http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg
http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg








امام خمینی: همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند.

/ باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...) - وقتی بیکاری و فقر بیداد می کند



آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...)







نوشته شده در تاریخ دوشنبه 10 خرداد 1389 توسط عـبــد عـا صـی
 

وقتی بیکاری و فقر

 بیداد می کند
 





 
 سحر رستمی : کنفوسیوس حکیم می‌گوید: «در سرزمینی که اداره امور آن به‌سامان باشد فقر، مایه شرم‌ساری است و در دیاری که اداره امور نابه‌سامان، ثروت است که موجب شرم می‌شود.»
حکایت کشور ما اما هردوی اینهاست!در این شرایط اقتصادی نابسامان هم فقر مایه شرمساری است و هم ثروت.در مملکتی که فقر بیداد می کند حتی اگر انکارش کنند، ثروتهای بی نهایت عده ای از فعالان اقتصادی ، بازرگانی و سیاسی باعث می شود تا آنها ناخودآگاه و از روی ترس از بازخواست ،داشته هایشان را انکار کنند و بگویند ما کجا ثروتمندیم!در این میان فقیر نیز که تکلیفش معلوم است ،آبروداری و سرخ کردن صورت با سیلی های پیا پی!تا زردی فقر باعث شرمساریش نشود.
 

شرم فقیر و غنی از نداشته و داشته‌اش، بی‌گمان علامتی است تا این اقتصاد را بیمار بخوانیم و بدانیم، فارغ از اینکه بخواهیم درباره نوع اداره امور داوری کنیم.این گونه است که فقیران از بام تا شام در پی لقمه‌ای نان، روان و دوان‌اند و ثرو‌ت‌مندان از هر نام و نشان که آنان را صاحب مال و امکان معرفی کند گریزان.حال هر چه بیاییم و انکار کنیم که در کشور ما کسی به نان شبش محتاج نیست!و با شبکه های خارجی مصاحبه کنیم و از وضعیت اقتصادی به سامان کشور تعریف و تمجید کنیم ،نمی توانیم واقعیت امر را پاک کنیم!
 

کافی است تنها چند ساعت وقت اضافی داشت و خیابان گردی کرد تا فقر را در خیابانهای تهران و ایران دید.باور کنید به عینک خاصی هم نیاز نیست !حتی اگر بینایی شما ضعیف باشد به راحتی آثار فقر در شهرها قابل تشخیص است به شرطی که بخواهیم واقعیات را ببینیم!
 

اصلا چرا راه دور برویم !عادل آذر ،رئیس مرکز آمار ایران ،به تازگی بیش از 10 میلیون نفر از جمعیت ایران را زیر خط فقر مطلق اعلام کرد.وی می گوید:" امروزه به دلیل مشكل بیكاری، ‌تورم و نیز عدم كنترل نقدینگی با وجود منابع عظیمی كه در كشور وجود دارد، بیش از 10 میلیون نفر از جمعیت ما زیر خط فقر مطلق و بیش از 30 میلیون نفر آنها زیر خط فقر نسبی به سر می‌برند."
 

آذر با بیان اینكه اقتصاد كشور ما متاثر از مشكلات فراوانی است و این مشكلات از دیرباز كشور ما را تهدید می‌كند، معتقد است:"اگر چه كشور از لحاظ امكانات سخت‌افزاری، نرم‌افزاری‌، منابع فیزیكی، مادی و خدادادی وضعیت بسیار مناسبی دارد، اما موقعیت اقتصادی آن خوشایند نیست. حال آن كه برخی كشورها كه از لحاظ بهره‌مندی از امكانات بالقوه هم‌طراز ما هستند، جایگاه اقتصادی بهتری دارند."
 

آنچه مسلم است ، اگر ایران را از لحاظ بهره‌مندی از منابع طبیعی نظیر نفت، گاز و منابع زیر زمینی با كشوری مثل ژاپن مقایسه کنیم، به این نكته پی خواهیم برد كه كشور ما وضعیت بسیار مناسبی دارد، حال آن كه كشورهایی نظیر ژاپن، كره‌جنوبی و تركیه جایگاه اقتصادی بهتری دارند و به نظر می رسد این مساله تنها ناشی از سیاستهای غلط و عجولانه اقتصادی است.
 

رئیس مرکز آمار ایران در این باره می گوید:"متاسفانه رتبه اقتصاد ایران در جهان بالای یكصد است و از نظر رفاه اقتصاد میان كشورها جایگاه هفتاد و پنجم را دارد؛ ضمن این كه نرخ تورم ایران دو رقمی است. این مشكلات البته دلایل متعددی دارد كه بخشی از آن مربوط به سابقه تاریخی است و به مشكلات حكومتی به ویژه در صد سال اخیر برمی‌گردد."
 

البته درست است که ایران به دلیل مشکلات حکومتی خود در قرن اخیر همواره دچار مشکلات اقتصادی بوده است ،اما سوال اینجاست در دو دوره ءدولتی با شعار عدالت و مهرورزی تا چه میزان در جهت عدالت اقتصادی گام برداشته شده است و شعارها تا چه حد عملی شده است؟آیا مشکلات در زمینه بیکاری و فقر حل شده یا به سوی بهبود است و یاتجدید شده و بیشتر شده است؟در زمینه اشتغال ،به خصوص برای جوانان تحصیل کرده چه اقداماتی صورت گرفته است؟تکلیف کارگران بیکار شده به خاطر تعطیلی کارخانه ها چیست و مسئولان چه دلیلی برای تعطیلی بی رویه کارخانه ها در سالهای اخیر و به خصوص امسال دارند؟
 

عسلویه را می توان به عنوان نمونه بارز از بیکاری و تعطیلی کارخانه ها مثال زد. طی چهار سال گذشته 52‌هزار كارگر در این منطقه شغل خود را از دست داده‌اند و این در حالی است كه دولت همچنان ادعا دارد پروژه‌های متعددی در حال راه‌اندازی در این منطقه است.
 

عیسی کمالی ،یک فعال کارگری در مورد عسلویه می گوید:" در گذشته 60‌هزار نفر در منطقه عسلویه كار می‌كردندكه در حال حاضراین تعداد به 8هزار نفر رسیده است و 52 هزار کارگر در این میان بیکار شده اند."
 

وی اعتقاد دارد که اگر مقایسه ای بین 5 سال گذشته و امروز در مورد حقوق کارگران صورت گیرد ،وضعیت امروز آنها بسیار دردناک است:"اگر بررسی كنیم كه پنج سال قبل چند درصدكارگران معترض می‌توانستند با مراجعه به ادارات كار حقوق، مزایا و سنواتشان را بگیرند متوجه خواهیم شد كه امروزه‌درصد دریافت مطالبات كارگران به شدت كاهش یافته و اكثر آرای ادارات كار به نفع كارفرمایان صادر می‌شود و از آنجا كه در نهایت كارگر معترض مزایای خود را دریافت نمی‌كند و اخراج می‌شود خودش را به دردسر نمی‌اندازد و از مراجعه به اداره كار خودداری می‌كند."بدیهی است با چنین شرایطی اعتماد کارگر به نهادهای مسئول از بین می رود و کارگر چاره ای نمی بیند جز آنکه در بیکاری و فقر بسوزد و بسازد.
 

كمالی با اعلام اینكه در عسلویه شاهد راه‌‌بندان‌های طولانی بودیم، می گوید:" امروزه عسلویه به حدی دچار ركود شده كه می‌تواند با سرعت 100 كیلومتر رانندگی كنی و در غذاخوری‌هایی كه روزگاری مجبور بودی یك ساعت سر پا بایستی تا یك میز خالی شود امروزه پرنده پر نمی‌زند، امروزه عسلویه به غده‌ای غیرمفید در استان بوشهر تبدیل شده است."
 

وقتی سرنوشت یکی از پروژه های عظیم اقتصادی کشور مانند عسلویه چنین می شود،چه توقعی می توان از کارخانه های تولیدی کوچک با سرمایه های اندک داشت؟تا کنون راهکار دولت برای برطرف کردن این مشکلات چه بوده است؟آیا جز این است که سیاستهای اقتصادی دولت از جمله هدفمند کردن یارانه ها تنها باعث هجوم موج نگرانی مضاعف در جامعه شده است و همه نگران از حمله بیشتر تورم بعد از اجرا شدن طرح هستند؟به راستی چه باید کرد؟؟؟

۰۸ خرداد ۱۳۸۹
 

 

 « تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی »

مـرجـع

 

 


 



درباره وبلاگ




گر در طلب لقمه نانی ، نانی /

گر در طلب گوهر كانی ، كانی /

این نكته رمز اگر بدانی ، دانی /

هر چیز كه اندر پی آنی ، آنی ...

مـــولانـــا

===============

امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :