http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg
http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg








امام خمینی: همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند.

/ باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...)



آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...)







نوشته شده در تاریخ یکشنبه 2 مهر 1396 توسط عـبــد عـا صـی
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 6 خرداد 1397 توسط عـبــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 

 

http://s8.picofile.com/file/8327553792/FAQRE_MOTLAQ_1.JPG

http://s9.picofile.com/file/8327554034/FAQRE_MOTLAQ_2.JPG

http://s8.picofile.com/file/8327554168/FAQRE_MOTLAQ_3.JPG

http://s8.picofile.com/file/8327554250/FAQRE_MOTLAQ_4.JPG

http://s9.picofile.com/file/8327554492/FAQRE_MOTLAQ_5.JPG

http://s8.picofile.com/file/8327554692/FAQRE_MOTLAQ_6.JPG
 

 حسین تا همین یک سال پیش کنار خواهر و برادر بزرگ ترش سر چهارراه ها و داخل مترو اسکاچ و آدامس می‌فروخت.
 به گزارش اعتدال؛ از وقتی که طرح دستگیری کودکان کار را آغاز کردند، او هم مجبور شد زیر پوشش شرکت های تفکیک زباله که زیر نظر شهرداری فعالیت می کنند، کار کند تا دیگر ماموران داخل خیابان، او را دستگیر نکنند. بعضی وقت ها هم ماموران شهرداری که او را نشناسند، کیسه زباله‌هایش را از او می گیرند و خودشان زباله ها را می فروشند و پول یک روز زباله گردی حسین از جیبش بیرون می رود. تلاش های محسن و خواهر و برادرش در خیابان های تهران میان زباله ها تنها برای این است که شب ها سر گرسنه روی زمین نگذارند و پدر و مادرشان بتوانند پول اجاره آلونکی را كه شب ها در آن می خوابند،تامین کنند. چند روز پیش «حسن شمشادی» خبرنگار صدا و سیما عکسی در صفحه اینستاگرامش منتشر کرده بود که در آن عکسی از یک قابلمه غذا منتشر کرده که محتوای آن غذایی درست شده با گوشت گربه است! او در شرح این عکس می نویسد:« لطفا دقت بفرمایید!!! آنچه که می بینید، ظرف غذای یک خانواده است؛ تصور می کنید که محتوی آن چیست؟! آنچه این خانواده و بسیاری دیگر می خورند، گوشت گربه است! آنان حتی از اندک گوشت کلاغ مُرده هم نمی توانند بگذرند،چون چاره ای ندارند و می خواهند زنده بمانند. این خانواده یکی از ده‌ها خانوار ساکن در روستاهای بسیار محروم گمشاد، کندوکه، ملادادی، جهان آباد، رودینی، هیرمند و قرقری در شهرستان زابل واقع در استان سیستان و بلوچستان است».
 او در انتهای این پست خبر داده که قصد کمک مالی به اهالی این مناطق را دارد و شماره حسابی را نیز برای این کار منتشر کرده است. اما انتشار این پست اینستاگرامی با واکنش های بسیاری همراه بود. یکی از کاربران به نام زهرا زیر این پست نوشته است:« آقای شمشادی مردم مرزنشین اون مناطق محروم هستند اما نه در این حد که گوشت گربه بخورند و روزه بگیرند. این خبر و تصاویر درست نیست. این غذا شبیه سیرابی هست، من خودم سیستانی ام این اخبار به این صورت فقط توهین به مردم آن منطقه است». همچنین رضا باوفا، عضوشورای مرکزی حرب اتحاد ملت نیز در گفت‌وگو با امتداد گفته است:«اگر خبرنگار صدا و سیما اندک شناختی از مردم شرافتمند سیستان داشت، می‌دانست که این مردم حاضرند سختی بکشند اما تن به چنین کارهایی ندهند. این راه کمک به مردم نیست».
 مردمان مظلوم
نسبت دادن تصویر پر سر و صدای مصرف گوشت گربه به مردم سیستان و بلوچستان در حالی صورت گرفته كه محرومیت بسیاری از شهروندان و ساكنان شهرهای این استان سال‌هاست وجود داشته و با وجود گزارش های فراوان حاكی از مشكلات مردمان این دیار، كمترین كار ممكن برای آن‌ها صورت گرفته است؛ درحالی كه مردمان سیستان و بلوچستان همواره در سپهر سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران نقش بسزایی داشته و دیدن محرومیت بسیاری از شهروندان این دیار، روا نیست. سال‌هاست مردمان دیار هیرمند و خطه سیستان و بلوچستان در هر انتخابات و تصمیم های سرنوشت ساز مملكتی، در خط اول حضور دارند و تاثیر خود را در سرنوشت مملكت به خوبی گذاشته‌اند اما تصاویری كه از زندگی مردمان آن منتشر شده، یا حاكی از فقر و محرومیت بوده یا مدعای درگیری و نزاع داشته است و حال نیز دیگی از گوشت گربه، مظلومیت دو چندان مردمان جنوب شرق ایران را فریاد می زند. بااین حال كم توجهی به بطن زندگی گروه‌های مختلف مردم، فاصله طبقاتی آزار دهنده و فقری كه به نظر گستره آن بیشتر از قبل شده است، موضوعی است كه تنها مربوط به بخش هایی از سیستان و بلوچستان نشده و در بسیاری از نقاط كشور قابل رویت و لمس كردن است و برای دیدن تصاویر مربوط به فقر نیازی به رفتن تا سیستان و بلوچستان نیست. کافی است به میدان شوش و خیابان خراسان تهران برویم تا در آنجا خانواده هایی را ببینیم که از فشار گرسنگی، کنار خیابان از حال رفته اند. بخش زیادی از آن‌ها دچار اعتیاد می شوند و وقتی دیگر پولی برای خریدن مواد پیدا نمی کنند در حاشیه خیابان و کوچه جان می دهند. مدتی پیش جسد کبود شده یکی از معتادانی که از گرسنگی جان باخته بود، ساعت ها کنار خیابان افتاده بود تا اینکه بالاخره آمبولانس بهشت زهرا از راه رسید و جسد را جمع کرد. متولی اصلی رسیدگی به فقرا در جامعه کمیته امداد است که زیر نظر مستقیم نهاد رهبری فعالیت می کند.
 ریشه دار شدن فقر!
 در حالی كه نگاهی به تصویر مصرف گوشت گربه – كه هنوز صحت آن تایید رسمی نشده است – و زندگی فلاكت‌بار گروهایی از مردم در سال های اخیر، حكایت از افزایش فقر و ریشه دار شدن آن دارد اما مسئولان در اظهار‌نظرهای خود مدعی تلاش برای ریشه كنی فقر و محقق شدن وعده های‌شان در این باب هستند. خبرگزاری مهر دوم خرداد امسال به نقل از پرویز فتاح، رییس کمیته امداد گفته است: «سهم کمیته امداد از محل برداشت ۱.۵میلیارد دلار از صندوق توسعه ملی ۱۰۰ هزار فقره تسهیلات اشتغال‌زایی به ارزش ۲۵ میلیون تومان تعیین شده است. به دلیل اینکه فقر چندبعدی است، علاج آن در زمان کوتاه ممکن نیست. با حمایت دولت و مجلس در چند سال آینده وضعیت فقرزدایی بهبود خواهد یافت». رییس کمیته امداد درباره اینکه فقر مطلق ریشه‌کن شده است یا خیر، توضیح داد: «در جلسه دو هفته گذشته با رییس‌جمهور در مشهد بنده به این نکته اشاره کردم که شعار دولت دوازدهم ریشه‌کنی فقر مطلق بود که آقای روحانی نیز به وعده خود عمل کردند». رییس کمیته امداد بابیان اینکه وعده‌های دولت در بودجه برای حمایت از محرومان محقق شده است، ادامه داد:« در سال ٩٦ بر اساس تبصره ١٤، چهار هزار میلیارد تومان بودجه برای کمیته امداد تعیین شد. همچنین طبق تبصره ١٦، سه هزار میلیارد تومان وام قرض‌الحسنه اشتغال به مددجویان کمیته امداد اختصاص پیدا کرد که ٩٠ درصد آن جذب شد. امسال نیز با اختصاص هفت هزار میلیارد تومان بالاترین رشد ردیف بودجه برای حمایت از نیازمندان در نظر گرفته‌شده است». رییس کمیته امداد امام خمینی (س) گفت: «روحانی شعار رفع فقر را بیان کرد، من منصفانه در این جمع اعلام می‌کنم به این شعار خود عمل کردند». پرویز فتاح در شورای اداری خراسان رضوی در حضور رییس جمهور در مجتمع سپید مشهد، اظهار کرد:« تبصره ۱۴ را نمایندگان کمک کردند تصویب شد و ۴۰۰۰ هزار میلیارد تومان برای اولین بار در بودجه لحاظ شد».
 بخشی از خانوار ایرانی هزینه تامین غذا را ندارد
 صحبت‌های رییس کمیته امداد در حالی مطرح می‌شود که حسین راغفر، اقتصاددان، خط فقر مطلق برای یک خانواده چهار نفره شهری در سال ۹۶ را حدود چهار میلیون تومان اعلام کرده و گفته است: بر اساس محاسبات صورت گرفته در سال‌های اخیر۳۳ درصد جمعیت کشور دچار «فقر مطلق» هستند». او در ادامه صحبت هایش گفت: «مطالعات نشان می‌دهد خط فقر مطلق برای مناطق محروم ۵٠ درصد مناطق شهری و حدود دو میلیون تومان است». راغفر با بیان اینکه منظور دولت از فقر مطلق برای یک خانواده پنج نفره ٧٠٠ هزار تومان است، افزود: « این مبلغ برای یک خانواده پنج نفره حتی تامین کننده غذای‌شان نیست. آنچه ما به عنوان فقر مطلق تعریف می‌کنیم، سبد مشخصی است که باید حداقل کالاهای اساسی را در برداشته باشد؛ به نحوی که اگر فردی به آن‌ها دسترسی نداشته باشد، سلامت فیزیکی، جسمانی و روحی‌اش به خطر بیفتد؛ این کالاها در همه جای دنیا پذیرفته شده و شامل غذا، مسکن، خدمات سلامت، حمل نقل و... هستند». این اقتصاددان در گفت‌وگو با ایسنا با بیان اینکه فقر آموزشی نشان می‌دهد که نابرابری آموزشی افزایش یافته است، ادامه داد: «مطالعات ما نشان می‌دهد که درآمد ۶ درصد از جمعیت کشور هزینه غذای‌شان را تامین نمی‌کند. اسم این مرحله خط گرسنگی است و به آن معناست که درآمد یک خانوار حتی نمی‌تواند هزینه غذایش را تامین کند. ما می‌دانیم که خانوارها فقط با هزینه غذا خوردن رو به رو نیستندبلکه هزینه‌های دیگر هم مانند هزینه حمل‌ونقل، پوشاک، مسکن و ... را هم دارند». راغفر در ادامه با اشاره به فقر سبدغذایی خانوارها و نبود امکانات دیگر زندگی افزود:« خانواری که کل مخارجش کمتر از سبد حداقل غذاست، به‌طور حتم با گرسنگی و مشکلات آموزشی و دسترسی به خدمات سلامت روبه‌رو است. هرچند نهادهای دولتی این رقم را دو یا سه درصد (جامعه) اعلام می‌کنند اما تا جایی که من به یاد می آورم، وزارت بهداشت این رقم را ۱۰ درصد اعلام می‌کرد؛ این میزان به جز گروهی است که با مشکل سوء تغذیه روبه‌رو هستند». وی با بیان اینکه روش‌های مختلفی برای محاسبه فقر وجود دارد، ادامه داد:« در محاسبه فقر برخی شاخص‌ها می‌تواند روی تعداد کسانی که زیر خط فقر هستند، تاثیرگذار باشد اما پایین‌ترین موردی که در سال‌های اخیر محاسبه کرده‌ایم ۳۳درصد جمعیت کشور دچار فقر مطلق و ۶ درصد نیز دچار گرسنگی هستند که این تعداد نزدیک به پنج میلیون نفر است».
 
13 میلیون حاشیه نشین زبان گویای فقر
 کافی است سری به سایت دیوار بزنید و در آنجا با انبوه آگهی‌هایی مواجه می شوید که در آن‌ها افراد برای خوردن یک وعده غذای گرم حاضرند ساعت‌ها کار کنند و دستمزدی هم نگیرند. ساعت‌ها کار آن‌ها در حالی است که تنها خواسته‌شان سیر کردن شکم‌شان است. بیکاری و گرسنگی وزنه‌های سنگینش را روی گلوی قشرهای ضعیف جامعه گذاشته و اندک اندک توان نفس کشیدن را از آن‌ها می گیرد. یک جامعه شناس در گفت‌وگو با «قانون» درباره وجود فقر مطلق در جامعه می گوید:« ما بیکاری مطلق در جامعه داریم و فقر از تبعات این بیکاری است. کارتن خواب‌ها و حاشیه نشین‌ها دچار فقر مطلق هستند». او با اشاره به اینکه وجود حاشیه نشین ها در کشور فقرمطلق را اثبات می کند، ادامه داد:« ما 13 میلیون حاشیه نشین داریم که همه خرده فروش مواد مخدر هستند تا پولی برای خریدن یک وعده غذا پیدا کنند. اگر فقر نیست، این همه اعتیاد از کجا می‌آید؟». او فقر را یکی از دلایل اعتراضات مردم می داند و ادامه می دهد:«کامیون‌داران چرا باید اعتراض کنند؟ باید فکری برای جامعه‌ای که از فقر و بیکاری در حال نابودی است، کرد. کسی نمی‌داند چند نفر در خیابان‌ها از گرسنگی و فقر می‌میرند. کودکانی که سر چهارراه می‌آیند و تا پاسی از شب کار می‌کنند، تنها می‌خواهند نان بخور و نمیر برای خانواده‌های‌شان فراهم کنند. ما از سال ها قبل تاکید کردیم که طبقه متوسط جامعه در حال حرکت به سمت خط فقر بوده و حالا این اتفاق افتاده است. طبقه متوسط شهری هم در حال ضعیف شدن است. جامعه در حال دوطبقه شدن است. یکی طبقه ضعیف و دیگری طبقه بالای شهری». او اختصاص دادن بخش زیادی از بودجه کشور را به نهادهای خاصی که هیچ عایدی برای مردم ندارد برای مردم کمرشکن اعلام کرد و گفت:« بودجه باید صرف هزینه‌های مردم شود، نه اینکه در کشورهای دیگر صرف عملیات‌های نظامی شود. آن‌وقت است که دیگر پولی برای رسیدگی به قشر محروم وجود ندارد».
 منبع: قانون

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


برچسب ها: فقر مطلق، مشکلات اقتصادی، فقر در ایران، بیکاری جوانان،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 3 خرداد 1397 توسط عـبــد عـا صـی


 تصاویر خرمشهر از اشغال تا آزادی

 این فتح الفتوح در تاریخ ماندنی شد ... 


خرمشهر از اشغال تا آزادی

عراقی‌ها در حال عبور از اروند رود ـ آغاز جنگ


خرمشهر از اشغال تا آزادی

درگیری در جلوی مسجد جامع خرمشهر


خرمشهر از اشغال تا آزادی

درگیری در خیابان‌های خرمشهر


خرمشهر از اشغال تا آزادی

رزمندگان مدافع خرمشهر


خرمشهر از اشغال تا آزادی

پیکر پاک یک نوجوان شهید




خرمشهر از اشغال تا آزادی

سربازان عراقی خوشحال از پیروزی



خرمشهر از اشغال تا آزادی

آغاز عملیات بیت المقدس و رهایی خرمشهر


خرمشهر از اشغال تا آزادی

پیش به سوی خرمشهر


خرمشهر از اشغال تا آزادی

رسیدن به دروازه خرمشهر


خرمشهر از اشغال تا آزادی

ورود به خرمشهر


خرمشهر از اشغال تا آزادی

اسرای عراقی


خرمشهر از اشغال تا آزادی

در جریان فتح خرمشهر نوزده هزار سرباز عراقی به اسارت نیروهای ایرانی درآمدند

خرمشهر از اشغال تا آزادی


خرمشهر از اشغال تا آزادی

مسجد جامع خرمشهر در روز آزادسازی این شهر


خرمشهر از اشغال تا آزادی

خرمشهر آزاد شد

 



برچسب ها: خرمشهر، اشغال، آزادی،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 خرداد 1397 توسط عـبــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

«باید مراقب فتنه‌ی سران باشیم نه سران فتنه»

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 

 

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای افشای باندهای مافیایی توسط احمدی نژاد
 

  انصاف نیوز، حجت الاسلام سیدمهدی طباطبایی : در بهمن ماه۹۱ در گفتگویی اظهار کرد: من همان ابتدا در تلویزیون گفتم که موسوی و کروبی سران فتنه نیستند. حوادث سال ۸۸ گذشت و هرچه تحلیل بود ارائه شد اما من در آن روز گفتم ما باید مراقب فتنه سران باشیم نه سران فتنه.
سخنان مرحوم سیدمهدی طباطبایی، نماینده‌ی مجلس هفتم و استاد اخلاق در گفت و گویی با روزنامه قانون که در بهمن۹۱ منتشر شده بود را در ادامه می‌خوانید:
• میان انتقاد و مخالفت، تفاوت است. بنده از زمانی که آقای احمدی ن‍ژاد در دوره اول هنوز تنفیذ نشده بود به ایشان نقد داشتم. انتقادم هم این بود که ایشان خارج از آنچه وظیفه اش بود در مجلس صحبت کرد و من هم به رئیس وقت مجلس که آقای حداد بودند اخطار دادم که جلوی او را بگیرند. در آن زمان انتقادم را به صورت کتبی دادم که مبادا فریادها بلند شود و مخالفت ها بیشتر شود و حقیقت گم شود. اما آنچه امروز می‌بینید مخالفت است. در مخالفت شخص گرایی و مشکلات شخصی ملاک است.
• نخستین نقدم به احمدی نژاد این بود که شما ادبیات یک رئیس جمهور را ندارید و رئیس جمهور نباید هر کلامی را به زبان بیاورد. به او گفتم حق ندارید مسائل خانوادگی ر امطرح کنید. ایشان در همان ابتدا گفت “من بنا دارم اصلاح کنم”، من گفتم این «من» گفتن اشتباه است. یک جای دیگری هم ایشان گفت “من آمده ام که بگویم تاکنون روحانی بر سر کار بوده، اکنون دانشگاهی می خواهد کشور را اداره کند.
• من در دوره اول کاندیداتوری آقای احمدی نژاد به شورای نگهبان گفتم که ایشان جزو رجال سیاسی نیست. از شهرداری به ریاست جمهوری رسیدن ناگوار است.
• درباره اتفاقات روز استیضاح وزیر کار و افشای فایل صوتی منتسب به برادران لاریجانی هم وقتی فردی مورد توجه قرار می گیرد باید افراد عاقل متوجه و مواظبش باشند تا خدای نکرده بر اثر چاخان و مدح بی جا آن فرد تبدیل به خطر نشود. من این نکته را در سال ۸۴ یا ۸۵ متذکر شدم و به برخی افراد محرمانه گفتم که ایشان در حد این ستایش های بی جا نیست و از ایشان اینچنین تمجید نکنید. چرا؟ چون تمجید زیاد برای ظرفیت کم، غرورآور است. اطرافیان از ایشان تمجید کردند و خودش هم که بحث هاله نور و این مسائل را وسط کشید که یعنی خودش هم خودش را مافوق آنچه بود دید.
• از زمانی که مقام معظم رهبری فرمودند من فکرم به ایشان نزدیک تر است، احمدی نژاد دچار اشتباه شد. اما احمدی نژاد متوجه نشد که این تایید بی تغییر نیست. اگر آقا فرمودند که افکارم به ایشان نزدیک تر است مال آن زمان بود نه همیشه. ایشان دوره تمجید گذشته را یدک می کشد.
• {در پاسخ به این سوال که چرا رهبری کاری برای بازداری احمدی نژاد از این حرکات انجام نمی‌دهد؟} رهبر چون پدر همه است باید پدرانه واکنش نشان دهد و حتی تشر ایشان هم ممکن است به نظام کشور لطمه وارد کند. رهبر برای حفظ نظام سکوت کرده است.
• آقای احمدی نژاد هم چون خرابی های زیادی در کشور به وجود آمده درصدد است که تقصیرها را گردن دیگران بیندازد تا خود را مبرا نشان دهد.
• هر کس حمایت اغراق‌آمیزی از احمدی نژاد کرده چه تلویحی و چه تصریحی باید از مردم عذرخواهی کند.
• من پس از حوادث سال ۸۸ گفتم اگراحمدی نژاد ادبیاتش را با شرایط تطبیق می داد این فتنه ها بر پا نمی شد.
• من آقای عسگراولادی را از هر نظر تایید می کنم و حرف ایشان درست است. من همان ابتدا در تلویزیون گفتم که موسوی و کروبی سران فتنه نیستند. حوادث سال ۸۸ گذشت و هرچه تحلیل بود ارائه شد اما من در آن روز گفتم ما باید مراقب فتنه سران باشیم نه سران فتنه.
• {درباره بازداشت های اخیر خبرنگاران} عزیزان خبرنگار ما را که گرفتند بر اساس بیماری اخلاقی مسئولان است. مسئولان اکنون کم حوصله هستند و فکر می‌کنند که اگر خبرها را خبرنگاران پخش کنند بد می‌شود. در صورتی که با گرفتن آنها بیشتر پخش می‌شود. چون مردم جست‌وجو می کنند که چرا گرفتند؟ چون چراها به میان می آید، تفسیرها زیاد می‌شود و در تفاسیر شایعات زیاد می‌شود.
• {در واکنش به اینکه فقط دولت احمدی نژاد نبوده که با رهبری انقلاب مشکل دارد و پیش از این دولت بازرگان هم با امام مشکل داشت} آن روز مخالفت اندک آقای بازرگان نمود زیادی داشت. بازرگان بسیار بااخلاق و دیندار بود ولی در رابطه با یک سری امور مانند نگاه به خارج از کشور، بینش کمتری داشت و به همین دلیل امام او را از کار کنار گذاشت. اما اگر شرایط را بسنجیم در کل می‌توان گفت که بازرگان در بسیاری از موارد از احمدی نژاد با اخلاق تر و دیندار تر بود.

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

نوشته شده در تاریخ شنبه 29 اردیبهشت 1397 توسط عـبــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

مشاوره پیش از ازدواج به چه دردی می‌خورد؟

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 

 

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای کارتون مشورت ازدواج

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای کارتون مشورت ازدواج

 

 خیلی‌ها هنوز بر این باور هستند که ازدواج هندوانه دربسته‌ای است که تا باز نشود، خوبی و بدی آن مشخص نمی‌شود. اکثر افرادی هم که این حرف را می‌زنند، خودشان تجربه ناخوشایندی از ازدواجشان داشته‌اند و بیشتر قسمت و تقدیر الهی را مقصر می‌دانند و نه انتخابی که خودشان کرده‌اند اما یادمان نرود موقع خرید‌کردن همان هندوانه دربسته‌ای که نگران سالم یا خراب‌بودن آن هستیم، از تجربه آقای میوه‌فروش استفاده می‌کنیم و از او می‌خواهیم که خوبش را برایمان سوا کند (البته اگر میوه‌فروش قابل‌اعتمادی باشد.)
مشاوره پیش از ازدواج هم همین نقش را برای ما بازی می‌کند. شما هرچقدر هم که فکر کنید بهترین مرد یا زن روی کره زمین را پیدا کرده‌اید، بازهم به‌دلیل هیجانات ناشی از علاقه زیاد ممکن است دچار خطا شوید و تصمیم اشتباهی بگیرید.
مشاوره پیش از ازدواج، همین دوراهی‌ها و چاله‌هایی را که ممکن است در آن بیفتید و خود و طرف مقابلتان را بدبخت کنید، برایتان مشخص می‌کند و یک نقشه راه درست برای تشکیل یک زندگی مناسب را در اختیارتان قرار می‌دهد. درباره همه این اتفاقات و ریزه‌کاری‌های مشاوره پیش از ازدواج که ممکن است برای شما هم سؤال باشد، با ناهید دهقان، روان‌شناس و مشاور خانواده در امر پیش از ازدواج گفت‌وگو کرده‌ایم:
 ما برای مشاوره پیش از ازدواج باید به چه نوع متخصص حوزه روان‌شناسی مراجعه کنیم؟
 مشاوره پیش از ازدواج هم توسط کسانی که تحصیلات روان‌شناسی دارند و هم افرادی که مشاوره خوانده‌اند، انجام می‌شود ولی برای انجام مشاوره پیش از ازدواج، روان‌شناس بالینی اولویت دارد؛ به‌دلیل اینکه روان‌شناسان بهتر می‌توانند مشکلات شخصیتی افراد و اختلال‌های روانی‌ای که به آن دچار هستند را بهتر تشخیص بدهند، توصیه می‌شود که برای انجام این نوع مشاوره‌ها، نزد یک روان‌شناس بالینی که تخصص مشاوره پیش از ازدواج را دارد، مراجعه کنیم.
 چه ضرورتی دارد قبل از ازدواج با فردی مشاوره انجام بدهیم؟
 تصمیم به ازدواج یکی از مهم‌ترین اتفاق‌هایی است که در زندگی هر کس اتفاق می‌افتد. از آنجایی که قصد ما از ازدواج‌کردن تشکیل یک خانواده بوده و قرار است در زیر سایه این خانواده فرزندی به وجود بیاید و رشد کند، باید در انتخاب فردی که قرار است با او تشکیل زندگی بدهیم، بسیار دقیق و نکته‌سنجانه عمل کنیم؛ مثلا در یک مورد، خانمی بعد از چندین سال ازدواج به بنده مراجعه کرده بود و خواستار جدایی بود، به این دلیل که صاحب فرزندی شده بود که این فرزند دچار نقص عقلی بود و این مسئله را از پدر خود به ارث برده بود و خود این خانم عنوان می‌کرد که در زمان آشنایی‌اش این نقص را می‌دانسته و صرفا از روی علاقه با این آقا ازدواج کرده است.
 خیلی از افراد به‌دلیل غالب‌شدن هیجان‌هایی در زمان آشنایی، قادر به تصمیم‌گیری درست نیستند و بسیاری از خطا و ایرادهایی که وجود دارد و بعدا ممکن است در زندگی زناشویی مشکل‌ساز شود، نمی‌بینند و تمایل دارند که از فرد مورد علاقه خود ایده‌آل‌سازی کنند. کمک‌گرفتن از یک مشاور پیش از ازدواج، این خاصیت را دارد مواردی را که ممکن است در زندگی آن دو نفر باعث ایجاد بحران شود، شناسایی کند.
 
در چه مرحله‌ای از آشنایی دو طرف، باید مشاوره پیش از ازدواج اتفاق بیفتد؟
 مشاوره پیش از ازدواج هم در زمان آشنایی دو نفر با هم و هم بعد از مرحله خواستگاری اتفاق می‌افتد. به این صورت که ممکن است دو نفر قبل از انجام مراحل رسمی خواستگاری و به‌واسطه آشنایی‌ای که با یکدیگر دارند، احساس کنند به هم علاقه‌مند شده‌اند و مایل هستند، نزد یک مشاور بروند و میزان تناسب همدیگر برای امر ازدواج را بسنجند یا اینکه بعد از مراسم خواستگاری و تصمیم قطعی برای ازدواج، این مشاوره انجام شود. فرایند مشاوره در هر دو شکل، هیچ تفاوتی ندارد و یک فرایند معمول در همه این مراحل اتفاق می‌افتد.
 فرایند معمولی که در جلسات مشاوره پیش از ازدواج اتفاق می‌افتد، شامل چه مراحلی است؟ چه محتوایی دارد و چه چرخه‌ای را پشت سر می‌گذارد؟
 اتفاق معمولی که در این جلسات اتفاق می‌افتد و یک فرایند پنج تا 10 جلسه‌ای را شامل می‌شود، حضور هر دو نفر در یک جلسه مشترک مشاوره پیش از ازدواج است. در این جلسه ابتدایی، میزان و مدت آشنایی دو نفر با یکدیگر و دلایلی که برای ازدواج مطرح می‌کنند، شنیده می‌شود؛ سپس در جلسات جداگانه هر فرد به تنهایی مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. این ارزیابی، مشاوره و مصاحبه‌های فردی را شامل می‌شود تا میزان نگرش و شخصیت افراد مشخص شود و مشاور ذهنیتی از هر دو نفر پیدا کند و میزان همخوانی آنها را بسنجد.
 در کنار این ارزیابی‌ها، از آزمون‌هایی نیز برای تکمیل شناخت دو طرف استفاده می‌شود. درنهایت در یک جلسه مشترک همه یافته‌های مشاور از دو نفر و نظر او نسبت به ازدواج آنها، به بحث گذاشته می‌شود.
خیلی از مواقع خود همین جلسه پایانی مشترک و واکنش افراد نسبت به مواردی که گفته می‌شود، ملاک بسیار خوبی برای سنجش یک زوج است. به‌عنوان مثال، فردی که یافته مشاور مبنی‌بر اینکه او فرد شکاکی است را می‌پذیرد و سعی در اصلاح خود می‌کند، با فرد دیگری که این مشکل را قبول نمی‌کند و با پرخاشگری واکنش نشان می‌دهد، در تصمیم‌گیری درباره اینکه او می‌تواند فرد قابل اتکایی در زندگی باشد یا نه، بسیار تأثیرگذار است.
 آیا خانواده‌ها هم باید در این جلسات حضور داشته باشند؟
 مبنای مشاوره پیش از ازدواج بر‌اساس حضور و گفت‌وگو با دو نفری است که قصد ازدواج با یکدیگر را دارند ولی گاهی اوقات حضور خانواده‌ها برای بررسی‌های بیشتر یا پیداکردن دلیل مخالفت خانواه‌ها با ازدواج فرزندشان و یافتن تفاوت‌های فرهنگی الزام پیدا می‌کند. در این صورت در یک جلسه جداگانه از آنها خواسته می‌شود که در این جلسات حضور پیدا کنند.
 آیا آزمون‌هایی نیز در این مشاوره پیش از ازدواج استفاده می‌شود؟ این تست‌ها چه کاربردی دارند؟
 معمولا آزمون‌هایی که در این جلسات استفاده می‌شود، آزمون‌های ارزیابی شخصیت و احتمال ابتلا به اختلال‌های روانی است که بیشتر مبنای تکمیلی دارند. بیشترین ارزیابی در جلسات مشاوره پیش از ازدواج براساس مصاحبه و مشاوره‌های چند‌جلسه‌ای است که انجام می‌گیرد.
 فردی که مشاور پیش از ازدواج است، در چه صورتی به دو نفری که برای ازدواج مراجعه کرده‌اند، می‌گوید شما مناسب هم نیستید و نباید با هم ازدواج کنید؟ درواقع، چه نشانه‌های خطری در فرد می‌بیند که او را از ازدواج با فرد مقابل منع می‌کند؟
 تصمیم‌گیری نهایی برای انتخاب یک نفر به‌عنوان همسر خود، برعهده دو نفری است که برای مشاوره پیش از ازدواج مراجعه می‌کنند.
یک مشاور پیش از ازدواج، هرگز «بله» یا «نه» قطعی به دو نفر نمی‌گوید، بلکه سعی می‌کند ارزیابی کند دو نفر تا چه حد می‌توانند با یکدیگر زندگی خوبی داشته باشند ولی در این بین نشانه‌های خطری وجود دارد که باید جدی‌تر گرفته شود و حتما در صورت مشاهده به دو طرف تذکر داده شود که در صورت ادامه پیداکردن این موارد، حتما به مشکل برخواهند خورد. مثل اینکه دو نفر اهل گفت‌وگو با یکدیگر نیستند، در جلسه مشاوره با یکدیگر اختلاف نظر دارند و بحث و جدل می‌کنند، به فرد مقابل خود بی‌اعتماد هستند و خاطره خوشی از رفتار و برخورد او در ذهن خود ندارد.
 وضعیت امروز مشاوره‌های پیش از ازدواج را در کشور ما چطور ارزیابی می‌کنید؟
 در جامعه امروز ما، استقبال گسترده‌ای از مشاوره پیش از ازدواج انجام می‌گیرد و این استقبال هم از سمت خود خانواده‌ها و هم زوج‌هایی است که قصد تشکیل خانواده را دارند. خود من تجربه مشاوره پیش از ازدواج را برای زوج‌هایی داشتم که از روستاها و شهرهایی به غیر‌ از تهران مراجعه می‌کردند و با تا چندین جلسه، این مشاوره‌ها را ادامه می‌دادند.
 آیا در جلسات مشاوره پیش از ازدواج علاوه بر سنجش تناسب دو نفر با یکدیگر مهارت‌آموزی نیز به افراد انجام می‌شود؟
 هدف اصلی مشاوره پیش از ازدواج، سنجش همخوانی دو طرف در امر ازدواج است ولی در مواقعی پیش می‌آید که دو طرف با هم از نظر بسیاری از ملاک‌ها همسانی دارند ولی نیاز است که برای ادامه زندگی خود و داشتن یک خانواده پویا، مهارت‌های زندگی مثل گفت‌وگو‌کردن، حل تعارض و مدیریت خشم را یاد بگیرند. در اینجاست که ادامه پیداکردن جلسات مشاوره بعد از تصمیم‌گیری برای ازدواج و پیش از رفتن زیر یک سقف ضرورت پیدا می‌کند.
 مشاوره پیش از ازدواج بیشتر به‌دنبال تفاوت‌ها و اختلاف‌ها در دو طرف می‌گردد تا آنها را از ازدواج با یکدیگر منع کند یا به دنبال وجه اشتراکی است تا بتواند دو نفری که متقاضی ازدواج هستند را به هم نزدیک کند؟
 مسلما افرادی که شباهت‌های بیشتری یا یکدیگر داشته باشند، بهتر می‌توانند با یکدیگر کنار بیایند اما این به آن معنی نیست افرادی که با یکدیگر در زمینه‌هایی اختلاف دارند، نباید به‌هیچ‌وجه با هم ازدواج کنند. تفاوت‌هایی در ازدواج مسئله‌آفرین است و باعث اختلاف می‌شود که زوج‌ها را در زندگی دچار تنش کند و باعث درگیری آنها با یکدیگر شود. مهم برخورد خود افراد با تفاوت‌ها و اختلاف‌هایی است که دارند.
 خود فردی که مشاوره پیش از ازدواج را به مردم ارائه می‌دهد، چه مهارت‌ها و صلاحیت‌هایی باید داشته باشد و چه دوره‌های تخصصی‌ای را گذرانده باشد؟
 یک مشاور پیش از ازدواج خوب، علاوه بر تحصیلاتی که مرتبط با حوزه روان‌شناسی و خانواده دارد، باید ویژگی‌های شخصیتی مناسب را نیز داشته باشد. ویژگی‌های مثل صبور‌بودن و عجله‌نکردن در امر تصمیم‌گیری، حافظه خوب، گوش‌دادن مؤثر و فعال، یک مشاور این حوزه را برای تصمیم‌گیری بهتر یاری می‌رساند. بهتر است خود این فرد ازدواج کرده باشد و چالش‌های این انتخاب را گذارنده باشد تا درک بهتری از فضای همسرداری و ازدواج داشته باشد. علاوه بر اینها، گذراندن دوره‌های مرتبط با خانواده و مشاوره پیش از ازدواج بسیار کمک‌کننده است.
 جلسات مشاوره پیش از ازدواج به صورت فردی هم ممکن است اتفاق می‌افتد یا حتما باید با حضور هر دو نفر برگزار شود؟
 برای هر چه بهتر برگزار‌شدن مشاوره پیش از ازدواج بهتر است که هر دو نفری که قصد ازدواج با یکدیگر را دارند، مراجعه کنند ولی گاهی ممکن است که تنها یکی از طرفین برای مشاوره مراجعه کند. این مسئله‌ای است که بسیار متداول است و هیچ ایرادی به آن وارد نیست ولی توصیه ما در این موارد آن است که دو نفر حتما یک مشاور پیش از ازدواج را برای تصمیم‌گیری انتخاب کنند و فرضا یکی از طرفین در محل کار خود به مشاوری مراجعه نکند و طرف دیگر به یک مشاور متفاوت. این کار باعث ناهمخوانی می‌شود و ممکن است تناقض‌هایی را در تصمیم‌گیری برای امر ازدواج ایجاد کند.
 معمولا گذراندن چند جلسه مشاوره پیش از ازدواج برای زوج‌ها ضروری است؟
 روند معمول جلسات مشاوره پیش از ازدواج از پنج جلسه تا 10 جلسه متغیر است که بسته به نوع ویژگی‌های شخصیتی طرفینی که مراجعه می‌کنند و مسائل و مشکلاتی که در بین آنها وجود دارد، این تعداد جلسات بیشتر یا کمتر می‌شود.
 شما طی این سال‌ها با چه چالش‌ها و مشکلاتی در زمینه مشاوره پیش از ازدواج در کشورمان روبه‌رو بوده‌اید؟
 مسئله و دغدغه اصلی‌ای که در امر مشاوره پیش از ازدواج به‌ویژه در کشور ما اتفاق می‌افتد، درک‌نکردن مسئله «چرایی ازدواج» از سمت دختر و پسرهایی است که قصد ازدواج با یکدیگر را دارند. خیلی اوقات طرفینی که برای ازدواج مراجعه می‌کنند، دلیل و فلسفه مناسبی برای ازدواج ندارند و واقعا هیچ هدفی را از تشکیل یک زندگی دنبال نمی‌کنند و براساس تصمیم‌های هیجانی و ناگهانی و بدون فکر‌کردن، تصمیم می‌گیرند که خانواده تشکیل بدهند.
در این بین، خیلی از خانواده‌ها هم فکر می‌کنند ازدواج‌کردن مثل تکالیف دیگر زندگی مانند درس‌خواندن یا کار پیداکردن است که حتما و هر چه زودتر باید انجام شود و همین اصرار و در تنگنا قراردادن دختر یا پسرشان برای ازدواج‌کردن، باعث تصمیم‌گیری‌های نادرست می‌شود که علت بسیاری از طلاق‌های امروزه نیز هست.
 منبع: روزنامه وقایع اتفاقیه
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


نوشته شده در تاریخ جمعه 28 اردیبهشت 1397 توسط عـبــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 
 مبارز معلولی که جان بر کف به میدان آمده بود ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 

 

http://s9.picofile.com/file/8326715492/FELESTYNYE_MA_ALULE_MOB8REZ_5.JPG

http://s9.picofile.com/file/8326715776/FELESTYNYE_MA_ALULE_MOB8REZ_1.jpg

http://s9.picofile.com/file/8326715992/FELESTYNYE_MA_ALULE_MOB8REZ_6.JPG

http://s8.picofile.com/file/8326716492/FELESTYNYE_MA_ALULE_MOB8REZ_2.jpg

http://s9.picofile.com/file/8326716700/FELESTYNYE_MA_ALULE_MOB8REZ_4.JPG

http://s8.picofile.com/file/8326716868/FELESTYNYE_MA_ALULE_MOB8REZ_7.JPG
 

  خبرآنلاین، رسانه‌ای ، عکس : تصاویر زیر در روزهای گذشته به نمادی از تلاش فلسطینی ها برای حفظ خاکشان با چنگ و دندان در مقابل تجاوز رژیم صهیونیستی تبدیل شده است. مرد معلولی که در عکس زیر می بینید، صابر الاشکر نام دارد؛ جوانی 29 ساله که در تظاهرات بازگشت در نوار غزه شرکت کرد و با تمام بضاعتش جنگید و چهره تازه ای از مقاومت فلسطین را به دنیا نشان داد.
او که در 30 مارس (جمعه، ۱۰ فروردین) توسط سربازان اسرائیلی در فلسطین اشغالی مجروح شده بود دیروز درگذشت. در گزارش زیر تصاویری از حضور صابرالشاکر در درگیری های نوار غزه را مشاهده می کنید.

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 26 اردیبهشت 1397 توسط عـبــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  توافق گرگ وُ میش ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 

 

نتیجه تصویری برای رابطه گرگ و میش


تصویر مرتبط

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQ0xKO2OdCkVLd-yM86RbcKFagzxf640XnDvmGCT0NdziA1GFbYdw

 

  خبرآنلاین، وبلاگ فدایی، غلامرضا : در گذشته که کشورها دارای ثبات نبود و ملوک الطوایفی بود همیشه هر حاکمی منتظر بود که نقطه ضعفی در حکومت‌های مجاور ببیند و بر آن حمله کند و قلمرو خود را توسعه دهد.
 فکر نکنید در دنیای مدرن وضع بهتر شده بلکه به مراتب بدتر شده و همانند این شعر است که می‌گوید «چو دزدی با چراغ آید گزیده‌تر برد کالا». امروزه اشغال سرزمینی دیگر جواب نمی‌دهد و یا به صرف قدرت‌های بزرگ نیست. آمریکا در جنگ ویتنام آن را تجربه کرد و نتیجه آن را دید. بعد جنگ را «ویتنامیزه» کرد. یعنی خودشان را به جان هم انداخت و این تا حدودی جواب داد. هم اینک به گونه‌ای در کشورهای مسلمان و عربی این روال ادامه دارد. عرب‌ها را به جان هم انداخته و با بهانه ایران، منطقه را به آشوب کشانده‌اند.
 در حال حاضر قدرتمندان به دنبال منافع می گردند. هر جا ضعفی مشاهده کردند بر آن می تازند و یا اگر بتوانند آن را ضعیف می کنند تا بتوانند مقاصد خود را برای تأمین منافع اجرا کنند. و یا اگر جنگی برپا شد در حالیکه کشور متجاوز بخشی از خاک کشور دیگر را اشغال کرده است با ابزار سازمان ملل و شورای امنیت پیشنهاد آتش بس می دهند.
 در کشور ما زمان صفویه را در نظر بگیرید که برای شکستن دولت عثمانی غربیها چه ترفندهایی که به کار نبستند و حتی آرزوی جنگ صلیبیِ دوباره را در سر داشتند!  بعد دیدند که ایران را می توانند با خود همراه کنند و کردند و دو دولت اسلامی را به جان هم انداختند و سود آن را خودشان بردند. از آن به بعد همچنان این فتنه‌گری ادامه دارد.
 آنها همواره دنبال نقطه ضعف می گردند و چه مصیبتی از این بالاتر که خود این کشور ها نقطه ضعف به دست آنها می دهند، و یا علامت (گرا) می دهند، مثل اینکه ابراز می کنند ما می خواهیم با مردم شفاف باشیم ولی اسرار ممکت را به آنها می گویند و یا می گویند:
- خزانه مان خالی است
- ما وفاق نداریم و سرمایه اجتماعیمان از دست رفته است
 در قراردادها اگر دقت کنیم آنها را می توان بر چند دسته تقسیم کرد. من به قرارداد های سازندگی و پیمانکاری‌ها کاری ندارم این قرارداد ها که کنتراکت (contract) نامیده می شوند با معاهده¬ها و تریتی¬ها (treaties) فرق دارند. بحث من معاهده‌هاست که البته به لحاظ تیپ شناسی، از نظر حقوقی و سیاسی و حتی اثرات فرهنگی آن باید کارشناسان به دقت بر روی آن کار کنند؛ ولی در یک نگاهی گذرا می توان آنها را بر چند نوع تقسیم کرد:
 • وقتی دو کشور مقتدرند در قرارداد ها نفع هر دو لحاظ می¬شود مانند پیمان عدم تخاصم بین دو کشورِ با قدرت.
وقتی منافع قدرتها ایجاب می کند که پایگاهی را در منطقه ای ایجاد کنند بدون حضور کشور ضعیف قرارداد امضا می کنند مثل قرارداد بالفور و یا کمپ دیوید.
• وقتی کشوری ضعیف است و یا می خواهند آن را از پای در آورند بهانه-ای می تراشند و آن را اشغال می کنند و صورت ظاهری از قبیل قطعنامه شورای امنیت درست می کنند مثل اشغال عراق و لیبی.
و یا به قطعنامه هم توجه نمی کنند و به عنوان کشوری که صاحب اختیار همه است به اسم ایجاد دموکراسی تروریست در کشوری می پرورانند و به بهانه کمک به آنها با استقلال کشور مبارزه می کنند مثل اشغال سوریه ... 
 وقتی یک کشوری ضعیف تر است و یا در جنگ باخته است برای جلوگیری از خطرات بیشتر و با فشار قدرت خارجی به چند طریق عمل می کند:
 یا بخشی از خاک را واگذار می کند مانند
واگذاری بحرین و بخشی از افغانستان و یا بخش شمالی کشورمان به روسها،
 و یا غرامت می پردازد مثل
معاهده ترکمانچای
 و یا هر دو مثل جنگ با روسها،
 یا سران کشور به خاطر منافع شخصی و خوشگذرانی های خویش امتیاز واگذار می کند مثل قرارداد رویترز،
یا کشور و یا کشور های مقتدر خاک کشور بی طرف را اشغال می کنند و بدون حضور او توافقنامه امضا می کنند که در نهایت کشور مغلوب می تواند روزی خود را نجات دهد مثل اشغال ایران در جنگ جهانی و تقسیم آن توسط دو قدرت روس و انگلیس.
یا قراردادهای مستشاری می بندند مثل حضور امریکائیها در ایران تا قبل از انقلاب،
 یا قرار داد ترک مخاصمه زیر نظر یک مرجع بین المللی مثل پذیرش قطعنامه 598 در زیر نظر سازمان ملل
 یا واگذاری امتیاز از جانب دو طرف برای حفظ آرامش بیشتر که در اصل نیروی قوی تر با توطئه طرف را به میز مذاکره کشانده است و با عبارات دو پهلو آن را به تصویب رسانده است و سپس در اجرا
با خدعه و نیرنگ با آنکه طرف اول همه تعهداتش را داوطلبانه انجام داده است طرف دیگر با بهانه های واهی از اجرای تعهداتش طفره می رود تا بتواند امتیازات بیشتر بگیرد مثل برجام
 باید اذعان کرد که قرار داد برجام در نوع خود بی نظیر و یا کم نظیر است. اولا به لحاظ اینکه دنیا یک طرف (به اصطلاح جامعه جهانی!) و ایران یک طرف (که هم اهمیت ایران را می رساند و هم اگر تحقق نیابد میزان کلاهی که به سر ایران می رود یگانه است) همچنانکه در جنگ تحمیلی هم این چنین بود. و در عدم اجرا هم بی نظیر است چون خدعه و نیرنگ دبه درآوردن با ادعای واهی امریکا که حرف خودش را هم قبول ندارد و اروپائیها هم که مزورانه یکی به نعل می زنند و یکی به میخ. و نیز به لحاظ طول زمان برای مذاکره که بیش از 12 سال طول کشیده تا مذاکره و متن توافقنامه که خیلی هم از نظر واقعی به نفع ما نیست به عمل آمده و به تصویب رسیده!
 ما باید بدانیم همه این ها تا عوامل داخلی با خارجی پیوندی نداشته باشد ولو تمایل باطنی و یا رفتاری، دشمن نمی تواند نفوذ خود را گسترش دهد.
مشکل داخلی بزرگترین مشکل است و نداشتن دیدگاه آینده اندیشِ واحدِ ملی می تواند به اختلافات داخلی آنچنان دامن بزند که رقیب داخلی را از دشمن خارجی بزرگتر نشان دهد. در حالی که ما باید متحد باشیم ولی کارهایی که می کنیم خلاف اتحاد است؛ در کارهایی که می کنیم مقابله به مثل با خودی می کنیم.
 قرارداد و مذاکره قوی با ضعیف توافق گرگ و میش است. هر چند گرگ خوی گرگی نداشته باشد که البته نمی شود. گرگ گرگ است و نه تنها به یک گوسفند قانع نیست که مرامش لت و پار کردن گوسفندان است. و ما به عینه نمونه های آن را در حال حاضر و به ویژه در کشورهای خاورمیانه می‌بینیم و متأسفانه درک عمومی درستی هم در بین ملل ساکن این مناطق نیست.
 اکنون که آمریکا با کمال وقاحت و به منظور تحقیر ایران از برجام خارج شده است اکنون نوبت ایران است که قاطعیت لازم از خود نشان دهد.
 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 23 اردیبهشت 1397 توسط عـبــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  چـــرا فکر میکنید  

 بچه-ها نمی-فهمند؟! ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 

 

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای بچه ها می فهمند

نتیجه تصویری برای بچه ها می فهمند

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای بچه ها می فهمند


 تو از آسمون افتادی فینگیلی!
 پاسخ‌های درخور و شایسته به سوالات جنسی کودکان در تربیت جنسی آنها نقشی به سزا دارد. وقتی شما در پاسخ به کودکتان که می پرسد: «از کجا آمده ام؟» می گویید: «من تو را از فروشگاه خریدم» یا «تو از آسمان افتادی»، ‌وقتی او به شما می گوید: «این نوزاد چه طور به دنیا آمده؟» و شما می گویید: «توی کوچه پیدایش کرده ایم» وقتی او از شما می پرسد: «فرق دختر و پسر چیست؟» و شما او را تنبیه کنید، انتظار نداشته باشید او در بزرگسالی عاقل و منطقی و واقع بین باشد یا پس از این همه دروغ به شما اعتماد کند.
 به گفته فرمهینی فرهانی، هدف کودکان از پرسش ممکن است کنجکاوی یا وقت گذرانی یا جلب توجه باشد و پدر و مادر باید با شناختی که از روحیه کودک به دست آورده اند این هدف را تشخیص دهند. پاسخ به پرسش های کودکان به دو شیوه مستقیم و غیر مستقیم است که معمولا از شیوه مستقیم پس از بلوغ و از شیوه غیر مستقیم پیش از بلوغ استفاده می شود. او توضیح می دهد: در صورتی که هدف کودک کنجکاوی باشد پدر و مادر باید دلیل این کنجکاوی را پیدا کنند و بعد صادقانه، بدون مواخذه کودک و شرح و بسط اضافه یا پرداختن به جزئیات غیرضروری به پرسش های کودک پاسخ دهند و از دروغگویی یا ربط دادن پاسخ‌ها به خرافات پرهیز کنند. با این حال همیشه پرسش هایی وجود دارند که ممکن است در پاسخ دادن به آنها هر چند محافظه کارانه عمل کنید اما همچنان صلاح نمی دانید پاسخ آنها را مستقیما به کودک بدهید و پی راهی برای بیان غیر مستقیم آنها می گردید که در این گونه، نگهداری حیوانی یا گیاهی در خانه و بردن کودکان به باغ وحش و... می‌تواند در روشن شدن نگرش آنها نسبت به مسائل جنسی موثر باشد.
 من چی هستم؟
 به نظرتان دختری که از کودکی با پسرها بازی کرده است، لباس های پسرانه پوشیده، با اسباب بازی های پسرانه بازی کرده و خلاصه مثل یک پسر با او رفتار شده چه جور تصوری درباره جنسیتش دارد؟ او حق دارد در بزرگسالی آرزوی تغییر جنسیت داشته باشد؟ درباره پسری که آرایشش کرده اند، لباس های دخترانه به او پوشانده اند یا عروسک دستش داده اند، چه نظری دارید؟ این وظیفه ما و شماست که به بچه ها بفهمانیم متناسب با جنسیتشان رفتار کنند و به گونه ای با آنها رفتار کنیم که از هویتشان راضی باشند. بیداری همیشه خوب نیست.
 سال‌ها پیش از پسر بچه‌ای شنیده-ام که پدر و مادرش را فریب می دهد و شب ها که آنها تلویزیون تماشا می کنند خودش را به خواب می زند اما زیر چشمی فیلم تماشا می کند. این پسر بچه ۵ سال بیشتر نداشت اما راه فریب دادن پدر و مادرش را یاد گرفته بود! بدتر از همه این است که والدین او حتی وقتی پای تلویزیون نشسته بود به سانسور اهمیتی نمی دادند و معتقد بودند بچه ها از خردسالی باید با همه چیز آشنا شوند، اما عضو هیات علمی دانشگاه شاهد نظرش کاملا خلاف این است و اعتقاد دارد این دست آشنایی های زود هنگام، ‌به بیداری زودرس جنسی می انجامد که اصلا به نفع کودکان نیست. او هشدار می دهد، در جلوگیری از بیداری جنسی، والدین باید به محافظه کاری در ارتباطشان جلوی چشم فرزندان و مراقبت نامحسوس از فرزندان در ارتباط با خودشان توجه داشته باشند.
 فرمهینی فرهانی می گوید: مناسبات جنسی همسران نباید جلوی فرزندان انجام شود. پدر و مادر باید در انتخاب لباسی که در منزل می پوشند دقت کنند و اتاق خواب و استراحت شان را از اتاق کودکان جدا کنند. آنها باید به بچه ها یاد بدهند بدون در زدن وارد اتاق خواب بزرگترها نشوند و به هم گوشزد کنند از شوخی هایی که بار جنسی دارند در حضور کودکانشان بپرهیزند.
 این چه جور کارتونی بود؟!
والدین وظیفه دارند فیلم یا کارتونی که کودکان تماشا می کنند را بررسی کنند و بدانند که خیلی وقت ها کارتون های خارجی نیز بار جنسی دارند و حتی برخی از کارتون ها برای بزرگسالان ساخته می شوند و پر از صحنه های ناخوشایند هستند و به همین دلیل خرید فیلم و کارتون غیر مجاز برای کودکان از دستفروش های خیابانی، کار درستی نیست.
 با کی حموم برم؟
چرا فکر می کنید بچه ها چیزی نمی فهمند؟
 اتفاقا بر خلاف تصور ما، بچه از سنین خیلی پایین، حرف ها و رفتارهای ما را می سنجند و معنی آنها را به خوبی درک می کنند و به همین دلیل است که فرمهینی فرهانی تاکید می کند:
والدین باید شستشوی بدن را به فرزندان بیاموزند و از حدود ۳‌ سالگی مسئولیت استحمام پسرها به پدر و دخترها به مادر سپرده شود. سن ۷ تا ۱۱ سالگی، سن اختفای جنسی است و اگر کودکان تحریک نشوند از نظر جنسی فعال نیستند اما این دلیل نمی شود که خیال کنید می توانید پرهیزهای جنسی را که مطرح کردیم در این سن نادیده بگیرید، لابد شما هم قبول دارید که همیشه و در هر سنی مرزهایی در زندگی وجود دارد که عبور از آنها، به نفع ما و اطرافیان نخواهد بود.
 بهتر است پیشانی کودک بوسیده شود و در صورت بوسیدن گونه ها سریع و کوتاه باشد.

 

 متن کامل

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397 توسط عـبــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 

 

نتیجه تصویری برای کارتون سیمای جمهوری ایران تریبون آزاد
نتیجه تصویری برای کارتون تریبون آزاد در دست کیست

نتیجه تصویری برای کارتون تریبون آزاد در دست کیست

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcTRfAt-mowkhdJ4HVSOyG7EffwpmMxdeEecYMql-xXe8I26Iaur

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

 

 «رحیم‌پور ازغدی این روزها بیش از هر کس حسن روحانی را خطاب قرار می‌دهد؛ گویی که زمان انتخابات باشد و روحانی رقیب این روحانی بدون لباس. هر تریبونی که به دست بگیرد در نقد او سخن می‌گوید، راه‌حل می‌دهد و درست و غلط امور اجرایی را مشخص می‌کند. او بیش از هر اصولگرایی تریبون رسمی صداوسیما را در اختیار دارد؛ موضوعی که می‌تواند به پوشیدن قبای ریاست‌جمهوری به او کمک کند.»

 به گزارش اعتدال، روزنامه اعتماد نوشته : «امروز دیدم ایشان اعلام کرده است که ما کلا مخالف بودیم و هستیم و خواهیم بود و مقامات عالی... یعنی داری به رهبری طعنه می‌زنی؟... ... ... تو خودت رییس شورای انقلاب فرهنگی هستی چرا هر جا یک جوری حرف می‌زنی؟ ایشان در مورد علوم انسانی چند تا جوک گفت و مسخره کرد. من از ایشان پرسیدم شما اصلا نظریات جدید علوم انسانی را خواندی، بلدی؟... ... . علوم انسانی اصلا شرقی و غربی نیست و کاملا امری است فرهنگی و بستگی به فرهنگ جامعه دارد و هر پسوندی می‌پذیرد... ... ... من حدس می‌زنم چهار پنج تا بچه دور و برش هستند اینها را می‌نویسند و دستش می‌دهند ایشان هم باید سخنرانی کند وقت کم دارد و می‌گوید همین طور از این طرف و آن طرف مطلب برسانید... از کتاب‌ها از مقالات چیز جمع کنید و بگویید من بگویم. متوجه تناقضش هم نیست من در شورا از ایشان پرسیدم شما راجع به علوم انسانی این حرف‌ها را زدید با این نظریات جدید آشنا هستید اصلا؟ ایشان صادقانه گفت نه... ... . یک‌کمی شجاع باش! قوی باش! ایدئولوژی داشته باش! مکتبی باش! می‌خواهی لیبرال باشی، لیبرال باش! می‌خواهی انقلابی باشی، انقلابی باش! نیمچه‌انقلابی، نیمچه‌لیبرال که نمی‌شود. گاهی انقلابی دو‌آتشه و گاهی لیبرال سه‌آتشه... ... ... به طرف فحش می‌دهید و می‌گویید منظورم این نبود... ... ... . الان حرف‌هایی که گفتم منظورم روحانی نبود. آقای روحانی! رییس‌جمهوری دوگانه و متناقض با مردم حرف نمی‌زند. رییس‌جمهوری اسلامی دروغ نمی‌گوید رییس‌جمهوری اسلامی وعده دروغ نمی‌دهد. رییس‌جمهوری اسلامی در جلسه خصوصی یک چیز و در جلسه عمومی ضدش نمی‌گوید... رییس‌جمهوری اسلامی مخصوصا اگر آخوند، معمم باشد در جلسه داخلی و خارجی ١٨٠ درجه متفاوت حرف نمی‌زند، مسئولیت‌ حرف‌هایی که زده را بر عهده می‌گیرد... ... ... شما در جلسه خصوصی راجع به فضای مجازی یک چیز می‌گویی و در فضای عمومی می‌‌گویی اصلا دولت کلا مخالف است و مقامات عالی باید مسئولیت بپذیرند و به مردم جواب دهند.» این جدیدترین حملات حسن رحیم‌پور‌ ازغدی به حسن روحانی است؛ گر چه اتفاق و کنشی بدیع به حساب نمی‌آید. اولین‌ بار نیست که این چهره فرهنگی اصولگرایان از روحانی می‌گوید، رییس‌جمهوری را به استهزا می‌گیرد، بی‌پروا او را خطاب قرار می‌دهد و همین قدر با دست باز از عالی‌ترین مقام اجرایی کشور انتقاد می‌کند. 

 او همان‌قدر که در نقد دولت احمدی‌نژاد پیش رفت و اختلافات‌شان به استعفا از شورای عالی انقلاب فرهنگی منجر شد، در تشر زدن به دولت روحانی هم کم نگذاشته است. انتقاداتی که گستره‌اش از حوزه فرهنگی تا اقتصادی و دیپلماسی را دربرمی‌گیرد. همه تقسیم‌بندی‌های روحانی در سخنرانی‌هایش یک حرف و حدیث از سوی رحیم‌پور را به دنبال دارد. یک بار علوم اسلامی و غیر اسلامی و یک بار هنرمند ارزشی و غیر ارزشی. چه آن که پیش از داغ شدن بحث علوم اسلامی و غیر اسلامی گفته بود «هنر به ارزشی و ضد ارزشی تقسیم نمی‌شود و هنرمند ارزشی و غیر ارزشی هم نداریم» بی‌معناست و یکی کردن اینها کاسبی است.»

 او این روزها بیش از هر کس حسن روحانی را خطاب قرار می‌دهد؛ گویی که زمان انتخابات باشد و روحانی رقیب این روحانی بدون لباس. هر تریبونی که به دست بگیرد در نقد او سخن می‌گوید، راه‌حل می‌دهد و درست و غلط امور اجرایی را مشخص می‌کند. او بیش از هر اصولگرایی تریبون رسمی صداوسیما را در اختیار دارد؛ موضوعی که می‌تواند به پوشیدن قبای ریاست‌جمهوری به او کمک کند.

 پدر و پسر، روحانیون بدون لباس

 همچون پدرش درس حوزه خوانده اما معمم نیست. خانواده رحیم‌پور‌ ازغدی در مشهد اسم و رسمی دارند اما نه به واسطه سخنرانی‌های تند و پرحاشیه پسر بلکه به خاطر سابقه پدر، ازغدی بزرگ که در نهضت ملی شدن نفت تا قیام سال ٤٢ و پس از آن در انقلاب ٥٧ حضور داشته است. ازغدی پیش از انقلاب با نهضت ملی‌ها نشست و برخاست داشت اما پس از انقلاب هم این گعده‌ها در خراسان ترک نشد.

 سید جلال فیاضی که مدتی در شورای شهر مشهد حضور داشته و زمانی هم مدیرعامل خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران بوده از سیاست‌ورزان مشهد است. از همین روی به سراغ او رفتیم تا در مورد همشهری‌اش گپ بزنیم. فیاضی اصرار دارد که بیشتر از پدر می‌داند تا پسر. می‌پرسیم چقدر با خانواده پورازغدی‌ها ارتباط خانوادگی دارد که تاکید می‌کند روابط نزدیکی ندارد اما آنها را می‌شناسد. روایت می‌کند که حیدر رحیم‌پور‌ ازغدی روحانی بدون لباس است و چندین بار تاکید می‌کند از مبارزان قدیمی و پدر شهید به حساب می‌آید.

 وقتی با این سوال مواجه می‌شود که چقدر پسر به پدر شباهت دارد، می‌گوید: «آقای پورازغدی هم از همان زمان‌ها مقالات انتقادی می‌نوشتند، در عرصه مطبوعات حضور داشتند، ‌نقدهای سیاسی، ‌اقتصادی و اجتماعی داشتند که هم در روزنامه‌های سراسری و هم در روزنامه‌های استانی به چاپ می‌رسید. از آن زمان هم که مرزبندی‌های سیاسی چپ و راست مطرح و بعد به اصلاح‌طلب و اصولگرا تبدیل شد هر دو جریان را نقد می‌کرد. ایشان البته فعالیت اقتصادی هم داشت. دامداری و کشاورزی می‌کرد.» «با همه گروه‌های انقلابی در ارتباط است» پاسخ او به سوالی در مورد نشست و برخاست‌های این روزهای حیدر رحیم‌پور‌ ازغدی است. گر چه تاکید دارد هیچ ارتباط تشکیلاتی و حزبی ندارد اما مدتی با تشکیلات یا جنبشی با عنوان مطالبه دانشجویان و طلاب در ارتباط بوده است؛ گروهی که تعدادی جوان انقلابی تشکیل داده ‌بودند. تنها شباهتی که از لا‌به‌لای سخنان فیاضی در مورد این پدر و پسر به چشم می‌خورد روحانی غیر‌ ملبس بودن و تمایل به قلم‌زنی در مطبوعات است. فیاضی می‌گوید حسن رحیم‌پور‌ ازغدی طلبه جوانی هم که بود مقالاتی برای کیهان می‌نوشت و بعدها سخنرانی‌های زیادی در حوزه و دانشگاه‌های مشهد داشت اما او هم گویا مثل پدر چندان ارتباط تشکیلاتی با نیروهای سیاسی ندارد.

 رابطه حسنه با صداوسیما

 «در این میهمانی فرهنگی حتی در صورت تفاوت منظر و اختلاف دیدگاه برای چند دقیقه در کنار یکدیگر به پرسش‌های مشترک می‌اندیشیم و احرام تفکر می‌بندیم، پس آنگاه از یکدیگر خواهیم پرسید: آنچه تو گفتی من شنیدم، آیا تو نیز آن چه من گفتم شنیدی.» این ورودی پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز نشر آرا و آثار حسن رحیم‌پور‌ ازغدی است. محلی برای گردآوری مجازی برای نشر و بازنشر اخبار و گزارش‌هایی از سخنرانی‌ها، گفت‌وگوها و میزگردها و البته پرسش و پاسخ‌هایی که در «حلقه نقد دانشجویی» مطرح می‌شود. رحیم‌پور ٥٤ ساله صاحب موسسه‌ و انتشاراتی به نام «طرحی برای فردا» است. نام سلسله برنامه‌هایی که آنتن شبکه یک سیمای جمهوری اسلامی ایران در اختیار او قرار داد تا عصر‌های شنبه به وقت ١٩:٣٠ گاهی در جمع دانشجویان، کارکنان ادارات مختلف، استادان و... صحبت ‌کند.

 او از ٢٥ اسفند ٨١ به عضویت شورای انقلاب فرهنگی درآمد و با حکم رهبری از اعضای حقیقی این نهاد شد. رحیم‌پور البته یک بار در سال ٨٩ از شورای انقلاب فرهنگی استعفا داد؛ ‌استعفایی که پذیرفته نشد.

 محمدرضا مخبر‌دزفولی، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی مشغله کاری فراوان را از جمله علل احتمالی استعفای حسن رحیم‌پور‌ ازغدی از این شورا اعلام کرد. او البته اعلام کرد که پذیرش یا رد استعفای او از شورا در اختیار مقام معظم رهبری است. حواشی در مورد این استعفا به دلیل اختلاف با احمدی‌نژاد زیاد بود اما بی‌سر و صدا مورد پذیرش قرار نگرفت و او همچنان بر کرسی شورای انقلاب فرهنگی تکیه زده است.

 سخنرانی کسب و کار اوست

 مخاطب اغلب سخنرانی‌های او دانشجویان هستند. گویی حسن رحیم‌پور‌ ازغدی تلاش دارد با همان لحن آشنا و کیهانی، تئوریسین جریان راست باشد. او نه‌ تنها پای ثابت صداوسیماست و شهرتش را از رسانه ملی دارد، برخی نهادها در دانشگاه‌ها نیز از طرفداران سخنرانی‌های او در دانشگاه‌ها هستند. او تلاش می‌کند که جای خالی تئوریسین را برای جریان راست پر کند بلکه روزی سروش اصولگرایان شود. اما سوال این جا است که آیا رحیم‌پور‌ ازغدی تنها در تکاپو است تا سروش اصولگرایان باشد یا سروش و صفیر جریان راست نیز هست؟

 حوزه اندیشه دینی علاقه‌مندی او است. کتاب‌شناسی و مقالاتی که از او به چاپ رسیده نیز گواهی بر این مدعی است. با این حال از حضور در تشکیلات و حزب ابا دارد. نه به عضویت هیچ حزبی در‌می‌آید، نه فعالیت تشکیلاتی و هماهنگی با اصولگرایان دارد، نه در جلسات حزبی جریان راست حضور پیدا می‌کند. سخنرانی کسب و کار اوست. کسب و کاری که مدیون لطف و روابط حسنه با صداوسیماست. با این حال آن قدر این سخنرانی‌ها پرحاشیه است که حتی اردیبهشت ٩٣ آیت‌الله محقق‌ داماد سخنرانی‌های او را خشن توصیف کرد که در خلال آن به ملت توهین می‌شود. محقق داماد حتی اعتراض به سخنرانی‌های او به مقامات مسئول و ارشد نظام نامه‌ای نوشت.

 شاید سخنرانی‌های او به واسطه شیوه بیان و لحن پر‌سر‌و‌صدا و البته کلامی که منعقد می‌کند برای مستمعانش قابل توجه باشد اما او هر‌گز در روند و جریان راست سیاسی تاثیر عمیق و دقیقی نداشته است. رحیم‌پور‌ ازغدی بیش از هر چیز یک ویترین جذاب برای اصولگرایان به ویژه تندروهای این جریان است که پا را از سخنرانی فراتر نگذاشته و وارد عمل نمی‌شود. اتفاقی که یا خود به او بی‌علاقه است یا سران این جریان سیاسی به او اجازه بروز و ظهور نمی‌دهند. در هر حال این پرسش باقی است که ازغدی از تریبون‌داری این‌روزها و حمله مدام به روحانی چه هدفی را دنبال می کند؟

 سخنرانی‌های غیر سیاسی پرحاشیه

 «برخی خانم‌ها می‌گویند بچه‌دار نمی‌شویم برای این که «هیکلمون به هم می‌خوره!» ‌ای مرده‌شور ببره هیکلت رو! مگه هیکلت رو می‌خوای ببری آخرت؟ تو این هیکل رو می‌خوای چه کار؟ غیر از اینه که می‌خوای ببری تو قبر یا این که می‌خوای هیکلت رو ببری تو خیابون نشون بدی؟ استفاده هیکلت برای شوهرته و البته شوهرت برای توئه و برای بچه آوردن!» یکی از عجیب‌ترین سخنرانی‌های غیر سیاسی رحیم‌پور ازغدی بود؛ سخنرانی‌ای که در دوران ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد در جهت ترغیب به فرزندآوری انجام داد و همین سخنرانی باعث شد آیت‌الله محقق‌ داماد در اعتراض به این ادبیات که از رسانه ملی پخش ‌شد، نامه‌ای اعتراضی بنویسد.

 رحیم‌پور‌ازغدی البته از تریبون نماز جمعه هم برای بیان ایده‌هایش استفاده می‌کند. سال ٩٣ در نماز جمعه پیشنهاد داد «یک سپاه صدهزار نفری چریک تشکیل دهیم و علنا وارد کشورهای اسلامی شوند.» پیشنهادی برای مقابله با داعش که آن را دست‌پروده آمریکا، ‌عربستان و کشورهای اروپایی خواند و گفت باید تعارف را کنار گذاشت و با سپاه چند صد هزار نفری وارد کشورهای اسلامی شد. این سخنرانی بار دیگر پای بحث حضور نظامی یا مستشاری ایران در کشورهای همسایه را به رسانه‌ها باز کرد.

 «فایده دانشگاه‌ها چیست؟ دانشگاه‌ها به‌ جز هزار دکتر و فوق‌ لیسانس چه محصول دیگری داشته است؟ بعضی از مسوولان حوزه علمیه قم اعلام کردند دانشگاهیان محصولات تحقیقات خود را عرضه کنند، چرا آن قدر حرف می‌زنید؟ مدیران حوزه قم، مشهد، اصفهان و مراجع باید یقه اینها را بگیرند. کارآمدی آقای مهندس و دکتر فقط برای جلسات خواستگاری یا جلساتی است که با آن بتوانند پز بدهند و به درد دیگری نمی‌خورد. در هیچ کجای دنیا مانند ایران عقده دکتر شدن نداریم.» بخشی از سخنرانی رحیم‌پور‌ ازغدی بود که صدای دانشگاهیان را بلند کرد. با این حال هیچ اعتراض و نامه و تذکری باعث نشده است که او پا پس بکشد و در ادبیاتش تغییری ایجاد کند.

 ماجرای ترور ناموفق

 «آنها در کردستان عراق اتاق فرمان تشکیل داده‌اند و در یک سال و نیم اخیر نیز این‌ بار سوم است که خبر ترورم را به من داده‌اند.» خبری است که سال ٩١ رحیم‌پور‌ ازغدی با فارس در میان گذاشت. البته او مدعی شده که در یک سال سه بار برای ترور او اقدام شده است. البته این سوال مطرح است که اگر او تنها یک سخنران است چرا باید چندین بار مورد سوء‌قصد قرار گیرد؟

 منتقد دو‌آتشه

 روز گذشته ویدیویی از سخنرانی او در خبرگزاری دانشجو منتشر شد که روحانی را خطاب قرار می‌داد، ‌به راحتی نقد می‌کرد و او را دروغگو خطاب کرد. البته او تنها اصولگرایی نیست که این روزها به راحتی فرصت نقد تند روحانی را پیدا می‌کند. از همان سال‌های آغازین ورود روحانی به پاستور گویی مرزهای نقد تغییر کرده باشد او را آخوند انگلیسی خطاب می‌کردند که بعدها به نفوذی تغییر پیدا کرد. حتی چندی پیش حمید رسایی در توییتر خود روحانی را با استناد به سخنی از امام خمینی مفسد‌فی‌الارض توصیف کرد. حال سوال اینجا است فارغ از انگیزه‌های رحیم‌پور‌ازغدی و امثال او برای چنین بیاناتی آیا چنین آزادی بیانی برای اصلاح‌طلبان در زمان بر مسند‌نشینی اصولگرایان نیز ممکن بود یا خیر؟ آیا آنان تنها صاحبان «تریبون‌های خیلی آزاد» هستند؟»

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 19 اردیبهشت 1397 توسط عـبــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  دیگران کاشتند وُ ما خوردیم، ما بـــخـــوریـــم وُ دیـــگـــران بـــکارنــــد!!! ... 

 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 

 

تصویر مرتبط

 

 

  به گزارش خبرگزاری ها، حسن روحانی رئیس‌جمهور در مراسم بهره‌برداری همزمان از چند طرح اقتصادی و زیربنایی در خراسان رضوی، با تشکر از تلاش های وزیر جهاد کشاورزی و کشاورزان اظهارداشت: در این ایامی که به نام روزهای کارگر و معلم مزین است انصافاً باید دست همه کشاورزان را بوسید که برای خودکفایی کشور در مواد غذایی تلاش می‌کنند (((  دیگران کاشتند وُ ما خوردیم، ما بـــخـــوریـــم وُ دیـــگـــران بـــکارنــــد!!! ... _ تابحال که مسئولین مَردود شده، مصداق این شعر بوده وَ هستند ... _ عـبـــد عـا صـی ))).
 اهم اظهارات رئیس جمهور به شرح زیر است:
* اولین نکته مهمی که وجود دارد این است که امروز 123 طرح و پروژه در کشاورزی افتتاح می‌شود که ارزش آن را هم 313 میلیارد تومان با بیش از 9 میلیون یورو اعلام کردند
(((  مسئولین! بدترین آفت نظام ، این وعده-هایی-ست که اکثرش عملی نشده ... _ عـبـــد عـا صـی ))). نکته مهمّ دیگر این بود که تلاشی که وزارت کشاورزی و کشاوران برای سامانه‌های نوین آبیاری انجام می‌دهند که بسیار مهم است.
* یکی از راه حل‌های مشکل کم آبی صرفه‌جویی در آب در بخش کشاورزی است که مهم‌ترین قدم است. آقای حجتی اشاره کرد که در دولت یازدهم تا کنون 56 هزار هکتار از اراضی کشاورزی استان خراسان رضوی به سامانه نوین آبیاری مجهز شده است. کل زمین‌هایی که در همه دولت‌ها از اول انقلاب تا کنون به این سامانه مجهز شده است 110 هزار هکتار بوده است؛ یعنی در این چهارسال بیش از نصف آن انجام شده است
((( سیما را وادار کنید که فیلم همین موضوع را سَر ِ شب که همه خواب نیستند، بدون سانسور، چند روز پخش کند تا کمی دلمان خنک شود؛ البته فیلم قبلا از دولت امید وَ فیلم حال حاضر ... _ عـبـــد عـا صـی ))).
* مهم است که خدمات کشاورزان را نادیده نگیریم، اشکال ندارد خدمات دولت نادیده گرفته شود
((( آقای روحانی! این حرف در شأن شما نیست ... عدم اطلاع مردم از «خدمات این دولت» باعث ناامیدی مردم ، ریزش آراء ریاست جمهوری، وَ تسلط بدترین دولت ِ ممکن میشود ... _ عـبـــد عـا صـی )))؛ زیرا خدا در قیامت اجر آن را می‌دهد ولی این کار کشاورزان و بخش فعال مهندسی ما است که نباید نادیده گرفته شود. چنانکه آقای حجتی گفت اگر 28 هزار هکتار دیگر به آن اضافه کنیم قدم بسیار مهمی در مسئله صرفه جویی آب برداشته می‌شود.
 * برخی می‌گویند تعامل سازنده با دنیا خوب نیست. گفت سلیقه با «سین» است یا «صاد»؟ گفت سلیقه‌ها متفاوت است. بذری که ما در بعضی زمینه‌ها وارد می‌کنیم محصول ما را سه چهار برابر می‌کند؛ یعنی از همان زمین سه برابر برداشت می‌کنیم. اینکه مهندس فتاح می‌گوید در امداد کار می‌کنیم که مستمری بگیران ما سه چهار برابر بگیرند که کار ارزشمند و درست و واجبی است، یکی از راه‌ها این است که کشاورز عزیز ما بتواند از محصول خود دو سه برابر برداشت کنند.
* از کارآفرینان کشور و از همه آنهایی که به جایی اینکه پول خود را به سمت دلالی و کارهایی که برای رشد کشور مضر است، ببرند پول خود را صرف کارآفرینی ‌می‌کنند، تشکر می‌کنم. از همه سرمایه‌گذران، کارآفرینان و کسانی که در این کشور تلاش می کنند رشد و توسعه به کشور بیاید و برای جوانانمان اشتغال و برایمان افتخار بیاید و صادراتمان افزایش یابد، تشکر می‌کنم.
*
وقتی گفته می‌شود 50 میلیارد دلار واردات در کشور داشته‌ایم، خیلی ها گرفته می‌شوند و می‌گویند چرا اینقدر واردات زیاد است، اساس این حرف درست است که باید واردات را کنترل کنیم، اما اینکه 82 درصد از این واردات مربوط به کالاهای سرمایه‌ای و واسطه‌ای می‌شود، این یعنی تولید و یعنی همان کالای ایرانی.* وقتی از کالای ایرانی صحبت می‌کنیم، یعنی نه اینکه همه اجزای آن ایرانی است بلکه به هر حال کار نهایی در کشور انجام می‌شود، 82 درصد از 50 میلیارد دلار واردات؛ یعنی حدود 41 میلیارد دلارش مربوط به کالاهایی می‌شود که مربوط به تولید در کشور است، حتی پول‌هایی که برای خدمات نیز داده می‌شود، بخشی از آن در بخش علمی و تکنولوژی است که برای تولید مفید است.
*این نکته برای مردم ما دلگرم‌کننده است که فکر نکنند همه واردات کالاهای ساخته شده مصرفی است، اینکه وزیر صنعت گفت در ماه فروردین 15 درصد صادرات غیرنفتی ما افزایش یافته است یک خبر بسیار خوبی برای همه ما است؛ یعنی امسال سال تحرک، توسعه و حرکت است.
* بعضی‌ها همه‌اش به نکات منفی اشاره می‌کنند، صبح دلم می‌خواست برای افتتاح کارخانه شیشه فلوت بروم، اما هماهنگی‌ها انجام نشد و از مردم فریمان عذرخواهی می‌کنم که نتوانستیم خدمت آنها برسیم.
* از همین جا از همه بانک‌هایی که در این زمینه کمک می‌کنند تشکر می‌‌کنم. در مورد بانک‌ها موقعی که خودم هم صحبت می‌کنم بیشتر نیمه خالی لیوان را می‌بینم و انتقاد مطرح می‌کنم، اما خدمات اینها را نباید فراموش کنیم، بانک‌ها در کشور ما ستون فقرات توسعه اقتصادی هستند، توسعه اقتصادی بدون بانک نمی‌توانیم داشته باشیم. جذب سرمایه خارجی و داخلی بدون بانک امکان‌پذیر نیست و امیدوارم با تلاش بانک‌ها و صندوق توسعه ملی این کارهای عظیمی را که بر دوش ما است انجام دهیم.
* برقی کردن راه ‌آهن مشهد-تهران یکی از پروژه‌های بسیار مهمّ است که مشکل مالی داشت. وزیر راه و شهرسازی در جلسه‌ای که پیش از سفر به خراسان رضوی داشتیم اعلام کرد که همه مراحل مالی این پروژه انجام شده و اقدامات اجرایی به زودی شروع می‌شود.
* راه آهن خاف به هرات هم بسیار مهم است که کشور را به کشور همسایه متصل می‌کند، امیدواریم این وعده‌هایی که نسبت به آزادراه و بزرگ‌راه و راه روستایی داده شده است تا پایان دولت اجرایی شود.
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

نوشته شده در تاریخ شنبه 15 اردیبهشت 1397 توسط عـبــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 
 

  جمهوری اسلامی: با مردم صادق باشید تا ... 

 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 

 

 

تصویر مرتبط

 

 

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای کارتون صداقت با مردم

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای کارتون صداقت مردم با مسئولین

 

  روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله خود به قلم مسیح مهاجری نوشت: تلگرام با همه زشتی‌ها و زیبائی‌هایش نباید مساله اصلی این روزهای کشوری همچون جمهوری اسلامی ایران باشد. ما مسائل مهم‌تری داریم که تلگرام در مقایسه با آنها از مسائل فرعی محسوب می‌شود ولی متاسفانه نوع برخورد با آن موجب شده اکنون جایگاه خود را با مسائل اصلی عوض کرده است.
 تردیدی وجود ندارد که تلگرام، نه مطلقاً بد است و نه مطلقاً خوب. یک ابزار است که چگونگی استفاده از آن می‌تواند آن را بد یا خوب و زیبا یا زشت جلوه دهد. درست مثل یک کارد تیز که هم می‌تواند ریسمان را از دست و پای کسی که دربند است ببرد و او را آزاد کند و یا به قلب کسی فرو برود و او را از پا در آورد.
 در چند سال اخیر که تلگرام به ایران راه پیدا کرد، خدمات زیادی به همه ارائه داد کما اینکه ضربه‌های زیادی هم وارد کرد. سنجش میزان سود و زیانی که تلگرام در این سال‌ها به کشور و جامعه ما وارد کرده شاید میسر باشد ولی فعلاً محاسبه دقیقی دردست نداریم که با تکیه بر آن بتوانیم قضاوتی دقیق ارائه دهیم.
 با اینحال می‌توانیم به صورت کلی بر این واقعیت تکیه کنیم که این پیام رسان پرنفوذ و پرجاذبه برای امنیت ملی، برای اخلاق و برای اعتقادات خطرهائی آفرید کما اینکه به ارتباطات، به تبلیغات و به اشتغال زائی خدمات شایانی کرد.
 ما که اهل رسانه هستیم در عین حال که از فضای گسترش فضای مجازی به ویژه در سال‌های اخیر دچار تنگنا شده ایم، از تلگرام استفاده‌های زیادی برای تسهیل در امر روزنامه‌نگاری در زمینه انتقال سریع مطالب، فیلم‌ها، عکس‌ها، اسناد و مدارک و حتی عرضه روزنامه در قالب الکترونیک آن به دورترین نقاط جهان و در کمترین زمان ممکن برده ایم. این بهره‌ها به شکل‌های مختلف نصیب عموم مردم چه در روابط شخصی و خانوادگی و چه در ارتباط اداری و اجتماعی نیز شده است. گستره استفاده از تلگرام از نظر کاربری بقدری زیاد است که تمام اقشار جامعه از عادی‌ترین سطح اجتماعی تا علمی‌ترین و مقدس‌ترین سطح حتی دفاتر مراجع تقلید را در بر گرفته و تقریباًّ شمول عام و کلی پیدا کرده است.
 نکته بسیار جالب و قابل توجه اینکه اقشار مذهبی، انقلابی و سینه چاک نظام با به راه انداختن صدها هزار کانال تلگرامی امکانات گسترده‌ای را برای تبلیغ دین، افکار سیاسی و انقلابی خود در جهت حمایت از ا نقلاب و نظام جمهوری اسلامی پدید آورده و ارتباطات قدرتمندی را برای پیشبرد سریع اهداف خود شکل داده‌اند.
 این امکانات که از متن تا تصویر و فیلم و صدا را شامل می‌شود بی‌نظیر و بسیار تاثیرگذار است بطوری که بسیاری از این کانال‌ها تا امروز با اینکه مدتی از اعلام رسمی فیلتر شدن تلگرام گذشته، همچنان به کار خود حتی با فیلترشکن ادامه می‌دهند و حاضر نشده‌اند آن را ترک کنند.
 درست است که عده‌ای با استفاده از تلگرام ضربه‌های زیادی به اخلاق، پایه‌ها و بنیان خانواده و حتی امنیت ملی کشور وارد ساخته‌اند ولی نکته مهم این است که اولاً نباید فقط جنبه منفی را دید و با تکیه بر آن قضاوت کرد و تصمیم گرفت و ثانیاً به این واقعیت باید توجه کرد که فیلتر کردن در شرایط امروز جهان، نمی‌تواند موجب خارج شدن تلگرام از دسترس کاربران شود. به همین دلیل باید با پدیده بسیار پیچیده تلگرام و اصولاً امکانات ارتباطی جهان معاصر دقیق‌تر برخورد کرد.
 این برخورد می‌تواند با تکیه بر چند مولفه باشد.
اول آنکه مسئولان ارشد نظام در یک توافق روشن به تصمیم برسند بطوری که در ابعاد و جزئیات آن اختلافی وجود نداشته باشد.
 دوم آنکه محور برخورد با تلگرام، شکستن انحصار باشد که طبعاً مستلزم فراهم ساختن زمینه جذب داوطلبانه مردم به پیام‌رسان‌های داخلی خواهد بود.
 سوم و مهم‌تر از همه آنکه مسئولان در گفتار و عمل چنان صداقتی داشته باشند که مردم را جذب کند. مردم اگر جذب صداقت مسئولین شوند، جذب ماهواره و سایر ابزارها نخواهند شد. حاکمان اگر بر قلب‌ها حکومت کنند، هیچ قدرتی نمی‌تواند مردم را از آنها دور کند و اخلاق و امنیت را به خطربیاندازد.
 به این واقعیت تاریخی توجه کنیم که تحریم و توقیف و فیلتر کردن همانطور که نتوانست ویدئو و ماهواره را کنار بزند تلگرام را هم نمی‌تواند کنار بزند. آنچه می‌تواند بر مفاسد تلگرام فائق آید، عملکرد صادقانه مسئولین است. اعتماد مردم را جلب کنید تا اعتقادات و اخلاق و همراهی مردم با نظام حفظ شود.
 در این صورت است که تلگرام نفوذ و جاذبه خود را از دست می‌دهد و در برابر آنچه مسئولان بگویند و بخواهند مقاومتی نمی‌تواند داشته باشد. تردیدی نداشته باشید که فیلتر کردن و حکم قضائی و بخشنامه و فشار نمی‌تواند بر تلگرام فائق آید، آنچه می‌تواند بر تلگرام فائق آید، صداقت شماست که اعتماد مردم به شما را جلب می‌کند و هر چیزی که در برابر اراده شما قرار گیرد را از کار خواهد انداخت.

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

نوشته شده در تاریخ جمعه 14 اردیبهشت 1397 توسط عـبــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

 عین باباپنجعلی از «پایتخت» هم فقط روحش می‌ماند!

 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 

 

تصویر مرتبط

 

photo_2017-08-11_17-19-45

 

 

  طنز_ خبرآنلاین، وبلاگ پورمحبی، فرزین : ما دیگربه افشای فساد مسئولین بعد از اتمام دوره خدمت‌شان و حتی زندانی‌ وگم و گورشدن شان، عادت کرده‌ایم! اگر نظر بنده برای‌تان مهم باشد، باید بگویم: با این اوضاع شهرداری وبیماری‌های عجیب و غریبی که در آن شیوع پیدا کرده، بعید می دانم که در آینده چیزی حتی از روح پایتخت مان هم بماند. صد رحمت به روح بابا پنجعلی در پایتخت 6 !
 با خدمت هشت ساله هشتمین شهردار خوشگل و موبر و تندرست جهان وضع مان شده ... این؛
حالا خدا به داد برسد تکلیف ما با شهرداران مریض وچشم و ابرو مشکی آنهم بدون عنوان جهانی!
 حالا هر چه می خواهید به ناف بنده ببندید؛ من یکی که معتقدم:
داشتن یک شهردار با پرونده-های نجومی خیلی بهتر است از نداشتنش و یا حتی داشتن شهردارانی بلاتکلیف بدون پرونده ای در زیر بغل.
 دوستان عزیز، توجه داشته باشید که ما دیگربه افشای فساد مسئولین بعد از اتمام دوره خدمت شان و حتی زندانی و گم و گورشدن شان بعد از تفهیم جرم، عادت کرده ایم و برای‍‌مان عادی شده است(اگر موافق نیستید فقط یک مورد نقض برای مان بیاورید تا بگوییم: غلط کرده ایم)بنابراین، نباید برای چنین مسئله ای فراگیر و کاملا بدیهی، معامله را بهم زد و مردم را از داشتن یک مسئول نسبتا خدمتگزار محروم کرد. لحظه ای فکر کنید که اگر سایه یک خلبان بالای سر این شهر نباشد چه اتفاقاتی می تواند بیفتد. مثلا زبان مان لال، اگر ساختمان دیگری مثل پلاسکو فرو ریخت، چه کسی باید به ما بگوید چگونه باید با حفر تونل و به شکل گازانبری وارد موتورخانه اش شد و افراد محبوس شده در آنجا را نجات داد؟ چه رسد به اینکه فردا روزی، زلزله ای در پایتخت بیاید و قرار باشد بدون داشتن یک راهنما اینهمه آدم را از داخل موتورخانه های شان درآوریم! و یا چه کسی می خواهد بغل خیابان ها کیسه نمک و شن بگذارد و دره ها و بیابان های متروک را برای 96 درصدی ها پارک کند
و برای 4 درصدی ها در زمین های مرغوب، برج و بارو بسازد؟ مشکل ترافیک و آلودگی هوای تهران با کدامین تدبیر به سر منزل مقصود خواهد رسید؟ و ده ها سوال دیگری از این دست... توجه داشته باشید؛ اگر مسئولی، حتی پدر فساد و اختلاس هم باشد به هر حال پدر است و احترامش، واجب!
 حال خودتان بگویید لوله کردن پرونده مسئولین دلسوز و فرو کردن آن به حلقوم‌شان بهتر است یا حفظ جان مردم (مخصوصا در موتورخانه‌ها)؟
به قول قوه محترم قضایی و دادگستری خواهشا سیاسی بازی را ول کنید و بچسبید به بازی های بهتر...  البته اینکه چه بازی هایی بهتر است احتمالا در موعد مقررش توسط پیام رسان سروش به اطلاع رسانده خواهد شد.
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 11 اردیبهشت 1397 توسط عـبــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

 بی تو حتی مهربانی ،حالتی از کینه دارد!  
 

http://s8.picofile.com/file/8294713550/EM8ME_ZAM8N_NAYAA_NAYAA_GOLE_NARGES_6.jpg

http://s8.picofile.com/file/8269991292/EM8ME_ZAM8N_FRAJ_4.jpg

http://s9.picofile.com/file/8294712600/EM8ME_ZAM8N_NAYAA_NAYAA_GOLE_NARGES_2.jpg

http://s9.picofile.com/file/8294712334/EM8ME_ZAM8N_NAYAA_NAYAA_GOLE_NARGES_3.jpg

http://s8.picofile.com/file/8294713734/EM8ME_ZAM8N_NAYAA_NAYAA_GOLE_NARGES_5.jpg

http://s9.picofile.com/file/8308188334/EM8ME_ZAM8NY_TANHAA_1.jpg

http://s4.picofile.com/file/7816313759/MYL8DE_MAHDY_S8HEBAZ_ZAM8N.jpg

 

 صبح بی تو  ، رنگ بعداز ظهر ِ یک آدینه دارد  / بی تو حتی مهربانی ،حالتی از کینه دارد!  

 

 بی تو می گویند تعطیل است کار عشقبازی  / عشق اما کی خبر از شنبه و آدینه دارد؟!  

 

 جغد بر ویرانه می خواند به انکار تو، اما  / خاک این ویرانه ها بویی از آن گنجینه دارد  

 

 خواستم از رنجش دوری بگویم، یادم آمد  / عشق با آزار، خویشاوندی دیرینه دارد!  

 

 در هوای عاشقان پر میکشد با بی قراری  / آن کبوتر چاهی زخمی که او درسینه دارد  

 

 ناگهان قفل بزرگ تیرگی را می گشاید  / آنکه در دستش کلید شهر پر آیینه دارد  

 

 سروده: دکتر قیصر امین پور

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

 

 

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 توسط عـبــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

 با کدام عینک تحلیل وُ قضاوت میکنیم؟ ... 

 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 

 

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

 

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

 

  به گزارش ایسنا : علم‌الهدی عنوان کرده : ما در این نظام، قدرت و در جامعه، نفوذ داریم. نفوذ معنوی ما در دل‌ها و مغزهای نسل جوان و متدین فوق‌العاده است، به فرض اینکه چند جوان کوچه لادن و نسترن هم از ما خوششان نیاید، هیچ اتفاقی نمی‌افتد ما وظیفه و برنامه خود را پیگیری می‌کنیم.
 آیت‌الله سید احمد علم‌الهدی در همایش فصلی ائمه جماعات مساجد مشهد در مجتمع فرهنگی آیه‎‌ها، اظهار کرد:
ما امروز در جامعه خود در مسئله ساختار فکری، اعتقادی و اندیشه‌ای مشکلی نداریم. مقام ولایت اهل بیت(ع) و معارف گسترده ائمه معصومین(ع) در بستر فعالیت‌های عظیم تبلیغی و روحانی در حد بسیار بالایی قرار دارد.
 وی افزود: از نسل سوم و چهارم انقلاب، جوان 19، 20 و 22 ساله عنوان می‌گوید که دعا کنید من به شهادت برسم و با فعالیت زیاد و مراجعه به سپاه انصار و قدس در صدد این است که برای دفاع به جبهه‌های مقابله با تکفیری‌ها در سوریه و عراق برود و به شهادت برسد.
فرهنگ ایثار حتی در نسل‌های سوم و چهارم انقلاب نیز فرهنگی نهادینه و تثبیت شده است اما آن چه ما در آن مشکل داریم این است که دل تسلیم مقام ولایت اهل بیت باشد. باید گرایش‎های باطنی با آنچه که امروز عزت و عظمت و توسعه ولایت و معارف اهل بیت(ع) اقتضا می‌کند، تنظیم شود ما در این زمینه مشکل داریم.
 علم‌الهدی ادامه داد: ما امروز به عنوان دلدادگان و سرسپردگان ولایت اهل بیت(ع) جز آنچه که آنها خواستند، عنایت فرمودند و ارائه دادند ، به چیز دیگری فکر نمی‌کنیم.
پیچ و مهره مغز ما امروز با معارف اهل بیت(ع) تنظیم شده است اما آنچه که در آن مشکل داریم، عشق، وابستگی و دل دادن به وجود امام زمان(عج) است. اگر این قضیه به عنوان یک مشکل، هم در زندگی خود و هم در عرصه‌های مختلف افراد در صحنه‌های اجتماعی حل و فصل شود، دیگر مشکلی نخواهیم داشت.
 نماینده ولی ‎فقیه در خراسان رضوی با بیان اینکه امروز جبهه‌ای برای اسلام در مقابل کفر تشکیل شده است، عنوان کرد: تمام مقابله کفر جهانی با جبهه ما است. انسجام در کفر جهانی از نظر تقابل با دین و اسلام روز به روز افزایش پیدا می‌کند و مسئله حرکت و مقابله در این جبهه، جریانی گره خورده با پندارها و اندیشه‌هایی است که در درون نظام و جامعه ما در عرصه‌های سیاسی وجود دارد.
 علم‌الهدی گفت: آنچه که باید به عنوان یک واقعیت در عرصه زندگی شخصی و فردی ما مورد توجه قرار بگیرد و در رسالت تبلیغی نیز به عنوان یک نقطه هدف مطرح باشد، عشق به اهل بیت و وجود مقدس امام زمان(عج) است که باید آن را تنظیم و تبلیغ کنیم و پای آن بایستیم.
این مسئله اصلی ما است و ما باید در پایگاه‌هایی که به عنوان پایگاه تبلیغی در دست داریم این خصوصیت را رعایت کنیم و در این عالم وارد عرصه عملیات شویم.
 وی اضافه کرد: شما علما به عنوان سنگرداران مساجد و اربابان این پایگاه باید این حرکت را در پایگاه آدم‌سازی، تربیت و تبلیغ مساجد تثبیت کنید. اگر مسجد به روزمرگی بیفتد و روزمره مدیریت شود، نمی‌توان این را به عنوان یک نسخه عملی به ساحت مقدس بقیه الله ارائه کرد.
 امام جمعه مشهد با اشاره به اینکه مسئله جبهه دشمن در برابر وجود مقدس امام زمان(عج) یک مسئله قطعی است، تصریح کرد: شاید بیش از آنچه ما امام زمان(عج) و اصلاح جهانی حضرت را باور کردیم، دشمنان ما آن را باور کرده باشند.
امروز دشمن در تحلیل‌های جهانی خود به این نقطه نزدیک می‌شود که سفره استکبار در حال جمع شدن است و دشمن روز به روز از ناحیه ایمان، عقیده و وابستگی مردم به خدا، پیغمبر، اهل بیت و تشیع و توسعه آن در دنیا احساس خطر می‌کند. به مقداری که احساس خطر او افزایش یابد، به همان مقدار توطئه، جنایت و برخورد توسعه پیدا می‌کند.
 وی بیان کرد: ما باید توجه داشته باشیم که در برابر این توطئه‌ها، نقشه‌ها و برنامه‌هایی که تمام آثار آن را در حرکت‌های نرم امروز جامعه خودمان حس می‌کنیم، باید به یک حرکت عظیم جدی مبدل شود. دشمن در همین کشور، مشهد را پایلوت کرده تا تمام حرکت‌های دین‌ستیزی و پیغمبرستیزی خود را در این شهر پیاده و نمونه‌برداری کند که در چه مواردی موثر است تا از این شهر به تمام کشور توسعه بدهد.
 علم‌الهدی با بیان اینکه از زمان شهادت حضرت رضا(ع) تا به امروز حرکتی در اهانت به حضرت آن هم در توسعه عظیم ولایی امروز سابقه نداریم، عنوان کرد: در این زمینه عکس‌العملی نشان داده نشد. نیروی انتظامی فردی را گرفت و دستگاه قضایی او را بازداشت کرد
اما در حرکتی که به مردم، اجتماع و روحانیت مربوط است، چه عکس العملی نشان داده شد؟ در موقعیتی که دشمن این شهر را پایلوت دین‌زدایی و اسلام‌ستیزی قرار داده و قصد دارد که از اینجا شروع کند هر روز حرکتی صورت می‌گیرد. یک روز ماجرای برج سلمان است. اکنون نیز اعلامیه دادند که از نهم تا دوازدهم اردیبهشت به مناسبت نیمه شعبان جشنواره موسیقی اجرا کنند.
 وی ادامه داد: برخورد با قضیه و جلوگیری از آن با دعوا و جنجال یا قدرت‌های اجرایی مسئله را حل نمی‌کند بلکه عوارض و تبعاتی دارد که ضرر و زیان آن بیشتر است.
این احتیاج دارد به اینکه ما بیداری و هشیاری را در مردم ایجاد کنیم که پایگاه آن نیز مساجد است. حرکت باید جمعی باشد تا هر عنصری که وارد یک عرصه می‌شود، احساس کند که منفور این جامعه است نه اینکه تصور کند نوآور است و یک جریان لائیک نیز پشت سر او راه بیفتد.
 نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی با اشاره به حرکت‌های ضد ارزشی امروز در شهر، تصریح کرد: صرف نظر از اینکه خود حرکت در حال انجام است، جریان‌ها نیز از این حرکت‌های غیرارزشی در این شهر پشتیبانی می‌کنند. برخی جریان‌های سیاسی برای اینکه یک عناصر لائیک را در الگوی سیاسی خود وارد و در الگوکشی‌های انتخاباتی از این عناصر استفاده کنند، این جریان را حمایت می‌کنند. افرادی از وابستگان قدرت نیز در این شهر و کشور تصور می‌کنند که اگر سروصدا و حاشیه‌ای به عنوان توهین دین راه افتاد، نقص‌های مدیریت آنها را می‌پوشاند. از طرف دیگر نیز خیل عظیمی از روحانیت، حوزه و بخش عمده علمای اعلام هیچگونه عکس العملی بر این قضایا نشان ندادند.
 وی خاطرنشان کرد:
ما در این نظام، قدرت و در جامعه، نفوذ داریم. نفوذ معنوی ما در دل‌ها و مغزهای نسل جوان و متدین فوق‌العاده است، بر فرض که چند جوان کوچه لادن و نسترن هم از ما خوششان نیاید، هیچ اتفاقی نمی‌افتد. ما وظیفه و برنامه خود را پیگیری می‌کنیم. این رسالت و مسئولیت ما است که باید مورد توجه باشد و به ویژه در پایگاه‌های مساجد اجرا شود.
 علم‌الهدی با بیان اینکه در مشهد مسئله امام رضا زدایی مطرح است، عنوان کرد:
جریان‌ها تلاش می‌کنند تا رنگ امام رضا(ع) را از این شهر بگیرند و شهر جهانگردی و گردشگری که انواع و اقسام ویژگی‌های گردشگری را دارد و یک گنبد طلا هم وسط آن است ایجاد کنند، نباید تن به امام رضا زدایی در مشهد داد.
 وی افزود: پیشنهاد من این است که در روز چهارشنبه یعنی روز زیارتی متعلق به امام رضا(ع) و چهار امام دیگر، در مساجد بین نماز ظهر و عصر زیارت امین الله خوانده شود. این توجه و توسل به امام رضا(ع) است. این حرکت جمعی در مجموعه مساجد شهر باید با این شکل انجام گیرد و ادامه پیدا کند تا نگذاریم اهداف سوء دشمنان که از این شهر شروع شده و قصد دارند که این شهر را پایلوت کنند در آستان مقدس امام هشتم(ع) اجرا شود.
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

نوشته شده در تاریخ جمعه 7 اردیبهشت 1397 توسط عـبــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  ملتی که جیبش خالی باشد ... 

 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 

 

http://s8.picofile.com/file/8324757534/JAW8DYE_AAMOLY_MORTAZAWT_1.jpg

http://s8.picofile.com/file/8324757684/JAW8DYE_AAMOLY_MORTAZAWT_2.jpg

http://s4.picofile.com/file/8163097392/FAQ3R_QANY_1.jpeg

http://s5.picofile.com/file/8129754292/FAQR_AALUNAK_NESH3NY_1.jpg

http://s6.picofile.com/file/8255804400/FAQR_HAJ_1.jpg

http://s4.picofile.com/file/7765654187/FAQR_DORUQ_TERYBUN_1.jpg


http://s8.picofile.com/file/8305821484/FAQR_FEKR_NAKARDAN_AST_SHAR3ATY_1.jpg

 

  به گزارش عصرایران به نقل از ایلنا، آیت‌الله عبدالله جوادی‌آملی عصر امروز در دیدار علی ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی که به شهر قم سفر کرده ضمن تبریک هفته کارگر اظهار داشت: بدانیم که اگر با وجود این مشکلات ملت قیام کند همه ما را به دریا خواهد ریخت به همین جهت حواس‌تان باشد. البته بسیاری از کشور فرار کردند یا جای فرار خود را فراهم آوردند اما ما جای فرار نداریم. این بی‌عدالتی‌ها و بی‌عرضگی‌های برخی مسوولان قابل تحمل نیست. کشوری که این همه منابع و آب و خاک دارد چرا باید این همه گرسنه داشته باشد.
 این مرجع تقلید با بیان اینکه
فقر بدنی یک مشکل خوش‌خیم اما فقر فرهنگی یک مشکل بدخیم است، گفت: جامعه اگر از نظر حیثیت اجتماعی باشد، درست باشد فقر مادی هم تحمل می‌کند کما اینکه اوایل انقلاب فشارهای مختلف از جمله جنگ تحمیلی، بمباران‌ها، ترور شخصیت‌ها و ... تحمل کرده‌اند اما بدون شک همین مردم اختلاس‌ها و بی‌عرضگی‌های مسئولان را تحمل نمی‌کند.
 وی با بیان اینکه باید غده‌های بدخیم جامعه که مردم را ناراحت می‌کند شناسایی و برطرف کنیم، گفت:
باید بفهمیم و درست عمل کنیم و بدانیم که مسایلی مانند دو تابعیت بودن مسوولان و پر کردن جیب برخی افراد تحمل نمی‌شود. باید بدانیم اگر ملت به‌خاطر همین مسایل نامطلوب شورید دیگر همه را می‌شورد و کنار می‌گذارد. به همین جهت حواس‌تان باشد.
 آیت‌الله جوادی آملی تصریح کرد: چگونه است که کشور 800 میلیونی که نظامی کمونیستی و بی‌دین دارد می‌تواند کشور خود را اداره کند اما ما یک کشور 80 میلیونی هستیم و این همه امکانات و آب و خاک مناسب داریم در مشکلات خود می‌مانیم؟
آن کشور با کفر 800 میلیون را اداره می‌کند اما ما با داشتن امام حسین (ع) و امام علی (ع) نتوانسته‌ایم؛ یعنی از این ظرفیت‌ها استفاده نکرده‌ایم.
 این مرجع تقلید با تاکید بر اینکه راه‌حل بسیاری از مشکلات کشور ارج نهادن به کارگر است، گفت:
دانشگاه‌های ما میزنشین تربیت نکنند چراکه میزنشینی یعنی مفت‌خوری بلکه دانشکده‌های ما باید کارگر تربیت کنند. کشور آلمان در جنگ‌جهانی دوم با خاکستر یکسان شد اما با پشتوانه کار ملت خود مشکلات را برطرف کرد.
 وی با بیان اینکه براساس آموزه‌های دین ملتی که آب و خاک مناسب دارد اما دستش را به سوی دیگران دراز کند از رحمت خداوند دور خواهد شد، گفت: حقیقت این است که اگر معنی فقر را می‌فهمیدیم بیشتر تلاش می‌کردیم .
 آیت‌الله جوادی آملی با بیان اینکه
فقیر طبق آموزه‌های قرآن کریم یعنی ملتی که ستون فقراتش شکسته، گفت: آیا از ملتی که ستون فقراتش شکسته انتظار مقاومت دارید؟ ملتی که ویلچری شد توان مقاومت ندارد.
 این مرجع تقلید با بیان اینکه ملتی که جیبش خالی است بدون‌شک زیر بار دیگری می‌رود، گفت: این سخنان را قرآن کریم بیان کرده و ما از قرآن راستگوتر نداریم.
 وی با اشاره به بیان نظرات مردم در فضای مجازی گفت:
فضای مجازی به نظر من مجازی نیست بلکه یک فضای حقیقی است و هرجایی که اندیشه و فکر قابل بیان شد آن فضا فضای حقیقی است.
 این مرجع تقلید با اشاره به برخی ناکارآمدی‌ها در کشور گفت: کشور هلند با اینکه کوچک‌تر از مناطق شمالی ایران است اما بخش عمده‌ای از لبنیات کشور دنیا را تامین می‌کند
اما ما که نمی‌توانیم در این زمینه ظهور و بروز کنیم به خاطر بی‌عرضگی است .
 جوادی آملی گفت:
اگر ما توانستیم مشکل پشت میز نشستن افراد پر ادا، فاصله طبقاتی و بانک‌های ربوی و ... را حل کنیم ملت در برابر دیگر مشکلات تحمل خواهد کرد اما این مشکلاتی که گفته شد واقعا قابل تحمل نیست.
 وی افزود: بانک‌های ربوی و رباخواری که اکنون در کشور ما وجود دارند خانمان‌سوز است و شعار امسال را با مشکل مواجه می‌کند چراکه تولید سرمایه می‌خواهد و وقتی برای تولید به بانک مراجعه کنید سودهایی حدود 20 درصد را مطالبه می‌کند.
 آیت الله جوادی آملی گفت: ما این مشکلات را با دوستان می‌گوییم تا ان‌شاءالله برطرف شود و همین مسوولان ما هستند که می‌توانند عیب‌ها و گره‌ها را برطرف کنند.
 این مرجع تقلید در پایان سخنان خود ابراز امیدواری کرد که ملت ایران از کالای ایرانی و تولید داخلی حمایت کند.

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 3 اردیبهشت 1397 توسط عـبــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

 نقی معمولی نماد چیست؟

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای پایتخت 5

نتیجه تصویری برای پایتخت 5

نتیجه تصویری برای پایتخت 5

نتیجه تصویری برای پایتخت 5

نتیجه تصویری برای پایتخت 5

 


به
گزارش عصر فرهنگ، نقی به شدت حسود است، تلخ و گزنده و نیش‌دار حرف می‌زند، پر مدعاست، پر‌حاشیه‌ است و ...  خلق‌ و‌ خوی نقی اگر‌چه توانسته در خدمت خلق جذابیت‌های داستانی قرار بگیرد، اما در واقعیت زندگی هیچکدام از این رفتار‌ها قابل تحمل نیستند. این یک قاعده‌ی کلی درباره نسبت هنر و واقعیت است که امر واقع، گاهی وقتی که در آینه‌ی بیان هنری منعکس می‌شود، شکل عوض نمی‌کند اما خاصیت عوض می‌کند.
 گاهی یک چیز تلخ واقعی، وقتی در قاب هنر رفت ما را می‌خنداند و بر‌عکس چیزی شیرین و دوست‌ داشتنی، وقتی که به زبان هنر کلامیده شد، تکرار و کلیشه‌ و مرارت‌بار به‌ نظر خواهد رسید.
 نقی معمولی فقط توی سریال خوب است و در عالم واقع، اصلاً نمی‌شود او را تحمل کرد.
 اما
نقی نماینده کدام گروه اجتماعی است؟
 نقدی که به او می‌شود، به کدام طیف و لایه و طبقه اجتماعی کنایه دارد؟
 از کجا آمده و چرا حسود و مدعی و خراب‌کار و تلخ زبان است؟
 بعضی‌ها به غلط فکر می‌کنند که کاراکتر نقی، کنایه‌ای به روستاییان است اما حقیقت این نیست.
 بستر داستان پایتخت در یک روستای مازندرانی قرار داده شده و این رود در انتها به دریای کل جامعه می‌ریزد.
 سال‌ها آنتن‌های ما پر شده بودند از سریال‌های آپارتمانی طنز و جدی. سریال‌هایی که در یک لوکیشن محدود تهیه می‌شدند و خرجشان کم و تولیدشان آسان بود.
در آن سریال‌ها ما فضاهای داخلی مبله و به شدت شیک و مدرنی را می‌دیدیم که یک کاراکتر مثلاً فقیر و مستأجر، ساکن آن بود. جالب است هیچ ‌کس به این موارد اعتراضی نکرد و مثلاً نگفت چطور کسی که در چنین خانه‌ی پر زرق‌ وبرقی زندگی می‌کند، در پول خرید یک نوشابه یا پرداخت کرایه تاکسی در می‌ماند و به چند میوه و شیرینی در خانه همسایشان اینقدر حریص است؟
 آن افراد،‌ هر کدامشان به اصطلاح نماینده‌ی یک قشر اجتماع بودند. یکی نماینده‌‌ی مستأجر‌ها،‌ یکی نماینده‌ی کارمندان متوسط‌ الاوضاع، یکی نماینده‌ی تازه مزدوجان پا نگرفته و درگیر در اقتصاد و ... 
اما کسی نمی پرسید که چرا محیط پیرامونی این افراد با آنچه که نمایند‌ه‌اش هستند سنخیت ندارد.  مثلاً چرا طرف مستأجر و فقیر است اما آپارتمان دویست متری‌اش کاناپه‌های چند میلیونی دارد؟  حالا اما یک سریال، بستر داستان‌گویی‌اش را در جایی انتخاب کرده که قابلیت عمومیت یافتن بیشتری دارد.
علی آباد، روستا یا شهرستانی نیست که حتی یک تهرانی هم با آن احساس بیگانگی کند.
 این محیط، اصیل و خودمانی است و همه در آن همدیگر را می‌شناسند برای همین روابط انسانی در آنجا ماتریسی می‌شوند و قابلیت طرح خیلی از موضوعات، در چنین بستری به وجود می‌آید.
 اما اگر نقی نماد و نماینده‌ی قشر روستایی نیست، پس چه چیزی است؟
 سریال خانه سبز را به یاد دارید؟
 در آن سریال یک موتیف وجود داشت که زن‌ها را دور هم جمع می‌کرد و همگی سبزی پاک می‌کردند  اما زن‌های فامیل و آشنا که به بهانه‌ی سبزی پاک کردن دور هم جمع می‌شدند، در حقیقت هدفشان غیبت کردن و ایراد صحبت‌هایی بود که اصطلاحاً به آن‌ها می‌گوییم حرف‌های خاله‌ زنکی.
 نقد‌های این چنینی، به آن دسته از خصوصیات بد اجتماعی که بیشتر متعلق به زنان هستند، تا به حال بارها در سریال‌های تلویزیونی ما صورت گرفته و حالا شاید نوبت آن بود که بعضی خصوصیات بد اجتماعی که مردانه هستند هم محل یک نقد طنازانه قرار بگیرند.
 نقی معمولی نمادی از تمام خصوصیات بدی است که یک مرد، در سنین مختلف جوانی، میانسالی و حتی پیری می‌تواند داشته باشد؛ ادعا، حسادت و چشم و هم چشمی‌های مدعیانه، تلخند‌ها و کنایه‌های تیزو گزنده به این و آن که باز هم از سر خود بزرگ‌بینی و مدعی بودن چنین شکلی پیدا کرده‌اند و ...
 نقی نماد تمام مردهایی است که وقتی در یک تاکسی میتینگ می‌گیرند،‌ به عنوان کارشناس در مورد اقتصاد، دیپلماسی، فرهنگ، جامعه شناسی، ادیان و مذاهب و هزار چیز دیگر اظهار‌نظر می‌کنند و جالب اینجاست که این کارشناسان خودخوانده، بر خلاف کارشناسان واقعی،‌ اصلاً نظر مخالف را بر نمی‌تابند و توقع دارند همه، هر چیزی را که آنها گفتند قبول کنند؛ مرد‌هایی که مدعی‌اند بیشتر از همه می‌فهمند، زرنگ‌تر از همه، با معرفت‌تر و لوطی‌تر از همه و با تجربه‌تر از همه‌اند و مردهایی که اگر احساس کنند کسی اندازه‌ای بالاتر از آن‌ها به نظر می‌آیند، شدیداً‌حسودیشان می‌شود.
 اینها همه خصوصیات مذموم مردانه‌ای هستند که نمود اجتماعی هم دارند و اگر نه همه، لا‌اقل خیلی از ذکور جامعه به نسبت‌های مختلف دچار آنهایند.
 نقی یک آدم معمولی است، یک مرد معمولی و ایرادهایی دارد که زبان رسمی و رسانه‌ای ما مدت‌ها جرأت نقد کردنش را نداشت ولی راحت وجودش را نفی می‌کرد.
 انگار نه انگار که ما چنین خصوصیات بدی را هم بین مردها داریم و انگار ‌نه ‌انگار که این اخلاقیات آن‌ها به قول معروف گاهی شر می‌شود.
 حالا نمایش دادن کاراکتر نقی پاسخی است به این پرسش که؛ مگه داریم؟ مگه میشه؟
 منبع: باشگاه خبرنگاران
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

نوشته شده در تاریخ شنبه 1 اردیبهشت 1397 توسط عـبــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

   نان و آزادی  

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 

 

نتیجه تصویری برای نان و آزادی

نتیجه تصویری برای نان و آزادی

نتیجه تصویری برای نان و آزادی

نتیجه تصویری برای نان و آزادی

نتیجه تصویری برای نان و آزادی
 

  خبرآنلاین، وبلاگ فدایی، غلامرضا : معمولا حکومت ها به دنبال آرامش هستند تا بتوانند به اهداف خود دست پیدا کنند. حکومت های موفق که در ایجاد عدالت هم موفق اند سعی می کنند تا فاصله طبقاتی و ضریب جینی کمتر باشد. اما آنهائی که ناموفق اند فاصله طبقاتی را بیشتر و بیشتر می کنند و طبعا دو قشر کاملا متمایز در جامعه ظهور پیدا می کند و اکثریتی فقیر و بی نوا و اقلیتی مرفه و پولدار به وجود می آید. در میان جامعه هم عده ای با نگاه به روش مسئولان و پولداران سعی می کنند خود را بالا بکشند و راه پول درآوردن را یاد بگیرند و چه بسا پس از مدتی این گروه متوسط خود به نان و نوائی برسند و یا جای پولداران را بگیرند و یا با آنها هم کاسه شوند؛ همانند بورژوایانی که در اروپا به وجود آمد و یا نوکیسه هایی که ما در کشور داشتیم.
 خوب، طبیعی است
در این شرائط مردمی که گرسنه اند به فکر سیر کردن شکم خود و خانواده اند و در این فقر ناخواسته و تحمیل شده که ناشی از نوع حکومت حکومتگران است آنها کمتر به فکر آزادی اند. البته سطح معاش و آموزش و بهداشت آنها اجازه نمی دهد که به چنین مقوله ای فکر کنند؛ آنها به نان شب محتاج اند و هر گونه سختی و تحقیری را حتی تحمل می کنند تا زندگی کنند اگر به دام اعتیاد و سرقت و مانند آن که باز از جانب قشر سرمایه دار بر آنها تحمیل شده است، نیفتند. اما در مقابل آنهائی که سیر اند و یا سیر شده اند تازه به فکر آزادی می افتند و آنهم آزادی از نوع تفکر خود.
البته می توان تصویر کرد که خواستاران آزادی بر دو دسته اند. دسته-ای تحصیلکرده و مؤمن از جنس فقرا و طرفدار عدالت و عده ای دیگر رانت خوار و چپاولگر که برای اینکه بیشتر بتوانند سوء استفاده کند باز هم ندای آزادی سر می دهند.
 در حکومت های خودکامه، معمولا گروه اول که آزادی-خواهند در انزوا، تبعید و یا زندان اند و در کشور های به ظاهر پیشرفته اگر چه آزادی دارند ولی امکاناتی در اختیار آنان نیست و نظام سلطه چنان قوی است که اجازه کار به آنها نمی دهد. نمونه های آن امه سه زر، فرانتس فانون و مالکولم ایکس و مانند آنهاست.
 اما آزادیخواهان مترف و مسرف که جزو خواص جامعه محسوب می شوند و بیش از هر گروه دیگر از امکانات استفاده می کنند، بیش از هر گروه دیگر داد وا آزادی سر می دهند و همیشه چوب لای چرخ دولت ها می گذارند؛ البته اگر خود از دولتیان نباشند، تا آزادی های بیشتری به دست بیاورند و در این زمینه با امکانات فراوانی که دارند گروه تهیدست را با تبلیغات می فریبند و از آنها به عنوان سیاهی لشکر استفاده می کنند و وقتی شورشی هم به پا شود آنها را به دم تیغ میدهند و اگر موفق شدند هم به آنها چیزی نخواهند داد.
بعضی ها در این شرائط شعار آزادی سر می دهند و اگر زورشان نرسید شعار فروپاشی و امثال آن را تبلیغ می¬کنند تا حاکمیت¬ها محبور به تمکین شوند. بدیهی است در کشورهای ضعیف خارجیان زورگو و منتظر فرصت هم با همه قوای تبلیغاتی و حتی تسلیحاتی به میدان می آیند تا وضع را آشفته تر کنند. در این شرائط هم معلوم است که از حقوق شهروندی هم چه قشرهایی بیشتر استفاده می کنند!
من از عده ای که به نام دانشمند و جامعه شناس چنین وانمود می کنند که همه چیز از دست رفته است و اینک تنها راه، گفتگوی بین ملت و دولت است می پرسم که اولا آیا جامعه شناس همانند پزشک نیست؟ پزشک، پزشک افراد است و جامعه شناس طبیب جامعه. اگر بر فرض بیماری در حال موت باشد پزشک باید توی دل او را خالی کنند و با گفتن اینکه تو خواهی مرد و دیگر راه نجاتی برای تو نیست اورا زودتر به دیار نیستی بفرستند و یا بر عکس اگر درد را شناخته اند با صبر و متانت به فکر چاره باشند و بحث های جدی خود را در بین متخصصان مطرح کنند و به قول معروف کونسالتاسیون علمی تشکیل دهند.
و ثانیا اگر بحث گفتگوی بین ملت و دولت است چگونه دولت و ملت می توانند با هم گفتگو کنند. آیا ملت باید نماینده و یا نمایندگانی که طبعا از همین گروه روشنفکر است تعیین کنند و دولت هم نماینده و نمایندگانی تا در محافل خصوصی و یا عمومی با هم مناظره کنند
و اگر چنین شد چه ضمانت اجرایی برای انتخاب بهترین نمایندگان وجود دارد و نیز چه ضمانتی برای به نتیجه رسیدن موضوعات و نیز چه ضمانتی برای اجرا هست؟
 پیشنهاد من این است که اگر دولتی به فکر ملت است و به ویژه اگر با متخصصان دلسوز همدل و همراه است باید شفافیت را پیشه خود کند و به جای گفتگوها و لفاظی ها که آنهم در جای خود و با شیوه های منطقی و عقلانی مطلوب است به گفتگوی عملی با جامعه بپردازد.
گفتگوی عملی این است که دولت و دولتیان به آنچه می گوید پای بند باشد، اصلاحات را، امیرکبیروار، از خود شروع کند به طور مثال اگر به اقتصاد مقاومتی اعتقاد دارد عملا آن را نشان دهد و اگر تولید داخلی را می خواهد باز نشان دهد که پیشقدم است و اگر بازار تولید داخلی را می طلبد زمینه ها را فراهم کند و اخلالگران این روند را تنبیه، و با رانت خواران در هر مقام و لباسی برخورد سریع کند و جلوی قاچاق را بگیرد و مانند وزیر ارتباطات که علی الظاهر در رجیستر کردن تلفن های همراه موفق بوده است به طور جدی وارد گود شود و از هیچ چیز نهراسد و کارکنان و به ویژه مسئولان سه قوه، فرقی در این زمینه نداشته باشند.
 من مخالف آزادی نیستم ولی برای اداره باید مهم و اهم را از هم تشخیص داد. بنابراین من پیشنهادم شفافیت و صداقت و ایجاد اعتماد بین دولت و ملت است و راهکار آن از گذشت وایثار شروع می شود؛ از باور به آنچه می گویند، از واگذاری آنچه بیش از حد معمول دارند، از استفاده از اجناس داخلی به عنوان پیشگام.
  سرمایه و اعتماد عمومی همان گفتگوی عمومی است: صداقت و شفافیت و اقدام داوطلبانه و ایثارگرانه از جانب خود و زیردستان. مصادیق آن فراوان است و مجال بازکردن آن نیست و هر کس صدها نمونه را در اطراف خود می بیند.
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

(تعداد کل صفحات:285)      [...]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [8]   [9]   [...]  




درباره وبلاگ




گر در طلب لقمه نانی ، نانی /

گر در طلب گوهر كانی ، كانی /

این نكته رمز اگر بدانی ، دانی /

هر چیز كه اندر پی آنی ، آنی ...

مـــولانـــا

===============

امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :