http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg
http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg








امام خمینی: همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند.

/ باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...) - دکـــان ِ ریـــــــا ...



آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...)







نوشته شده در تاریخ شنبه 23 فروردین 1393 توسط عـبــد عـا صـی

   دکـــان ِ ریـــــــا ...  


  بسم الله الرحمن الرحیم

اینچنین خواندم که روزی روبهی / پایبند تله گشت اندر رهی 
حیلهٔ روباهیش از یاد رفت / خانهٔ تزویر را بنیاد رفت 
گر چه زائین سپهر آگاه بود / هر چه بود، آن شیر و این روباه بود 
تیره روزش کرد، چرخ نیل فام / تا شود روشن که شاگردیست خام 
با همه تردستی، از پای اوفتاد / دل به رنج و تن به بدبختی نهاد 
گر چه در نیرنگ سازی داشت دست / بند نیرنگ قضایش دست بست 
حرص، با رسوائیش همراه کرد / تیغ ذلت، ناخنش کوتاه کرد 
بود روز کار و یارائی نداشت / بود وقت رفتن و پائی نداشت 
آهنی سنگین، دمش را کنده بود / مرگ را میدید، اما زنده بود 
میفشردی اشکم ناهار را / می‌گزیدی حلقه و مسمار را 
دام تادیب است، دام روزگار / هر که شد صیاد، آخر شد شکار 
ما کیانها کشته بود این روبهک / زان سبب شد صید روباه فلک 
خیرگیها کرده بود این خودپسند / خیرگی را چاره زندانست و بند 
ماکیانی ساده از ده دور گشت / بر سر آن تله و روبه گذشت 
از بلای دام و زندان بی خبر / گفت زان کیست این ایوان و در 
گفت روبه این در و ایوان ماست / پوستین دوزیم و این دکان ماست 
هست ما را بهتر از هر خواسته / اندرین دکان، دمی آراسته 
ساده و پاکیزه و زیبا و نرم / همچو خز شایان و چون سنجاب گرم 
می‌فروشیم این دم پر پشم را / باز کن وقت خریدن، چشم را 
گر دم ما را خریداری کنی / همچو ما، یک عمر طراری کنی 
گر ز مهر، این دم به بندیمت به دم / راه را هرگز نخواهی کرد گم 
گر ز رسم و راه ما آگه شوی / ماکیانی بس کنی، روبه شوی 
گر که بربندی در چون و چرا / سودها بینی در این بیع و شری 
باید آن دم کژت کندن ز تن / وین دم نیکو بجایش دوختن 
ماکیان را این مقال آمد پسند / گفت: بر گو دمت ای روباه چند 
گفت باید دید کالا را نخست / ور نه، این بیع و شری ناید درست 
گر خریداری، در آی اندر دکان / نرخ، آنگه پرس از بازارگان 
ماکیان را آن فریب از راه برد / راست اندر تله روباه برد 
کاش میدانست روبه ناشتاست / وان نه دکان است، دکان ریاست 
تا دهن بگشود بهر چند و چون / چنگ روباه از گلویش ریخت خون 
آن دل فارغ، ز خون آکنده شد / وان سر بی باک، از تن کنده شد 
ره ندیده، روی بر راهی نهاد / چشم بسته، پای در چاهی نهاد 
هیچ نگرفت و گرفتند آنچه داشت / هم گذشت از کار دم، هم سر گذاشت 
بر سر آنست نفس حیله‌ساز / که کند راهی سوی راه تو باز 
تا در آن ره، سربپیچاند ترا / وندر آن آتش بسوزاند ترا 
اهرمن هرگز نخواهد بست در / تا ترا میافتد از کویش گذر 
در جوارت، حرص زان دکان گشود / که تو بر بندی دکان خویش زود 
تا شوی بیدار، رفتست آنچه هست / تا بدانی کیستی، رفتی ز دست 
با مسافر، دزد چون گردید دوست / زاد و برگ آن مسافر زان اوست 
گوهر کان هوی جز سنگ نیست / آب و رنگش جز فریب و رنگ نیست

 

 « پروین اعتصامی »


 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی 
 




درباره وبلاگ




گر در طلب لقمه نانی ، نانی /

گر در طلب گوهر كانی ، كانی /

این نكته رمز اگر بدانی ، دانی /

هر چیز كه اندر پی آنی ، آنی ...

مـــولانـــا

===============

امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :