http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg
http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg








امام خمینی: همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند.

/ باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...) - علی (ع) با مخالفان خود چه می كرد؟



آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...)







نوشته شده در تاریخ یکشنبه 23 آبان 1389 توسط عـبــد عـا صـی

 

  علی (ع) با مخالفان خود چه می كرد؟

 

در جریان جمل، با اینكه طلحه و زبیر آغازكننده فتنه بودند و دست به شورش زده و عده ای از اصحاب حضرت را در بصره به قتل رسانده بودند، ولی بهر حال چون در برابر حضرت قرار گرفته و او را متهم به قتل عثمان می كردند، امام به آنها پیشنهاد كرد به داوری كسانی تسلیم شوند كه طرفداری از هیچ یك از دو طرف را نكرده باشند.. یعنی ایشان عملا به داوری كسانی كه از وی تخلّف كرده و وظیفه حمایت از امام را انجام نداده اند، رضایت می دهد  

منطق حل اختلاف را براساس الگوهای مختلفی می توان تعریف كرد. بهترین الگو در این باره، شیوه ی حضرت علی(ع) برای رفع اختلاف است. این شیوه، به لحاظ اعتبار شرعی، مستند به "فعل معصوم" است كه در مشروعیّت آن تردیدی وجود ندارد، و به لحاظ اعتبار عقلی نیز كاملاً با "موازین عقلانی" منطبق است، و از این رو، برای وفاق جریانات مختلف سیاسی و اجتماعی، می تواند مبنای مشترك، تلقی شود.

حجت الاسلام والمسلمین سروش محلاتی، استاد درس خارج فقه حوزه علمیه قم در یادداشتی با اشاره به سیره امیر مومنان(ع) نوشت: در اینجا به تبیین سه اصل برای رسیدن به تفاهم، می پردازیم: 1ـ رعایت ادب و اخلاق 2ـ فرصت گفتگو 3ـ قبول حكمیّت.

... آنان كه سیاست را در مكتب اخلاقی امیر المومنین (ع) آموخته اند، می دانند كه حتّی در میدان جنگ با دشمن، اگر چه شمشیر زدن بر پیكر دشمنان رواست، ولی زخم زبان زدن به آنها نارواست. آن حضرت اجازه نمی داد كه عزیزترین عزیزانش به نامردترین دشمنانش، دشنام گفته و بدگویی كنند.

مثلاً در صفّین به امام علی (ع) خبر رسید كه حجر بن عدی و عمرو بن حمق، به سپاه دشمن، ناسزا می گویند، حضرت پیغام داد كه از این كار دست بردارند، .. اگر امیرالمومنین در میدان نبرد، این گونه مراقب ادب یاران خود است و به آنها اجازه دشنام به دشمنان را نمی دهد، می توان حدس زد كه حضرت نسبت به بی ادبان هتّاك در داخل جامعه اسلامی، چه موضعی دارد و چگونه با آنها برخورد نموده و آنها را مهار می كند.

 بر این اساس، حتی اگر شخصی بزرگترین جرم را هم مرتكب شده باشد و مستحق اعدام باشد، باز هم از حیثیت انسانی برخوردار بوده و آبرویش حفظ می شود. امیرالمومنین (ع) در جنگ هم به بی ادبی رضایت نمی داد، و از هتاكی مریدان خود، به صراحت جلوگیری می كرد. بدگویی علاوه بر آنكه از نظر اخلاقی ناپسند است، از نظر اجتماعی نیز زمینه ی عداوت و دشمنی است.

 فراهم آمدن زمینه ی گفتگو نیز می تواند به كم شدن فاصله ها و رفع سوء تفاهم ما كمك كند، اگر همه گروه های طرف اختلاف، فرصت داشته باشند كه در شرایطی برابر و مساوی، به دور از فشار و تحمیل ، با رعایت ادب و اخلاق و با امكان نظارت عموم مردم گفتگو كنند.

 ...از شگفتی های سیره ی امیرالمومنین (ع) آن است كه در دوران حاكمیت و اقتدار، پیشنهاد "گفتگو" با مخالفان داشت، در گفتگو، از "زبان قدرت" استفاده نمی كرد، مخالفان را برای طرح اعتراضاتشان بدون هیچ گونه محدودیتی، كاملاً آزاد می گذاشت و با برگزاری علنی گفتگو، امكان داوری را برای همه فراهم می كرد.
نمونه ای از این سبك گفتگو، در جریان برخورد با جریان خوارج دیده می شود، و در حالی كه خوارج مهیّای جنگ شده بودند، حضرت در محل اجتماع آنها در قریه ی "حرورا" حضور یافت و فرمود، نماینده خود را برای گفتگو مشخص كنید، آنها "ابن كوّا" را برگزیدند، وی به تفصیل اعتراضات خود را بیان كرد و امام با متانت به پاسخ پرداخت.(بهج الصباغه، ج1، ص367) از نظر تاریخی روشن است كه خوارج تقاضای گفتگو نداشتند و امام نیز الزامی برای اقدام به چنین كاری نداشت، و یا حداقل می توانست چنین كاری را به برخی از اصحاب خود محوّل نموده و شأن خود را در دوری از مباحثه با آنها و دهان به دهان شدن با ایشان دیده و اعتنایی به ایشان نكند.

و شگفت آورتر آنكه امام حتی در شرایطی بر گفتگو اصرار می ورزید، كه خوارج با شورش، سر به طغیان برداشته و عبدالله بن خبّات و همسرش را به قتل رسانده بودند، ولی از نظر حضرت، حتّی آن خشونت ها هم راه احتجاج را مسدود نمی ساخت و امام بجای آن كه یك طرفه به نقد آنها پرداخته و غیاباً آن ها را محكوم كند، حضوراً به گفتگوی دوجانبه می پرداخت و گاه ابن عباس را مأمور احتجاج با آنها می كرد، (نهج البلاغه، نامه 77)
طبرسی كه در كتاب خود الاحتجاج، گزارش یكی از این گفتگوهای حادّ را آورده است، در پایان اضافه می كند كه با این گفتگو، بسیاری از خوارج استدلال امیرالمومنین را پذیرفتند و از سپاه دشمن جدا شدند.(الاحتجاج، ص442)

البته اگر برای حلّ اختلاف، نیاز به داوری كردن و حكم صادر كردن باشد، این كار نمی تواند توسط هیچ یك از گروه های درگیر اختلاف انجام شود، و صرفاً كسی می تواند به نفع یك طرف و یا به ضرر طرف دیگر، حكم كرده و غائله را خاتمه دهد كه نه طرف دعوی باشد، و نه از یك طرف حمایت كرده باشد.

در جریان جمل، با اینكه طلحه و زبیر آغاز كننده فتنه بودند و دست به شورش زده و عده ای از اصحاب حضرت را در بصره به قتل رسانده بودند، ولی بهر حال چون در برابر حضرت قرار گرفته و او را متهم به قتل عثمان می كردند، امام علیه السلام به آنها پیشنهاد كرد به داوری كسانی تسلیم شوند كه طرفداری از هیچ یك از دو طرف را نكرده و از هر دو جریان كناره گیری نموده اند:

«پنداشتید من عثمان را كشتم؟، پس میان من و شما از مردم مدینه، آن كس داوری كند كه سر از بیعت من بر تافته و به یاری شما هم نشتافته، آن گاه هر كس را بدان اندازه كه در كار داخل بوده، برگردن آید و از عهده آن برآید.»(نهج البلاغه، نامه54 ترجمه دكتر شهیدی)

این منطق علوی متضمّن چند نكته است:
اوّل آنكه: آن حضرت، مشروعیّت حكومت خود را به معنی نادیده گرفتن اعتراضات مخالفان نمی داند.
دوّم آنكه: هر چند خود در جایگاه امامت و خلافت قرار دارد، ولی داوری در خصوص مسائل مربوط به خود را به دیگران محوّل می كند.
سوّم آنكه: داوران را از طرفداران خود پیشنهاد نمی كند، بلكه به داوری كسانی كه از وی تخلّف كرده و وظیفه ی حمایت از امام را انجام نداده اند، رضایت می دهد.
چهارم آنكه: از قبل، آمادگی خود را برای التزام به هر آنچه داوران درباره ی او بگویند، اعلام می نماید.

آیا برای حل اختلافات، منطقی منصفانه تر از این وجود دارد؟ بدون تردید، امیرالمومنین (علیه السلام)، به مصداق "علی مع الحق والحق مع علی" معیار حق است و كلام او شاقولی است كه انحراف و اعواج دیگران راآشكار می سازد، ولی وقتی درگیری و اختلاف رخ می دهد، حضرت مخالفان خود را به قبول رأی خود محكوم نمی كند و آنها را به "داوران بی طرف" ارجاع می دهد.

 ... در همه ی این صحنه های اختلاف و نزاع، حضرت به جای استناد به عصمت و حقانیّت خود، به مخالفان می گوید: اگر كار خلافی انجام داده ام، بگویید و در این صورت حق دارید كه در برابر من بایستید:«لیس لكما غیر ما رضیتما به الّا ان تخرجا مما بویعت علیه بحدث فان كنت احدث حدثاً فسمّوه لی»(الامامة و السیاسة، ص95)

مـــرجـــع

 1389/08/23

 

« تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی »

 

   




درباره وبلاگ




گر در طلب لقمه نانی ، نانی /

گر در طلب گوهر كانی ، كانی /

این نكته رمز اگر بدانی ، دانی /

هر چیز كه اندر پی آنی ، آنی ...

مـــولانـــا

===============

امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :