http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg
http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg








امام خمینی: همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند.

/ باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...) - رسول جعفریان : چه چیزی از مشروطه باقی ماند؟



آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...)







نوشته شده در تاریخ سه شنبه 19 مرداد 1389 توسط عـبــد عـا صـی

 

  رسول جعفریان :  چه چیزی از مشروطه باقی ماند؟

 


 نقش روحانیت در مشروطه چه بود؟

 نقش روشنفکران در مشروطه چه بود؟

چه چیزی از مشروطه باقی ماند؟

چهار گروه در مشروطه نقش داشتند. روحانیون، بازاریان، روشنفکران و عامه مردم. روحانیت به اعتبار سابقه نفوذ در جامعه و استقلالی که داشت، و در تنباکو هم مقابل استعمار و استبداد ایستادگی کرده بود، توانست نقش اول را بر عهده بگیرد. این نقش در تحریک مردم و حرکت دادن آنها به سمت جلو بود.

در باره مشروطه
بین خود روحانیت اختلاف نظر افتاد و هر کدام از یک جناح دفاع کردند و این ضربه اساسی را به خود روحانیت و در نتیجه جنبش زد. در واقع اتحاد و اتفاق بین روحانیت در مشروطه بر اثر نفوذ مخالفان روحانیت در امور از بین رفت و کار را برای روحانیت سخت کرد.
 

 البته مرحوم نائینی وارد میدان شد. بسیاری دیگر هم تلاش کردند مشروطه را با قوانین اسلام تطبیق دهند. اما یکدستی در کار آنان نبود. اختلاف عمیق بود. نائینی مدافع مشروطه بود. مخالفان هم رساله هایی در نقض مشروطه می نوشتند. مسائل سیاسی و توطئه‌های تفرقه افکنانه هم به میدان آمد و روحانیت را در این نهضت زمین گیر کرد.


فکر غربی از زمان جنگهای ایران و روس کم و بیش وارد ایران شد، اما هیچ وقت درست هضم نشد. در واقع اندیشه های جدیدی که می آمد بیشتر با ستایش و تملق از غرب همراه بود. کسی به عمق اونها نرسیده بود. یک عده ای هم که عقب ماندگی ایران رو می دیدند و فجایعی که به هر حال در دوره قاجار بر سر ایران اومده بود، برای فرار از آن وضعیت، به غرب متمایل می شدند.



مشکل این بود و هست که اگر نیروهای خودی نتوانند راهی برای برونرفت از مشکلات بومی پیدا کنند افرادی خارج از روال جاری به قدرت می رسند و در مشروطه افرادی که عاشق غرب بودند آمدند.
 

 مشکل اصلی مشروطه از سوی رهبران آن چه روحانی و چه روشنفکر، نداشتن یک فکر منسجم بود. نداشتن یک اندیشه مرتب و سامان ده بود.


و این که این خواسته ها با موج هایی که در جامعه و میان مردم بود، چه اندازه تطبیق می کرد. نقش خارجی ها چه اندازه بود؟ دولت قاجار چه تاثیری روی این خواست ها و در مخالفت یا موافقت با اونها داشت. بالاخره انقلاب یک پروسه بزرگی است و با چند تا حرف و شعار سامان پذیر نیست.
 


اما حاصل کار چه شد؟ برای روحانیت متأسفانه چیزی باقی نماند، زیرا دین تضعیف شد.

 استبداد هم که روحانیت در پی براندازی آن بود، در لباس تازه و زیر چتر مدرنیته اجباری باقی ماند.

 تجدد هم که روشنفکران غرب زده دنبالش بودند نیم بند آمد. پانزده سال بعد همه چیز در رضاشاه خلاصه شد.





ادامـه مـطـلـب :  http://yaadust.mihanblog.com/post/491


 

 

« تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی »

 




درباره وبلاگ




گر در طلب لقمه نانی ، نانی /

گر در طلب گوهر كانی ، كانی /

این نكته رمز اگر بدانی ، دانی /

هر چیز كه اندر پی آنی ، آنی ...

مـــولانـــا

===============

امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :