یـــاد ِ مـــن بـــاش ...  

 

 

یاد من باش اگه خوابی اگه بیدار یاد من باش

به همین بهانه یك شب  حتی یك بار یاد من باش

 

یاد من باش اگه دنیا با تو مهربون نمی شه

مث عكسای من و تو زندگی  جوون نمی شه

 

یاد من باش اگه سنگم ، اگه خاكم ، اگه رودم

برا تو خاطره گفتم واسه تو خاطره بودم

 

اگه بارون و بیابون منُ گم كرده تو چشماش

گاهی وقتا مهربون شو ، گاهی وقتا یاد من باش

 

 

ساده بود اما برا من كه یه دلشكسته بودم

مث طوفان روز رفتن كوله بارُ بسته بودم

 

یه روز از تو جون گرفتم ، یه روز از تو دل بریدم

از همه دنیا گذشتم ، به همه دنیا رسیدم

 

ساده بود اما تو جاده دست و پامُ جا گذاشتم

شب دل بریدن از خود ، همه رُ تنها گذاشتم

 

دریا دلواپس من شد ،منُ دید به گریه افتاد

منُ بشناس اگه بارون ردپامُ برده از یاد

 

یاد من باش ،یه پلاكم ،یه نشونه زیر خاكم

مثِ لاله ها غریبم ، مث عاشقا هلاكم

 

اگه بارون و بیابون منُ گم كرده تو چشماش

گاهی وقتا مهربون شو ، گاهی وقتا یاد من باش

 

 

عبدالجبار کاکایی سال های تاکنون

« عبدالجبار کاکایی »

 دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389