http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg
http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg








امام خمینی: همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند.

/ باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...) - علیرضا پناهیان ، گمشده ای در مرز فرهنگ و سیاست



آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...)







نوشته شده در تاریخ سه شنبه 4 خرداد 1389 توسط عـبــد عـا صـی

    علیرضا پناهیان ، گمشده ای

 در مرز فرهنگ و سیاست




مردم انتظار داشتند از شخصیت های شناخته شده تحلیلی در خور صنف و سلک خود بشنوند نه این که ادبیات حسینیان و شجونی و امثال این ها بر زبان پناهیان و امثال ایشان هم جاری و ساری شود!

علیرضا پناهیان، گمشده ای در مرز فرهنگ و سیاست

سخنی خودمانی با حجه الاسلام پناهیان
ریشه: احمد رضا محسنی راد
زمانی که علیرضا پناهیان در صداو سیما نشو نما پیدا کرد و پای او به دانشگاه ها باز شد و مورد استقبال عموم جوانان ودانشجویان قرار گرفت از دو جهت خوشحال شدم . اول آنکه بعد از سالها از فوت مرحوم احمد کافی شخصی پیدا شده که توانسته تا حدودی مبلغ فرهنگ مهدویت میان عموم مردم و به خصوص جوانان باشد و ثانیا روحانی جوانی پا به میدان دانشگاه گذاشته که با ادبیات جوانان امروز آشنا بوده و می تواند با آن ها ارتباط خوبی برقرار نماید به خصوص آن که موضوعاتی را هم که دنبال می کند همان مسائل و معضلات جامعه جوان ماست.

حجه الاسلام پناهیان



این گمان نیکو به علیرضا پناهیان تا آن حد بود که هر جا می نشستم از وی به عنوان یک روحانی صاحب مسلک که دارای توان تحلیل مسائل از جنبه فرهنگی است نام برده و در این وانفسای کمبود سخنور و مبلغ فرهنگی از وی به عنوان قطره ای در بیابان یاد می کردم.
البته این امید به حوزه فرهنگ با وجود پیدایش چنین شخصی متاسفانه طولانی نشد. زمانی که این روحانی بزرگوار در میان دانشجویان ایرانی در تورنتو آن سخنرانی عجیب را بیان نمود و تحت جو آنجا سخنانی به زبان راند که تا حد زیادی با آنچه در ایران می گفت متفاوت بود( و همین مساله سبب تعجب وحشتناک دانشجویانی شده بود که سخنان وی را در تهران دنبال می کردند)،دانستم اندکی باید در افکار و ثبات فکری این چهره برجسته تامل نمود.چرا که برای آن هایی که در تورنتو پای سخنان ایشان نشسته بودند این سوال پیش آمده بود که آیا مسافت بین تهران و تورنتو و جو اروپایی آمریکایی آنجا می تواند یک اندیشه فرهنگی را این قدر متلا طم و مواج نماید!
اما ناامیدی من از پناهیان زمانی بود که وی در تحلیل مسائل اخیر با همان ادبیات سیاسیون این مملکت سخن می گفت.
شاید توقع من و بسیاری دیگر از کسانی که دغدغه فرهنگ را دارند این بود که پناهیان به واسطه فرهنگی بودنش و بواسطه الگو بودنش برای عموم جوانان (چه مذهبی ها و چه نیمه مذهبی ها – چه طرفداران احمدی نژاد و چه میرحسین) از ادبیات و شخصیت فرهنگی خود مراقبه نموده و از الفاظی استفاده نماید که وی را از افراد و تحلیل گران سیاسی متمایز نماید. اگرچه ظاهرا این مساله اتفاق نیافتاد. متاسفانه وی در همان دامی افتاد که بسیاری از شخصیت های فرهنگی هم کیش او در آن افتادند که نمونه بارز آن جامعه مداحان! این مرزو بوم است.
البته ایشان در پاسخ به این انتقادات گفتند که وظیفه من حمایت از نظام و انقلاب و حریم ولایت است و زیاد به دنبال چیز دیگری (محبوبیت و...) نیستم و در جایی که احساس وظیفه کنم به میدان می آیم. اما مساله اینجاست که این وظیفه را به صورت های مختلف می توان انجام داد.
ظاهرا آقای پناهیان فراموش نمودند که ایشان اولا یک شخصیت فرهنگی است و ادبیات یک فرهنگی حتی در دفاع از حریم ولایت با یک شخصیت سیاسی فرق می کند. حتی مردم و جوانان این مرزو بوم انتظار داشتند از هریک از اشخاص و شخصیت های شناخته شده تحلیلی در خور صنف و سلک خود بشنوند نه این که ادبیات حسینیان و شجونی و امثال این ها بر زبان پناهیان و امثال ایشان هم جاری و ساری شود!
پس تجارب این سال های پناهیان کجا باید به کار بیاید آیا ما در دفاع از حریم ولایت تنها یک خط کلامی و عقیدتی داریم وهیچ گونه تنوع کلامی و آمیخته به ادبیات و شعر و ترفندهایی که یک فرهنگی باید به کار ببرد وجود ندارد؟

به عنوان مثال چند روز پیش علیرضا پناهیان در سخنانی که در آن خواهان حذف برخی از افراد شده بود گفت: کسانی که می توانند در آینده فتنه کنند، را باید امروز افشاء کرد؛ کسی که در نامه‌اش به امام خمینی(ره) ادبیات درستی به کار نبرد و احترام ایشان را رعایت نکرد، چگونه می تواند امروزه ولایت مدار و تابع مقام معظم رهبری باشد؟
البته افشا کردن های آقای پناهیان هم دیدنی است . وی در دی ماه سال پیش در یک افشاگری جانانه! پرده از ماجرای جام زهر به امام راحل برداشت و مقصر آن را فرمانده زمان جنگ معرفی نمود و در ادبیاتی مهلک خطاب به وی گفت: «ما هشت سال جنگ، تو را تحمل کردیم؛ آیا بس نبود»؛ هرچند وی در آن سخنرانی معلوم نکرد،که وی در هشت سال دفاع مقدس کجا بوده و چه مسئولیتی داشته‌ و در کجا و در چه شرایطی فرماندهی محسن رضایی را تحمل نموده و چه خسارتی دیده که امروز نادیده و ناشنیده و دیکته وار زبان انتقام دیگران شده است.
باز ایشان در همان سخنرانی کذایی تاکید می نماید ما باید هیبت و عظمت ولایت را نشان دهیم، چرا که وقتی دشمن بترسد، مزاحم ما نمی‌شود.این سخنی درست و عمیق است اما یادمان باشد که دشمن با وجود افرادی همچون پناهیان و امثال وی که بین مرز فرهنگ و سیاست تفاوتی نمی بینند از ما نمی ترسد. مثل علیرضا پناهیان همانند همان جنگجویان جنگ احد است . کسانی که در زمان حادثه سنگر خود را ترک می نمایند و در جایی دیگر مشغول می شوند البته نه اینکه پناهیان به دنبال غنائم سنگر فرهنگی خود را ترک نموده اما این ترک جایگاه به دلیل همان عدم بصیرتی است که دیگران را به آن متهم می کند ظاهرا وی هنوز متوجه نشده که جبهه دفاع از حریم ولایت همه اش سیاسی نیست به خصوص آنکه جبهه سیاست به اندازه ای سرباز دارد و این جبهه فرهنگی است که کسی در آن نمانده!
برادر عزیزم ،علیرضا پناهیان! نه کسی از شما انتظار دارد که یک روز در تلویزیون بگویی این میرحسین همان میرحسین زمان امام است و نه در مسجدی در قم بگویی برخی ها باید حذف شوند !
اصولا کارکرد شما چیز دیگری است . شما بایستی با زبانی دیگر و در حوزه ای دیگر و با محورهای اندیشه ای و فکری به تبیین و تحلیل حوادث و آینده نگری برای فردا بپردازی .حتی در میدان سیاست انتظار این است که شما فرهنگ دینی حاکم بر یک فضای سیاسی را تشریح نمایی نه اینکه خود را در حد یک ژورنالیسم افراطی و یا یک سیاسی کار جناحی پایین بیاوری .
بازگشت شما به میدان فرهنگ و پرداختن به امور جوانان و سخن گفتن با آن ها در دانشگاه ها که امروز اینقدر مورد تاکید است وظیفه اصلی شما وامثال شماست . این فضای خالی را دریابید و بیان دیکته های آقایان سیاسی را کنار بگذارید.


   

« تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی »

مـرجـع

 




درباره وبلاگ




گر در طلب لقمه نانی ، نانی /

گر در طلب گوهر كانی ، كانی /

این نكته رمز اگر بدانی ، دانی /

هر چیز كه اندر پی آنی ، آنی ...

مـــولانـــا

===============

امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :