http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg
http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg








امام خمینی: همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند.

/ باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...) - خطابه ای که ایراد نشد! ... *



آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...)







نوشته شده در تاریخ شنبه 20 مهر 1392 توسط عـبــد عـا صـی

 



 

   خطابه ای که ایراد نشد! ... *

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید


  بسم الله الرحمن الرحیم

آقای وزیر
 ما شاعران معروف به انقلابیم ! بخشی ازهوا خواهان فطرت الهی انسان وگروهی از بچه های جسور بهمن پنجاه و هفت که در فاصله ی بین انقلاب و جنگ یا دقیق تر بگوییم ، در فاصله ی بین سنگ و تفنگ، قلم به دست گرفتیم وآرمان خواه مدینه ی فاضله ای شدیم که پیش از آن ، تنها در قصه ها شنیده بودیم.
ما در سال های آغاز پیروزی ، به مدد همین قلم معمار اندیشه شور افرین انقلاب شدیم، درست مثل نگاهی که عرفان به دین و الهیات داشت، خالق نگاهی هنرمندانه به شعار ها و وعده ها و وعید ها وحرفهایی شدیم که به آن ها اعتقاد پیدا کرده بودیم وهمین نگارگری ما سبب شد تا همه ی این ها، باور پذیر و زیبا به نظر آیند.  ما از هیولای دهشتناک جنگ ،فرشته ای اساطیری ساختیم و دروازه ی تلخ مرگ را به دری تذهیب شده و منقش ومعطر بدل کردیم و دستهای بریده را بال هایی سبک برای معراج یافتیم وپا های جدا شده را ریشه هایی در اعماق دانستیم و این همه به لطف خیال وکلمه و ایمان محقق شد.
ماحتی در سهم خواهی پر هیاهوی سالهای آغاز دهه ی شصت که خودکامگی و فزون خواهی میداندار شده بودند، تنها به صدای جنگی گوش دادیم که تا گوشه لبخند معصومانه-ی بچه های کوچک پیشروی کرده بود و لوله تانک هایش دود کش خانه های سرشاراز زندگی را نشانه رفته بود وصدای مهیبش فرصت گفتگو را از همه گرفته بود ...که در آن سال ها بلند ترین صدا ،تنها صدای جنگ بود.
ما نهال های خُردی بودیم نو رُسته و نازک که کم کم پشت تریبون های جنگ که آن روز گونی های شن بودند، نخل های تناوری شدیم و این فضیلت سی ساله رفته رفته شاعرمان کرد و پس از آن به مدد وزارت خانه ای که اکنون شما وزیر آن هستید و نهاد های موازی آن، آرام آرام ،بدون آن که بخواهیم در قرنطینه-ی الفاظ و القاب و عناوین قرار گرفتیم ودر حصار جشنواره ها و همایش ها و آنتولوژی ها و جُنگ ها ویاد ها و یاد واره ها رفتیم و امکان گفتگو و تجربه و درک نگاه های متفاوت و دریافت های تازه را از دست دادیم و به خطابه های یک طرفه عادت کردیم واز دیدن گوشه هایی از حقیقت جنگ و انقلاب و میراث پایمال شده و اندیشه بالنده ی آن منع شدیم و چنین شد که شعر هایمان انشای قرائت رسمی جنگ شد و از منظر سال های سپری شده ی جنگ رفته رفته فاصله گرفتیم ، در حالی که اثر جراحت جنگ روی کلماتمان باقی مانده بود .
در تمام این سال ها گاهی به حرف دلمان بودیم و گاهی به میل عقلمان و اما برادری مان با قهرمانان قصه ها ی مان که از شاخ شمیران تا دریاچه-ی ماهی به عشق سرزمین پدری جنگیده بودند، باقی ماند ... اما در آن سال ها یعنی ، در هیاهوی تصرف و اشغال و آزاد سازی آنچه به چشم نمی آمد لرزش خردک نهال آزادی بود از نسیم بی مهری ها و گاه طوفان خشونتی مضاعف که از چشم ما پوشیده نبود.
آقای وزیر
مطالبات ما هشت ساله نیست ، مطالبات ما سی ساله است. مطالبه ی میدانی گسترده برای تفکر، فرصتی برابر برای رقابت ، تریبونی امن ، برای عرضه ی نگاههای متفاوت وگشودن در قرنطینه ها و مریض خانه های اردوگاهی و به پرواز در آوردن همه ی کبوتران در آسمان آزادی ... باور کنید نهال های خُرد دیروز، اکنون نخل های بالنده ای شده اند که از طعم شیرین تفکردینی و عرفان ایرانی ره آوردی شایسته و متاعی ارزنده برای عرضه دارند.
آقای وزیر
همه از سفره ی نفتی که زیر پای ما ومخالف ماست بهره-ای مساوی داریم و دیگر این که توانایی واقعی ما تنها در میدانی برابر محک خواهد خورد.. پس کمک کنید تا امکانی مساوی فراهم آید برای تمام قلم های موثر و متفاوت، و حتی مخالف.  چرا که تنها تضارب اندیشه ها و تعاطی افکار خواهد توانست بالندگی را به شعر و ادب برگرداند.
 

* در نشست شاعران با وزیرفرهنگ و ارشاد

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

     




درباره وبلاگ




گر در طلب لقمه نانی ، نانی /

گر در طلب گوهر كانی ، كانی /

این نكته رمز اگر بدانی ، دانی /

هر چیز كه اندر پی آنی ، آنی ...

مـــولانـــا

===============

امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :