http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg
http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg








امام خمینی: همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند.

/ باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...) - نه از د ِلـــه ، نه از جون ؛ از کـُتـَـکــه حسین جون»! ...



آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...)







نوشته شده در تاریخ یکشنبه 19 اردیبهشت 1389 توسط عـبــد عـا صـی

 

 

نه از د ِلـــه ، نه از جون ؛

 از کـُتـَـکــه حسین جون»! ...




    معروفست که یکی از شاهان گذشته که با نقاب دینداری سعی میکرد برای خودش وجهه وُ آیرویی کسب کند ، یکسال قبل از ماه محرم به توصیه وزیرش به برگزاری مجلس عزاداری ابا عبد الله علیه السلام وَ تعزیه اصحاب عاشورا پرداخت. چون میدانست که مردم بخاطر ظلم عوامل حکومتی ، استقبال چندانی از دعوتش نکنند ، با خط وُ مُهر ِ ملوکانه-اش حکمی خطاب به تمام کارکنان دولت نوشت که الزام استقبال از این عزاداری به مثابه اعتقاد به شعائری همچون « خدا ، شاه ، میهن » بوده وَ لا غیر! ...

چند شب از شروع عزاداری وُ تعزیه خوانی گذشت وَ شاه متوجه شد که جمعیت کمی شرکت کرده-اند ، حتی اگر فقط کارکنان وُ مستخدمین دولتی هم  مـیـآمـدنـد ، جمعیت بیشتر از این میشد.

فردای آن روز شاه ، سران داروغه-خانه وَ سردسته-های اراذل شهر را فورا به حضور طلبید وَ با دشنام وُ فحاشی خطاب به تمام-شان تـــوپـیـــد که "فلان فلان شده-ها ، کارتان بجایی رسیده که مجلس تعزیه شاهانه وَ عزاداری شهدای کربلا را از رونق می-اندازید! به حکم محاربه با دین خدا ، تمام-تان را خودم شخصا گردن میزنم"!!! ...  شاه طوری با تندی وُ تهمت غافلگیرشان کرده بود که بعضی از آنها "در-جا" ، خودشان را خیس کرده بودند. وزیر اعظم به موقع میانجیگری کرد که "هر چند تمام فرمایشات

ملوکانه عین عدالت است! وَلی این ها ناخواسته در امر اطلاع به مردم ِ کوچه وُ بازار، کوتاهی کرده-اند ، حسب الامر تا همین امشب جبران مافات کرده وَ تمام مردم شهر را از آمدن به تعزیه مطلع خواهند کرد ؛ بخاطر حُرمت این ماه عزیز ، قبله-ی عالم هم از عفو وَ کرامت ملوکانه ، این فداییان خود را   برخوردار سازند".

هنور آفتاب آنروز غروب نکرده بود که به ضرب ارعاب وَ جریمه-ی نقدی کسبه-ی کوچه وُ بازار ، خیلی-ها باورشان شده بود که باید به تعزیه شاهی بروند ، وَ گر نه جان وُ مالشان از آتش غضب داروغه خانه وَ اراذل وُ اوباش گرگ صفت آنها ، در امان نخواهد بود. جالب این بود که به سراغ اقلیتهای مذهبی-ای که نزدیک بازار سکنی داشتند هم رفته وَ با نشان دادن ضرب شصتی ، آنها را هم هشدار داده بودند.

اول شب که شد مجلس تعزیه مملو از جمعیت بود وَ شاه با کبر وُ غرور از آن بالا به مردم نگاه میکرد ، گویی همه سرباز وُ فدایی شاه بودند وَ او حاکم مطلق ...

مرثیه خوانی وَ سینه-زنی که بازارش گرم شد ، شاه متوجه گروهی شد که بیش از بقیه گریه وُ زاری کرده وَ به سر وُ سینه-ی خود میزدند. شاه به خبر-چین وَ تلخک خود که به لباس مردم در-آمده بود مأموریت داد تا با زیرکی به آنها نزدیک شود وَ خبری بیاورد.

وقتیکه داشت بیخ گوش ملوکانه گزارش میداد ، شاه پهنای دست راستش را سپر دهن-اش کرده وَ در آن شیون وُ غوغا می-خندید!  خبر آورده بود که مشتی از جهودهای محلات نزدیک بازارند که از ترس « داغ وُ دَرَفش » اصحاب داروغه-خانه آمده بودند وَ تمارض به عزاداری میکردند وَ آهسته نوحه-سرایی میکردند : « نه از د ِلـــه ، نه از جون ؛ از کـُتـکـه حسین جون»! ...

 

« تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی »

 

 




درباره وبلاگ




گر در طلب لقمه نانی ، نانی /

گر در طلب گوهر كانی ، كانی /

این نكته رمز اگر بدانی ، دانی /

هر چیز كه اندر پی آنی ، آنی ...

مـــولانـــا

===============

امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :