تبلیغات






http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg
http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg








امام خمینی: همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند.

/ باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...)



آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...)







نوشته شده در تاریخ دوشنبه 7 فروردین 1391 توسط عـبــد عـا صـی

 


  ایوونای آفتابی 


دنیا تاریکه یه جوری / که نه فانوسه نه مهتاب
دلمُ به کی ببندم / ته این دهکده-ی خواب
اگه یه اتاق کوچیک / اگه یه پنجره باشه
پای اسم کی بمونم / که برام خاطره باشه
دنیا تاریکه یه جوری / که چشامُ هم می ذارم
تا که دستمُ بگیری / پامُ تو حرم می ذارم
صحن-تون پر از پرنده / آفتاب صلات ظهره
زیر گنبد طلاتون / سر عاشقا رو مهره
برج کاشیای رنگی / طاق نصرتای آبی
سایه روشنای آروم / ایوونای آفتابی
پای حوض نقره-پوشت / پیچیده عطر پرنده
سایه ها كوتاهن اما / قد گلدسته بلنده
دنیا تاریکه بجز تو / که چراغ راه دوری
برا هرکی هر چی هستی / برا من سنگ صبوری
تو درست، آخر حرفی / اونجا كه ساكته دنیا
خط بین عقل و عشقی / مرز بیداری و رویا
مث ِ بُهت یه كبوتر / لب ایوون طلاتم
بین این همه هیاهو / زائر امام رضاتم

 عبدالجبار کاکایی

 مرجع

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 

نوشته شده در تاریخ جمعه 17 اسفند 1397 توسط عـبــد عـا صـی

 

 

 اینا هَمَش بخاطر انتخاباته ... 

 

 برای مرجع یا عنوان اصلی به پیوند فوق اشاره کنید 

 
 

رفتار اخیر تندرو‌ها به خاطر انتخابات است    گروه سیاسی_ رسانه ها: حجت الاسلام محسن غرویان در روزنامه اعتماد نوشت :بعد از تجمعی که چندی پیش در مدرسه فیضیه صورت گرفت و عده‌ای پلاکاردهایی را در مخالفت با دولت به دست گرفتند اخیرا نیز تجمعی صورت گرفت که در جریان آن بیانیه‌ای مغرضانه در میان تجمع‌کنندگان توزیع شد.اولین نکته‌ای که لازم است در این راستا به آن اشاره کنم این است که اگر قرار باشد، بیانیه‌ای به حوزه علمیه نسبت داده شود باید یک تاییدیه‌ای از طرف مراجع یا شورای عالی حوزه یا مدیریت حوزه در مورد آن صورت گرفته باشد وگرنه هر اتفاقی که در قم می‌افتد را نمی‌توان به حساب مراجع و حوزه علمیه قم گذاشت.نکته دیگر این است که اتفاقات این‌چنینی را از آن جهت نمی‌توان متوجه حوزه علمیه قم دانست که مراجع نیز با این رفتارها مخالف هستند و این مخالفت‌ها را هم در جریان تجمع قبلی در مدرسه فیضیه شاهد بودیم و هم در جریان تجمع اخیر، دیدیم که مراجع تقلید مانند آیت‌الله مکارم‌شیرازی این رفتارها را تقبیح کردند.
بنابراین باید گفت این رفتارها نه از سوی حوزه علمیه قم که از سوی عده قلیلی صورت می‌گیرد تا به نام حوزه علمیه قم تمام شود و مردم این مواضع را مواضع حوزه علمیه بدانند درحالی که به هیچ عنوان این اقدامات مورد تایید مراجع و علمای قم نیست. نکته دیگر پاسخ به این سوال است که هدف این افراد از چنین رفتارهایی چیست؟ در این رابطه باید گفت ما در آستانه انتخابات مجلس قرار داریم و گروه‌های سیاسی در تکاپوی آن هستند تا بتوانند کاندیداهای خود را در انتخابات آینده به مجلس بفرستند. بنابراین رفتارهایی که امروز شاهد آن هستیم، شروع تحرکات انتخاباتی است. از آنجا که قم پایگاه مرجعیت و دیانت است و علما حضور پررنگی در این استان دارندبرخی گروه‌ها تلاش می‌کنند، رفتارهای خود را به نام حوزه علمیه قم در نظر افکار عمومی و مردم جلوه دهند. درحالی که موضع حوزه علمیه آن‌ چیزی نیست که در این تجمعات بیان می‌شود. ناگفته نماند این تجمع اخیر هم برای حمایت از بیانیه رهبری بوده است و کسانی هم که شرکت کردند با این هدف در این تجمع حاضر شدند اما متاسفانه عده‌ای اقلیت از این موقعیت‌ها برای اغراض سیاسی خود استفاده می‌کنند.
البته‌ از این نکته هم نباید غافل ماند که اکثریت اعضای حوزه علمیه قم از اساتید گرفته تا طلاب همه آگاه و به ویژه در زمینه مسائل کلان کشور و مسائل سیاسی گوش به زنگ مراجع هستند و آنها نیز همواره در حمایت از دولت و حفظ وحدت و آرامش صحبت کرده‌اند. با همه این تفاسیر این سوال مطرح می‌شود که راهکار مقابله با این رفتارها چیست؟پاسخ این سوال را باید در شورای امنیت ملی، قوه‌ قضاییه، وزارت اطلاعات و...جست‌وجو کرد. به عبارت دیگر حوزه علمیه همانطور که از نامش مشخص است، حوزه علمیه است و نه امنیه لذا اگر قرار باشدبرخوردی صورت بگیرد یا مقابله‌ای شود باید این مقابله از طریق نهادهایی که برقراری امنیت بر عهده آنهاست، پیگیری شود. مسلما حوزه علمیه تنها می‌تواند در اعلام مواضع و دیدگاه موثر واقع شود و از آنجا که ابزار اجرایی ندارد لذا تنها می‌تواند در زمینه درس و بحث وارد عمل شوند بنابراین اندیشیدن به امنیت کشور و تامین آن وظیفه شورای امنیت ملی، وزارت اطلاعات، وزارت کشور و... است.

 

  تهیه وُ تدوین : عـبـــد عـا صـی

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 16 اسفند 1397 توسط عـبــد عـا صـی


شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی. پسرک، در حالی‌که پاهای برهنه‌اش را روی برف جابه‌جا می‌کرد تا شاید سرمای برف‌های کف پیاده‌رو کم‌تر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه می‌کرد.

در نگاهش چیزی موج می‌زد، انگاری که با نگاهش، نداشته‌هاش رو از خدا طلب می‌کرد، انگاری با چشم‌هاش آرزو می‌کرد. خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که محو تماشا بود انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد، در حالی‌که یک جفت کفش در دستانش بود بیرون آمد.

خانم گفت: «آهای، آقا پسر!»

پسرک برگشت و به سمت خانم رفت. چشمانش برق می‌زد وقتی آن خانم، کفش‌ها را به ‌او داد. پسرک با چشم‌های خوشحالش و با صدای لرزان پرسید: «شما خدا هستید؟»

خانم گفت: «نه پسرم، من تنها یکی از بندگان خدا هستم!» پسر گفت: «آها، می‌دانستم که با خدا نسبتی دارید!»


نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 16 اسفند 1397 توسط عـبــد عـا صـی


علت چاقی ناگهانی چیست؟



علت چاقی ناگهانی چیست؟
اگر قبلا فرد لاغری بوده اید و در عرض چند ماه گذشته کاری انجام نداده اید و وزن اضافه کرده اید حتما متعجب هستید و از خود می‌پرسید چرا چنین اتفاقی روی داده است! شما غذا‌های سالمی می‌خورید، به کلاس‌های ورزشی می‌روید، آب زیادی می‌نوشید، اما باز هم چاق می‌شوید و دلیلی برای آن ندارید. با اینکه ورزش کردن و خوردن غذا‌های سالم می‌تواند برای کاهش چربی‌های شکمی مفید باشد، اما موارد دیگری نیز وجود دارد که باعث افزایش اندازه دور کمرتان می‌شود. بیشتر این موارد خارج از کنترل شما هستند، اما زیاد نگران نباشید.
در این مقاله قصد داریم ۱۰ مورد از دلایلی که باعث افزایش وزن ناگهانی می‌شود را با هم مرور کنیم. پس همراه ما باشید.

غده تیروئید شما به درستی کار نمی‌کند:
همانطور که می‌دانید تیروئید غده پروانه‌ای شکلی در گردن است که بالای سیب آدم قرار دارد و طیف وسیعی از عملکرد‌های بدن همچون متابولیسم را تنظیم می‌کند. اما برخی از اوقات به دلایل گوناگون، غده تیروئید ممکن است فعالیت کافی نداشته باشد.
در چنین شرایطی که به آن کم کاری تیروئید می‌گویند، وزن افزایش پیدا می‌کند. بدترین بخش ماجرا این است که چنین شرایطی اغلب به آهستگی توسعه پیدا می‌کند و به همین خاطر بیشتر افراد متوجه نشانه‌های بیماری نمی‌شوند.
اگر مشکلات تیروئیدی مقصر اصلی افزایش وزن شما باشد، ورزش کردن یا داشتن رژیم غذایی مناسب نمی‌تواند کمکی به کاهش وزن شما بکند.
اینکار را بکنید: در این شرایط بهتر است از یک پزشک متخصص کمک بگیرید. اگر به طور ناگهانی وزن اضافه کردید و دلیلی برای آن نداشتید بهتر است عملکرد غده تیروئید خود را مورد بررسی قرار دهید. استفاده از دارو می‌تواند شرایط موجود را بهبود ببخشد.

غذا‌های سالم را بیش از اندازه مصرف می‌کنید:
زمانی که می‌خواهید وزن کم کنید اندازه غذا‌های سالمی که مصرف می‌کنید نیز از اهمیت بسیار زیادی برخوردار خواهد بود. دلیل این امر بسیار ساده است. بیشتر غذا‌های مقوی همچون آووکادو، جوی دوسر، کینوا، شکلات تلخ، آجیل‌ها و کره آجیل‌ها زمانی که بیش از حد مصرف می‌شوند می‌توانند به افزایش وزن منجر شوند.
اینکار را بکنید: زمانی که مواد غذایی سالم همچون میوه و سبزیجات را می‌خورید در مصرف ان‌ها زیاده روی نکنید. دفعه بعد، زمانی که خواستید وعده غذایی خود را آماده کنید به خاطر داشته باشید که باید اندازه وعده غذایی را کنترل کنید. اندازه کره آجیل یا پنیر‌ها نباید بزرگتر از توپ پینگ پونگ باشد. اندازه صحیح برنج و پاستا یک مشت است. گوشت بدون چربی باید اندازه یک کارت بازی کوچک باشد. تبعیت از قوانین پیشنهادی می‌تواند در کاهش وزن مفید باشد.

آب کافی در بدن خود ندارید:
مطالعات انجام شده نشان می‌دهد نوشیدن دو فنجان آب قبل از هر وعده غذایی می‌تواند سرعت افزایش وزن را به طور قابل توجهی کاهش دهد. به همین خاطر ننوشیدن آب کافی می‌تواند اثر معکوسی بر روی وزن داشته باشد. آب می‌تواند در حفظ دمای بدن مفید باشد و قادر است شما را سیر نگه دارد.
ننوشیدن آب کافی می‌تواند به افزایش خوردن منجر شود و در نهایت کالری‌های ورودی به بدن را بیشتر نماید. زمانی که بدن شما آب کافی ندارد، نمی‌تواند وظایف خود را به درستی انجام دهد.
اینکار را بکنید: تا جایی که می‌توانید در طول روز آب کافی مصرف نمایید.

شما افسرده هستید:
اگر افسرده هستید و برای درمان آن دارو مصرف می‌کنید ممکن است دچار افزایش وزن شوید. بیش از ۲۵ درصد افرادی که دارو‌های ضد افسردگی خاصی را مصرف می‌کنند افزایش وزن را در این دوره تجربه خواهند کرد.
برخی از دارو‌ها ممکن است هوس افراد برای خوردن مواد شیرین به خصوص کربوهیدرات‌ها را افزایش دهند. برخی از دارو‌ها نیز اشتهای افراد را بیشتر می‌کنند. دارو ممکن است اثر منفی بر روی متابولیسم فرد داشته باشد.
از آنجایی که افسردگی به همراه عدم تمایل به مصرف غذا‌ها دیده می‌شود، دارو‌های افسردگی به فرد کمک می‌کند اشتهای خود را بازیابد. در این شرایط، بیمار غذای بیشتری مصرف می‌کند و چاق می‌شود
اینکار را بکنید: تغییر دارو تحت نظر پزشک می‌تواند گزینه خوبی برای پیشگیری از افزایش وزن باشد. با اینحال چنین موضوعی باید توسط پزشک متخصص انجام شود و شما نمی‌توانید خودسرانه مصرف داروهایتان را قطع کنید.

از وزن کردن خودداری می‌کنید:
زمانی که در مورد افزایش وزن صحبت می‌کنیم، نادیده گرفتن می‌تواند دلیل اصلی افزایش اندازه دور کمرتان باشد. زمانی که از وزن کردن خود خودداری می‌کنید و نمی‌خواهید وزن اصلی خود را بدانید، واقعا دچار مشکل خواهید شد.
این موضوع در فصل‌های زمستان واقعیت دارد، زیرا بیشتر افراد در هوای سرد زمستان در خانه می‌مانند و به خوردن مواد غذایی مختلف روی می‌آورند و چاق می‌شوند.
اینکار را بکنید: اگر قصد دارید وزن اضافی خود را کم کنید بهتر است فعالیت‌های روزمره را بیشتر نمایید و حداقل هفته‌ای یکبار خود را وزن کنید. پیشرفت خود در این مسیر را پیگیری نمایید. پیشنهاد می‌شود خود را روز‌های دوشنبه، چهارشنبه و جمعه وزن کنید.

شما غرق در تفکرات ورزشی هستید:
شکی نیست که انجام تمرینات ورزشی یکی از فاکتور‌های مهم برای کاهش وزن است، اما فکر کردن بیش از حد در مورد جلسات بعدی ورزش می‌تواند فرایند کاهش وزن را دشوار سازد.
تحقیقات انجام شده نشان می‌دهد زمانی که در فکر کلاس‌های ورزشی دلخواه خود هستید، بیشتر از قبل کالری وارد بدن می‌کنید. زیرا فکر می‌کنید در جلسات ورزشی کالری وارد شده را مصرف خواهید کرد. معمولا بیشتر افراد به چنین هدفی دست پیدا نمی‌کنند و در نهایت چاق می‌شوند.
اینکار را انجام دهید: بنشینید و فراموش کنید که قرار است ورزش کنید. در آغاز هر ماه، تمرینات ورزشی ماه بعدی خود را به کمک یک اپلیکیشن برنامه ریزی کنید. اینکار به شما کمک می‌کند در مورد جلسات بعدی ورزش خود فکر نکنید و کالری اضافی وارد بدن ننمایید. برای اینکه بتوانید به اهداف کاهش وزن خود برسید، از مصرف مواد غذایی زیاد قبل از ورزش خودداری کنید.

هزینه‌های مصرفی خود را بررسی نمی‌کنید:
زمانی که به خرید می‌روید ممکن است حساب خود را بررسی نکنید و هر چیزی که دوست دارید را خریداری نمایید. یکی از مطالعات انجام شده نشان می‌دهد زنان بیشتر از مردان علاقه به خرید مواد غذایی دارند و زمانی که در حال خرید هستند بدون توجه به مقدار پول باقی مانده در حساب خود به طرف ایتم‌ها و موارد دلخواه خود می‌روند.
اینکار را بکنید: دفعه بعد زمانی که خواستید به خرید بروید، پول کمتری همراه خود ببرید یا اینکه قبل از خرید حساب خود را بررسی کنید. اینکار باعث می‌شود مواد غذایی کمتری خریداری نمایید.

دیر می‌خوابید:
اگر شب دیر وقت بخوابید تمامی تلاش‌هایی که برای کاهش وزن خود انجام می‌دهید نابود خواهد شد. مطالعات متعدد نشان می‌دهد که خواب اندک می‌تواند سطح BMI و دور کمر را افزایش دهد. حتما از خود می‌پرسید دلیل این امر چیست؟ کمبود خواب منجر به افزایش سطح هورمون گرسنگی به نام گرلین می‌شود و سطح هورمون سیری به نام لپتین را کاهش می‌دهد.
تحقیقات نشان می‌دهد زمانی که فرد کمبود خواب دارد، مغز او به سمت غذا‌های پر کالری و تنقلات روی می‌آورد و توانایی کمتری در کنترل وعده غذایی خواهد داشت.
اینکار را بکنید: بعد از یک یا دو هفته استراحت و خواب کافی می‌تواند جلوی اشتهای خود را بگیرید و وزن کم کنید.

آیتم‌هایی را در منو سفارش می‌دهید که به نظر سالم هستند:
این موضوع به نظر عجیب و غریب می‌رسد، اما درست است. زمانی که فکر می‌کنید بهترین وعده غذایی را برای خود انتخاب کرده اید، ممکن است مغز گرلین بیشتری ترشح کند و در نهایت اشتهایتان را بیشتر کند. برای اینکه بتوانید گرسنگی خود را تحت کنترل نگه دارید به دنبال غذا‌هایی در رستوران باشید که کالری اندکی دارند.
اینکار را بکنید: غذا‌هایی را انتخاب کنید که زیر ۵۰۰ کالری دارند.


شغل استرس زایی دارید:
ممکن است شغل سخت و دشواری که دارید باعث افزایش وزنتان شده باشد. هورمون کورتیزول زمانی آزاد می‌شود که بدن تحت استرس است و همین امر موجب می‌شود تری گلیسیرید دد بدن ذخیره شود.

افزایش سطح کورتیزول در بدن می‌تواند به افزایش قند خون منجر شود و اثر انسولین را کمتر نماید. همین امر به حس مداوم گرسنگی می‌انجامد و می‌تواند شما را به خوردن مواد غذایی بیشتر سوق دهد.

اینکار را انجام دهید: با مدیر خود صحبت کنید. شما می‌توانید زودتر به سر کار بروید و کار‌های خود را سر موقع انجام دهید. اینکار به شما کمک می‌کند بحث و جدلی با مدیرتان نداشته باشید.



برچسب ها: علت چاقی ناگهانی،
نوشته شده در تاریخ جمعه 10 اسفند 1397 توسط عـبــد عـا صـی

ایلنا: یک محقق علوم رفتاری گفت: پرخاشگری و مشاهده پرخاشگری از عوامل ایجاد ناکامی، یاس، ناامیدی و افزایش خشونت در سطح اجتماع است.

مصطفی فروتن در گفت‌وگو با ایلنا درباره علل و ریشه‌های بروز خشونت در جامعه گفت: زمانی که می‌خواهیم به انواع خشونت به ویژه خشونت اجتماعی بپردازیم؛ دو دسته از عوامل مورد توجه قرار می‌گیرند یک دسته عوامل فردی و دسته دیگر عوامل اجتماعی است که در حوزه عوامل فردی نحوه فرزندپروری و سبک زندگی را مدنظر است.

فروتن با بیان اینکه ورود به عصر صنعتی با تغییراتی در بافت و بدنه اجتماع همراه است، افزود: تنیدگی‌هایی که در سطح اجتماع ایجاد می‌شود؛ معمولاً حاکی از آن است که هریک از ما دارای زندگی متفاوت‌تری نسبت به گذشته هستیم.

افزایش مهاجرت از عوامل بروز خشونت در جامعه

این روانشناس در توضیح این مطلب افزود: امروزه بر میزان جمعیت افزوده شده، چنانکه در فضایی که قبلاً تنها 5 نفر زندگی می‌کردند, امروزه 50 نفر زندگی می کنند و این افزایش جمعیت یکی از دستاوردهای زندگی جمعی است. همچنین توده شدن منابع در یک شهر یا استان یا در جایی که شرایط کار یا روابط اجتماعی راحت‌تر قابل اجرا باشند، مهاجرت را به دنبال دارد.

وی خاطرنشان کرد: بعد از اتفاق افتادن مهاجرت شاهد تداخل فرهنگ‌ها و خرده‌فرهنگ‌ها خواهیم بود و زمانی که افرادی از گروه‌های مختلف با رویکردهای روانی – اجتماعی متفاوت در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، معمولاً نمی‌توانند؛ حرف یکدیگر را به خوبی بفهمند و به همین دلیل ممکن است؛ نتوانند مسائل را حل کنند و در نتیجه به مشکل برمی خورند.

بروز رفتارهای پرخاشگرانه‌ای بر اثر سوءمصرف مواد مخدر

فروتن با بیان اینکه سوءمصرف مواد مخدر و محرک از دیگر عوامل ایجاد خشونت در جامعه است، گفت: در گذشته صرفاً مواد مخدر وجود داشت و معتاد به فردی خمیده و ژولیده گفته می‌شد، اما این روزها با ورود مواد محرک صنعتی شاهد آن هستیم، افرادی که دارای سوءمصرف این مواد هستند؛ رفتارهای پرخاشگرانه‌ای بروز می‌دهند که این مسئله تاثیر بسزایی در افزایش خشونت در جامعه دارد.

ناامیدی‌ و خشونت در پی تبعیض و ناعدالتی

این محقق علوم رفتاری با اشاره به اینکه ناامیدی‌های اجتماعی از دیگر عوامل اجتماعی بروز خشونت در جامعه است، عنوان کرد: این مقوله را می‌توان در موقعیت‌های فردی و اجتماعی تعبیر کرد؛ به عبارت دیگر وقتی فرد در اجتماع به تبعیض‌ها توجه می‌کند، ناخودآگاه حس بی‌عدالتی مزمن در وجودش ریشه می‌دواند که این مسئله وی را به سمتی می‌برد که فکر می‌کند، فردای من نیز چنین است و هرچه تلاش کنم به جایی نمی‌رسم. مصداق این قضیه آن است که در بحران‌های اجتماعی یا جشن‌های ملی برخی از افراد از چنین فضاهایی سوءاستفاده کرده تا بتوانند فشار روانی خود را تخلیه کنند که این مسئله نیز بر خشونت‌ها تاثیرگذار است.

بروز التهاب و اضطراب در افراد بر اثر کاهش منابع

وی ادامه داد: از طرف دیگر محدودیت منابع که به دنبال افزایش جمعیت رخ می‌دهد، انسان را به یاد بازی موزیک و صندلی می‌اندازد که در این بازی 5 نفر با 4 صندلی وجود دارند که با پایان یافتن موزیک نواخته شده در طول بازی هریک از افراد باید بر صندلی بنشینند و در پایان یک نفر بدون صندلی باقی خواهد ماند. التهاب و اضطراب موجود در بازیکنان شما را متوجه می‌کند که محدودیت منابع چه تبعاتی به دنبال خواهد داشت.

فروتن با تاکید بر اینکه امروزه با توجه به محدودیت منابع، بازی موزیک و صندلی در جامعه ایجاد شده است اظهار کرد: غرب گرایی نیز از مهم‌ترین عواملی است که ترکیب جمعیت یا teamwork را از بین می‌برد و اگر نخواهیم در این موارد مداخله کنیم، غربگرایی ما را به جایی می‌کشاند که هرکس فکر می‌کند تنها خودش مهم است و سایرین را تحت نگاهی اجتماعی نمی‌بیند.

وی اضافه کرد: افراد فردگرا نمی‌توانند؛ زندگی شهروندی و زندگی در عصر صنعتی را تحمل کنند و در نتیجه نمی‌توانند مسئولیت‌های خود را بپذیرند که این موضوع باعث مداخله‌های هیجانی و ایجاد خشونت در جامعه می‌شود.

عامل اصلی خشونت در جوامع، تحقیر و ناکامی است

این روانشناس با بیان اینکه بسیاری فقر و عوامل اقتصادی را زمینه‌ساز خشونت می‌دانند، تصریح کرد: چنین موضوعی حقیقت ندارد و اگر قرار باشد؛ فقر را به عنوان عاملی برای تولید خشونت بدانیم لزوماً باید خشونت در کشورهای خیلی فقیر بسیار بالا باشد، در حالی که کشوری مثل هندوستان که جمعیت زیاد و فقر زیادی دارد شاخص خشونت آن به اندازه سایر کشورها بالا نیست.

فروتن تاکید کرد: عامل اصلی خشونت در جوامع معمولاً تحقیر و ناکامی است و زمانی که هر یک از ما احساس می‌کنیم به آنچه که باید نمی‌رسیم؛ خشونت رخ می‌دهد و معمولاً زمانی رفتار خشونت بار انجام می‌دهیم که احساس ناکامی می‌کنیم. خشونت محصول ناکامی است و در زوایای مختلف اتفاق می‌افتد.

وی با تاکید براینکه به لحاظ تیپ‌شناسی شخصیتی و رفتار اجتماعی چهار سبک شخصیتی داریم، عنوان کرد: یک تیپ مربوط به شخص پرخاشگر مستقیم است. چنین فردی اگر احساس کند؛ حقی از وی ضایع یا ناکام شده است، فریاد می‌کشد و مبارزه و مجادله می‌کند. دسته دیگری از افراد به صورت منفعل عمل می‌کنند؛ یعنی فکر می‌کنند که کاری از دستشان بر نمی‌آید و تصمیم موقعیت شده و ظلم‌پذیر می‌شوند.

کم‌کاری و تخریب منابع؛ خشونت پنهان

فروتن اضافه کرد: گروه‌ دیگری از تیپ‌های شخصیتی پرخاشگر منفعل هستند، یعنی افرادی که نمی‌توانند از موقعیت خود دفاع کنند و به صورت غیرمستقیم خود را خالی می‌کنند؛ مانند کارمندی که در اداره خود از نظام نابرابر حقوقی رنج می‌برد و با کم‌کاری، تمرد، تخریب منابع و... خشونت پنهان خود را نشان می‌دهد، اما تنها یک دسته از افراد هستند به صورت جرات‌مندانه و علمی با قضایا مواجه می‌شوند که متاسفانه تعدادشان بسیار کم است.

آلودگی‌های زیست‌محیطی از عوامل بروز خشونت

این محقق علوم رفتاری در ادامه برنقش آلودگی‌های محیط در ترویج خشونت اشاره و اظهار کرد: با افزایش جمعیت و کاهش منابع، خشونت اتفاق می‌افتد. همچنین آلودگی‌های صوتی، زیست‌محیطی و آلودگی در هر زمینه‌ای می‌تواند؛ عاملی برای تحریک باشد، یعنی آلودگی‌ها عاملی تحریک‌کننده و نه تعیین‌کننده در ایجاد خشونت هستند.

وی با بیان اینکه عامل خشونت افراد هستند و این پدیده در فرد متبلور می‌شود، گفت: بحثی در خصوص خشونت وجود دارد که براساس آن هیچ کس نمی‌تواند، دیگری را وادار به خشونت کند تا زمانی که خود فرد نخواهد؛ خشونت رخ نمی دهد، یعنی مادامی که من نخواهم هیچ کس نمی‌تواند من را به بروز رفتارهای پرخاشگرانه وادار کند.

ایجاد باورهای خشونت‌محور ناشی از فرزندپروری غلط

فروتن با تاکید بر نقش عوامل غربی در بروز خشونت خاطرنشان کرد:‌ افراد مهارت‌های ارتباط موثر را بلد نیستند و اصلاً این موضوع را نیاموخته‌اند. از همین رو  برای آموزش این مهارت‌ها خانواده نقش بسزایی دارد و از طرفی فرزندپروری غلط و تعامل نامناسب اعضای خانواده با یکدیگر می‌تواند؛ سبب ترویج باورهای غلط در افراد شود.

وی اضافه کرد: ایجاد باورهای خشونت‌محور در افراد باعث می‌شود که به عنوان مثال فرد فکر کند که حق گرفتنی است و هیچ کس حق او را نمی‌دهد یا مثلاً خشم، خشم می‌آورد و... چنین باورهای غلطی را ما به صورت مستقیم و غیرمستقیم به دیگران آموزش می‌دهیم که ماحصل آن ایجاد خشونت است.

وی عنوان کرد:‌ برای رفع خشونت در جامعه باید مهندسی معکوس ایجاد آن را در نظر گرفت و همانطور که در ایجاد خشونت عوامل فردی و عوامل اجتماعی نقش دارند، در خصوص راهکارها نیز باید به این مسئله توجه کرد.

لزوم گسترش فضاهای اجتماعی مثبت و تعاملات سازنده

این محقق علوم رفتاری در ادامه افزود: یک راهکار وجود نگاه حاکمیتی به این معضل است که سیاستگذاران باید پاسخگوی آن بوده و با اقداماتی نظیر گسترش فضاهای اجتماعی مثبت و تعاملات سازنده در این خصوص گام برداشته و در قالب برنامه‌های گروهی و اجتماعی چنین برنامه‌هایی از طرف ساختار سیاستگذاری تعریف شود.

خانواده‌ها به نقش کلیدی خانواده‌ توجه نمی‌کنند

فروتن با بیان اینکه در خصوص حوزه فردی آنچه باید انجام شود؛ این است که خانواده‌ها بیاموزند و بیاموزانند، گفت: متاسفانه برخی از خانواده‌ها به نقش کلیدی خانواده‌ توجه نمی‌کنند و فکر می‌کنند تمام مسئولیت متوجه دیگران بوده و تنها مسئولیت خود را زایش و تولید مثل می‌دانند که چنین تفکری اشتباه است.

فروتن با اظهار تاسف از اینکه برخی خانواده‌ها فکر می‌کنند با شیوه آموزشی پرخاشگرانه یا شیوه آموزشی استبدادی می‌توانند فرزندان خود را از خطر و بلایا حفظ کنند، گفت: این اشتباهی بزرگ است که در خانواده‌ها اتفاق می‌افتد و ما آموزش مهارت‌های درست در خانواده‌ها را به عنوان هسته مرکزی جامعه ضروری می‌دانیم و درخواست ما از خانواده ها این است که شیوه‌های درست را آموخته و به فرزندان خود بیاموزانند.

فروتن در خصوص اینکه چه اقداماتی برای کاهش خشونت در جامعه انجام شده است، گفت: سیاستگذاران در حال برنامه‌سازی دراین حوزه هستند و تولید برنامه‌های رسانه‌ای، برگزاری دوره‌های آموزش سازمانی و کلاس‌های آموزش شهروندی نمونه‌ای از این سیاست‌ها است.

وی ادامه داد: امروز شهرداری تهران نیز در این حوزه ورود پیدا کرده است و در حال انجام کارهای فنی از جمله برگزاری کلاس‌های رایگان در این حوزه برای خانواده‌ها است. در مجموع دولت اقداماتی را در این راستا انجام داده و بی‌انصافی است اگر فکر کنیم؛ دولتمردان ما توجه یا تمایلی برای حل این معضل ندارند.

اقدامات کلیشه‌ای از سوی سیاستگذاران برای کنترل خشونت

این روانشناس با بیان اینکه موازی‌کاری در این حوزه ایجاد مشکل کرده است، تاکید کرد: رفتارهای کلیشه‌ای باعث می‌شود که برخی اقدامات انجام شده به نتیجه نرسند و اگرچه برگزاری کلاس و مهارت‌ها اقدامی بسیار مثبت است، اما عدم برنامه‌سازی‌های مناسب از سوی سیاستگذاران می‌تواند کار را به جایی برساند که تاثیر همه آموزش‌ها از بین برود.

فروتن تصریح کرد: عدم ورود جدی و قاطع به نظام نابرابری‌های اجتماعی از جمله مواردی است که می‌تواند نقش آموزش را کمرنگ کند؛ به بیان دیگر زمانی که به صورت شفاف ساختار سیاستگذار اعلام کند که با هرگونه تبعیض مقابله می‌کند و واقعاً هم این کار را انجام دهد، می‌تواند در ایجاد انگیزه و امید به آینده در افراد تاثیرگذار باشد.

فروتن اظهار امیدواری کرد که خانواده‌ها و سیاستگذاران در اقدامی همسو برای رفع معضل اجتماعی اقدام کنند زیرا پرخاشگری و مشاهده پرخاشگری از عوامل ایجاد ناکامی، یاس و ناامیدی و حتی افزایش خشونت در سطح اجتماع است.

اقدامات باید منسجم‌ و کاربردی‌ باشد

وی خاطرنشان کرد: برای حل این مسائل، سیاستگذاری لازم بوده و ضروری است؛ اقدامات در حال انجام را به صورت منسجم‌تر و کاربردی‌تر به لایه‌های مختلف جامعه تزریق کنند.

این روانشناس با تاکید بر نقش آموزش در کاهش رفتارهای خشونت‌بار گفت: تا زمانی که آموزش صرفاً در حد کلان باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و علی‌رغم وجود آموزش همچنان رفتارهای پرخاشگرانه را بروز می‌دهند. لذا ضروری است؛ این مسئله در تمام ابعاد مورد توجه قرار گیرند. گاهی فراموش می‌کنیم که روابط ما برگرفته از مهارت‌های کلامی و غیرکلامی است. گاهی ممکن است در کلام خشونت نداشته باشیم، اما در عمل خشونت نشان دهیم، بنابراین باید میان گفته‌ها و اعمال ما تناسب وجود داشته باشد.




برچسب ها: پرخاشگری، ناکامی، ناامیدی، افزایش خشونت، افزایش مهاجرت، تداخل فرهنگ‌ها، تحقیر و ناکامی،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 6 اسفند 1397 توسط عـبــد عـا صـی



مسعود پزشکیان: اگر بنا بر استیضاح باشد باید همه ما استیضاح شویم

 برای مرجع یا عنوان اصلی به پیوند فوق اشاره کنید 





.

اصلاحات نیوز؛ مجتبی ذوالنوری نماینده نزدیک به جبهه پایداری که نشان داده علاقه وافری دارد در صدر اخبار باشد صبح دیروز در مجلس شورای اسلامی برای استیضاح حسن روحانی رییس جمهور امضا جمع می کرد. امضاهایی که تعداد آن به ۱۰ عدد رسیده بود اما چندی بعد معلوم شد که این استیضاح راه به جایی نمی‌برد بلکه تنها به شوی سیاسی می مانست برای آنکه به مردم اعلام کنند ما از وضعیت کنونی ناراضی هستیم و تقصیری در مشکلات بوجود آمده نداریم.

 تا انتخابات مجلس یازدهم یک سال باقی است و همین موضوع سیاسی بودن این طرح را بیشتر می کند. بنابراین به نظر نمی رسد که هدف دلواپسان از این طرح حل مشکلات معیشتی مردم باشد و استیضاح روحانی با نگاهی به انتخابات ۹۸ و بیرون کردن حریف از زمین طراحی شده است.

 نمایندگان در راهروهای مجلس از این طرح ابراز نا رضایتی می کردند و اغلب علاقه ای به صحبت در این خصوص نداشتند چون معتقد بودند که نباید این طرح را جدی گرفت. برخی نمایندگان هم اعلام می کردند که ذوالنوری با این اقدامات می خواهد بر روی آنتن باشد. مجتبی ذوالنوری طراح استیضاح روحانی دیروز دو بار در راهروی مجلس حاضر شد اما به سوالات خبرنگاران پاسخی نداد.

 در همین خصوص مسعود پزشکیان نماینده تبریز و نایب رئیس اول مجلس شورای اسلامی در گفت و گو با  اعتمادآنلاین گفت: اگر بنا باشد استیضاح کنیم باید همه ما استیضاح شویم. در این مملکت همه ما به نسبت هایی در مشکلات سهیم و مقصر بودیم و هر کسی که بیشتر در تشدید اختلافات اقدام کرده سهم بیشتری در این مشکلات دارد.

 او ادامه داد: وحدت، انسجام و همدلی می تواند از مملکت ما محافظت کند. هر تفکر و اندیشه ای که این تفکر و انسجام را بر هم بزند به هر اسمی که باشد آّب به آسیاب دشمن می ریزد. معمولا زمانیکه آدم کاری می کند لباس زیبایی بر تن حرفش می کند و سپس از آن دفاع می کند. هیچ خلافکاری، خلاف را بر اساس اینکه اشتباه است انجام نمی دهد بلکه ابتدا یک توجیه منطقی برای آن درست می کند و سپس خلاف را انجام می دهد و ما هم به همین شکل هستیم.

نایب رئیس مجلس تاکید کرد: نباید کاری کنیم که در این وضعیت اوضاع و اختلافاتمان بیشتر از این شود.

 پزشکیان از هدف دنبال کنندگان استیضاح رییس جمهور اظهار بی اطلاعی کرد و گفت: استیضاح آقای روحانی هر هدفی که داشته باشد به نفع انقلاب نیست. مشکلاتی هم که در حال حاضر در کشور شاهد آن هستیم تقصیر دولت به تنهایی نیست. مگر ما در مجلس یا جاهای دیگر چه کاری انجام دادیم که بتوانیم از آن دفاع کنیم

 او ادامه داد: اگر ما با هم همدل شویم و برای یک هدف روشن راه حل روشنی ارائه بدهیم و از آن پشتیبانی کنیم، مشکل حل می شود. گیردادن ساده ترین کاری است که می توان انجام داد.


  تهیه وُ تدوین : عـبـــد عـا صـی



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 2 اسفند 1397 توسط عـبــد عـا صـی




   این دو  شکایت بجایی نرسیده!؟ 


 برای مرجع یا عنوان اصلی به پیوند فوق اشاره کنید 





جواد امام,اخبار سیاسی,خبرهای سیاسی,اخبار سیاسی ایران

رییس بنیاد باران آخرین وضعیت شکایت رییس دولت اصلاحات از نماینده اصولگرای مجلس را تشریح کرد.

سرپوش سیاسی - جواد امام در گفت‌وگو با ایلنا در خصوص شکایت سید محمد خاتمی از جواد کریمی قدوسی گفت: این شکایت به صحبت‌هایی است که آقای کریمی قدوسی کرده بود و تهمت‌هایی که به آقای خاتمی زده‌اند، مربوط است. شکایت کرده‌ایم اما هنوز نتیجه‌ای حاصل نشده است.

 وی در خصوص دو شکایت پیشین رییس دولت اصلاحات هم گفت: پیش از این هم دو شکایت از سردار نقدی و حسین شریعتمداری انجام شده است که هیچکدام از این دو شکایت هم به جایی نرسیده و مورد رسیدگی واقع نشده و منتج به نتیجه نشده است که بخواهم اعلام کنم. 

 وی ادامه داد: وکلا در حال پیگیری هستند اما نه وقتی تعیین شده و نه آقایان برای ارائه توضیحات احضار شده‌اند.  

امام همچنین در خصوص آخرین وضعیت دفتر سید محمد خاتمی گفت: ایشان همچنان در دفتر بنیاد باران مستقر هستند و دفتری برای انتقال آماده نشده است. 

 در همین راستا، روز یکشنبه سخنگوی قوه قضاییه در پاسخ به سوالی در خصوص آخرین وضعیت پرونده شکایت سید محمد خاتمی که از سال ٨٨ مفتوح است، گفت: این پرونده به شعبه بازگشته و خیلی هم در دست دادستان نبوده است.

 وی افزود: این پرونده یا در دست دادستان نبوده و یا مدتش کم بوده اما در جابجایی‌ها اینکه عمدا یا سهوا بوده قدری زمان برده است که گفتیم پیگیری کنند.

 سخنگوی قوه قضاییه یادآور شد: گاهی در جابجایی پرونده مغفول می‌ماند و به نظرم بیشتر از حد متعارف این پرونده دنبال شده و آقای شریعتمداری هم گفته که دفاعیاتش آماده است.

 

  تهیه وُ تدوین : عـبـــد عـا صـی 



برچسب ها: جواد کریمی قدوسی، سید محمد خاتمی، سردار نقدی، حسین شریعتمداری، شکایات مغفول،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1 اسفند 1397 توسط عـبــد عـا صـی


 اصلاح‌طلبان و اصولگراها دست‌شان در دست هم است؟

سرپوش سیاسی - ابراهیم اصغرزاده فعال سیاسی اصلاح‌طلب و از جمله جوانان انقلابی که در روز‌های ابتدایی انقلاب در جریان تسخیر سفارت آمریکا در تهران نقش داشته‌اند، حالا در تحلیل چهل سال گذشته انقلاب اسلامی می‌گوید، اشتباه کردیم که خوانش‌های دموکراتیک از انقلاب را به نفع عدالت‌محوری، کنار گذاشتیم.

 شما از کسانی بودید که حداقل از روز ۱۳ آبان ۵۸ در بطن و متن تحولات سیاسی ایران نقش ایفاد کردید. یکی از کسانی هم هستید که نسبت به گذشته انتقادی برخورد می‌کنید. با جمع بندی انتقادهای خود نسبت به گذشته، برای آینده باید چه‌کار کنیم؟ چه چیزهایی لازم است و چه چیزهایی اساسا غیر قابل کتمان است و نمی‌شود تعارف کرد؟

بدون تعارف می‌گویم، با این که می‌گویند انقلاب چیزی بد و به‌درد نخور است، قرن بیستم، قرن انقلاب‌هاست. قرن نوزدهم قرن انقلاب‌هاست. بسیاری از دموکراسی‌ها، بسیاری از کشورهایی که به استقلال رسیدند، بسیاری از نظام‌های سیاسی که ما الان آنها لیبرال دموکراسی می‌دانیم، اینها با پشتوانه یک انقلاب به این نتیجه رسیدند. اگر انقلاب نبود، لیبرالیسم موفق نمی‌شد. اگر انقلاب نبود، دموکراسی به نتیجه نمی‌رسید. این که بگوییم انقلاب چیز بدی است، می‌توانیم بگوییم انقلاب اسلامی چیز بدی است یا نیست. ولی نفس انقلاب و انرژی که انقلاب آزاد می‌کند، باعث می‌شود فرصت‌های زیادی برای یک ملت فراهم شود. انقلاب ما هم همین خاصیت را داشت. انرژی زیادی را آزاد کرد و ۴۰ سال برای یک انقلاب، به نظر من خیلی زیاد نیست. کما این که انقلاب کبیر فرانسه، به رغم این که مشکلات زیادی داشت ولی الان به آن احترام می‌گذارند.

 انقلاب‌ها در ذات خودشان، حکایت از این دارند که خودشان می‌آیند و خودشان متولد می‌شوند. با جنگ فرق دارد. در جنگ، آدم‌ها نقشه می‌کشند. در انقلاب کسی نمی‌گوید من باید انقلاب کنم. انقلاب، از لحظه‌ای انقلاب می‌شود که پیروز می‌شود. اگر آن لحظه‌ای که باید پیروز شود، شکست بخورد، می‌شود شورش. نام هیچ انقلابی را نمی‌توانیم انقلاب بگذاریم وقتی شکست خورده باشد. انقلاب‌ها این طور نیست که فرماندهی داشته باشند. ایران هم به نظرم انقلابی بود که اینطور نبود که اگر امام خمینی، روحانیت یا روشنفکران دینی یا نیروهای انقلابی می‌خواستند جلوی آن را بگیرند، می‌توانستند بگیرند. بهمنی بود که می‌آمد. مهم این بود که چه کسی می‌تواند این انقلاب را هدایت کند و سوارش شود. امام خمینی این کار را کرد. انقلاب محصول مشترک مطالباتی است که روی هم انباشته شده است. انقلاب ایران، انقلابی نیست که بتوانیم به صراحت بگوییم دارای یک ایدئولوژی مشخص است. می‌توانیم بگوییم دارایی رهبری است و این یک رهبری کاریزماست. ولی نمی‌توانیم بگوییم دارای یک ایدئولوژی مشخص است و قرار بوده این کارها انجام شود.

 علت انقلاب، ساختاری و تاریخی است

انقلاب‌ها محصول عوامل کوتاه مدت و دراز مدت هستند. مثل زلزله می‌مانند. بعضی موقع‌ها حوادث کوچک، حوادث فوری، رخدادهای ساده باعث می‌شود یک انقلاب جلو می‌افتد. بعضی موقع‌ها هم باعث می‌شود که عقب بیافتد. یعنی اگر بوعزیزی در تونس، خودش را آتش نمی‌زد نمی‌توانیم بگوییم بهار عربی شکل نمی‌گرفت. ولی وقتی خودش را آتش زد اصلا فکر نمی‌کرد باعث شود بن علی سقوط کند، مبارک سقوط کند، رژیم‌های عربی به تزلزل بیافتند.

 اگر کارتر نبود و جایش نیکسون بود. نیکسون و کیسینجر، قطعا اجازه نمی‌دادند بحث حقوق بشر، شرایطی ایجاد کند که مثلا امام خمینی از عراق به فرانسه برود و از این فرصت استفاده کند. اما این تزلزل شاه و ناتوانی او در این که انقلاب را سرکوب کند، باعث شد انقلاب جلو برود. این که بگوییم حوادث کوتاه، مثلا این تزلزل شاه یا آمدن کارتر یا بحث حقوق بشر یا این که امام خمینی از عراق به فرانسه رفت، یا حوادث دیگر مانند زلزله طبس، مانند آتش سوزی سینما رکس، آیا اینها علت انقلاب هستند؟ اینها هیچ کدام علت انقلاب نیستند. علت انقلاب، ساختاری و تاریخی است. ضرورتی است که باعث می‌شود این حوادث کوچک روی هم انباشته شوند. آن ساختار که شکل می‌دهد، از چیزهایی درازمدت می‌آید. شاه و رضاشاه، پدر و پسر، نه آنقدر که خودشان فکر می‌کردند مستقل بودند، نه آنقدر که ما فکر می‌کردیم وابسته بودند. رضا شاه، درست است که با کمک انگلیسی‌ها روی کار آمد، ولی دولت ملی تشکیل داد، امنیت ایجاد کرد، وحدت ارضی ایجاد کرد. ولی چون از آلمانی‌ها حمایت می‌کرد، بعدا توسط مثلا نیروهای متفقین کنار گذاشته شد. شاه هم به رغم این که شاه جوان، شاه دموکرات مسلکی بود اما با کودتای ۲۸ مرداد در سال ۳۲ و نزدیک شدن به آمریکا و شائبه این که امریکا از او حمایت می‌کند، مشروعیت استقلالی خود را از دست دادند. حکومت پهلوی به گونه‌ای ساختارمند، مشروعیت‌زدایی شد. غیر از فسادی که در دربار بود، غیر از نوچه پروری، آقازاده پروری، این چاکر مسلکی و نوکر صفتی که دوست داشتند سران صنایع، ارتشبدها، فرماندهان نظامی داشته باشند، اینها باعث شد که در روز بزنگاه، پشت شاه خالی شود و نتواند یک طبقه قدرتمندی به عنوان پایگاه اصلی شاه استفاده شود. هم نمایندگی آمریکا و هم از بین بردن جامعه مدنی، شاه را به یک دیکتاتور تبدیل کرد. اصلا مشروعیت لازم برای نمایندگی یک ملت از کف داده بود. بنابراین همه چیز روی هم جمع می‌شد.

 نمی‌توانستیم بگوییم کسی نقشه می‌کشد که من از بنیه شایعه سازی و دروغ پردازی استفاده کنم برای این که شاه را خراب کنم. این ساختار روانی جامعه که مشروعیت زدایی از شاه کرده بود، شرایطی ایجاد می‌کرد که تمام اشتباهات شاه روی هم جمع شود. جشن‌های ۲۵۰۰ ساله، مگر شاه چقدر خرج کرد؟ ولی مردم می‌گفتند میلیاردها دلار خرج شد. در هر موردی این بود. در جبهه مقابلش، دنبال رهبری می‌گشتند که کاریزماتیک فقط و فقط بگوید شاه باید برود. هر کس دیگر، بهترین روشنفکران و تئوری پردازی‌ها وقتی می‌گفتند مصالحه کنید جامعه آن را پس می‌زد. مهندس بازرگان، یدلله سحابی، آیت الله طالقانی، ولی به محض این که می‌گفتند می‌شود وارد مصالحه شد، آیت الله شریعتمداری، آیت الله گلپایگانی، می‌گفتند می‌شود به قانون اساسی برگشت. حتا بعضی از ملیون می‌گفتند حالا می‌توانیم به شرایط ۲۸ مرداد برگردیم، وقتی این حرف‌ها را می‌زدند، جامعه پس می‌زد. توده‌های مردم دنبال کسی می‌رفتند که می‌گفتند عکسش در ماه دیده شده ولی راز قضیه این بود، که کسی را می‌خواستند که بتواند آنها را از آتش عبور دهد. کسی که سازش ناپذیر باشد. امام خمینی این خصلت را داشت. بنابراین امام خمینی به یک رهبر کاریزماتیک تبدیل شد. اگر امام خمینی قبلا می‌توانست این کار را کند، ۱۵ خرداد ۴۲ این کار را کرده بود. این کار وقتی صورت می‌گیرد که توده مردم در ساختاری که مشروعیت زدایی شده است، آماده یک انقلاب می‌شوند.

 جنبش چریکی مثل برف آب شد

جنبش چریکی که یک جنبش بسیار قدیسی بود، بسیار محترم بود، بهترین جوان‌های مملکت را به دامن خودش گرفته بود و از انقلاب‌های آمریکای لاتین کدبرداری کرده بود و فکر می‌کرد اگر یک چریک به خیابان بیاید و اسلحه دست بگیرد، می‌تواند توده‌های مردم را آزاد کند. متاسفانه جنبش چریکی مثل برف آب شد. هیچ پیامی نداشت. بهترین جوان‌های مملکت به آنجا رسیدند که الان ۴۰ سال بعد از انقلاب، وقتی جنبش چریکی را نقد می‌کنید، یک جنبش رادیکالیسم، رمانتیسیزم حاکم بر جنبش چریکی مورد نقادی قرار می‌دهیم و می‌گوییم آنها نتوانستند با توده‌های مردم رابطه برقرار کنند. اصلا ادبیات آنها، ادبیات توده‌های مردم نبود، اما یک روحانی که ساده حرف می‌زد، از فولکلور مردم، از فرهنگ مردم، از شیعه، از معیارها و مفاهیم آنها حرف می‌زد، او به راحتی می‌توانست نوار و اعلامیه با مردم رابطه برقرار کند.

 می‌گفتند انقلاب کامل، یک انقلاب ضد امپریالیستی است. انقلابی است که ساختار سرمایه داری را بهم بریزد. ایران را از مدار جاذبه غرب خارج کند. این انقلاب کامل است. این که شاه برود و بتوانیم دولت موقت تشکیل دهیم، قانون اساسی تشکیل دهیم و یک دموکراسی قابل قبول جمهوری اسلامی تشکیل دهیم، این یک انقلاب ناقص است. این که تصور شود که انقلاب ۲۲ بهمن، بعد قابل تکامل است، ما باید انقلاب در انقلاب کنیم و بعد از این فرصت بنیادگراهایی استفاده کردند که بعد از آن گفتند اندیشه‌های لیبرالیستی، دموکرات‌ها و گروه‌های مختلف باید از انقلاب حذف شوند. کم کم آقای طالقانی، آیت الله منتظری، آقای خاتمی، هاشمی رفسنجانی، حسن روحانی. این دایره آنقدر تنگ شود، به اسم این که چون ما انقلابی‌تر هستیم و چون ما دنبال یک انقلاب کامل هستیم و در آن انقلاب کامل، یک شیعه ناب دوآتشه متولد می‌شود که می‌تواند ایران را امپراتوری شیعه کند و جهان تشیع را در مقابل جهان تسنن دارای قدرت کند. اصلا این هدف انقلاب نبوده است. این برداشتی است که بعدا روی انقلاب اضافه می‌شود. اینها دیدگاه‌هایی است که بعدا به خورد انقلاب داده می‌شود. اینها نوعی عبور و انحراف از انقلاب است. انقلاب، همان چیزی بود که روز ۲۲ بهمن متولد شد. اگر فکر کنیم آن انقلاب، دارای تئوری بود و هدف آن تئوری این بود که دست به تسویه‌ای بزند، گزینش‌ها، محدود کردن‌ها، رد صلاحیت‌ها، همه اینها کم کم به هسته سختی برسد، به نظر من این تفکر غلطی است و ما را به انحراف می‌کشاند. راز قضیه هم همین بود.

 امام خمینی رهبری بود که حرف‌های خود را زده بود، دلش می‌خواست حکومتی برقرار کند، یک جمهوری مثل بقیه جمهوری‌ها. نمی‌شود بگوییم امام خمینی دارای یک مکتب ایدئولوژیک چارچوب‌داری بود که آخر انقلاب را هم خوانده بود. نه، انقلاب همان چیزی بود که در دولت موقت به‌وجود آمد. یادم است وقتی امام جمعه تهران که رابطه نزدیکی با امام داشت، برداشت خودش را راجع به ولایت فقیه گفت، امام خمینی جواب خیلی محکمی به او داد. وقتی کسی که نماز جمعه می‌خواند، رهبر انقلاب به او می‌گوید تو درکی از ولایت فقیه نداری، معلوم است که بحث ولایت فقیه و مکتب انقلابی که مورد نظر است، هیچ جا مکتوب نشده است. هیچ جا به عنوان یک ایده‌آل نبوده که همه بخوانند. درست است، امام خمینی نظری راجع به ولایت فقیه داشتند. ولی اگر اول انقلاب، حزب جمهوری اسلامی شکل نگرفته بود، من مطمئن هستم که مجلس خبرگان شکل نمی‌گرفت، مجلس موسسان شکل می‌گرفت.

 الان برای آینده باید چه‌کار کنیم؟ شما هم تبیین خوبی از انقلاب کردید، هم از آن چه بعد از انقلاب افتاده است. بعد از ۴۰ سال ما باید چه‌کار کنیم؟

ما باید ببینیم دچار چه مشکلی شدیم که انقلابی که دارای اهداف عالیه بوده، محصول مشترک بوده، در آن سنی و کرد و عرب و شیعه و همه زبان‌ها و فرهنگی که در این کشور و این سرزمین زندگی می‌کنند از آن دفاع کردند، چرا الان احساس غریبی می‌کنند و فکر می‌کنند آن انقلاب صرف شیعی است که دنبال تبدیل جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی است؟ چرا باید تصور کنند که آینده کشور متعلق به بنیادگرایی است که این بنیادگرایی، غرب ستیز است، در مقابل غرب می‌ایستد، در مقابل مدرنیته می‌ایستد. طبیعی است که این قابل قبول نیست. ۷-۸ میلیون ایرانی بیرون از مرزها هستند. تا گشایشی ایجاد می‌شود، مردم سرمایه‌های خود را بیرون می‌برند. این خوب نیست. اگر قرار بود اینجا بهشت بسازیم، چرا برعکس نبوده است؟ چرا ایرانیان مقیم خارج به داخل برنمی‌گردند؟ چرا بقیه کشورها علاقه‌ای ندارند که سرمایه خود را به ایران بیاورند؟ یک‌جای کار گیر کرده، یک جا دچار اشتباه شدیم.

 نمی‌گویم ما باید انقلاب کنیم. یک حادثه نادر است. ولی معتقد هستم که باید اصلاحات اساسی و ساختاری انجام دهیم. بدون اصلاحات ساختاری، هر گونه رفرم، هرگونه بزک کردن، هر گونه اصلاحات با برد کوتاه، شرایطی را ایجاد می‌کند که اصل نمایندگی برای حکومت در ذهن مردم ضعیف جلوه می‌کند. وقتی ضعیف جلوه می‌کند، مردم سخنگوی خود را در حکومت نمی‌بینند. بنابراین راه می‌افتند در خیابان تا حق خود را بگیرند. کشاورز می‌گوید پشت به دشمن رو به میهن. از کارگر می‌شود این را انتظار داشت، از طبقه متوسط می‌شود این را انتظار داشت ولی کشاورزی که دارای یک فولکلوری است، دارای فرهنگی است که آب من اگر داده شده به بغل‌دستی، او نجات پیدا کند، این را صرف خیراتم می‌کنم، او می‌گوید چرا آب من باید به روستای دیگری که بی‌آب است داده شود؟ این بحث‌هایی که مطرح می‌شود، کارگرهایی که از خصوصی‌سازی ناراحت هستند، از حقوق‌شان، مالباخته‌ها، معلمان، گروه‌های مختلف اجتماعی که اعتراض می‌کنند، به خصوص از دی ماه پارسال، تحولات اجتماعی انضمامی شده است.

 حرف اصلی مردم این است که چرا منابع ما را صرف جای دیگر می‌کنید؟ اینها نشان می‌دهد که جامعه خیلی سئوال دارد که به آن پاسخ داده نشده است و خیلی از سیاست‌هایی که آن بالا تصمیم گرفته می‌شود، به نمایندگی از منافع مردم نیست. حداقل این تفاهم بین مردم وجود ندارد. شاید بگویید که بسیار خب، اعتراض‌های پارسال، اعتراض‌های سال ۹۶، بخش کوچکی از جامعه را شامل می‌شد، چون خیلی از مردم تماشاچی بودند، کنارخیابان ایستادند و وارد تظاهرات نشدند. بله، ولی خیلی از مردم هم جلوی اینها را نگرفتند و می‌گفتند حق با اینهاست.

 مشروعیت حکومت باید ترمیم شود

این نشان می‌دهد که جامعه آبستن حوادثی است. بخشی از این برمی‌گردد به این که مشروعیت حکومت باید ترمیم شود. ترمیم شدن مشروعیت حکومت این است که نهادهایی که شرایطی ایجاد می‌کنند که حکومت، سخنگوی ملت باشد، نماینده ملت باشد، ملت راضی باشند که وقتی یک موشک به سوریه زده می‌شود. مردم که می‌گویم، نه همه مردم. بخشی از مردم هم هستند که اعتقاد دارند این حکومت. بنابراین هر تصمیمی که گرفت، مطاع است. اتفاقی که می‌افتد، این اختلافات و تضاد منافع داخل جامعه باعث می‌شود هزینه حکومت‌داری بالا رود.

 جامعه فکر می‌کند اصلاح‌طلبان و اصولگراها دست‌شان در دست هم است. فکر می‌کنند این وضعیت فساد آمیز، فسادی که حاکم شده، همه مناسبات را مخدوش کرده، این محصول دزدی مشترک اصلاح‌طلبان و اصولگراهاست. من معتقد هستم هنوز اصلاح‌طلبان و اصولگراها و هنوز بخش مهمی از حاکمیت، قادر به بازسازی است. قادر است که شرایطی ایجاد کند که جامعه به او اعتماد کند. راه حل‌های بسیار ساده، گاهی اوقات جواب می‌دهد. کما این که ۲۰ سال پیش اصلاح‌طلبان توانستند راه حلی بدهند و در مقابل شرایط بن بستی که احساس می‌شد، بالاخره شخصی مانند آقای خاتمی آمد. بعد که دوباره شرایط دچار بن بست شد، باز دیدیم میلیون‌ها نفر پای صندوق‌های رأی آمدند و به شخصی مانند حسن روحانی رأی دادند. بعد از ۴ سال که باز مشکلات اقتصادی بود ولی به خاطر این که برجام به نتیجه رسیده بود، مردم آمدند و به شعارهای او اعتماد کردند. در سال ۹۶ یعنی یک سال و نیم پیش، ۲۴ میلیون نفر به او رأی دادند. هنوز هم امکان بازسازی، امکان ایجاد شرایطی که مردم به بالایی‌ها اعتماد کنند فراهم است.

 آن انقلابی که ما از آن می‌آییم، به این معنا دارای انرژی‌ای است که آن انرژی آزاد شده، هنوز به این مردم امید می‌دهد که به سیستم‌های دیگر برنگردند.

 شما بر این باور هستید که یک سری چیزها خراب شده، یک سری اتفاق‌های ناگوار افتاده است. محصول توطئه هم نیست، محصول ناآگاهی است. عوارض انقلاب هم هست. سیستمی که تجربه حکومت‌داری نداشته است. اما الان نمی‌توان حق انقلاب خواهی را انکار کرد. هر کس دلش می‌خواهد انقلاب کند و اگر می‌تواند بکند. اما از آن طرف، هنوز انقلاب اسلامی سال ۵۷ که جمهوری اسلامی براساس آن شکل گرفته، آنقدر انرژی و نیرو دارد که بتواند برای آینده اگر اراده‌ای وجود داشته باشد، زندگی خوشایندی برای ایرانی‌ها ترسیم کند.

بلوا، شورش، جنگ، کودتا، جنبش، اینها برنامه می‌خواهد. آدم باید با عده‌ای بنشیند و نقشه بکشد. انقلاب، اینها نیست. انقلاب یک تحول است. انقلاب مشروطه هنوز انرژی دارد.

 چرا صدا و سیما این قدر مشروعیت خودش را از دست داده است؟ به خاطر این که بخشی از سرمایه خودش را صرف تخریب انقلاب می‌کند. یعنی می‌خواهد خوانش و روایتی از انقلاب بدهد که خود گردانندگان صدا و سیما معتقد هستند. بعد می‌خواهد این را به جامعه بخوراند و افکار عمومی را به آن سمت اداره کند که بله، آبا و اجداد ما برای این انقلاب کردند که شما امروز اینطور چادر چاقچور بپوشید، مردان اینطور ریش داشته باشند، قیافه آنها شکل احمدی‌نژاد باشد. زنان‌شان این شکلی باشند. اعتقادات‌شان این شکلی باشد.

 در این شرایط، با این خوانشی که به صورت کلیشه‌ای و رسمی از انقلاب است، جوان‌ها می‌گویند گور بابای انقلاب. انقلاب بد است. به نئولیبرالیسم پناه می‌برند. به فلسفه‌هایی که اساسا اینها را چرخ دنده‌های سرمایه داری می‌کند. ببینید در فرانسه چه اتفاقی می‌افتد. من از اقتصاد دولتی دفاع نمی‌کنم. من از هیچ سوسیالیسم دولتی‌ای دفاع نمی‌کنم. ولی وقتی شما منابع نفتی و چاه‌های نفتی را به عنوان انفال در نظر می‌گیرید و در اختیار حکومت می‌گذارید، او هرطور می‌خواهد می‌فروشد، هرطور می‌خواهد نفت را صادر می‌کند، وارد می‌کند و از بالا، دلار را در جامعه پمپاژ می‌کند. چطور انتظار دارید که این مردم فکر کنند این حکومت نوکرشان است، این حکومت، نماینده آنهاست؟ حکومت باید از طرف مردم وکالت داشته باشد. تا مالکیت نفت به توده‌های مردم برنگردد، صاحب سهام نشوند، نفت برای آنها باشد و پول نفت را خودشان کار کنند و از آن مالیات درآورند و مالیات را به دولت بدهند و دولت، از آن مالیات، موشک بسازد. تا زمانی که این چرخه برنگردد، ما نمی‌توانیم از نیروهای نظامی‌مان سئوال کنیم. چرا باید یک نفر بتواند در ده وزارتخانه جابه‌جا شود؟

 جامعه الان ایران، بسیار ثروتمند است

شما تحت هیچ عنوان، تحت هیچ ایدئولوژی حق ندارید به حریم شخصی افراد، حریم شخصی خانواده‌ها، گروه‌ها، احزاب، به اندیشه و فکر او نفوذ کنید و او را بازخوانی و محاکمه کنید. اینها ارزش‌هایی بود که برای آن انقلاب کرده بودیم. اینها قابل بازگشت است، قابل دفاع است. همانطور که انقلاب کبیر فرانسه با گیوتین شناخته نشد، با خشونت شناخته نشد، درست است، پادشاه را برگرداندند و اعدامش کردند. درست است، در درونش بناپارتیسم درآمد، ولی بالاخره فرانسه قوام گرفت.

 بالاخره این امنیتی که در کشور ایجاد شده است، شرایطی که بعد از انقلاب ایجاد شده است، دگرگونی اقتصادی، نوع نگرش. جامعه الان ایران، جامعه بسیار ثروتمندی است به لحاظ داشتن دانشمندان، تئوریسین‌ها، روشنفکران، ادبیات، فرهنگ، هنر، سینما، موسیقی، مشروطه و انقلاب اسلامی، اینها سرمایه‌های ماست. خیلی از کشورهای منطقه دارای این سرمایه نیستند. این سرمایه‌ها را که نمی‌توانیم در بیابان بریزیم و از صفر شروع می‌کنیم. هیچ ملتی این کار را نمی‌کند. مگر می‌شود مشروطه را دفن کرد؟ مگر می‌شود انقلاب اسلامی را دفن کرد؟ همین انقلابی که ۴۰ سالگی آن را جشن می‌گیریم، مگر می‌شود دفنش کرد؟

 الان بخشی از این مردم احساس می‌کنند دائما در یک نابرابری ساختاری حضور دارند. فقر باعث شورش نمی‌شود. اگر قرار بود بشود، بنگلادش تا الان ده‌ها بار انقلاب شده بود. حس فقر است که مردم را به شورش وامی‌دارد. بی عدالتی است که مردم را به شورش و اعتراض وامی‌دارد. بنابراین، شرایط را باید به گونه‌ای طراحی کنیم که از آن انقلابی که عدالت‌محور بود، آزادی محور بود، آزادی و عدالت توامان ایجاد شود. بدون آزادی نمی‌توان به عدالت رسید. بدون عدالت هم نمی‌شود به آزادی رسید. ولی قبول دارم که اشتباه کردیم. آن اشتباه این بود که بخش‌هایی که انقلاب را دموکراتیک می‌کرد، خوانش‌های دموکراتیک از انقلاب را به نفع عدالت محوری، کنار گذاشتیم. این اشتباه بود. این باعث بزرگ شدن دولت شد.



برچسب ها: فقر، بی-عدالتی، شورش، سرمایه-های ایران، حریم شخصی افراد، نئولیبرالیسم، مشروعیت صدا و سیما،

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 29 بهمن 1397 توسط عـبــد عـا صـی




 زیباکلام: اتفاقا باید استیضاح رئیس جمهور مطرح شود



صادق زیباکلام,اخبار سیاسی,خبرهای سیاسی,اخبار سیاسی ایران

سرپوش سیاسی - هر دم از این باغ بری می‌رسد! تلاش برای استیضاح پرحاشیه وزرا از سوی اعضای جبهه پایداری مجلس یکی پس از دیگری، در طول ماه‌های اخیر کافی نبود که این بار دلواپسان عزمشان را برای استیضاح روحانی جزم کرده اند. به عبارتی پس از اینکه تندروها نتوانستند در ششم شهریور ماه اخیر طرح سوال از رئیس‌جمهور را به مرحله استیضاح بکشانند اکنون یکبار دیگر توپخانه‌شان را برای پیشبرد اهداف خود پر کرده اند. این جریان با استفاده از حق نمایندگی‌شان در شرایطی که کشور با مشکلات بسیاری در داخل دست و پنجه نرم می‌کند و از سویی با فشار مخالفان خارجی نیز روبه‌روست به دنبال طومارنویسی برای استیضاح روحانی بودند که بنا به گفته برخی از نماینده‌های مجلس، امضاها برای طرح استیضاح رئیس‌جمهور با ۱۴ محور اقتصادی به حد نصاب نرسید و در نتیجه تلاش مخالفان از جمله ذوالنور عضو جبهه پایداری برای استیضاح روحانی با ناکامی‌روبه‌رو شد. زیرا برخی از نماینده‌ها به ویژه قاسم میرزایی نکو عضو فراکسیون امید معتقد است که بخشی از مشکلات اقتصادی ناشی از عملکرد دولت و حل آن به عهده تیم اقتصادی است اما بخشی دیگر از این مشکلات تحت تاثیر تحریم و مسئولیتش مربوط به نهادهای غیر دولتی است از این رو، روحانی مقصر یک سوم مشکلات اقتصادی است بنابراین دلیلی برای استیضاح او در وضعیت کنونی وجود ندارد.

 علاوه بر این، سهیلا جلودار زاده نماینده مجلس نیز بر این باور است که تنها روحانی باعث و بانی این وضعیت نبوده و پیگیری استیضاح رئیس‌جمهور از سوی بخشی از نمایندگان در شرایط کنونی به هیچ روی به صلاح نیست. زیرا اگر قرار به استیضاح بود این جریان باید قبلا رئیس‌جمهوری را که پدید آورنده وضعیت موجود است، استیضاح می‌کردند. 

 بازهم تلاش برای استیضاح روحانی

نامشان دلواپس است اما دریغ از آنکه حتی دمی‌مصلحت ملی را ارج بنهند. در این آشفته بازار، طرح استیضاح روحانی را کم داشتیم که آن‌هم به لطف دلواپسی تندروها از جمله ذوالنور عضو جبهه پایداری روز گذشته مورد پیگیری قرار گرفت اما قبل از اینکه به حد نصاب برسد با ناکامی‌روبه‌رو گردید. بر این اساس، رضا انصاری، عضو هیئت رئیسه فراکسیون امید مجلس درباره طرح استیضاح رئیس‌جمهور گفت: طرح به هیئت رئیسه نرفته و تعداد اندکی از نمایندگان از امضا کنندگان آن هستند. او طی گفت و گویی درباره خبر تلاش برخی نمایندگان برای طرح استیضاح رئیس‌جمهور گفت: این موضوع از جانب چند نماینده مطرح شده و پیگیر آن هستند.

 طرح به هیئت رئیسه نرفته و تعداد اندکی از نمایندگان از امضا کنندگان آن هستند. این هیئت رئیسه فراکسیون امید مجلس همچنین افزود: آن طور که من شنیده‌ام آقای ذوالنور این موضوع را پیگیری می‌کنند.انصاری گفت: با توجه به شرایطی که در حال حاضر داریم و فشارهایی که دشمنان بر مردم می‌آورند، بیشتر از هر چیزی نیاز به اتحاد و انسجام داریم و استیضاح رئیس جمهور در این مقطع زمانی به هیچ عنوان به مصلحت نظام و کشور نیست. او تاکید کرد: برداشت بنده این است که در مجلس هم بیشتر همین نگاه حاکم است.

 انصاری همچنین گفت: تا آنجا که من اطلاع دارم در خود فراکسیون ولایی هم روی این موضوع اتفاق نظر وجود ندارد و درون خود فراکسیون هم اختلاف نظر‌هایی در این موضوع است. علاوه بر این، سیدحسین نقوی حسینی سخنگوی فراکسیون ولایی درباره جمع‌آوری امضا برای طرح عدم کفایت و استیضاح رئیس‌جمهور در مجلس گفت: درصحن مطرح شده که جمع‌آوری امضا برای استیضاح رئیس‌جمهور در حال انجام است؛ من به عنوان سخنگوی فراکسیون نمایندگان ولایی اعلام می‌کنم که این اقدام به صورت شخصی انجام می‌شود و به هیچ عنوان فراکسیونی نیست. بر این اساس، گفتنی است طرح استیضاح و عدم کفایت سیاسی رئیس‌جمهور را که توسط ذوالنوری نماینده قم و عضو جبهه پایداری دیروز دنبال شد، تنها ۹ نفر از نمایندگان امضا کردند.

 اکنون، استیضاح برخلاف منافع ملی 

نماینده‌های اعضای جبهه پایداری که طی ماه‌های اخیر بیشترین رکورد را در استیضاح وزرا زده‌اند دیروز با ۱۴ محور از جمله برخورد با بیکاری، سوءمدیریت در کنترل بازار ارز، وارد آمدن خسارت به منافع ملی و سوء مدیریت در کنترل قیمت کالا به دنبال استیضاح حسن روحانی رئیس دولت بودند که در نهایت این امضاها به حد نصاب نرسید و حتی بسیاری از نماینده‌های مجلس با این طرح مخالفت کردند. زیرا این اعتقاد در میان برخی از نماینده‌ها و حتی فعالان سیاسی وجود دارد که تنها یک سوم مشکلات اقتصادی مربوط به دولت است.

بنابراین اگرچه نمی‌توان مشکلات اقتصادی مربوط به دولت و عملکرد ضعیف تیم اقتصادی روحانی در قبال آن را انکار کرد اما در شرایط کنونی استیضاح به هیچ وجه به مصلحت نیست. عباس عبدی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب نیز نسبت به جمع‌آوری امضا برای استیضاح رئیس‌جمهور از سوی ذوالنور، نماینده قم نوشت:« در درک سیاسی نمایندگان اصولگرا همین بس که آنان را از استیضاح منصرف کرده‌اند حالا دنبال استیضاح رئیس‌جمهور رفته اند!» 

 استیضاح حق نماینده مجلس

چه بپذیریم و یا نپذیریم استیضاح حق نماینده‌های مجلس حتی مخالفان دولت است اما در شرایطی که بنا بر توصیه مقامات کشورمان حتی استیضاح وزرای دولت نیز به مصلحت نیست استیضاح رئیس‌جمهور قطعا دیگر به هیچ وجه به صلاح منافع ملی نیست. آن‌هم در شرایطی که کشور با مشکلات داخلی و فشارهای خارجی روبه‌رو است استیضاح رئیس‌جمهور نه تنها گره‌ای از مشکلات سیاسی و اقتصادی باز نمی‌کند بلکه حتی به مراتب شرایط را پیچیده تر هم خواهد کرد. اگرچه وضعیت کنونی به گونه‌ای است که نه تنها مخالفان دولت بلکه حتی برخی از اصلاح‌طلبان نیز خواستار بهبود اوضاع و تعیین تکلیف بسیاری از مسائل هستند تا گشایشی در امورایجاد شود. چراکه چند ماه اخیر، به دلایل مختلف به ویژه تغییر مواضع روحانی و اتخاذ رویکرد محافظه‌کارانه رئیس‌جمهور نسبت به برخی از مسائل، فاصله محسوس دولت با اصلاح‌طلبان و وضعیت اقتصادی؛ نوعی ناامیدی از دولت و اختلاف نظر در این جریان نسبت به حمایت و عدم حمایت از روحانی ایجاد کرده است. اما به هر روی، استیضاح رئیس دولت در شرایط کنونی نه تنها دردی دوا نمی‌کند بلکه حتی به کشور آسیب هم می‌رساند. با این همه در ادامه این مهم را با کارشناسان مورد بررسی قرار دادیم که آن را می‌خوانید.

 استیضاح روحانی به سود مخالفان

سهیلا جلودارزاده نماینده مردم تهران در مجلس وعضو فراکسیون امید درباره پیگیری طرح استیضاح رئیس‌جمهور از سوی تندروها به آفتاب یزد گفت: نخست باید دید که آیا استیضاح وزرا طی ماه‌های گذشته منجر به بهبود شرایط گشته است که اکنون استیضاح رئیس‌جمهور کمکی به حل مسئله کند؟! پیگیری استیضاح رئیس‌جمهور از سوی تندروها در حالی است که این مسئله در شرایط کنونی به هیچ روی به صلاح نیست. او افزود: تنها روحانی باعث و بانی شرایط موجود نیست. در حالی که اگر قرار به استیضاح بود اصولگرایان باید قبلا رئیس‌جمهوری را که پدید آورنده وضعیت موجود است، استیضاح می‌کردند. زیرا او ریشه و عامل اصلی این وضعیت بود. 

 این نماینده مجلس ادامه داد: البته مخالفت با استیضاح رئیس‌جمهور به این مفهوم نیست که هیچ انتقادی متوجه او نباشد اما وقتی فردی در کشور مسئولیتی می‌پذیرد نباید او را تماما گناهکار شرایط موجود دانست. این چه روشی است که این گروه در پیش گرفتند؟ این روش به هیچ روی انسانی و اخلاقی نیست. جلودارزاده اظهار کرد: قانون به گونه‌ای نیست که برخی از نماینده‌ها را استیضاح و یا برکنار کند. زیرا آنها در سال‌های گذشته دست به اقداماتی زده‌اند که کشور به دلیل حمایت این نماینده‌ها از رئیس‌جمهور سابق، امروز بیش از ۵۰ سال عقب افتاده است.

 او اضافه کرد: فشار اصولگراها بر روی دولت به هر دلیلی که باشد اکنون به صلاح نیست. زیرا بهم ریختگی و آشفتگی سیاسی به نفع کشور نیست بلکه تنها مخالفان خارجی و آشفته طلبان از استیضاح روحانی سود می‌برند. جلودار زاده در پایان گفت: در این شرایط قوه مقننه و مجریه باید از فرصت موجود در جهت خدمت و حل مشکلات و برداشتن باری از روی دوش مردم بهره ببرند. زیرا با استیضاح وزرای قبلی و روی کار آمدن مدیران جدید طی ماه‌های اخیر هیچ تغییری در وضعیت اقتصادی صورت نگرفت. وقتی بودجه محدود است و فروش نفت کاهش یافته و بهم ریختگی نیروهای انسانی در دولت وجود دارد چگونه می‌توان کاری از پیش برد. حل مشکلات نیاز به زمان دارد. 

 مشکل دلواپسان قدرت است نه عملکرد روحانی

صادق زیباکلام تحلیلگر و استاد دانشگاه درباره پیگیری طرح استیضاح رئیس‌جمهور از سوی دلواپسان به آفتاب یزد گفت: آنها همواره به دنبال این مسئله بودند که بخش انتخابی نظام به عبارتی قوه مجریه را زیر را سوال ببرند. بنابراین از همان روزی که روحانی سکان قوه مجریه را در دست گرفت آنها ساز مخالفت‌شان را نسبت به دولت کوک کردند. در حالی که رویکرد روحانی نزدیک به اصولگرایان بود. اما این مسئله هم برای دلواپسان کافی نیست.

 او افزود: زیرا این گروه به چیزی کمتر از قدرت اکتفا نمی‌کنند. در طول ۸ سالی که احمدی نژاد رئیس‌جمهور بود جریان اصولگرا عملا ستون فقرات دولت بود. حال آنکه در دولت روحانی این جریان کاری جز دردسازی و کارشکنی نکرده است. این فعال سیاسی ادامه داد: زیرا دلواپسان، احمدی نژاد را از خود می‌دانستند و در دولت نهم و دهم حضور پررنگی در قوه مجریه داشتند. بنابراین مشکل آنها قدرت است نه عملکرد روحانی. تفاوتی برای این گروه ندارد که عملکرد روحانی در حوزه اقتصادی و سایر مسائل چگونه بوده است. زیرا اساسا مشکلات اقتصادی برای آنها مطرح نیست.

 زیباکلام اظهار کرد: اگر به راستی مشکل دلواپسان، مسائل اقتصادی باشد، مهم‌ترین سوالی که برای این جناح باید مطرح باشد این است که اساسا چه میزان از اقتصاد کشور در دست قوه مجریه و روحانی است. حال آنکه آنها می‌دانند حل همه مشکلات اقتصادی در دست روحانی نیست و او تنها عهده دار بخشی از اقتصاد است. اما رفتار این گروه به گونه‌ای است که اگر کسی نداند، تصور می‌کند همه اختیارات و قدرت در دست روحانی است. زیباکلام در پایان گفت: اتفاقا باید استیضاح روحانی مطرح شود و رئیس‌جمهور حقایقی را در جریان استیضاح علنی خود مطرح کند تا اساسا برای مردم روشن گردد چقدر از اختیارات و سیاست‌های خرد و کلان نظام، خارج از حوزه قوه مجریه و بخش انتخابی است.



برچسب ها: استیضاح روحانی، مشکلات اقتصادی، جبهه پایداری، منافع ملی، ذوالنوری، دلواپسی تندروها، زیباکلام،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 29 بهمن 1397 توسط عـبــد عـا صـی
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 22 بهمن 1397 توسط عـبــد عـا صـی


روزی که خون بر شمشیر پیروز شد ...
Related image
Related image









برچسب ها: 22 بهمن 57،
نوشته شده در تاریخ شنبه 20 بهمن 1397 توسط عـبــد عـا صـی


ما بعد از چهل سال باید جوابگو باشیم


 برای مرجع یا عنوان اصلی به پیوند فوق اشاره کنید 




روز یک‌شنبه (۲۲ بهمن) انقلاب و نهضت اسلامی چهل ساله می‌شود؛ چهل، سن بلوغ است؛ کلامی از بزرگان معروف است که: «البلوغ بلوغان؛ بلوغ الاطفال و بلوغ الرجال، امّا بلوغ الاطفال فخروج المنی و امّا بلوغ الرجال فالخروج عن المنی»؛ چهل سال سن کمال است، چهل سال گذشته است؛ ما دوران گذشته را دیدیم و با همه خصوصیاتش آن را درک کردیم؛ ما منبر می‌رفتیم؛ ممنوع المنبر هم بودیم؛ تمام تحولات انقلاب و پیش آمدن انقلاب را دیدیم؛ در جریان همه وقایع از قم تا تبریز بودیم؛ در همین قم بودیم و درس می‌خواندیم و درس می‌گفتیم تا شکل‌گیری انقلاب و اعتمادی که مردم به ما روحانیت کردند؛ هم‌اکنون چهل سال گذشته است.
ما در آستانه چهل‌سالگی چند تا مطلب را از یاد نبریم؛ درست است که در طی این چهل سال با تمام مشکلات و محدودیت‌هایی که بوده کارها و خدمات بزرگی انجام شده و موفقیت‌های خوبی صورت گرفته است اما مردم توقعاتشان از ما زیاد است؛ این که بگوییم رژیم گذشته چه بوده و چه‌جور بود و ما این‌طور عمل می‌کنیم درست نیست چون توقعی که مردم از ما دارند غیر از توقعی است که از غیر ما داشتند؛ مردم برای چه سراغ ما آمدند؟ مردم برای چه به ما لبیک گفتند؟ آمدن آنها هم فقط لفظی نبود؛ یعنی این‌طور نبود که فقط دنبال ما راه بیفتند بلکه جان ومال دادند، همه چیز دادند؛ یک مرجع تقلید از حوزه علمیه قم که رجل سیاسی یا یک رجل موجّه اجتماعی صرف نبوده است، بلکه مرجع تقلید هم بود قد عَلَم کرد و بقیه مراجع تقلید هم در آن زمان همراهی کردند تا این نهضت شکل گرفت؛
اعتماد مردم را از دست ندهیم؛ ما خیلی راحت با این اختلاس‌ها برخورد می‌کنیم؛ این صندوق، مال مردم را خورده است؛ اگر مجوز نداشته است چرا اجازه دادید فعالیت کند؟ اگر مجوز داشته است چرا به کسانی که صلاحیت این کار را نداشتند مجوز دادید؟
ولی ما باید به این نکته که حق هم همین است توجه داشته باشیم که امروز مردم مطالبه‌گرهستند و ما باید نسبت به مطالبات مردم جوابگو باشیم؛
یک مطلبی را مقام معظم رهبری (حفظه ا...) فرمودند: من خیلی خوشم آمد؛ جمله‌ی بسیار پخته و خیلی خوب و به‌جایی بود، به این که، این معنا ندارد یک مسئولی که قدرت داشته است یا قدرت دارد خودش هم مثل مردم مطالبه‌گر شود که چرا اینجور شد؟ چرا آن جور نشد؟ شما باید جواب بدهید چرا این‌جور شد؟ چرا آن‌جور نشد؟
خود مسئولان باید جوابگو باشند نه اینکه آنها مطالبه‌گر باشند؛ بلکه مردم مطالبه‌گر هستند چون مردم به ما اطمینان کردند؛ رأی خواستیم دادند؛ جان خواستیم دادند؛ دوران جنگ تحمیلی شاید بعضی از شما یادتان نباشد ما یادمان است، بهترین جوانان ما همه جلو آمدند؛ به همه مناطق و جبهه‌ها رفتند؛ تنها یک لشکر عراق که نبود؛ آمریکا و شوروی و بسیاری از کشورهای بلوک غرب و شرق آن زمان هم حمایتش می‌کردند، هر دو قدرت مطرح آن زمان به او اطلاعات، هواپیما و موشک می‌دادند؛ شهرهای ما را موشک‌باران می‌کردند در حالی که ما یک دانه موشک نداشتیم که در مقابل پرتاب بکنیم، ابتدای کار این‌طور بود؛ یادم است در دزفول تنها با یک موشک بالای یکصد نفر شهید شدند؛ یک محله مسکونی موشک خورد.این مردم این سختی‌ها را کشیدند امّا آخ نگفتند؛ باز هم آمدند و در جبهه جنگیدند و خون دادند؛ تحریم‌های آن زمان که عجیب و غریب بود؛ فشارهایی که آن زمان بود؛ همه چیز جیره‌بندی بود؛ ما یادمان هست که برای همه چیز کوپن بود؛ مردم تحمل کردند و حوصله به خرج دادند؛ مال و جان دادند؛ مردم چیزی را انصافا فروگذار نکردند؛ اما بحث در خود ما روحانیت و مسئولان است، ما روحانیت در مقابل این همه فداکاری مردم و این‌جور بذل مال و جان مردم چه وظیفه‌ای داریم؟ وقتی فرزند کسی می‌میرد یک عمر در خانه‌اش عزاست، اما آن شخص وقتی دو یا سه تا فرزندش در جبهه کشته شده باز هم می‌آید گردنش را افراشته می‌گیرد و می‌گوید من فرزند دیگری هم داشته باشم می‌دهم؛ برای چه این کار را می‌کند؟ به خاطر خدا و دین؛ چون حرکت، حرکت خدایی و دینی بود این کار را می‌کند.
چرا سرمایه‌دارهای ما باید بروند امارات و ترکیه را آباد بکنند؟ یک قدری شما تحقیق بکنید ببینید چقدر از این پروژه‌هایی که در امارات و دبی شکل گرفته و می‌گیرد ایرانی‌ها احداث کردند؟ چرا پولش را در مملکت خودش مصرف نکند و برود آنجا مصرف کند؟
است که امکاناتی دارد و مملکت ثروتمندی است، اگر امروز مردم هنوز مشکل معاش دارند ما و مسئولان باید جوابگو باشیم؛ صحبت تعارف نیست؛ ما باید جوابگو باشیم؛ چرا بی‌تدبیری کردیم؟ چرا مدیران خوب را سر کار نیاوردیم؟ آیا بهتر از این‌ها نداشتیم؟ اگر مدیر نداشتیم باید تربیت می‌کردیم؛ چهل سال زمان کمی نیست؛ چهل سال ما امکان داشتیم تا هرچه می‌خواستیم از مدیر و متخصص و متعهد تربیت کنیم؛ چرا ما امروز مشکل داریم؟
مشکلاتی داریم که گاه بین ما و مردم فاصله ایجاد کرده است؛ ببینید در همین قم اتفاق افتاد؛ آقایان نزد ما آمدند و توضیح هم دادند که چه شده است و وقایع را برای ما گفتند که یک آقایی از اراک به اینجا آمده است، حرفش این بوده است که اگر اراک می‌خواستم چهار تا عمامه به سر را بکشم اولین نفر را که می‌کشتم دستگیر می‌شدم و نمی‌گذاشتند بکشم، به قم آمدم تا این کار را انجام بدهم، هفت تیر یا سلاح گرم هم نداشته است؛ یک قمه یا چاقو داشته است، آن وقت دستش به کی رسیده است؟ به دو تا پیرمرد بنده خدا در خیابان؛ این هم تیغش افتاده و زده و مجروح کرده است؛ این اتفاق یعنی چه؟ به چه مناسبت باید این اتفاق بیفتد؟ این که ما بگوییم او مواد مخدر مصرف کرده است یا دیوانه بوده است و مدام توجیه کنیم، اصل مطلب درست نمی‌شود؛ ما راجع به اینها باید فکر کنیم و راه اساسی برای آنها پیدا کنیم که چرا بین ما و مردم فاصله افتاده است.
در زمان مرحوم آیت ا... بروجردی می‌خواستند جنازه‌ی رضا خان را در قم دفن بکنند؛ آیت ا... بروجردی گفت نمی‌شود؛ گفتند جنازه را به قم می‌آوریم و فقط دور حرم حضرت معصومه سلام‌ا... ‌علیها طواف بدهیم، منتها آقایان محبت کنند اینجا تشییع راه بیندازند تا تجلیلی از رضا شاه بشود؛ مرحوم آیت ا... بروجردی نپذیرفتند و حتی دستور دادند کسی از خانه‌اش بیرون نیاید؛ یک عده نظامی سوت و کور آمدند و جنازه را در حرم چرخاندند وبردند؛ اما در حال حاضر در دوره‌ی جمهوری اسلامی، در این شهر قم، شهر مرجعیت، عده ای برای رضا خان با آن سوابق و آن خصوصیات شعار می‌دهند؛ ما به کجا رفتیم؟ به کجا می‌خواهیم برویم؟ به کجا داریم می‌رسیم؟ این فاصله‌ها را می‌خواهیم چه بکنیم؟ چرا مردم را درک نکردیم؟ چرا مردم را درک نمی‌کنیم؟ چرا به مردم بها نمی‌دهیم؟
امیرالمومنین صلوات‌ا...
ما یک عمر بالای منبرها از علی علیه السلام و عدل علی گفته بودیم؛ مردم عاشق علی و عدل علی بودند ؛ مردم سراغ ما آمدند و به ما رأی دادند و ما را انتخاب کردند و می‌خواهند عدل علی را مجسم ببینند؛ این توقع به حقی است که مردم دارند
‌و‌سلامه‌علیه فرمودند: « یُستَدَلُّ عَلَی اِدبارِ الدُّوَل بِاَربَع؛ تَضییعُ الاصول و التَّمسُّک بالفروع و تقدیمُ الاراذل و تاخیرُ الافاضل» ؛ افول تمدن‌ها در اثر چهار چیز اتفاق می‌افتد؛ آن چهار چیز چیست؟ چه می‌فهمیم؟ خدا قوم و خویشی با کسی ندارد؛ تمدن‌ها می‌آیند اوج می‌گیرند اما سقوط تمدن‌ها به چه چیزی است؟ به این است که آدم‌هایی که کاردان نیستند و این کارها از آنها نمی‌آید را بر سرِ کار بگذارید ولی آنهایی که کاردان هستند و کار از آنها می‌آید را کنار بگذارید.
سقوط تمدن‌ها به این است که ما مسائل اساسی را فراموش کنیم و به مسائل حاشیه‌ای بپردازیم؛ حجاب واجب است اما اینقدر که به حجاب پرداختیم و اینجور که در خیابان‌ها برای حجاب کار کردیم و با بدحجابی و بی‌حجابی مقابله کردیم آیا با این اختلاس‌های عجیب و غریبی که اتفاق می‌افتد برخورد کردیم؟ ما باید برای مردم جوابگویی کنیم؛ اعتماد مردم سلب می‌شود؛ معنا ندارد در یک بیمه اجتماعی که این کارگر دارد کار می‌کند و روزانه حق بیمه پرداخت می‌کند، یک نفر این اموال بیمه را بردارد ببرد و اختلاس کند؛ نه این که آقایان برخورد نکردند ونمی کنند، آقایان برخورد می‌کنند اما به مردم بگویید چه‌جور برخورد می‌کنید؛ مردم در جریان باشند و بفهمند؛ مردم اصل هستند؛ مردم باید از صمیم قلب به شما و نظام اسلامی اطمینان داشته باشند تا همکاری کنند؛ اگر فردا خدای ناکرده باز دشمنی پیدا شد بروند جلو و سینه سپر کنند؛ اعتماد مردم را از دست ندهیم؛
ما خیلی راحت با این اختلاس‌ها برخورد می‌کنیم؛ این صندوق، مال مردم را خورده است؛ اگر صندوق مجوز نداشته است چرا اجازه دادید فعالیت کند؟ اگر مجوز داشته است چرا به کسانی که صلاحیت این کار را نداشتند مجوز دادید؟ مردم پولشان را به آنجا واریز کردند، اگر آن صندوق تدبیر نداشته است پس نظارت شما کجا بود؟ مگر بانک مرکزی نباید بر اینها نظارت داشته باشد؟ مدام می‌گوییم صبر کنید؛ یک‌مرتبه خیل عظیم مردم مال‌باخته توی خیابان می‌ریزند و شعار می‌دهند؛ گاهی حرکاتی انجام می‌دهند؛ یک عده هم می‌افتند در بین آنها و شعارهای انحرافی می‌دهند.
از روز اوّل نه آمریکا از ما خوشش می‌آمد نه شورویِ
اینقدر که به حجاب پرداختیم و اینجور که در خیابان‌ها برای حجاب کار کردیم و با بدحجابی و بی‌حجابی مقابله کردیم آیا با این اختلاس‌های عجیب و غریبی که اتفاق می‌افتد برخورد کردیم؟
آن زمان؛ یک جمعیت مردمی دینی به نام دین بیایند یک حکومت دست نشانده‌ی آمریکا را ساقط کنند، خوشش نمی‌آید؛ آن زمان شوروی هم هیچ وقت خوشش نمی‌آمد؛ روسیه الان هم همینجور است؛ حتی این کشورهای دور و بَر خودمان هیچ کدام از ما خوششان نمی‌آید؛ از این انقلاب و از این حرکت هیچ کس خوشش نمی‌آید؛ اما آنها زمانی دستشان برای کار کردن باز می‌شود که ما زخم و ضعف داشته باشیم؛ کار آنها مانند مگس است که روی زخم می نشید، زخم ها را التیام دهیم و درمان کنیم، فضای مجازی مسأله نیست مسأله خودمان هستیم، ما ضعف داریم لذا از این فضای مجازی استفاده می‌کنند و زخم می‌زنند؛ باید ضعف‌ها را برطرف و تقویت نماییم.
ما امروز بعد از چهل سال نسبت به نظام اسلامی باید جوابگو باشیم؛ درد ما این است؛ نزد ما می‌آیند و می‌گویند رفتیم ژاپن نیم‌درصد بهره‌ی بانکش است؛ با التماس می‌گویند بیایید در ژاپن سرمایه‌گذاری کنید؛ به شما وام با بهره‌ی نیم‌درصد می‌دهیم؛ ما می‌گوییم آن نیم‌درصد رباست اما سرمایه‌دار و کارخانه‌دار و تولید کننده از همین شهر به من می‌گوید از بانک برای کارخانه وام گرفتم و دستگاه‌هایم را تعویض کردم؛ برای مواد اولیه همینجا هزینه کردم؛ سند دارم؛ نتوانستم پس بدهم؛ تعویق به آن خورده است، الان دارم شصت‌درصد بابت سود و تاخیر آن می‌دهم؛ این شصت‌درصد هم ربا نیست چون عقود شرعیه است؛ صندوق‌های قرض‌الحسنه ما دارند چهار درصد کارمزد می‌گیرند ولی نیم‌درصد وام بانک ژاپن را ربا می‌دانیم و شصت‌درصدی که این جا می‌دهیم را ربا نمی‌دانیم!
آیا صنعت با این سودها رونق می‌گیرد؟ چرا سرمایه‌دارهای ما باید بروند امارات و ترکیه را آباد بکنند؟ یک قدری شما تحقیق بکنید ببینید چقدر از این پروژه‌هایی که در امارات و دبی شکل گرفته و می‌گیرد ایرانی‌ها احداث کردند؟ چرا پولش را در مملکت خودش مصرف نکند و برود آنجا مصرف کند؟ اگر اینجا مصرف کند اشتغال برای مردم درست می‌کند؛ چهار تا تولید کننده که هستند چرا اجازه می‌دهید اجناسی که در داخل با این جان کندن تولید می‌شود در انبارها بماند؟ و همین جنس‌ها
ما به کجا رفتیم؟ به کجا می‌خواهیم برویم؟ به کجا داریم می‌رسیم؟ این فاصله‌ها را می‌خواهیم چه بکنیم؟ چرا مردم را درک نمی‌کنیم؟ چرا به مردم بها نمی‌دهیم؟
را بروید از کشورهای دیگر وارد کنید؟ چرا این کار را می‌کنید؟
«کاد الفقر ان یکون کفرا»؛ نمی‌شود مردم هم گرسنه باشند و هم به ما اطمینان داشته باشند و بعد هم ما طلبکار از مردم باشیم؛ ما باید در مقابل مردم جوابگو باشیم و مردم طلبکار هستند؛ مردم از ما تدبیر بالا می‌خواهند. ما یک عمر بالای منبرها از علی علیه السلام و عدل علی گفته بودیم؛ مردم عاشق علی و عدل علی بودند ؛ مردم سراغ ما آمدند و به ما رأی دادند و ما را انتخاب کردند و می‌خواهند عدل علی را مجسم ببینند؛ می‌گویند تا به حالا درکتاب‌ها و بالای منبرها گفتید و ما هم شنیدیم الان که کار دست شما افتاده است بیاید عدل علی را مجسم به ما نشان بدهید؛ این توقع به حقی است که مردم دارند.
این انقلاب چهل سال پیش با رهبری یک مرجع تقلید شکل گرفت اما سرمایه‌های این انقلاب چه چیزهایی بود؟ زحمات هزاروچهارصدساله علما آبرو سرمایه این انقلاب شده است؛ از آبروی پیامبر خدا و آبروی علی‌بن‌ابی‌طالب و آبروی سید الشهداء و ائمه اطهار صلوات‌ا... علیهم اجمعین تا نوّاب ائمه و بعد از آن علما و فقها؛ علمایی که کشته شدند؛ علمایی که با سیاست‌ها جان کندند مانند خواجه نصیرها و دیگران؛ این سرمایه جمع شده است و امروز به دست ما رسیده است و این نظام سر پا شده است.
شما را به خدا بیاید در آستانه چهل سالگی بیش از این از سرمایه مصرف نکنیم، آدم عاقل سرمایه را خرج نمی‌کند؛ سرمایه را به کار می‌اندازد و از سودش بهره می‌برد؛ از سرمایه مصرف نکنیم؛ مردم از ما توقع علی‌بن‌ابی‌طالب را دارند و حق دارند لذا آن چیزی که ما ارائه می‌دهیم اگر عدل علی نیست لااقل شباهتی به عدل علی داشته باشد. و همینطور که عرض کردم بنا برفرمایش مقام معظم رهبری (حفظه ا...) معنا ندارد، مسئولی که قدرت داشته یا قدرت دارد خودش هم مطالبه گر باشد؛ باید خود شما جوابگو باشید، نه اینکه آنها مطالبه گر باشند. من امیدوارم ان ش
اء ا... خدای تعالی به همه مسئولان ما بیداری و درک مسئولیت و توان پاسخ‌گویی به مردم عنایت بکند وهمه ما را در همه شئون و مراتب به وظایفی که در این دوران خطیر بر عهده داریم آشناتر بفرماید.


برچسب ها: چهل سالگی انقلاب، پاسخگویی مسئولین، مطالبه گری مردم، اختلاس، سلب اعتماد، جنگ تحمیلی، ایثار مردم،
نوشته شده در تاریخ جمعه 19 بهمن 1397 توسط عـبــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

   ضـــریـــح گـمـشـــده ...  


http://s3.picofile.com/file/8288123200/SHAH8DATE_F8TEMEH_ZAHRAA_1.jpg

 

http://s1.picofile.com/file/8288123826/SHAH8DATE_F8TEMEH_ZAHRAA_5.jpg

 

http://s1.picofile.com/file/8288123976/SHAH8DATE_F8TEMEH_ZAHRAA_3.jpg

 

 عشق من! پاییزآمد مثل پار / باز هم، ما باز ماندیم از بهار

 احتراق لاله را دیدیم ما / گل دمید و خون نجوشیدیم ما 

 باید از فقدان گل، خونجوش بود / در فراق یاس، مشكی پوش بود 

 یاس بوی مهربانی می دهد / عطر دوران جوانی می دهد 

 یاس ها یادآور پروانه اند / یاس ها پیغمبران خانه اند 

 یاس ما را رو به پاكی می برد / رو به عشقی اشتراكی می برد 

 یاس در هر جا نوید آشتی ست / یاس دامان سپید آشتی ست 

 در شبان ما كه شد خورشید؟ یاس / بر لبان ما كه می خندید؟ یاس 

 یاس یك شب را گل ایوان ماست / یاس تنها یك سحر مهمان ماست 

 بعد روی صبح، پرپر می شود / راهی شبهای دیگر می شود 

 یاس مثل عطر پاك نیّـت است / یاس استنشاق معصومیّـت است 

 یاس را آیینه ها رو كرده اند / یاس را پیغمبران بو كرده اند 

 یاس بوی حوض كوثر می دهد / عطر اخلاق پیمبر می دهد 

 حضرت زهرا دلش از یاس بود / دانه های اشكش از الماس بود 

 داغ عطر یاس زهرا زیر ماه / می چكانید اشك حیدر را به چاه 

 عشق محزون علی یاس است و بس / چشم او یك چشمه الماس است وُ بس 

 اشك می ریزد علی مانند رود / بر تن زهرا: گل یاس كبود 

 گریه آری گریه چون ابر چمن / بر كبود یاس و سرخ نسترن 

 گریه كن حیدر! كه مقصد مشكل است / این جدایی از محمد مشكل است 

 گریه كن زیرا كه دُخت آفتاب / بی خبر باید بخوابد در تراب 

 این دل یاس است وُ روح یاسمین / این امانت را امین باش ای زمین 

 گریه كن زیرا كه كوثر خشك شد / زمزم از این ابر ابتر خشك شد 

 نیمه شب دزدانه باید در مغاك / ریخت بر روی گل خورشید، خاك 

 یاس خوشبوی محمد داغ دید / صد فدك زخم از گل این باغ دید 

 مدفن این ناله غیر از چاه نیست / جز تو كس از قبر او آگاه نیست 

 گریه بر فرق عدالت كن كه فاق / می شود از زهر شمشیر نفاق 

 گریه بر طشت حسن كن تا سحر / كه ُپر است از لخته ی خون جگر 

 گریه كن چون ابر بارانی به چاه / بر حسین تشنه لب در قتلگاه 

 خاندانت را به غارت می برند / دخترانت را اسارت می برند 

 گریه بر بی دستی احساس كن! / گریه بر طفلان بی عباس كن! 

 باز كن حیدر! تو شطِّ اشك را / تا نگیرد با خجالت مشك را 

 گریه كن بر آن یتیمانی كه شام / با تو می خوردند دُرّ ِ اشك مدام 

 گریه كن چون گریه ی ابر بهار / گریه كن بر روی گل های مزار 

 مثل نوزادان كه مادر مرده-اند / مثل طفلانی كه آتش خورده اند 

 گریه كن در زیر تابوت روان / گریه كن بر نسترنهای جوان 

 گریه كن زیرا كه گلها دیده اند / یاس های مهربان كوچیده اند 

 گریه كن زیرا كه شبنم فانی است / هر گلی در معرض ویرانی است 

 ما سر خود را اسیری می بریم / ما جوانی را به پیری می بریم 

 زیر گورستانی از برگ رزان / من بهاری مرده دارم ای خزان 

زخم آن گل در تن من چاك شد / آن بهار مرده در من خاك شد 

 ای بهار گریه بار ناامید / ای گل مأیوس من! یاس سپید 


 «كفشهای مكاشفه ، احمد عزیزی» 


 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی



برچسب ها: شهادت حضرت زهرا، ضریح گمشده، احمد عزیزی،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 16 بهمن 1397 توسط عـبــد عـا صـی




هویدا

«من در 13 سال گذشته قیمت خودکار بیک را ثابت نگه داشته‌ام.» این جمله را هویدا در دادگاه انقلاب گفت تا ثابت کند در طول 13 سال نخست وزیری، بهترین عملکرد را داشته است. این جمله، آنقدر تکرار و داستان‌های عجیب بر آن افزوده شد که تبدیل به ماجرایی متفاوت از حقیقت و متضاد با واقعیت شده است. اکنون نکته مبهم این‌جا است که هویدا چه دلیلی برای اثبات سخنان خود داشت؟

امیر عباس هویدا در بهمن 1343 نخست وزیر ایران شد و 13 سال در این منصب فعالیت داشت. او کشور را با نرخ تورم 4/5 درصدی تحویل گرفت در سال 1356 با تورم 25/1 درصدی تحویل داد!


درست ۳ سال قبل از صدارت هویدا، محمدرضا پهلوی بنا به توصیه سران آمریکایی تغییرات اقتصادی-اجتماعی گسترده‌ای را تحت عنوان «انقلاب سفید» در دستور کار دولت قرار داد تا ضمن کاهش اعتراضات اجتماعی، بار دیگر قدرت متزلزل شده خود را احیا کند. این سلسله تغییرات قرار بود 19 هدف اصلی را دنبال کند که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از: گسترش نظام ارباب رعیتی، اصلاح قانون انتخابات (حق رأی زنان)، تأسیس سپاه بهداشت، حمایت از کارخانه‌ها، مبارزه با تورم و گران‌فروشی، مبارزه با دلالان زمین.

براساس آمار بانک مرکزی، در سال 53 اجاره‌بهای مسکن در تهران 200 درصد افزایش یافت و مواد غذایی با گرانی 30 درصدی همراه شدند.

هدف‌‌گیری این اصول ۱۹ گانه نشان‌دهنده اقتصادی بیمار بود. اما مشکل در همین جا بود که تمامی این نسخه‌ها، غیربومی و غیرمنطبق با واقعیت‌های ایران بود که از آن سوی مرزها تجویز شده و یا مسئولین داخلی آن‌ها را از اروپاییان کپی‌برداری کرده بودند و تنها در قالب شعارهایی زیبا برای آینده‌ای روشن مطرح می‌شد و خبری از برنامه‌ای دقیق و مسیر حرکتی روشن وجود نداشت. چنانچه به‌طور کلی در مفاد انقلاب سفید محمدرضا شاه حمایت از تولید داخلی، گسترش رفاه اجتماعی، کاهش شکاف طبقاتی و کنترل قیمت‌ها آشکارا مشاهده می‌شد اما این وعده‌ها هرگز به مرحله اجرا نرسید، تاجایی که در اوایل دهه پنجاه (اواسط دوران هویدا) شاهد افزایش بی‌سابقه واردات انواع کالاهای ضروری و غیرضروری بودیم.
بر اساس آمارهای منتشر شده در سال ۱۳۵۰ واردات غلات از ۶ میلیون دلار در سال 1349 به ۱۰۴ میلیون دلار رسید و رشد 17 برابری را تجربه کرد. همچنین از این سال واردات انواع کالاهای لوکس به ایران هم روند فزاینده‌ای را به خود گرفت و در بسیاری از موارد شاهد واردات این قبیل کالاها بودیم، در حالی که مشابه آن با قیمتی به مراتب پایین‌تر در داخل کشور تولید و این هزینه‌های غیرضروری از منبع فروش نفت کشور که ثروتی غیر قابل بازگشت است، تامین می‌ شد.
افزایش روند واردات کالاهای غیر ضروری باعث تضعیف کارخانه‌ها و تولیدات داخلی شد و از آنطرف دولت هم نیازی به حمایت از تولیدات نمی دید. طبیعی بود که قیمت‌ انواع کالاها در بازار رو به افزایش رود و توزیع کالاهای اساسی با کاهش چشمگیری همراه شود بود و در این میان بسیاری از تولیدکنندگان با هدف افزایش قیمت در آینده، از فروش کالاهای خود امتناع می‌کردند و همین موضوع احتکار گسترده‌ای را در بازارهای اصلی شهرهای مختلف ایران رقم زد. در این شرایط دولت اعلام کرد برای مقابله با گرانی و افزایش توزیع انواع کالاها در بازار، بخش خصوصی اجازه دارد برخی کالاها را وارد کنند، یعنی به‌جای اتخاذ سیاست‌های بازدارنده و نظارت بیش از پیش‌ بر بازار و کنترل قیمت‌ها، مجوز بی‌رویه واردات را صادر و ضربه‌ای به مراتب کشنده‌تر بر پیکره اقتصاد داخلی وارد کرد.
از اوایل سال ۱۳۵۴ (2 سال آخر دوره هویدا) شاهد افزایش بی‌رویه و بی‌سابقه قیمت‌ها بودیم. این افزایش قیمت‌ها تنها محدود به کالاهای مصرفی نبود و قیمت مسکن نیز با افزایش چند برابری مواجه شد و اوضاع به اندازه‌ای بحرانی شد که در سال ۱۳۵۵ یعنی یک‌سال پیش از پایان دوره هویدا، دولت برای مبارزه با گران‌فروشی ملزم به راه‌اندازی «ستاد مبارزه با گرانی» شد که مسئول ارشد آن «فریدون مهدوی» بود.

هویدا

هویدا

هویدا
اسدالله عَلَم در خاطرات 23 فروردین 1353 خود می‌نویسد: «به شاه عرض کردم متأسفانه در داخل به واسطه غفلت متصدیان نه گوشت در دسترس مردم است نه شکر، نه گوشت مرغ و مردم خیلی ناراضی هستند و این صحیح نیست. آخر چرا این پیش‌بینی‌ها را نمی‌کنند؟ همه چیز هم گران شده. تعجب است که شاهنشاه تمام گوش کردند ولی همان‌طور که چشمشان را روی هم گذاشته بودند اصلاً باز نکردند و یک کلمه جواب ندادند. من که شاهنشاه را می‌شناسم، می‌دانم که این به معنی این است که حرف تو را می‌شنوم ولی نمی‌خواهم جواب بدهم.»(1)
این شرایط در حالی بود که از سال ۱۳۴۹ و در پی اقدامات اوپک در وضع قوانین تجارت بین‌المللی نفت، درآمد کشورهای صادرکننده‌ نفت به طرز چشمگیری افزایش یابد و قیمت نفت سالانه ایران از ۵ میلیون دلار به قریب ۲۰ میلیارد دلار برسد. این درآمد سرشار که باید در داخل کشور صرف آبادانی و توسعه می‌شد، یا صرف وام‌های بلاعوض به دیگر کشورها و یا صرف واردات کالاهای غیر ضروری می‌شد.
در این راستا دکتر ابراهیم سنجر در کتاب «نفوذ آمریکا در ایران» چنین نوشت: «بسیاری از درآمدهای نفتی ایران صرف کمک‌های بلاعوض یا وام‌های اعطایی ایران به سایر کشورها می‌شد. برای نمونه به کشور ایتالیا، 3 میلیارد دلار به‌صورت وام، فرانسه 2 میلیارد دلار برای راکتور اتمی، انگلستان 1 میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار جهت شرکت‌های صنعتی، افغانستان 2 میلیارد دلار به‌منظور کمک‌های عمومی، مصر 1 میلیارد دلار برای نوسازی کانال سوئز، پاکستان ۲۵۰ میلیون دلار برای کمک‌های عمومی، هندوستان ۲۵۰ میلیون دلار برای استخراج و صدور سنگ‌آهن، بنگلادش ۱۰۰ میلیون دلار برای کمک‌های عمومی و... اعطا شد.» بدین ترتیب سرمایه‌ای که از مازاد دلارها به دست آورده بود، به‌جای اینکه در مملکت ایران جهت پیشرفت جامعه به کار رود، به نفع کشورهای سرمایه‌داری از دست ملت ایران خارج شد.

گرانی
                                                  نرخ تورم در دوران امیر عباس هویدا

آمارهای رسمی بانک مرکزی، نشان می‌دهند که شاخص کل قیمت‌ها در اوایل دهه پنجاه 2/2 برابر و شاخص قیمت مسکن به 5/3 برابر رسیده بود و دولت برای تأمین هزینه‌های خود، صادرات نفت را به حداکثر خود رساند و به موازات این سیاست، سیل ارزهای خارجی روانه ایران گردید. فرار سرمایه‌ها رو به فزونی گذاشت و تولیدات داخلی به ورطه ورشکستگی افتادند.

در دوران نخست وزیری هویدا، اقتصاد کشور بسیار آشفته بود و نمی‌توان دلیلی برای ماندگاری این دولت پیدا کرد، مگر روابط خاص وی با شخص شاه.

از اوایل سال 1352، قیمت‌ انواع کالاها به‌صورت افزایش یافت اما هویدا منکر گرانی و تورم بود. «جلیل شرکا» قائم‌مقام وقت بانک مرکزی، درباره وقایع آن ایان چنین می‌نویسد: «وقتی درآمدهای نفتی کشور، بی‌توجه به آثار منفی سیاست تزریق نقدینگی بر اثر سیاست‌های اقتصادی آن زمان افزایش یافت، تورم خود را نشان داد و قیمت‌ها رو به افزایش گذاشت، شاه مصر بود که این اتفاق ریشه اقتصادی ندارد. بلکه فکر می‌کرد غرض سیاسی پشت افزایش قیمت‌هاست. به بیانی دیگر، شاه می‌گفت قیمت‌ها براثر تورم افزایش نیافته بلکه کسبه، گران‌فروشی می‌کنند تا به او ضربه بزنند. فریدون مهدوی مجری طرح مبارزه با گرانی این نظرات را تائید کرد.»(2)
براساس آمار بانک مرکزی، در سال 53 اجاره‌بهای مسکن در تهران 200 درصد افزایش یافت و مواد غذایی با گرانی 30 درصدی همراه شدند. اسدالله علم در این باره می‌گوید: «در تابستان 1352، بسیاری از انواع مواد غذایی کم‌یاب شده و اگر هم یافت می‌شد با قیمتی چند ده برابری به فروش می‌رسید. در ماه‌های نخست سال 53 نان هم پیدا نمی‌شد و هویدا همواره اعلام می‌کرد که ما در «عصر طلایی» به‌سر می‌بریم!»
«اردشیر زاهدی» وزیر امور خارجه كابینه هویدا در ابهام‌زدایی از چرایی طولانی شدن مدت نخست وزیری امیر عباس هویدا می‌گوید: «در این دوران، اقتصاد کشور بسیار آشفته بود و نمی‌توان دلیلی برای ماندگاری این دولت پیدا کرد، مگر روابط خاص وی با شخص شاه. هویدا هرگز و در هیچ موردی به شاه و خانواده سلطنتی، «نه» نمی‌گفت و هر آنچه که آن‌ها برای جلب رضایت کشورهای حامی سلطنت می‌خواستند فراهم می‌کرد. از انواع وام‌ها و بخشش‌های مالی به کشورهای مختلف گرفته تا فسادهای مالی درباریان، بدون توجه به تورم و گرانی جاری در کشور.»


ادامه مطلب
برچسب ها: هویدا، تورم سال 1356، واردات کالاهای غیرضروری، مبارزه با گران‌فروشی، تورم مسکن،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 16 بهمن 1397 توسط عـبــد عـا صـی


هركس برای مردن حاضر است برخیزد!‏

وحشت

گویند صاحب دلی، برای اقامه نماز به مسجدی رفت.

نمازگزاران، همه او را شناختند؛ پس، از او خواستند ‏كه بعد از نماز، بر منبر رود و پند گوید.

پذیرفت. 

نماز جماعت تمام شد.

چشم ‏ها همه به سوی او بود.

مرد صاحب دل برخاست و بر پله نخست منبر ‏نشست.

بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود.

آنگاه خطاب به جماعت گفت:

ای مردم! هر كس از شما كه می‌‏داند امروز تا شب خواهد زیست و نخواهد مرد، برخیزد!

.كسی برنخاست

گفت:

حالا هر كس از شما كه خود را آماده مرگ كرده است، برخیزد!

.باز كسی برنخاست

گفت:

شگفتا از شما كه به ماندن اطمینان ندارید؛ اما برای رفتن نیز آماده نیستید!

مرجع : سایت تبیان



ادامه مطلب
برچسب ها: مـــرگ، زنـــدگـــی،
نوشته شده در تاریخ جمعه 12 بهمن 1397 توسط عـبــد عـا صـی

 

 

سخنرانی امام خمینی (ره) در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ در بهشت زهرا


 

حضرت امام خمینی (ره) روز ۱۲ بهمن سال ۱۳۵۷ بلافاصله پس از ورود به ایران ، به بهشت زهرا رفتند و در جمع مردمی که بسیاری از آن‌ها از خانواده شهدای انقلاب بودند به سخنرانی پرداختند . نطقی قاطعانه و تاریخی که در یادها ماندگار شد . متن کامل سخنرانی خاطره‌انگیز و تاریخی حضرت امام خمینی  (ره) در روز ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ در بهشت زهرا ، به شرح زیر است :

« بسم الله الرحمن الرحیم

ما در این مدت مصیبت ها دیده ایم، مصیبت های بسیار بزرگ و بعضی پیروزها حاصل شد که البته آن هم بزرگ بوده، مصیبت های زن های جوان مرده، مردهای اولاد از دست داده، طفل های پدر از دست داده .

من وقتی چشمم به بعضی از اینها که اولاد خودشان را از دست داده اند می افتد، سنگینی در دوشم پیدا می شود که نمی توانم تاب بیاورم. من نمی توانم از عهده این خسارات که بر ملت ما وارد شده است برآیم، من نمی توانم تشکر از این ملت بکنم که همه چیز خودش را در راه خدا داد، خدای تبارک و تعالی باید به آنها اجر عنایت فرماید. من به مادرهای فرزند از دست داده تسلیت عرض می کنم و در غم آنها شریک هستم. من به پدرهای جوان داده، من به آنها تسلیت عرض می کنم .

من به جوان هائی که پدرانشان را در این مدت از دست داده اند تسلیت عرض می کنم. خوب، ما حساب بکنیم که این مصیبت ها برای چه به این ملت وارد شد، مگر این ملت چه می گفت و چه می گوید که از آنوقتی که صدای ملت در آمده است تا حالا قتل و ظلم و غارت و همه اینها ادامه دارد. ملت ما چه می گفتند که مستحق این عقوبات شدند ملت ما یک مطلبش این بود که این سلطنت پهلوی از اول که پایه گذاری شد برخلاف قوانین بود. آنهائی که در سن من هستند، می دانند و دیده اند که مجلس موسسان که تاسیس شد، با سرنیزه تاسیس شد، ملت هیچ دخالت نداشت در مجلس موسسان، مجلس موسسان را با زور سرنیزه تاسیس کردند و با زور، وکلای آن را وادار کردند به اینکه به رضاشاه رای سلطنت بدهند. پس این سلطنت از اول یک امر باطلی بود، بلکه اصل رژیم سلطنتی از اول خلاف قانون و خلاف قواعد عقلی است و خلاف حقوق بشر است .

برای اینکه ما فرض می کنیم که یک ملتی تمامشان رای داند که یک نفری سلطان باشد، بسیار خوب، اینها از باب اینکه مسلط بر سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند، رای آنها برای آنها قابل است؛ لکن اگر چنانچه یک ملتی رای دادند (ولو تمامشان) به اینکه اعقاب این سلطان هم سلطان باشد، این به چه حقی ملت پنجاه سال از این، سرنوشت ملت بعد را معین می کند سرنوشت هر ملتی به دست خودش است. ما در زمان سابق، فرض بفرمائید که زمان اول قاجاریه نبودیم، اگر فرض کنیم که سلطنت قاجاریه به واسطه یک رفراندمی تحقق پیدا کرد و همه ملت هم ما فرض کنیم که رای مثبت دادند، اما رای مثبت دادند بر آقامحمدخان قجر و آن سلاطینی که بعدها می آیند. در زمانی که ما بودیم و زمان سلطنت احمدشاه بود، هیچ یک از ما زمان آقامحمدخان را ادراک نکرده، آن اجداد ما که رای دادند برای سلطنت قاجاریه، به چه حقی رای دادند که زمان ما احمد شاه سلطان باشد سرنوشت هر ملت دست خودش است.

ملت در صد سال پیش از این، صدوپنجاه سال پیش از این، یک ملتی بوده، یک سرنوشتی داشته است و اختیاری داشته ولی او اختیار ماها را نداشته است که یک سلطانی را بر ما مسلط کند. ما فرض می کنیم که این سلطنت پهلوی، اول که تاسیس شد به اختیار مردم بود و مجلس موسسان را هم به اختیار مردم تاسیس کردند و این اسباب این می شود که - بر فرض اینکه این امر باطل، صحیح باشد- فقط رضاخان سلطان باشد، آن هم بر آن اشخاصی که در آن زمان بودند و اما محمد رضا سلطان باشد بر این جمعیتی که الان بیشتر شان، بلکه الا بعض قلیلی از آنها ادارک آنوقت را نکرده اند، چه حقی داشتند ملت در آن زمان ، سرنوشت ما را در این زمان معین کنند؛ بنابر این سلطنت محمدرضا اولا که چون سلطنت پدرش خلاف قانون بود و با زور و با سرنیزه تاسیس شده بود مجلس، غیر قانونی است، پس سلطنت محمدرضا هم غیر قانونی است و اگر چنانچه سلطنت رضاشاه فرض بکنیم که قانونی بوده، چه حقی آنها داشتند که برای ما سرنوشت معین کنند هر کسی سرنوشتش با خودش است، مگر پدرهای ما ولی ما هستند؟ مگر آن اشخاصی که درصد سال پیش از این، هشتاد سال پیش از این بودند، می توانند سرنوشت یک ملتی را که بعدها وجود پیدا کنند، آنها تعیین بکنند؟ این هم یک دلیل که سلطنت محمدرضا سلطنت قانونی نیست.

علاوه بر این، این سلطنتی که در آنوقت درست کرده بودند و مجلس موسسان هم ما فرض کنیم که صحیح بوده است، این ملتی که سرنوشت خودش با خودش باید باشد، در این زمان می گوید که ما نمی خواهیم این سلطان را. وقتی که اینها رای دادند به اینکه ما سلطنت رضاشاه را، سلطنت محمدرضاشاه را، رژیم سلطنتی را نمی خواهیم، سرنوشت اینها با خودشان است. این هم یک راه است از برای اینکه سلطنت او باطل است. حالا می آئیم سراغ دولت هائی که ناشی شده از سلطنت محمدرضا و مجلس هائی که ما داریم.

در تمام طول مشروطیت الا بعضی از زمان ها آن هم نسبت به بعض از وکلا، مردم دخالت نداشتند در تعیین وکلا. شما الان اطلاع دارید که در این مجلسی که حالا هست، چه مجلس شورا و چه مجلس سنا و شما ملت ایران هستید، شما ملتی هستید که در تهران سکنی دارید، من از شما مردم تهران سوال می کنم که آیا این وکلائی که در مجلس هستند، چه در مجلس سنا و چه در مجلس شورا شما اطلاع داشتید که اینها را خودتان تعیین کنید اکثر این مردم می شناسند این افرادی را که به عنوان مجلس و به عنوان وکیل مجلس سنا یا مجلس شورا در مجلس هستند یا این هم با زور تعیین شده بدون اطلاع مردم. مجلسی که بدون اطلاع مردم است و بدون رضایت مردم است، این مجلس، مجلس غیرقانونی است. بنابر این اینهائی که در مجلس نشسته اند و مال ملت را گرفته اند به عنوان اینکه حقوق هر فرض کنید که وکیلی اینقدر است، این حقوق را حق نداشتند بگیرند و ضامن هستند. آنهائی هم که در مجلس سنا هستند، آن ها هم حق نداشتند و ضامن هستند. و اما دولتی که ناشی می شود از یک شاهی که خودش و پدرش غیر قانونی است، خودش علاوه بر او غیرقانونی است، وکلائی که تعیین کرده است غیرقانونی است، دولتی که از همچو مجلسی و همچو سلطانی انشا بشود، این دولت غیرقانونی است. این ملت حرفی را که داشتند در زمان محمدرضاخان می گفتند که این سلطنت را ما نمی خواهیم و سرنوشت ما با خود ماست. در حالا هم می گویند که ما این وکلا را غیرقانونی می دانیم، این مجلس سنا را غیرقانونی می دانیم، این دولت را غیرقانونی می دانیم.

آیا کسی که خودش از ناحیه مجلس، از ناحیه مجلس سنا، از ناحیه شاه منصوب است و همه آنها غیر قانونی هستند، می شود که قانونی باشد ما می گوئیم که شما غیر قانونی هستید باید بروید. ما اعلام می کنیم که دولتی که به اسم دولت قانونی خودش را معرفی می کند، حتی خودش قبول ندارد که قانونی است، خودش تا چند سال پیش از این، تا آنوقتی که دستش نیامده بود این وزارت، قبول داشت که غیرقانونی است، حالا چه شده است که می گوید من قانونی هستم این مجلس غیرقانونی است، از خود وکلا بپرسید که آیا شما را ملت تعیین کرده است هر کدام ادعا کردند که ملت تعیین کرده است، ما دستشان را می دهیم دست یک نفر آدم ببرد او را در حوزه انتخابیه اش، در حوزه انتخابیه اش از مردم سوال می کنیم که این آقا آیا وکیل شما هست، شما او را تعیین کردید حتما بدانید که جواب آنها نفی است. بنابر این آیا یک ملتی که فریاد می کند که ما این دولت مان، این شاه مان، این مجلس مان برخلاف قوانین است و حق شرعی و حق قانونی و حق بشری ما این است که سرنوشت مان دست خودمان باشد، آیا حق این ملت این است که یک قبرستان شهید برای ما درست بکنند، در تهران، یک قبرستان هم در جاهای دیگر من باید عرض کنم که محمد رضای پهلوی، این خائن خبیث برای ما رفت، فرار کرد و همه چیز ما را به باد داد. مملکت ما را خراب کرد، قبرستان های ما را آباد کرد. مملکت ما را از ناحیه اقتصاد خراب کرد. تمام اقتصاد ما الان خراب است و از هم ریخته است که اگر چنانچه بخواهیم ما این اقتصاد را به حال اول برگردانیم، سال های طولانی با همت همه مردم، نه یک دولت این کار را می تواند بکند و نه یک قشر از اقشار مردم این کار را می توانند بکنند، تا تمام مردم دست به دست هم ندهند نمی توانند این به هم ریختگی اقتصاد را از بین ببرند. شما ملاحظه کنید، به اسم اینکه ما می خواهیم زراعت را، دهقان ها را دهقان کنیم، تا حالا رعیت بودند و ما می خواهیم حالا دهقانشان کنیم، اصلاحات ارضی درست کردند، اصلاحات ارضی شان بعد از این مدت طولانی به اینجا منتهی شد که بکلی دهقانی از بین رفت، بکلی زراعت ما از بین رفت و الان شما در همه چیز محتاجید به خارج؛ یعنی محمدرضا این کار را کرد تا بازار درست کند از برای آمریکا و ما محتاج به او باشیم در اینکه گندم از او بیاوریم، برنج از او بیاوریم، همه چیز را، تخم مرغ از او بیاوریم یا از اسرائیل که دست نشانده آمریکاست بیاوریم. بنابراین کارهائی که این آدم کرده به عنوان اصلاح، این کارها خودش افساد بوده است.

قضیه اصلاحات ارضی یک لطمه ای بر مملکت ما وارد کرده است که تا شاید بیست سال دیگر ما نتوانیم این را جبرانش بکنیم مگر همه ملت دست به هم بدهند و کمک کنند تا سال بگذرد و جبران بشود این معنا. فرهنگ ما را یک فرهنگ عقب نگه داشته درست کرده است، فرهنگ ما را این عقب نگه داشته به طوری که جوان های ما تحصیلاتشان در اینجا تحصیلات تام و تمام نیست و باید بعد از اینکه یک مدتی در اینجا یک نیمه تحصیلی کردند آن هم با این مصیبت ها، آن هم با این چیزها، باید بروند در خارج تحصیل بکنند. ما پنجاه سال است، بیشتر از پنجاه سال است دانشگاه داریم و قریب سی و چند سال است که این دانشگاه را داریم لکن چون خیانت شده است به ما، از این جهت رشد نکرده، رشد انسانی ندارد، تمام انسان ها و نیروی انسانی ما را از بین برده است این آدم.

این آدم به واسطه نوکری که داشته، مراکز فحشا درست کرده، تلویزیونش مرکز فحشاست، رادیویش بسیاریش فحشاست، مراکزی که اجازه دادند برای اینکه باز باشد، مراکز فحشاست، اینها دست به دست هم دادند. در تهران مرکز مشروب فروشی بیشتر از کتابفروشی است، مراکز فساد دیگر الی ماشائالله است. برای چه سینمای ما مرکز فحشاست. ما با سینما مخالف نیستیم ما با مرکز فحشا مخالفیم. ما با رادیو مخالف نیستیم ما با فحشا مخالفیم. ما با تلویزیون مخالف نیستیم ما با آن چیزی که در خدمت اجانب برای عقب نگه داشتن جوانان ما و از دست دادن نیروی انسانی ماست، با آن مخالف هستیم. ما کی مخالفت کردیم با تجدد، با مراتب تجدد مظاهر تجدد وقتی که از اروپا پایش را در شرق گذاشت خصوصا در ایران، مرکز چیزی که باید از آن استفاده تمدن بکنند ما را به توحش کشانده است. سینما یکی از مظاهر تمدن است که باید در خدمت این مردم، در خدمت تربیت این مردم باشد و شما می دانید که جوان های ما را اینها به تباهی کشیده اند و همین طور سایر این جاها. ما با اینها در این جهات مخالف هستیم. اینها به همه معنا خیانت کرده اند به مملکت ما. و اما نفت ما، تمام نفت ما را به غیر دادند، به آمریکا و غیر از آمریکا دادند، آنی که به آمریکا دادند عوض چه گرفتند عوض، اسلحه برای پایگاه درست کردن برای آقای آمریکا. ما، هم نفت دادیم و هم پایگاه برای آنها درست کردیم. آمریکا با این حیله که این مرد هم دخالت داشت، با این حیله نفت را از ما برد و برای خودش در عوض پایگاه درست کرد یعنی اسلحه آورده اینجا که ارتش ما نمی تواند این اسلحه را استعمال بکند، باید مستشارهای آنها باشند، باید کارشناس های آنها باشند. این هم از ناحیه نفت که این نفت ما را اگر چند سال دیگر خدای نخواسته این عمر پیدا کرده بود، عمر سلطنتی پیدا کرده بود، مخازن نفت ما را تمام کرده بود، زراعت مان را هم که تمام کرده، این ملت بکلی ساقط شده بود و باید عملگی کند برای اغیار.

ما که فریاد می کنیم از دست این، برای این است. خون های جوان های ما برای این جهات ریخته شده، برای اینکه آزادی می خواهیم ما. ما پنجاه سال است که در اختناق بسر بردیم، نه مطبوعات داشتیم، نه رادیوی صحیح داشتیم، نه تلویزیون صحیح داشتیم، نه خطیب توانست حرف بزند، نه اهل منبر می توانستند حرف بزنند، نه امام جماعت می توانست آزاد کار خودش را ادامه بدهد، نه هیچ یک از اقشار ملت کارشان را می توانستند ادامه بدهند و در زمان ایشان هم همین اختناق به طریق بالاتر باقی است و باقی بود و الا هم باز نیمه حشاشه او که باقی است، نیمه حشاشه این اختناقی هم باقی است. ما می گوئیم که خود آن آدم، دولت آن آدم، مجلس آن آدم، تمام اینها غیر قانونی است واگر ادامه به این بدهند اینها مجرمند و باید محاکمه بشوند و ما آنها را محاکمه می کنیم. من دولت تعیین می کنم، من تو دهن این دولت می زنم، من دولت تعیین می کنم، من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می کنم، من به واسطه اینکه ملت مرا قبول دارد (تکبیر حضار) این آقا که خودش هم خودش را قبول ندارد، رفقایش هم قبولش ندارند، ملت هم قبولش ندارد، ارتش هم قبولش ندارد، فقط آمریکا از این پشتیبانی کرده و فرستاده به ارتش دستور داده که از او پشتیبانی بکنید، انگلیس هم از این پشتیبانی کرده و گفته است که باید از این پشتیبانی بکنید.

یک نفر آدمی که نه ملت قبولش دارد نه هیچ یک از طبقات ملت از هر جا بگوئید قبولش ندارند، بله چند تا از اشرار را دارند که می آورند توی خیابان ها، از خودشان هست این اشرار، فریاد هم می کنند، از این حرف ها هم می زنند لکن ملت این است، این ملت است (اشاره به حضار). می گوید که در یک مملکت که دو تا دولت نمی شود. خوب واضح است این، یک مملکت دو تا دولت ندارد لکن دولت غیرقانونی باید برود، تو غیرقانونی هستی، دولتی که ما می گوئیم، دولتی است که متکی به آرای ملت است، متکی به حکم خداست، تو باید یا خدا را انکار کنی یا ملت را. باید سرجایش بنشیند این آدم و یا اینکه به امر آمریکا و اینها وادار کند یک دسته ای از اشرار را این ملت را قتل عام کند. ما تا هستیم نمی گذاریم اینها سلطه پیدا کنند، ما نمی گذاریم دوباره اعاده بشود آن حیثیت سابق و آن ظلم های سابق، ما نخواهیم گذشت که محمدرضا برگردد، اینها می خواهند او را برگردانند، بیدار باشید. ای مردم! بیدار باشید، نقشه دارند می کشند، ستاد درست کرده مردیکه در آن جائی که هست، روابط دارند درست می کنند، می خواهند دوباره ما را برگردانند به آن عهدی که همه چیزمان اختناق در اختناق باشد و همه هستی ما به کام آمریکا برود. ما نخواهیم گذاشت، تا جان داریم نخواهیم گذاشت و من از خدای تبارک و تعالی سلامت همه شما را خواستار هستم و من عرض می کنم بر همه ما واجب است که این نهضت را ادامه بدهیم تا آنوقتی که اینها ساقط بشوند و ما به واسطه آرای مردم، مجلس سنا درست بکنیم و دولت اول را، دولت دائمی را (مقصود من از مجلس سنا مجلس موسسان بود، نه مجلس سنا. مجلس سنا اصلش یک حرف مزخرفی است، همیشه بوده.) تعیین بکنیم. و من باید یک نصحیت به ارتش بکنم و یک تشکر از یکی از ارکان ارتش، یک قشرهائی از ارتش. اما آن نصحیتی که می کنم این است که ما می خواهیم که شما مستقل باشید، ماها داریم زحمت می کشیم، ماها خون دادیم، ماها جوان دادیم، ماها حیثیت و آبرو دادیم، مشایخ ما حبس رفتند، زجر کشیدند، می خواهیم که ارتش ما مستقل باشد. آقای ارتشبد! شما نمی خواهید شما نمی خواهید مستقل باشید آقای سرلشکر! شما نمی خواهید مستقل باشید، شما می خواهید نوکر باشید من به شما نصحیت می کنم که بیائید در آغوش ملت، همان که ملت می گوید بگوئید، ما باید مستقل باشیم، ملت می گوید ارتش باید مستقل باشد، ارتش نباید زیر فرمان مستشارهای آمریکا و اجنبی باشد، شما هم بیائید، ما برای خاطر شما این حرف را می زنیم، شما هم بیائید برای خاطر خودتان این حرف را بزنید، بگوئید (ما می خواهیم مستقل باشیم، ما نمی خواهیم این مستشارها باشند.) ما که این حرف را می زنیم که ارتش باید مستقل باشد، جزای ما این است که بریزید توی خیابان خون جوان های ما را بریزید که چرا می گوئید من باید مستقل باشم ما می خواهیم تو آقا باشی.

و اما تشکر می کنم از این قشرهائی که متصل شدند به ملت، اینها آبروی خودشان را، آبروی کشورشان را، آبروی ملت شان را اینها حفظ کردند. این درجه دارها، همافرها، افسرهای نیروی هوائی، اینها همه مورد تشکر و تمجید ما هستند و همین طور آنهائی که در اصفهان و در همدان و در سایر جاها، اینها تکلیف شرعی، ملی، کشوری خودشان را دانستند و به ملت ملحق شدند و پشتیبانی از نهضت اسلامی ملت را کردند ما از آنها تشکر می کنیم و به اینهائی که متصل نشدند می گوئیم که متصل بشوید به اینها، اسلام برای شما بهتر از کفر است، ملت برای شما بهتر از اجنبی است. ما برای شما می گوئیم این مطلب را، شما هم برای خودتان این کار را بکنید، رها بکنید این را، خیال نکنید که اگر رها کردید ما می آئیم شما را به دار می زنیم. این چیزهائی است که شماها یا کسان دیگر درست کرده اند والا این همافرها و این درجه دارها و این افسرها که آمدند و متصل شدند، ما با کمال عزت و سعادت آنها را حفظ می کنیم و ما می خواهیم که مملکت، مملکت قوی باشد، ما می خواهیم که مملکت دارای یک نظام قدرتمند باشد، ما نمی خواهیم نظام را به هم بزنیم، ما می خواهیم نظام محفوظ باشد لکن نظام ناشی از ملت در خدمت ملت ، نه نظامی که دیگران سرپرستی اش را بکنند و دیگران فرمان به آن بدهند.

والسلام علیکم ورحمت الله وبرکاته »

منبع : سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی

ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 7 بهمن 1397 توسط عـبــد عـا صـی

 

 

 

جدول قیمت میوه و سبزیجات

 

   هیچ میدونستین که ... 

 

 

 برای مرجع یا عنوان اصلی به پیوند فوق اشاره کنید 

 

 

 * بامیه بهترین دارو دیابت است.
 * گردو ازلخته شدن خون جلوگیری می کند.
 * هل تقویت کننده قلب بوده وسرماخوردگی رامعالجه می کند.
 * گشنیز تشنگی رابرطرف می کندوبرای دهان ودندان بسیارمفیداست.
* انگور باعث پاکسازی معده و روده میشود
* لوبیاچشم بلبلی کم چرب و بدون کلسترول وحاوی سدیم است.
* کلم بروکلی،به دلیل داشتن کلیسم فراوان باعث تقویت استخوان ها می شه
* گل گاوزبان باعث کاهش تب دربیماری های سرخک،آبله وکهیرمی شود.
* نخودفرنگی منبعی از فولیک اسیدو ویتامینB۶است
*  ویتامینCموجوددرجعفری افزایش جذب آهن می شود.
* پونه اشتهاآور بوده وباعث سهولت هضم وبه درمان معده کمک میکند.
* کنجدبرای رفع ناراحتی کیسه صفرا مفیداست.
* خوردن موزخطرمرگ دراثرسکته مغزی راکاهش می دهد.
* انگورخون سازبوده وبه تصفیه خون نیزکمک میکند.
* شکلات برای سلامت قلب مفیدبوده ومانع لخته شدن خون می شود.
* مصرف زغال اخته باعث کاهش چربی شکمی وکاهش کلسترول می شود.
* گوجه فرنگی بدن را دربرابر امراض وبیماری های عفونی حفظ می کند.
* اسفناج بهترین دارو برای کسانی که مبتلابه کم خونی هستند.
* روغن کنجد برای رفع تنگی نفس،سرفه خشک وزخم ریه مفید ا
* آیا میدانید: نعناع سکسکه و تنگی نفس را شفا میدهد ؟
* آیا میدانید: اثر انگشت خواهر و برادر ۶۰% شبیه به هم است
* آیا میدانید: برای جلوگیری از جوانه زدن سیب زمینی باید درون سبد آن یک عدد سیب قرار دهید؟
* آیا میدانید: قهوه محبوب ترین نوشیدنی در سراسر جهان با بیش از ۴۰۰ میلیارد فنجان مصرف در هر سال است
* آیا میدانید: جعبه سیاه هواپیما ، در حقیقت نارنجی رنگ است .
* آیا میدانید : “آب گرم” سریعتر از “آب سرد” یخ میزند .
* آیا میدانید: پنیر پفک اغلب پنیر تلخ( پنیر فاسد) و گندیده تاریخ مصرف گذشته می باشد.
 
*   آیا میدانید: که از دست دادن تنها ۱٪ از آب بدن موجب تشنگی میشود ؟
*  آیا میدانید: ۸۰% حرف هایی که در طول روز می زنیم با خودمان است ؟
*  آیا میدانید: که آلرژی به غذاهای گوناگون نتیجه مصرف شکر است ؟
* آیا میدانید: خمیازه کشیدن به مغز آرامش می‌دهد ؟
* آیا میدانید: در ساعت ۱۰:۰۴ شب خلاقیت انسان به حداکثر می‌رسد ؟
* آیا میدانید: پاندا هنگام تولد صورتی رنگ است ؟
* آیا میدانید: گردو با چربی ها ناسالم میجنگد ؟
* آیا میدانید: ریحان خاصیت ضد پیری دارد!
* آیا میدانید:
* اگر بعد از ظهر خسته هستی بجای اینکه نوشیدنی های کافئین دار مصرف کنین ، میتونین ۱ عدد خیار میل کنین ؟
خیار حاوی ویتامین های B و سرشار از هیدروکربور است ک شما را میتواند سرحال بیاورد و تا چند ساعت نگه دارد.
* بیماری قند اولین عامل کوری در مردم جهان است.
* گوجه فرنگی حاوی ویتامین های A, B, C, K و مواد معدنی مانند کلسیم ، آهن و فسفر است که در تأمین انرژی و تقویت بدن مؤثر است.
* پرتقال ، از ابتلا به بیماریهای سرطانی مانند سرطان مری ، دهان ، حلق و معده جلوگیری میکند .
* سیب زمینی ، بیشترین خوراکی هست که چاق کننده هست ، مخصوصن در ناحیه باسن.
* نوشیدن آب پرتقال قبل از ورزش و نوشیدن آب هندوانه بعد از ورزش باعث قوی تر شدن عضلات میشود.
* خوردن کاهو ، مانع از ریزش و سفید شدن مو میشود.
* نعناع تنگی نفس و سکسکه را شفا میدهد .

 

  تهیه وُ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 

ادامه مطلب
برچسب ها: خواص میوه جات و سبزیجات،
(تعداد کل صفحات:287)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  




درباره وبلاگ




گر در طلب لقمه نانی ، نانی /

گر در طلب گوهر كانی ، كانی /

این نكته رمز اگر بدانی ، دانی /

هر چیز كه اندر پی آنی ، آنی ...

مـــولانـــا

===============

امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :