http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg
http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg








امام خمینی: همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند.

/ باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...) - نـُــه سـَــر کـُــلـفـَــتـَــم ...



آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...)







نوشته شده در تاریخ یکشنبه 25 اسفند 1392 توسط عـبــد عـا صـی

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید


  بسم الله الرحمن الرحیم

 ـــ آقای رئیس ، خیر ببینی ، كار مارَم راس كن بریم ... 
ـــ هی ی ی ... پیاده شو با هم بریم! دیر اومدی زود میخوای بری ... 
ـــ پدرت خوب ، مادرت خوب ، هفت روزه اینجام ؛ مالم سقط میشه ، از بین میره. 
ـــ مالم مگه سقط میشه؟! 
ـــ بعله كه میشه! 
ـــ پس مال داری ، چند میلیاردی میشه؟ 
ـــ میلارد ندارم! دو تا میش و یك سر قوچ دارم ، سه تا آ آ ... ملتفت شدی چرا دلم مثل سیر و سركه می جوشه؟ 
ـــ صبحونه كله پاچه میخوردی تا دل و رودت همدیگه رو نخورن! 
ـــ كله پاچه!؟ خدا پدرتو بیامرزه ، انگار حالیت نمیشه دردم چیه۰ 
ـــ درست حرف بزن! یه روز بلیط مون برنده شده بود گفتیم به این جماعت روی خوش نشون بدیم. 
ـــ گفتم كه مالم داره سقط میشه ، هفت روزه كه دَربدَر این اتاق وُ اون اتاقم ، جخت میگه درست حرف بزن. 
ـــ به درك ... یه چیز هم بدهكار شدیم ؛ نوبت-ات یه ماه دیگه-ست ، برو بیـ ی ی ــروون! 
ـــ (ارباب رجوع دیگه) بابا جون عیبی نداره ، منم یك ماهه كه گرفتار چندرقاز وام پرورش ماهی شدم۰ حالا كارت چیه؟
ـــ چارتا گاو! پول چارتا گاو’ بدن تا بتونم جواب نه سر كلفَت رو ، جواب خشكسالی وُ بدبختیام رو بدم. 
ـــ (ارباب رجوع دیگه) پس وام دامداری میخوای. ضامن و وثیقه-ات رو جور كردی ، دادی؟ 
ـــ از كجا بیـ آ آ رَم ... تو هر اتاقم رفتم ، ریشخندم كردن و فرستادنم یه اتاق دیگه ؛ خدا پدر این پیر مرده رو بیامرزه ، ’صبی كه رفتم تو اتاقش ، با اینكه خلقش تنگ بود و چنگ به كاغذا میزد وُ پرتشون میكرد ، هنوز حرفم تموم نشده بود ، این كاغذای تو جلد قرمز رو داد دستم. این آقای رئیس نیگاش هم نكرد. 
ـــ كودوم پیر مرده؟ ته راهرو اتاق آخر؟ 
ـــ بعله. چه مرد نازَنـ ی ی نی ... 
ـــ این نازنین روزای آخر خدمتش قاطی كرده ، چرا خونه ... بده! بده بینم چی دستت داده؟ تو وُ وُ  ... تو كه براش دلسوزی میكردی ، به چه حقی پرونده-ی محرمانه رو خوندی؟ حتما همدستش هستی! دزدی ِ اسناد محرمانه دولتی ؛ و حتما خیلی چیزای دیگه ... 
ـــ چرا تهمت میزنی؟ من نیگاش هم نكردم ، این بابا رو هم پنج دیقه پیش تو این اتاق دیدم ؛ اصلا نمی-شناسمش. 
ـــ حالیتون میكنم۰ الو ، بعدا ، سرقت پرونده ی محرمانه ، سه چار نفر بسه. 
ـــ به اون پیر مرده تیلیفون زد بیاد؟ آدم نازنینیه! 
ـــ حواست كجاس؟ دارن میفرستن مون زندان. 
ـــ از دیوار كسی بالا رفتیم؟ حرف نامربوط زدیم؟ من مالم سقط میشه!  ُنـه َسر کـُــلـفـَـتـَــم ۰۰۰ زن افلیج وُ  زَمین-گیـرم ...

 نوشته : عـبـــد عـا صـی ،

  وبلاگ دنیا ، 
 1383/04/20





درباره وبلاگ




گر در طلب لقمه نانی ، نانی /

گر در طلب گوهر كانی ، كانی /

این نكته رمز اگر بدانی ، دانی /

هر چیز كه اندر پی آنی ، آنی ...

مـــولانـــا

===============

امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :