http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg
http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg








امام خمینی: همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند.

/ باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...) - سرشوخی را با دکتر روحانی باز می کنیم! ...



آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...)







نوشته شده در تاریخ یکشنبه 2 تیر 1392 توسط عـبــد عـا صـی



 سرشوخی را با دکتر روحانی باز می کنیم! ...  

از آنجا که ما کارمان خیلی درست است توانستیم دستگاهی اختراع کنیم و چهارسال بعد را با پیش فرض اینکه هر یک از نامزدهای ریاست جمهور رئیس جمهور می شدند پیش بینی کنیم! البته این دستگاه را بیشتر به این خاطر اختراع کردیم که سرشوخی را با دکتر روحانی باز کنیم. هر چند دکتر احمدی نژاد می رود، اما بالاخره یک طوری ما طنزنویس ها هم باید نان بخوریم دیگر!

 * اگر غرضی رئیس جمهور می شد:

به قول شاعر: "تصور کن، اگه حتی، تصور کردنش سخته!"؛ با رئیس جمهور شدن ایشان طنزنویسان به جلسات هیات دولت دعوت می شدند و کلا همه دور هم می گفتن و می خندیدن؛ نشاط جامعه اینقدر بالا می رفت که دیگر هیچ بیمار روانی در کشور وجود نمی داشت و همه روانشناسان به این دلیل از کار بیکار می شدند!

بعد از چند ماه و با کاهش تورم به زیر صفر، کشور دچار رکود اقتصادی می شد و مسئولان به این فکر می افتادند که حالا باید چیکار کنند؟!

در طی 4 سالی که ایشان رئیس جمهور می بودند تیمی تشکیل می شد پاسخ سوالات فلسفی ایشان را بدهد؛ و بالاخره معلوم شود که آیا فرهنگ در طول حرکت می کند یا در عرض؟! و یا اینکه بالاخره فرهنگ موجودی زنده است یا خیر؟!

در طی این دوران "دولت ضدتورم" ایشان با هرگونه "تورم" مبارزه می کرد و بعد از رفع تورم اقتصاد، به شکم های متورم همشهریان هم پرداخته می شد و دیگر کسی در کشور اضافه وزن نمی داشت!

 * اگر جلیلی رئیس جمهور می شد:

از یکدم همه ظرفیت ها آزاد می شدند! همه آدم ها هم با ظرفیت می شدند و دیگر کسی از انتقاد کس دیگری دلخور نمی شد! حتی ظرفیت باک خودروها را هم افزایش می دادند تا با یک باک بنزین بتوانی از اینجا تا محل اجلاس 5+1 بروی ، با کاترین مذاکره کنی و برگردی!

 * اگر عارف رئیس جمهور می شد:

بالاخره به دکتر می رفت و به دکتر می گفت که: "4سال دل درد گرفتم!"؛ همه معادن را به جاذبه گردشگری تبدیل می کرد و البته مرام لوطی گری و تریپ معرفت را هم در کشور ترویج می داد.

 * اگر محسن رضایی رئیس جمهور می شد:

همون موقع اعلام نتایج کنار می کشید و نفر دوم می شد رئیس جمهور ؛ آقا محسن در بیانیه استعفایش می نوشت: "لذتی که در نامزد شدن هست در انتخاب شدن نیست! من هدفم در این سال ها نامزد شدن بود نه رای آوردن! وقت ندارم رئیس جمهور بشم! می خوام برم مطالعه و تحقیق کنم و برنامه هام رو ارتقا بدم تا 4 سال بعد با برنامه هایی جدید دوباره کاندیدا بشم!"

 * اگر قالیباف رئیس جمهور می شد:

تیم مذاکره 5+1 با احترامی ویژه به ایران دعوت می شدند و بعد گازانبری مذاکرات را پیش می بردیم!

 * اگر ولایتی رئیس جمهور می شد:

یک واحد درسی با عنوان "چگونه مذاکره کنیم!" به واحدهای درسی دانشجویان اضافه می شد!!

 * اگر حداد عادل رئیس جمهور می شد:

بعد از چهارسال تازه باورش می شد که این اتفاق افتاده که خیلی دیر بود و زمان ریاستش بر قوه مجریه به اتمام می رسید!

 * حالا که دکتر روحانی رئیس جمهور شد:

ابتدا سعی می کند با کلیدش، قفل های زده شده بر رشد اقتصاد و اشتغال را باز کند! اما بعد از مدتی متوجه می شود این قفل ها محکمتر از این حرف ها هستند و از دکتر احمدی نژاد می خواهد کلیدها را پس بدهد! اما به دلیل اینکه کلیدها پیدا نمی شوند بالاخره می روند و از یکی از نامزدها گازانبر(!) می گیرند و همه قفل ها را می برند!

   تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی


          

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید


  بسم الله الرحمن الرحیم
  اسماعیل کوثری نماینده اصول گرای مجلس : "انتخاب روحانی ربطی به هاشمی و خاتمی ندارد. توصیه‌ام به آنهایی که سعی می‌کنند نقش هاشمی و خاتمی را پررنگ کنند این است که مردم این اظهارات را قبول نمی‌کنند و بهتر است چنین رویکردی را ادامه ندهند، اصولاً باید گفت مردم دیگر به هاشمی و خاتمی اعتماد ندارند ."
این گفته‌ها توسط یکی از نمایندگان نظامی در مجلس شورای اسلامی در گفت و گو با سایت عصر ایران منتشر شد و صرف نظر از تناقضات متعدد در آن، نوعی سرگیجه ناشی از شوک شکست در نتیجه انتخابات 24 خرداد در آن نیز مشهود بود. به گونه‌ای که با به هم بافتن آسمان و ریسمان به تحلیلی غیرواقعی توأم با عصبانیت از دست مردم و نتیجه‌ای که رقم زدند، روی آورده است. از این دست تحلیل‌ها، با کمال تأسف این روزها توسط برخی افراطیون در گفته‌ها و نوشته‌های برخی از نشریات و سایت‌های اینترنتی دیده می‌شود که متأسفانه ادامه همان راه افراطی گذشته است که کشور را در این هشت سال به اینجارسانید.
اگرچه روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله سه‌شنبه خود با عنوان "توصیه‌ای به اصحاب افراط" پاسخ کلی به این گونه تحلیل‌ها داد. اما در این مقاله به عنوان مصداقی حیرت انگیز از این نوع تحلیل‌های انحرافی به بررسی یک نمونه از آن پرداخته شده است.
یکی از تناقص‌های آشکار در این گفت و گوی نماینده مجلس این است که مردم به هاشمی اعتماد ندارند! حال سوال از این نماینده این است که اگر مردم به هاشمی اعتماد ندارند چرا با توصیه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به مردم برای رأی دادن به آقای روحانی، نه تنها از آرای ایشان کم نشد بلکه به شکل شگفت انگیزی در طی 3 روز مانده به روز رأی گیری همه پیش‌بینی‌ها و نظرسنجی‌ها به هم ریخت و رأی آقای دکتر روحانی از مجموع تمام نامزدهای حاضر در رقابت بالاتر رفت و در همان دور اول کار تمام شد؟
این نماینده نظامی علت اصلی رأی بالای آقای روحانی را در مرحله اول انتخابات تفاهم نداشتن اصولگرایان دانسته است و با تحلیلی عجیب و غیر واقعی بدنبال پوشاندن واقعیت‌های عملکرد نادرست اصول گرایان در هشت سال گذشته است
و نمی‌تواند این تناقض آشکار در گفته‌هایش را پاسخ دهد که آیا مجموع آرای کاندیداهای اصول گرا، مستقل و باطله روی هم، بیشتر از آرای روحانی بوده است؟ که اگر مثلاً به‌زعم ایشان با هم تفاهم داشتند، آنها پیروز می‌شدند؟
موضوع دیگر اینکه اگر به فرض محال مردم به آقای هاشمی اعتماد نداشتند و از شما هم بخاطر عدم تفاهم ناراحت بودند باید به نامزدهای مستقلی که حمایت هاشمی را نداشتند رأی می‌دادند (آقایان رضایی و غرضی)، چرا این گونه نشد؟
شاید اگر انتخابات به دور دوم رفته بود، می‌توانستید تا حدودی روی تحلیل خود مانور دهید، اگرچه در آن شرایط هم باز این استدلال قابل قبول نبود چون
شما، آقایان رضایی و غرضی را اصول گرا و از جبهه خودتان می‌دانید و آنها هم چنین ادعایی نکرده بودند و خود را مستقل می دانستند.
آقایان! تحلیل‌های شما واقع گرایانه نیست و از روی عصبانیت است به همین دلیل نمی‌تواند حتی هوادارانتان را قانع کند. شما هنوز نخواسته اید واقعیت‌ها را بپذیریدو درصدد نگهداری و توجیه هواداران خود که دچار سؤال شده‌اند، هستید، بخصوص که در مصاحبه مطبوعاتی دکتر روحانی، ایشان با تأکید دوباره بر "اعتدال و تدبیر"، "استفاده از همه نیروهای قابل"، "داشتن کلید و نه داس برای درو کردن مدیران" و "رئیس جمهور همه ملت ایران بودن" بسیاری از افراطیون را خلع سلاح نمود و هوادارانی را که 8 سال در همه تریبون‌های رسمی و غیررسمی و صدا و سیما توجیه کرده بودید که غیر از خودتان، دیگران فتنه گر، ساکتین فتنه و ضدانقلاب و مرتبط با بیگانه و غیرخودی هستند، با انبوهی از سؤالات روبرو می‌بینید و شاهد ریزش آنها از دوروبر خود هستید.
این عزیزان در همین چند روز درحال فهمیدن حقایقی هستند که هشت سال از آنها مخفی کرده بودید و مصداق آن را در اولین مصاحبه مطبوعاتی دکتر روحانی رئیس‌جمهور منتخب شاهد بودیم که وقتی ایشان در پاسخ یکی از خبرنگاران اصلاح طلب گفت: من رئیس‌جمهور یک جناح نیستم، من رئیس‌جمهور همه ملت ایران هستم، مورد تشویق خبرنگاران اصول‌‌گرا و مستقل حاضر در سالن قرار گرفت.
آقایان، خود را اصلاح کنید، عصبانیت را کنار بگذارید، از روی انصاف و عقل توجیهات غیرمنطقی را دور بریزید، از فکر حذف افراد و شخصیت‌های بزرگ نظام دست بردارید، قیامت و سئوال و جواب یوم‌الحساب را باور کنید. انکار نقش آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و تأثیر ایشان و برخی دیگر بر پیروزی آقای روحانی همچون تلاش برای خاموش کردن خورشید است. بپذیرید آیت‌الله هاشمی رفسنجانی یک بار دیگر در بحرانی‌ترین شرایط کشور با درایت و تدبیر و از خودگذشتگی نجات بخش کشور شد و با صبر و تحمل و هوشیاری کشور را از شرایطی که هم ما و هم شما به آن واقفیم نجات داد و حماسه سیاسی مورد نظر رهبر معظم انقلاب را تحقق بخشید.
اگر مردم به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی اعتماد نداشتند دلیلی نداشت به قول خود ایشان در جلسه بررسی صلاحیت‌ها در شورای نگهبان با اصرار برخی افراد خاص، آقای هاشمی را به بهانه سن بالا! از میدان خارج کنند.
قضایا و جریان‌هایی که طی سال‌های اخیر بر هاشمی گذشت، یکبار دیگر به خوبی درستی قضاوت حضرت امام رحمت‌الله علیه را اثبات کرد که چرا امام به اندازه‌ای به هاشمی اعتقاد و اعتماد داشت که درباره او گفت: "هاشمی زنده است، چون نهضت زنده است."
همه به رهبر معظم انقلاب و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و دولت جدید کمک کنید تا به فضل خدا اوضاع کشور سروسامان پیدا کند و دل‌ها به هم نزدیک شود و وقت مردم و کابینه آینده گرفته نشود.

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 

      

 سنتی نامطلوب در ساختار سیاسی ما ... 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید


  بسم الله الرحمن الرحیم
 سنتی نه‌چندان مطلوب در ساختار سیاسی ما باب شده که اصطلاحا معروف شده به «اتوبوسی آمدن و اتوبوسی رفتن».
این پدیده با ‌روی کار آمدن اصولگرایان در سال 84 ابعاد گسترده‌ای به‌خود گرفت. به‌عنوان یک قاعده کلی، احمدی‌نژاد همه مدیران، وزرا و مسوولین را به صرف آنکه در دولت‌های هاشمی‌رفسنجانی و خاتمی سمت و مسوولیت داشته‌اند، کنار گذارد. مهم نبود که تحصیلات، تجربه و مهم‌تر از همه توان و لیاقت اجرایی مدیریتی آنان چه میزان بود. تنها نکته مهم و شاخص، آن بود که آیا در زمان آقایان هاشمی‌رفسنجانی و خاتمی سمتی داشته‌اند یا خیر؟ از جمله ضایعاتی که آقای روحانی باید ترمیم کند، همین معضل است. ایشان می‌تواند این سنت نامطلوب را با به‌کارگیری و دعوت به همکاری در کابینه‌اش از رقبای انتخاباتی‌ خود تصحیح کند. گرایشات سیاسی به‌کنار، خیلی‌ها اذعان دارند که آقای قالیباف از نظر اجرایی مدیر توانمندی است. حتی مخالفان و منتقدان وی هم درخصوص مدیریتش در شهرداری نمره بالایی به وی می‌دهند. بنابراین با دعوت به همکاری از ایشان، آقای روحانی در حقیقت با یک تیر، دو نشان میزنند؛ نخست آنکه رویه نامطلوبی را که اصولگرایان از سال 84 به کار گرفتند، ایشان کنار میگذارند. ثانیا اینکه از یک نیروی توانمند اجرایی برخوردار می‌شوند. با توجه به تجربیات آقای قالیباف در شهرداری پایتخت، آقای روحانی می‌توانند از ایشان در وزارت راه‌وشهرسازی استفاده کنند.
یا در عین حال می‌توان از ایشان برای اداره سازمان‌های بزرگ دولتی همچون بنیاد مسکن، راه‌آهن، سازمان هواپیمایی کشوری و امثال آن استفاده کرد. همچنین از آقای محسن رضایی هم می‌توان برای همکاری در دولت استفاده کرد. با توجه به تحصیلات ایشان که دکترای اقتصاد می‌باشند، به‌علاوه اصرار و تاکیدات آقای رضایی مبنی بر ارایه راهکارهای اقتصادی، می‌توان از ایشان برای یک سمت اقتصادی مهم همچون وزارت اقتصاد یا ریاست بانک مرکزی استفاده کرد.اما در مورد دعوت به همکاری از آقای دکتر ولایتی دشواری‌هایی وجود دارد. از ایشان طبیعتا می‌توان برای وزارت خارجه دعوت کرد. اما با توجه به تجربیات موفقیت‌آمیز ایشان با فرانسوی‌ها درخصوص برنامه‌های هسته‌ای کشور و انتقادات جدی که نسبت به رویکرد آقای دکتر جلیلی در مذاکرات با 1+5 به‌عمل آوردند، می‌توان و شاید باید از ایشان به گونه‌ای جدی برای انجام مذاکرات هسته‌ای استفاده کرد.
بزرگ‌ترین حسن استفاده از دکتر ولایتی برای مذاکرات هسته‌ای آن است که ایشان مورد وثوق رهبری می‌باشند. به علاوه در جریان مناظره‌ها با انتقاد از عملکرد دکتر جلیلی خواهان حل‌وفصل جدی پرونده هسته‌ای‌مان با 1+5 بودند. به هر ترتیب باید از دکتر ولایتی برای شکستن بن‌بست مذاکرات با غرب و 1+5 استفاده کرد. آقای روحانی حتی مهندس غرضی را هم می‌تواند به‌کار گیرد اگر چه مهندس غرضی خیلی غیرمنصفانه و صرفا «برای خوشایند اصولگرایان آنگونه به اصلاح‌طلبان حمله کرد.»با توجه به اصرار ایشان مبنی بر به‌کارگیری روش‌های مبتکرانه در امر تولید، شاید بتوان ایشان را برای ریاست بانک توسعه و صادرات، یا یکی از واحدهای بزرگ تولیدی دولتی منصوب کرد. می‌ماند جناب دکتر سعید جلیلی که چنانچه با توجه به دیدگاه انتقادی و مواضع متفاوتشان حاضر شوند با دولت آقای روحانی همکاری کنند، لازم است از نامبرده استفاده کرد.در مرتبه بعدی آقای روحانی می‌تواند عکس سنت احمدی‌نژاد عمل کند. به این شکل که بر خلاف رییس‌جمهوری اصولگرا که به صرف همکاری با دولت‌های گذشته همه را کنار گذاشت، روحانی از برخی از وزرا و مسوولین دوران احمدی‌نژاد که از نظر مدیریتی توانمند بودند استفاده کند. از جمله آنان می‌توان از پرویز فتاح، وزیر نیروی دولت اول احمدی‌نژاد و سرکار خانم دکترمرضیه وحیددستجردی، که منهای دیدگاه‌های سیاسی، از نظر اجرایی توانمند بودند نام برد و سرانجام و مقدم بر همه اینها دعوت از قهرمان ملی‌مان دکتر محمدرضا عارف برای معاون اولی ریاست‌جمهوری است که گمان نمی‌رود نیازی به یادآوری آن باشد. گمان نمی‌رود که با به‌کارگیری آقایان رضایی، قالیباف و ولایتی در کابینه‌اش نیازی باشد که آقای روحانی نتواند ادعا کند که از پشتوانه رای همه ملت ایران برخوردار است.
 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 






درباره وبلاگ




گر در طلب لقمه نانی ، نانی /

گر در طلب گوهر كانی ، كانی /

این نكته رمز اگر بدانی ، دانی /

هر چیز كه اندر پی آنی ، آنی ...

مـــولانـــا

===============

امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :