http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg
http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg








امام خمینی: همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند.

/ باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...) - عدالت علوی و عدالت اموی



آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...)







نوشته شده در تاریخ سه شنبه 14 اردیبهشت 1389 توسط عـبــد عـا صـی

 

 عدالت علوی  و عدالت اموی
 

 

منظورمن ازپرداختن بدین موضوع تبیین واقعیات رویکرد علوی ویادآوری مشخصه های فریبنده اموی می باشد تا بدین طریق فرصت طلبان روزگار تصورننمایند که امثال من شهروند را هالو گیر آورده اند !

عدالت وعدالت محوری ازمفاهیم ارزشی می باشند که در طول سالیان درازی توسط برخی فرمانروایان ودولت مردان مورد استفاده قرارگرفته اند وبسته به شرایط مردمان جوامع که متنفر از ظلمهای اغنیاء بوده اند بیشتر مورد اقبال واقع شده است ونگاه به مبحث عدالت محوری درجوامع شرق وغرب نیز اشکال متفاوتی داشته است واز اجرای سوسیالیستی وکمونیستی درجوامعی چون شوروی سابق تا نگاه مارکسیستی در ممالک اروپایی وآمریکا را شامل گشته است .

عدالتی که مدنظر تئوری پردازان اسلامی است هم با رویکردهای سوسیالیستی وکمونیستی متفاوت است وهم با نظریات مارکسیستی ودرواقع عدالت علوی خود الگوی متفاوت ومنطبق باارزشهای الهی می باشد که قابلیت معرفی وتببین واجرا دارد وشاخصه مهم عدالت علوی معیارهای زیر می باشد
 

1- عدالت علوی براصل استیضاح حقوق مردم براساس حق شهروندی بناشده است و درآن فقیر وغنی ویا ذی نفوذ وبی نفوذ طبقه بندی شرک گونه ای ندارد طوریکه  همه از بالاترین مقام گرفته تافرد عامی دربرابر قوانین اسلامی از جایگاه بالسویه برخوردارند واین طور نیست اغنیاء وفرمانروایان وذی نفوذها خودی وبقیه غیرخودی تلقی شوند بلکه وقتی حق الناسی مطرح می شود ازنگاه علی (ع) مالک اشتر وعقیل هم با بقیه فرق ندارد  ولی در عدالت اموی سلسله مراتبی ازخودیها وغیرخودیها تعریف شده است وبنابراین شهرونددرجه یک ودرجه دو .....به یک اصل پذیرفته بدل می شود ودراین راستا نیز عمروعاص ها همه کاره می شوند .
 

2- عدالت علوی بیشتر از آنکه براصل تبلیغ استوارباشد براصل اجرای عملی نهادینه شده است وعلی (ع) نه تنها ازفریبکاری وعوامفریبی متنفراست بلکه باهرکسی که فرصت طلبانه به ارزشهای اسلامی نظر اندازد نیز مخالف می باشد  وعلی(ع) دراصل شهید عدالت راستین خود می باشد که عرصه را برتبه کاران تنگ کرده بود ولی عدالت اموی کاری با عمل ندارد ودراین راستا عوامفریبی وهیاهو وخرافه پردازیها وداستان سرائیها را پیش می کشد .
 

3- عدالت علوی مجریان پاکدستی چون علی(ع) ومالک اشترها رانیازدارد وعلی عدالت را ازخانه خود خود واز قوم وقبیله خود شروع می کند  ولی عدالت اموی شاخصه اصلیش مکر وزرنگ بازی وفرصت طلبی هاست ومجریانی چون معاویه وعمروعاص را می طلبد.
 

4- عدالت علوی با نام اسلام وبه نام اسلام به کیسه های خرمن خود نمی اندیشد واگر جهالتی وخودسریهای نیز به نام اسلام وتوسط مجریانی صورت پذیرفت برای نهادینه سازی ارزشهای اخلاقی استیضاح ومجازات می نماید  ولی عدالت اموی سرتاسر مملو ازخودسریها –جهالتها – فرصت طلبیها وفسادهای تعمدی می باشد وهرچه قدرت بیشتری دارد بهره بیشتری می برد .
 

5- عدالت علوی با باندگرایی وفرقه گرایی وخرافه پردازیها متنفراست وبلکه تک تک زعامداران امت را نیز بازخواست می کند تا طریق مفسده ای نروند وآنقدرکه برمجریان قانون سخت می گیرد بر عوام سخت نمی گیرد  ولی عدالت اموی تنها باباندگرایی منفعت طلبانه فرصت بروز پیدا می کند ودراین راستا از تزویر وتهدید وتطمیع نیز بهره می برد.
 

6- درعدالت علوی اگر شهروندی ازامت اسلامی شکایت حقی از فرمانروای اسلامی داشته باشد هم مورد تکریم قرار می گیرد وهم به حقوقش میرسد  ولی درعدالت اموی طبقه اغنیاء و متنفذین وآنهاییکه درراس قدرتند علیرغم هر جنایت ورذالتی مصون ازبازخواست می باشند .
 

7- عدالت علوی نه تنها فشاری برگرده مستضعفین ومستمندان وقشر شهروندی وارد نمی کند بلکه مبنای تصمیم گیریها را نظر عموم آنها تلقی می کند وازمردم استفاده ابزاری نمی برد  ولی درعدالت اموی با نام مردم و به نام اسلام منافع اقلیتی ذی نفوذ ومکار تامین می شود.
 

8- درعدالت علوی مدیران حق پرخاشگری وتوحش ندارند واگر پیرزنی نیز ازبی عدالتی بنالد حقوقش اعاده می شود  ولی درعدالت اموی مدیران نالایق وفاسد ازحق توحش ورذالت بی حد وحصری برخوردارند وبنابراین برای خود کاخ وحرمسرا را روا وبرای دیگران حرام می دانند.
 

9- عدالت علوی ازهیچ ارزش اخلاقی وانسانی سوء-ای استفاده نمی کند و یا ضعفهای معیشتی ورایج شهروندان را برای کنترل آنها بکار نمی گیرد ، بلکه درتلاشی الهی عزم بسترسازی عزت اجتماعی شهروندان می نماید و به ضعفهای آنها نیز به دید اصلاح می نگرد  ولی درعدالت اموی اولا" ازارزشهای ثابت اخلاقی وانسانی استفاده گزینشی می نمایند وثانیا" بازیرفشارقراردادن شهروندان وایجاد ضعف مصنوعی برای آنها ازاین رذیله ها درجهت سکوت شهروندان بهره می برند.
 

10- درعدالت علوی موعظه وعمل وگفتار وَ کردار باهم متناسبند وبرای شهروندان هم شبه ای ایجاد نمی شود  ولی درعدالت اموی گفتاروکردار متناقض هم می با شند وحرفهای قشنگ را آنهایی به زبان می آورند که خود غرق درفسادند .
 

11- درعدالت علوی اصل مهم تبینی بالا بردن سطح آگاهیها وپاسخ گویی به افکار عمومی است  ولی درعدالت اموی مهم هیاهوسالاری وموج سواری است وتعمدا" ازاحساسات دینی مردم سوء استفاده می شود. ودراین راستا جریان سازیهای فرقه ای وقوم وقبیله ای نیز مورد توجه قرار می گیرد .

حسن فاتحی
۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۹ 


« تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی »

مـــرجـــع

 

 




درباره وبلاگ




گر در طلب لقمه نانی ، نانی /

گر در طلب گوهر كانی ، كانی /

این نكته رمز اگر بدانی ، دانی /

هر چیز كه اندر پی آنی ، آنی ...

مـــولانـــا

===============

امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :