دنیا تا اون دنیا
اما من اصلا براش تا نمیذارم
نگام کرد نگاش کردم
باور نمی کرد، میدونستم اون میخواد حتما دوستیمون تا داشته باشه،دوستی بدون تا رو نمی فهمید.
گفت بیا برای دوستیمون یه نشونه بذاریم
گفتم:باش،تو بذار
گفت شکلات ،هر بار که همدیگرو می بینیم یه شکلات ماله تو یکی ماله من . باشه؟
گفتم:باش
هر بار یه شکلات می ذاشتم تو دستش اونم یه شکلات تو دست من
باز همدیگر و نگاه می کردیم یعنی که دوستیم،دوست دوست
من تندی شکلاتمو باز میکردم ،می ذاشتم تو دهنم و تند و تند می مکیدم
میگفت: شکموووو،تو دوست شکمو منی و شکلا تشو میذاشت تو یه صندوقچه کوچولو قشنگ
میگفتم:بخورش
میگفت:تموم میشه،میخوام تموم نشه برای همیشه بمونه
صندوقش پر ازشکلات شده بود هیچکدومشو نمی خورد ،من همشو خورده بودم
گفتم: اگه یه روز شکلا تاتو مورچه ها بخورن یا كرم ها تو چیکار می کنی؟
گفت: مواظبشون هستم
می گفت می خواهم نگهشون دارم تا موقعی که دوست هستیم
و من شکلاتمو میذاشتم تو دهنم و می گفتم نه نه نه نه تا نه . دوستی که تا نداره
1سال 2سال 4سال 7سال 10سال 20 سالش شده ،اون بزرگ شده منم بزرگ شدم
من همه ی شکلاتامو خوردم اون همه ی شکلاتاشو نگه داشته
اون امده تا امشب خداحافظی کنه!
میخواد بره،بره اون دور دورا!
میگه: میرم اما زود بر میگردم
من که میدونم میره و بر نمیگرده
یادش رفت شکلات به من بده،من که یادم نرفته
یه شکلات گذاشتم کف دستش گفتم این برای خوردنه،یه شکلاتم گذاشتم کف اون دستش
اینم اخرین شکلات برای صندوق کوچیکت،یادش رفته بود که صندوقی داره برای شکلاتاش ،هردوتا رو خورد
خندیدم،میدونستم دوستی من تا نداره،میدونستم دوستی اون تا داره مثل همیشه
خوب شد همه ی شکلاتامو خوردم،اما اون هیچکدومشو نخورد
حالا با یه صندوق پر از شکلات های نخورده چیکار میکنه؟!
 

http://www.onlinesite.ir/sound-film/index.php

   تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 




درباره وبلاگ




گر در طلب لقمه نانی ، نانی /

گر در طلب گوهر كانی ، كانی /

این نكته رمز اگر بدانی ، دانی /

هر چیز كه اندر پی آنی ، آنی ...

مـــولانـــا

===============

امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :