تبلیغات






http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg
http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg








امام خمینی: همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند.

/ باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...) - آقای احمدی نژاد، تو رو خدا استراحت کنید!؟



آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...)







نوشته شده در تاریخ جمعه 9 مهر 1389 توسط عـبــد عـا صـی

 آقای احمدی نژاد، تو رو خدا استراحت کنید!؟



سلام آقای رییس جمهور
حرفهایی را که در ادامه میزنم شاید حرف دل خیلی ها باشد از جمله سیاسیون پشتیبان نظام و شما. اما به دلایل دیپلماتیک و مقدار زیادی هم بدلیل اخلاقیات خاصه جنابعالی امکان طرح مستقیمش با جنابعالی را ندارند.
بنده به شما رای ندادم اما بدلیل پرکاری و سلامت شما و جریانات سال 88 به صف پشتیبانان شما پیوستم. مستحضرید مردمی داریم دارای بینش سیاسی که بحث سیاسی و جانبداری از جناح های موجود از دفترهای استراحت معلمین و استادان دانشگاه گرفته تا درون تاکسی و سبزی فروش و ...رونق بسیاری دارد و چه بسا سر درآوردن کاندیدی از درون صندوق ها نتیجه ملموس یرتری طرفداران یک کاندید در این بحث ها و توانایی اقناع و دفاع از عملکرد کاندید شان بین مردم است.
کاری به دوره قبل ندارم .بعد از حوادث 88 افرادی مثل من کم نیستند که منصفانه بخاطر حفظ نظام و اسلام و رهبری پا روی علایق شخصی خود گذاشته و به رغم متلک های هم حزبی های سابق و نگریستن با دیده شک از جانب هم حزبی های جدید اما به حمایت از روند کلی دولت جنابعالی گذاشته اند.چند وقتیست با پرسشهای اساسی از جانب همکارانمان در مشاعل مختلف درباره حمایتمان از عملکرد جنابعالی روبروییم و خدا میداند برای بیشتر موارد هم پاسخی نداریم که حتی خودمان را قانع کنیم.
به هر صورت حداقل از مرام و معرفت بدور است که حامیان خود را در معرکه مباحثه با مخالفان مسلح به انواع انتفادات که حداقل در ظاهر حرف هایشان مستند و منطقی هستن ، بی سلاح (استدلال مستند و قانع کننده) رها کنید و ما را بازنده و شرمنده این مباحث کنید. چند موردی را اشاره میکنم که از فرط تکرار زبان حامیانت مو درآورد!
خدای ناکرده این روند بدهکار نبودن گوشتان به انتقادات دلسوزان ، وضعیت مصدق در آخر دوران نخست وزیریش را برایتان پیش نیاورد. بحثم شباهت ها از منظر اغوا شدن از حمایت های مردم است که احساس بی نیازی از انتقاد خواص دلسوز را به همراه دارد وگرنه مشخص است که مقایسه از جهات دیگر صحیح نیست. جایی ایشان به آیت الله کاشانی پیغام داده بودند که مستظهر به پشتیبانی ملت هستند و شما نیزحرف زدن نماینده ای با رای 6 هزارنفری را در مقابل خودتان با رای 20 میلیونی حداقل صحیح ندانسته اید. چه میشود که نماینده ای دلسوز بخاطر آنکه بیم دارد حرفش توسط شما از بیخ و بن رد شود و همکاران رسانه ایتان مغرض بنامندش ، قبل از بر شمردن اتتقادی ساده باید فصلی از محاسن ریز و درشتتان بگوید؟ .
خوب خاطرم مانده در تبلیغات تلویزیونی سال 84 وقتی گفتید که راه را برای ورود نخبگان جدید به عرصه حاکمیت باز میکنید و گردش نخبگان ایجاد میکنید چون این را از زبان یک استاد دانشگاه میشنیدم تصور کردم حتما ایشان با مفاهیم مدیریت سیستمی و مدیریت نخبگان (حتی اگر نخبگان مربوط به حلقه یاران نباشند) آشناست و با وجودیکه از بیم نداشتن تجربه مدیریت کلانی که پله ی بعدیش ریاست جمهوری باشد به شما رای ندادم اما ته دلم آرزو داشتم شما رییس جمهور شوید. اما اکنون هضم این مسیله برایم دشوار است که شما یکبار هم از خودتان نپرسیده اند که آیا برترین نخبگان کشور لزوما باید بر حسب تصادف قبلا در یکی از ارگانهای شهرداری تهران ، استانداری اردبیل یا دانشگاه علم و صنعت فعالیتی داشته باشند و آقای رییس جمهور آنها را دیده باشد؟
منکر توانایی و تا حدود زیادی سلامت این افراد نیستیم اما انتظار ما از یک استاد دانشگاهی که خودش این را مطرح کرده بود فراتر از این بود. آیا اگر اشتغال و مدیریت در سازمانی پیچیده و حساس یکی از ملاک های انتخاب افراد بوده است چگونه باید بپذیریم که شهرداری تهران و استانداری اردبیل آن هفت خوانی بوده اند که مدیران را آبدیده و آماده پذیرش یکباره پستهایی با ابعاد ریاست بزرگترین سازمانها و وزارتخانه ها و معاونت های مهم کرده اند. چرا این شانس برای مدیران لایقتر سازمانهای به مراتب مهمتر و پیچیده تر پیش نیامد؟ آیا استاد دانشگاهمان بعد از 3 دهه از انقلاب به این باور نرسیده است که ممکن است(ودر مورد انتخاب هایتان قطعا) شایسته ترین افراد لزوما آنهایی نیستند که بر حسب تصادف شما با آنها آشنا هستید. گردش نخبگان به قحط الرجالی رسید که زمانی آقای الهام و اکنون آقایان مشایی و بقایی و ... همزمان عهده دار چندین و چند پست حساس و تخصصی با حوزه های کاملا بیگانه از هم شده اند. آیا چند سال مدیریت در یک قسمت فرهنگی از شهرداری تهران سابقه مناسبی برای احراز مسولیت مهم و استراتژیکی چون مدیریت فرابخشی بر یک حوزه وسیع مثلا روابط ما با کشورهای شرق آسیا یا خاورمیانه یا هر جای دیگری در این سطح و مقیاس است؟ خنده دار این است که این افراد با چه وجدانی و از روی کدام تجربه و تخصص این مسئولیت ها را میپذیرند و جالب تر اینکه به عنوان شغل چندم و با تفکر ادای تکلیف این پستها را می پذیرند. به نظرم میاید تنها پستی در وزارتخانه ها و سازمانهای ما احتیاج به هیچ تجربه و تخصصی ندارد راس آن سازمانهاست و گرنه آبدارچی هم که باشی باید بلد باشی چایی دم کنی ولی میشود ریاست میراث فرهنگی باشی و تفاوت لوح واقعی کورش با مجسمه کورشی که در جوایز لپ لپ جاسازی شده را متوجه نباشی .(مثال تزیینی بود ولی فکر نکنید خیلی اغراق شده است؟). روایت است که حرام است کسی مسولیتی را بپذیرد و حال آنکه بداند شایسته تر از او برای آن پست هست. و آیا این روایت اندکی کسی را که این پستها را پیشنهاد میدهد و به قول خودش در همه زمینه ها کارشناس ارشد است و بر همه زمینه ها اشراف کامل دارد؛ به فکر فرو نمیبرد؟ آیا روزی نمیآید که از او سوال شود؟
بی برنامه بودن و باری به هر جهت بودن به حدی باشد که ابتدا برای پرجمعیت ترین و پرمشکل ترین و حساسترین وزارتخانه ی کشور بی تجربه ترین فرد با کمترین اقتدار (حداقل در مقایسه با کاندیداهای سایر وزارتخانه ها) را معرفی کنی و این وزارتخانه حساس را تبدیل به آزمایشگاه مدیریت آزمون و خطا (ورود اولین بار خانمها به عرصه وزارت) کنی که خوشبختانه نمایندگان موافقت نکردند و بار بعد بر حسب تصادف و اصل پرسش از حلقه دوستان که آموزش و پرورش مال کی باشد؟ تصادفا قرعه به نام آدم کارکشته یی به نام دکتر حاجی بابایی بخورد و انصافا کدامیک از کارهایی که آقای بابایی در این مدت انجام داد (بماند که مجلسی بودن ایشان بعضی کارها را راحتتر کرده است) از عهده خانم کشاورز بر میامد؟
اشتباه نشود اینجا مطلقا بحثم دفاع از آقای بابایی و تخریب خانم کشاورز نیست. بحث این است که وفتی برنامه ای نباشد و از خجالت دوستان در آمدن، مقدم بر برنامه باشد؛ میتوان در عرض چند ماه برای این وزارتخانه ی مهم طیفی را از بی تجربه ترین و کم اقتدارترین فرد تا مقتدرترین و عملگراترین فرد کابینه پیشنهاد داد. این یعنی بی برنامگی. یعنی وقتی دوست اول با هر تفکری رای نیاورد نوبت دوست بعدیست که ممکن است برنامه اش با اولی 360 درجه تفاوت داشته باشه و چون برنامه ی کلی وجود ندارد یا وجود دارد ولی یک کاغد پاره ست که اهمیتی ندارد که همه با آن هماهنگ شوند همین میشود که میبینید. وگرنه دولتی که ادعا میکند این دوره اولویتش کارهای فرهنگیست؛ میبایست برای آموزش و پرورش یک برنامه مشخص و منسجمی میداشت و انتخاب وزیر بر اساس ایمان به برنامه ،میزان تواناییش و تجربه قبلیش که بتواند برنامه را اجرا کند میبود و اگر نفر پیشنهادی اول رای نیاورد نفر بعدی که باز همان ویژگیها را داشت معرفی میشد نه اینکه بالعکس هر کس بیاید با خودش برنامه بیاورد و اولی مشکل را فلسفه بداند و دومی بیمه. (تاکید دارم مثالها تزیینی هستند هر چند ممکن است مثالهای واقعی از اینها شورتر باشند)

در نامه ای که رهبر عزیز برای برکناری آقای مشایی به جنابعالی نوشتند هر چند با توجه به التزام عملی معظم له به اخلاقیات ، از دلایل مطمئنا فراوان برکناری فقط به احتمال کدورت دوستان و دلسردی آنها از شما اشاره کردند اما روشن است که اگر صرفا برای رهبر عزیز ضعف های عدیده آقای مشایی مسجل نبود و سوتفاهمی از جانب دوستان دیگررییس جمهور تعبیر میشد و این قدرتهای لابد ماورایی که تنها شما در وجود ایشان میبینید و بقیه عاجز از درک آنها هستیم را میدیدند حکما به جای توصیه به برکناری ایشان ، ایشان را تایید و آن دوستان را توصیه به حمایت وی میکردند.
خیلی ببخشید رفتارهای متناقض در شما آنقدر زیاد شده که جای حمایتی را باقی نمیگذارد. ارادت شما به آقای مشایی درست! در مسایل شخصی هر چقدر امکانش هست به ایشان نزدیک شوید اما اینجا بحث حقوق مردم است. ارادت شما به ایشان یا هر شخص دیگری دلیل موجه ی برای سپردن این همه (و واقعا این همه) پست و مسولیت خطیر به ایشان نیست. عذر میخواهم اما پست های حکومتی که فروشندگی در یک فروشگاه چند غرفه ای نیست که درشرایط اضطرار یک فروشنده بتواند همزمان چند غرفه را با هم بچرخاند.
ماجرای سپردن این همه پست ریز و درشت به جناب مشایی بهرحال از چند حالت خارج نیست:
1- یا آقای مشایی آدم خارق العاده ای هستند که بدون محدودیت بر زمان و مکان ولایت دارند . سیر آفاق و انفس دارند و بسان سلیمان نبی لشکری از جنیان فرمانبردارشان هستند که اداره این همه امور را به آنها سپرده و لطف الهی شامل حال ملت شده که این حقیقت توسط رییس جمهور کشف شده است.
2- یا مسولیت هایی از قبیل دبیری فرهنگی دولت (اونهم دولتی که اولویت این دوره اش کارهای فرهنگی است!) ، مسئولیت حوزه خاورمیانه ای که شده کل فکر و ذکر آمریکا و محل همه جنگهای آخرالزمانیست و .... کارهای پیش پا افتاده و بی اهمیت یا با اهمیت دست چندمی هستند.
3- یا قضیه رو کم کنی و این حرفاست که از شواهد برمیاید که همین یای سوم است.
یک مقایسه ای بین اختیارات پست معاون اولی و اختیارات واگذارشده به آقای مشایی بکنید. خداوکیل شما باشید کدام را انتخاب میکنید. آقای رییس جمهور همه متوجه هستند و در این مورد بخصوص میدانم باکی ندارید و بلکه به عمد میخواهید همه متوجه باشند که کسی نباید با شما در بیفتد که اگر بحث لج و لجبازی پیش بیاید شما حاضرید برای کم نیاوردن اگر شده بین منافع ملت و ماندن آقای مشایی یکی را انتخاب کنید حتما گزینه شما آقای مشایی خواهد بود. شاید بدلیل خستگی زیادتان متوجه اثرات تصمیمتان نباشید
من پیشنهادم به مجلس و شورای نگهبان و مجمع تشخیص و سایر عقلای قوم این است که حرفشان را پس بگیرند و بگویند آقای مشایی را همان معاون اولش کن مفسده اش کمتر است به خدا. آقای رییس جمهور! دارید کل مملکت را میدهید دست آقای مشایی. شما حتی به خطر افتادن موقعیت و محبوبیت خودتان را به خاطر آقای مشایی پذیرفته اند. هزینه انتقاد از آقای مشایی هم در بین کسانی که عزل و نصبشان با رییس جمهور است آنقدر بالاست و آنقدر سریع مراسم تودیع انجام میگیرد که حلقه دوستان ناچار به مجیز گویی آقایی مشایی هستند. نمونه اش دفاع غیر معقول آقای جوانفکر در برنامه آقای یامین پور بود.
جناب مشایی هم که نه به پست های تعریف شده از قبل نه میگویند و نه به پست های ابداعی و خلق الساعه !
جناب مشایی! آقای رییس جمهور افتاده اند روی دنده لج و رو کم کنی ، شما چرا ...؟
درست است که پیشنهادها را آقای رییس جمهور میکنند . نمیگوییم شما فکر کنید آقای رییس جمهور بحثشون به کرسی نشاندن حرفشان در ماجرای معاونت اولی شماست. شما هم داغدار آن پست هستید قابل درک است اما بخاطر خود ایشان فرض کنید ایشان سحر سکنات و وجنات شما شده اند. شما شمس و ایشان مولوی!مرید و مراد که بد همدیگر را نمیخواهند. بیایید بخاطر خودشان هم شده اگر پست جدیدی پیدا کردند که به شما بدهند که جبران مافات معاونت اولیتان شود بگویید وقت ندارید.
مگه تخصص شما چیه که به کمتر از ریاست هم، برای هر جای مربوط و نامربوطی راضی نمیشوید. کسی که در همه حوزه ها و منجمله حوزه های نظریه پردازی علوم انسانی استاد است کی وقت میکند به کارهای اجرایی برسد؟
آقای رییس جمهور! کاش تکبری داشتید از نوع فخرفروشی و علاقه به ظواهر دنیا. کاش آخرین مدل خودروهای دنیا را سوار میشدید. کاش گرانترین لباسها را میپوشیدید. و هزار کاش دیگر از این نوع که به مراتب مفسده شان از تکبری که باید هرجور شده حرف حتی ناحقت را به کرسی بنشانی کمتر بود. مطمین هستم که این حرف خیلی هاست که مثل من راضی به بازگشت آقای مشایی به معاونت اولی هستند تا حرف ، حرف شما شود .معاونت اولی پستی مشخص با اختیارات و وظایف تعریف شده است که کم کاری و تخطی از آنها مشخص میشود.اگر هم ضعفی بود یک جای مملکت عیب پیدا میکرد.
آقای رییس جمهور کشف آقای مشایی برای نسل ما توسط شما کافیست. آقای بقایی را حرام نکنید بزارید برای یک نسل دیگر.

آقای رییس جمهور! عجب تمکینی کردی از حکم ولایت فقیه !
آقای رییس جمهور! به سبک همان مردمی که به قاری بدصدای قرآن که ادعایش خواندن برای خدا بود گفتند برای خدا نخوان ما نیز از شما میخواهیم برای خدا کمی به خود استراحت دهید .پرکاری همیشه جواب نمیدهد.هر انسانی نیاز به استراحت برای تجدید قوا دارد.شاید پرکاری شما و فرصت استراحت نداشتنتان ضریب اشتباهاتتان را بالا برده است. کمی استراحت کنید. برای خدا ، برای مردم.

ناصری ، جامعه ی فرهنگیان ایلام
 

 مـــرجـــع

1389/07/03

 

« تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی  »

 




درباره وبلاگ




گر در طلب لقمه نانی ، نانی /

گر در طلب گوهر كانی ، كانی /

این نكته رمز اگر بدانی ، دانی /

هر چیز كه اندر پی آنی ، آنی ...

مـــولانـــا

===============

امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :