http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg
http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg








امام خمینی: همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند.

/ باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...) - زاغ گیتی ، گهرم را دزدید ( تهیدست )



آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...)







نوشته شده در تاریخ یکشنبه 31 فروردین 1393 توسط عـبــد عـا صـی

 

 

    زاغ گیتی ، گهرم را دزدید   

 ( تهیدست )

  بسم الله الرحمن الرحیم

 دختری خرد به مهمانی رفت / در صف دختركی چند، خزید
 آن یك افكند بر ابروی گره / وین یكی جامه به یك سوی كشید
 این یكی، وصله زانوش نمود / وان، به پیراهن تنگش خندید
 آن، ز ژولیدگی مویش گفت / وین، ز بی رنگی رویش پرسید
 گر چه آهسته سخن می گفتند / همه را گوش فرا داد و شنید
 گفت خندید به افتاده، سپهر / زان شما نیز به من می خندید
 ز كه رنجد دل فرسوده من / باید از گردش گیتی رنجید
 چه شكایت كنم از طعنه خلق / بمن از دهر رسید، آن چه رسید
 نیستید آگه از این زخم، از آنك / مار ادبار شما را نگزید
 درزی مفلس و منعم نه یكی است / فقر، از بهر من این جامه برید
 مادرم دست بشست از هستی / دست شفقت به سر من نكشید
 شانه موی من، انگشت من است / هیچ كس شانه برایم نخرید
 هیمه دستم بخراشید سحر / خون بدامانم از آن روی چكید
 تلخ بود آن جه به من نوشاندند / می تقدیر بباید نوشید
 خوش بود بازی اطفال، ولیك / هیچ طفلیم ببازی نگزید
 بهره از كودكی آن طفل چه برد / كه نه خندید و نه جست و نه دوید
 تا پدید آمدم، از صرصر فقر / چون پركاه، وجودم لرزید
 هر چه بر دوك امل پیچیدم / رشته ای گشت و به پایم پیچید
 چشمه بخت، كه جز شیر نداشت / ما چو رفتیم، از آن خون جوشید
 بینوا هر نفسی صد ره مرد / لیك باز از غم هستی نرهید
 چشم چشم است، نخوانده است این رمز / كه همه چیز نمی باید دید
 یاره سبز مرا بند گسست / موزه سرخ مرا رنگ پرید
 جامه عید نكردم در بر / سوی گرمابه نرفتم شب عید
 شاخك عمر من، از برق و تگرگ / سر نیفراشته، بشكست و خمید
 همه اوراق دل من سیه است / یك ورق نیست از آن جمله سفید
 هر چه برزیگر طالع كشته است / از گل و خار، همان باید چید
 این ره و رسم قدیم فلك است / كه توانگرز تهیدست برید
 خیره از من نرمیدید شما / هركه آفت زده ای دید، رمید
 به نوید و به نوا طفل خوش است / من چه دارم ز نوا و ز نوید
 كس برویم در شادی نگشود / آن كه در بست، نهان كرد كلید
 من ازین دایره بیرونم از آنك / شاهد بخت ز من رخ پوشید
 كس در این ره نگرفت از دستم / قدمی رفتم و پایم لغزید
 دوش تا صبح، توانگر بودم / زان گهر ها كه ز چشمم غلطید
 مادری بوسه به دختر می داد / كاش این درد به دل می گنجید
 من كجا بوسه مادر دیدم / اشك بود آن كه ز رویم بوسید
 خرم آن طفل كه بودش مادر / روشن آن دیده كه رویش میدید دید
 مادرم گوهر من بود ز دهر / زاغ گیتی، گهرم را دزدید
 « مرحوم  پـرویـن اعـتـصـــامـی »

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
 




درباره وبلاگ




گر در طلب لقمه نانی ، نانی /

گر در طلب گوهر كانی ، كانی /

این نكته رمز اگر بدانی ، دانی /

هر چیز كه اندر پی آنی ، آنی ...

مـــولانـــا

===============

امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :