http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg
http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg








امام خمینی: همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند.

/ باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...) - SY8SATB8Z8NE_KORYX8N_19-11-91



آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...)







 

 

 ساکتین 7.5 ساله ، شرکای هزینه 


سنگینی  که بر نظام و ملت تحمیل شد! ...


 جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 عصرایران ؛ صادق حسینی - استیضاح عبدالرضا شیخ الاسلامی که حالا باید وزیر کار سابق محمود احمدی نژاد خواندش را می توان منحصر به فرد ترین استیضاح جمهوری اسلامی دانست.
 
اگر استیضاح عطالله مهاجرانی به واسطه هنر خطابه اش جذاب شد و او از مجلس محافظه کار و راست آن موقع -و به تعبیر امروزی اصول گرا- رأی دوباره گرفت، استیضاح وزیر کار آخرین دولت مهرورزان را باید به واسطه سخنان جنجالی محمود احمدی نژاد و پاسخ توفنده علی لاریجانی «منحصر به فرد ترین» دانست.
 جذابیت دیگر این استیضاح به آن جهت بود که غیر از شیخ الاسلامی، بیشتر موافقان و مخالفان استیضاح و شخص محمود احمدی نژاد، چندان در خصوص عملکرد وزیر کار و موارد استیضاح صحبت نکردند.
 مخالفان که در روزهای پایانی دولت بینا شده و بر واقعیت ها بصیرت پیدا کرده اند، در پشت میکروفن فریاد می زدند که مشکل شخص شیخ الاسلام یا مرتضوی نیست و ما با دست انداختن و دور زدن قانون مشکل داریم! ما با رویه ای که قانون را تفسیر به رای می کند و نظر فصل الخطابِ شورای نگهبان را نمی پذیرد مشکل داریم!
محمود احمدی نژاد هم که خود را "نوکر مردم" می خواند و در مصاحبه های اخیر خود تاکید می کند «اجازه دهید دولت مدیریت کند» با دفاع کوتاه از وزیر استیضاح شونده اش، مشکل و انسداد پیش آمده در سال های اخیر را ناشی از دخالت مجلس در کار دولت و تفسیر گسترده مجلس از قوانین اجرایی و انتصاب ها دانست و با استفاده از ناآگاهی مردم نسبت به قوانین، برخی از آن ها را که می توانست به نفعش باشد خواند و نتیجه گرفت: عزیزان با این وضع به بن بست می رسیم.
او همچنین تلاش کرد تا با تکرار مدل «بگم بگم» که از «کاغذ» به «نوار ویدیویی» ارتقاء یافته بود، چنان برادران و خاندان لاریجانی ها را بکوبد
و اتهام «کارچاق کنی» به «فاضل لاریجانی» وارد کند تا از شانس «علی» در انتخابات ریاست جمهوری 1392 بکاهد. این بار اما اوضاع فرق می کرد؛ و او جواب سخنان و «بگم بگم» اش را همان جا در محضر ملت از علی لاریجانی شنید.
 اگر در جریان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری در خرداد 1384 و دولت نهم و در مناظرات انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری در خرداد 1388 اصولگرایان در مقابل سیل تهمت ها و تخریب های احمدی نژاد و اسلافش به همه شخصیت ها و گروه ها که اوج آن را در مناظره اش با میرحسین موسوی شاهد بودیم چشم هایشان را فروبستند و ساکت بودند؛ این بار اما دیگر نیازی به محمود احمدی نژاد و رفتارهایش ندارند برای همین بود که لاریجانی با اظهاراتی آرام ، شمرده و مستظهر به قانون و البته و با صلابت او را بی اخلاق و مافیایی خواند و گفت با انتشار این فیلم مردم شخصیت احمدی نژاد را بهتر شناختند.
 این بار اما احمدی نژاد برخلاف حضور قبلی اش در مجلس حرف اش را زد و نرفت ؛ البته می خواست برود ولی رئیس مجلس به او گفت که بنشیند و جوابش را بگیرد و بعد برود. او نشست و با تمام تیک های عصبی اش اظهارات 5 ساعته نمایندگان و پاسخ های لاریجانی را شنید و این لاریجانی بود که از همان کلیدواژه های خود احمدی نژاد استفاده و او را محکوم کرد و این شاید آغازی باشد بر پایان دوره سیاسی محمود احمدی نژاد.
احمدی نژاد در حالی روز گذشته ، پروژه اختلاف را علنی کرد که همین چند وقت پیش رهبر انقلاب تاکید کردند: «از امروز تا روز انتخابات هرکس احساسات مردم را در جهت ایجاد اختلاف بکار گیرد قطعا به کشور خیانت کرده است.»
 هزینه ای که دیروز در این استیضاح به نظام و ملت تحمیل شد نتیجه سکوت 7.5 ساله بزرگان اصول گرا بود. آنان که به تعبیر مجلسیان در «دور زدن های قانون اساسی» سکوت کردند، کسانی که در مقابل توهین ها، تخریب ها و اتهام های بی اساس سکوت کردند، کسانی که رویه های غلط و افراط و تفریط ها را دیدند و دم نزدند و کسانی که امر به معروف و نهی از منکر را فراموش کردند در این هزینه هنگفت و تلخ که به نظام تحمیل شد سهیم اند.

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 

 

 

  سیاست-بازان ایرانی ، اهل ِ کـُـری خواندن

  وَ انکار ضعفهای خود هستند ... 

 جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

   چون جدولی برای بازیگر سیاست ایرانی نیست که رتبه‌اش را بسنجد، همیشه هست کارآمد و غیر کارآمد تفاوتی نمی‌کند! او تا زمانی که بتواند هست. اگر میزان تورم برای مردم مهم باشد، خودش نرخ تورم می‌سازد، اگر نرخ رشد مهم باشد، خودش نرخ رشد می‌سازد، اگر ارز گران شود، دنبال مقصرش می‌گردد.
هر چه به بازی سنتی پرسپولیس ـ استقلال نزدیک می‌شویم، کری خوانی و رقیب طلبی بازیکنان و مربیان این دو تیم به اوج خود می‌رسد؛ اما پس از پایان بازی، کری خوانی‌ها تمام می‌شود و طرفداران دو تیم با واقعیت روبه‌رو می‌شوند: شکست یا پیروزی! در این موقع دیگر کری خوانی خاصیتش را از دست می‌دهد و تیم پیروز سر به آسمان می‌ساید و تیم مغلوب راه خود می‌گیرد با انبوه بسیار هوادارانش!
به گزارش «تابناک»،
در عرصه سیاست ایرانی، اما همیشه عرصه کری خوانی هست و هیچگاه زمان نتیجه‌گیری فرا نمی‌رسد. دولتی که مستقر می‌شود، از‌‌ همان آغاز کار، کری می‌خواند تا پایان دولتش و حتی پس از پایان دولت هم کری می‌خواند. مجلس کری می‌خواند، ولی هیچ گاه نتیجه کارش مشخص نمی‌شود و نهادهای دیگر هم همچنان کری می‌خوانند و در پایان کار، هیچ!
بیننده سیاست ایرانی آموخته است که تنها بیننده باشد و تحمل کند. مربی یک تیم را تا حدی تحمل می‌کنند، اما وقتی تیم حذف شد یا در جدول سقوط کرد، رتبه جدول نشانگر عیار تیم و مربی است. رتبه بد باشد، فاتحه مربی خوانده است! تماشاگر فوتبال با مربی شوخی ندارد، برد می‌خواهد، اگر نشد رتبه قابل قبول در جدول؛ اگر این هم نشد، بازی قابل قبول که دست‌کم دل بینندگانش را به دست آورد!
اما چون جدولی برای بازیگر سیاست ایرانی نیست که رتبه‌اش را بسنجد، همیشه هست کارآمد و غیر کارآمد تفاوتی نمی‌کند! او تا زمانی که بتواند هست. اگر میزان تورم برای مردم مهم باشد، خودش نرخ تورم می‌سازد، اگر نرخ رشد مهم باشد، خودش نرخ رشد می‌سازد، اگر ارز گران شود، دنبال مقصرش می‌گردد؛ همچون مربیان ضعیفی که همیشه مدعی‌اند زمین ناهمواره بوده است؛ زمینی که اتفاقا تیم برنده در‌‌ همان تیم بازی کرده است!
نتیجه بازی سیاست، زود مشخص نمی‌شود، دیر مشخص می‌شود و دیر هم می‌ماند؛ همچون دملی سرطانی که پدیدار می‌شود، ولی بیشتر انسان‌ها انکارش کرده و توجهی نمی‌کنند، ولی وقتی سر باز کرد، دیگر رهایی از دستش کار هر کسی نیست و بیمار را خانه‌نشین می‌کند و پس از چندی او را می‌کشد!
جالب اینکه مسئولیت بد بازی کردن سیاستمدار ایرانی را کسی نمی‌پذیرد و اوج مسئولیت پذیری آنان، خواندن فاتحه بر مرده سیاست ایرانی است.
چه باید کرد؟
بازی بازیگر سیاست ایرانی را چگونه باید خواند؟ او که نه جدولی دارد که رتبه‌اش را سنجید و نه نتیجه برد و باختی که آن را ارزیابی کرد؛ بنابراین، باید چگونه او را سنجید و درباره‌اش تصمیم‌گیری کرد؟
وقتی یک سیاستمدار می‌تواند همه معیارهای قابل اندازه‌گیری کیفیت کارش را انکار کند و از میان ببرد، باید به فکر راهکاری بهینه گشت.
شاید لازم باشد به تدریج خصوصیات سیاستمداری را فهرست نمود و درباره آن صحبت کرد. مثلا می‌توان گفت، کسی که مسئولیت پذیر نیست، رجل سیاسی هم نیست؟!    می‌توان گفت کسی که برنامه‌ای برای اداره کشور ندارد، رجل سیاسی نیست؟   می‌توان گفت کسی که تألیفاتی قابل اعتنا در عرصه مدیریت، اقتصاد، حکومتداری، سیاست و راهبردی‌های فرهنگی ندارد، رجل سیاسی نیست؟!   می‌توان گفت کسی که با زبان‌های زنده دنیا مسلط نیست، رجل سیاسی نیست؟   می‌توان گفت کسی که تاریخ ایران را نمی‌شناسد، رجل سیاسی نیست؟   می‌توان گفت...
شاید این یکی از راهکار‌ها باشد تا بازیگر سیاست ایرانی پیش از آنکه وارد قدرت شود، حداقل‌هایی را داشته باشد. این تنها یک راهکار است، باید در ادامه راه به راهکارهای دیگر هم اندیشید.
 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 

 




درباره وبلاگ




گر در طلب لقمه نانی ، نانی /

گر در طلب گوهر كانی ، كانی /

این نكته رمز اگر بدانی ، دانی /

هر چیز كه اندر پی آنی ، آنی ...

مـــولانـــا

===============

امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :