http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg
http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg








امام خمینی: همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند.

/ باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...) - مگه میشه مقام عظمای صدارت رودَست بخوره!؟ ...



آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...)







نوشته شده در تاریخ شنبه 30 آذر 1392 توسط عـبــد عـا صـی

 http://s5.picofile.com/file/8104984450/SADRE_A_AZAM_01.jpeg

 

 

  مگه میشه مقام عظمای صدارت رودَست بخوره!؟ ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید


  بسم الله الرحمن الرحیم

 ــ الو و و ! ... عبدلی؟
ــ سلام مادر جون...
ــ مادر جون ‏‏، مادر جون رو بزار واسه ننه ات !؟ می مُردی اگه یه هفته بیشتر پیش اهل و عیالت میموندی و دخترم انقدر جلو سر و همسر سرشكسته نمیشد !
ــ گفتم كه ، مقام وزارت عُظما آماده باش داده بودن و نمیشد كاریش كرد.
ــ مُرده شورت رو ببرن با اون كارت! مثلا « مقام صدارت بساز و بندازی » ! گوشی رو بگیر ببین این مادر مُرده چیكارت داره.
ــ سلام دل آرام ! خودت كه از چند و چون كارام خبر داری ، پس جون مامان الماست تو دیگه شروع نكن. با مهمونات خوش میگذره؟ نه جون مامانم هاوائی یه چیز دیگه ست. حالام هر وقت بخواین میتونین به « میامی » پرواز كنین ، بلیت و هتل هم از همین جا ردیف میشه. بگو نگران نباشه ، خودم دختر خاله رُز ماری ات رو هم دعوت میكنم با اولین پرواز به مهمونی « میامی » ات بیان. خواهش میكنم ، اینا كه چیزی... نه بابا آ آ ! ... بگو بینم چی بوده؟
ــ آره خواب میدیدم كه تك و تنها تو كویر برهوتی و یه گوشه نشستی و داری فكر میكنی. اونم زیر برف و بوران ! ... تو چلهء زمستون ... خواستم با « اسكیت » ها بیام سراغت ! اما یه دفه سرجام خشكم زد. یه دختر مثل دختر شاه پریون جلوت ظاهر شد و گفت :
ــ جناب مقام صدارت ! چرا سر در گم و حیرونی؟!
بعد با اون عصای سحرآمیزش سه بار زد رو شونه هات و یه بارم تو سرت! بعدش گفت :
ــ حالا با اون بیل ات سه بار محكم بزن تو دل زمین.
تو هم چُست و چالاك ، عین این « سوپرمن » های ماهواره ای بلند شدی و سه بار دل زمین رو شیكافتی. همه چیز مثل برق عوض شد ، دیگه نه كویر برهوتی بود ، نه برف و بوران و یخبندون !!! همه جا شده بود عین بهشت ... پُر از دشت و دمن ، رودخونه های آبیه آبی ! عین دریا ... همون بُرجای سر به فلك كشیده ای كه همیشه آرزو شو داشتی ، برجای هزار و یك طبقه ! ...
ـــ فدای چشمات با اون خوابای ناز نازیت ! دلم غش رفت ! دیگه نگو كه تحملش رو ندارم.
ــ خدا كنه تا ما بر میگردیم تعبیر شده باشه ! از كجا معلوم كه تا اون موقع به « مقام صدارت عُظما » نرسیده باشی !؟ ...
ــ خدا از دهنت بشنفه ! ...
**************
ما در صدارتخانهء بساز و بفروشی ، با هزار تلاش و مصیبت ، با كار شبانه روزی پژوهشگرامون تو ساسر دنیا ! کاری کردیم که در گلخونه هامون انواع درختای خیار ! گوجه ، فلفل ، کدو ، طالبی گرمک ، انواع گلای لیلوم ، لی لی روز ! ، لیلا روز ! ، سمبل ، سنبل ! ، کلم قُمری ، کلم پیچ ، کلم پیچ در پیچ ! ، کلم صاف ! ، توت فرنگی ، توت ایرانی ! ، گیاهان داروخانه ای ! ، و هزار و یك جور محصولات دیگه به روش کشتابی ! و به کمتر از نصف قیمت تولید و به بازار سفید ! عرضه بشه. ما برای هر گلخونهء چند هکتاری که حدود پنج هزار و 225 متری میشه ! فقط و فقط از دو تا مهندس کشاورزی و چار تا مهندس غیر کشاورزی که همون کشاورز سابق باشه ! استفاده کردیم. اگه صدارتخانهء ما از 100 هزار هكتار زمین خود 20 هزار کیلومتری ! رو زیر كشت ببره، همه مهندسای كشاورزی ، بعلاوهء همهء مهندسای فنی و غیر فنی مملكت مشغول كار میشن ! بطوریكه مجبور میشیم برای پیشرفت ، مملكت از اروپا و آمریكا هم مهندس فنی و غیر فنی وارد كنیم ! ... در اولین فرصت قراره كارخونه های صادرات خارجی رو هم راه بندازیم !!! ...
**************
ــ الو؟ مادر جون ، میگم تو « میامی » خوش میگذره؟
ــ نه قربونت برم ، میامی كجا بود ! امروز اومدیم طرفای « هالیوود » و « دیزنی لند » ، گفتم تو سرت شلوغه ، مامانی یه زنگی بهت بزنه.
ــ پس حسابی خوش میگذرونین. از عبدُلی هم بی خبر نیستم ‏، هفته پیش زنگ زد حال و احوالی بپرسه. اوضاش خوبه ، بد نیس ، فقط چند روزه بعضی اخبار داخلی و خارجی بهش گیر دادن و این طرح « مدینهء فاضله » اش رو عَـلَـم یزید كردن. آره مامان ، همون طرح كویر زدائی و توسعهء سحر آمیزش ! از كی تا حالا شماهام اهل اخبار و سیاست شدین ! ... نه بابا آ آ ! ... بگو جون آبجی دلارام ! پس این خوابو اون براش دیده تا واسه « تور خانوادگی به كرهء ماه » نرمش نشون بده؟ آخه مامان...
ــ آخه نداره پسر ! تا حالا سیزده نفر از این گدا گشنه های آمریكائی واسه 12 سال دیگه پیش خرید كردن ، اونم فوووله فول ! ... با گروه ما جمع شون به 73 نفر میرسه!!! ... با آ آ ور كن ! آبجی دلارام ات همین امروز و فردا از عبدُلی « اوكی » میگیره. این حرفا باد هواس. مردم زود یادشون میره. از كجا معلوم ، شایدم خدا كمكش كرد و یخش گرفت ! ...

  برگرفته از وبلاگ :   دنـیـــا 


 نوشته : عـبـــد عـا صـی ،

  1384/02/13

   




درباره وبلاگ




گر در طلب لقمه نانی ، نانی /

گر در طلب گوهر كانی ، كانی /

این نكته رمز اگر بدانی ، دانی /

هر چیز كه اندر پی آنی ، آنی ...

مـــولانـــا

===============

امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :