http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg
http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg








امام خمینی: همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند.

/ باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...) - معلمی که بین ما محبوبیت ِ چندانی نداشت ...



آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...)







نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 مهر 1393 توسط عـبــد عـا صـی
    


 

 

  معلمی که بین ما محبوبیت ِ چندانی نداشت ...
 

  بسم الله الرحمن الرحیم 

 

آن روزها دانشجو بود. خانه پدر معلم ما در یكی از شهرهای شمالی كشور بود در مازندران و در تهران درس می خواند. دانشجوی دانشگاه شهید بهشتی تهران كه گاهی می شد كتاب های مربوطه به درس های پزشكی دانشكده را زیر بغلش دید.
آدم كم حرفی بود و سخت می گرفت و پدرمان را سر درس هایی كه داده بود و حالا توقع داشت بلد باشیم، در می آورد. صبح های پنج شنبه زنگ اول، دانشجوی سال چهارم پزشكی دانشگاه شهید بهشتی سركلاس ما می آمد و كتاب دینی را روی میز می گذاشت و با ما كه آن روزها پسر بچه های شیطان و شلوغ یك مدرسه راهنمایی در خیابان مولوی بودیم، حرف می زد. از چیزهایی كه توی كتاب نوشته بود و باید درس می داد و از چیزهایی كه توی كتاب ننوشته بود كسی نگفته بود كه اینها را هم باید بگویی. همان سال كه سر كلاس اول راهنمایی سراغ ما می آمد، ازدواج كرد و یكی دو سال بعد وقتی عیالش سركوچه منتظرش می ماند تا زنگ پر سر و صدای مدرسه لشگر پسرهای رام نشدنی مدرسه ما را از كلاس ها بیرون بریزد پسر بچه خوشگلی بغل داشت و سعی می كرد شیطنت ا و را جمع و جور كند.

آقای معلم دینی كه حالا پزشك یكی از بیمارستانهای تهران شده ، برخلاف خیلی از معلم های آن زمان ما، سركلاس از كم بودن حقوق و اجاره خانه و قیمت شیرخشك و پوشك از این چیزها حرف نمی زد. و از ابتدا یعنی لحظه ای كه وارد كلاس می شد، تا زمانی كه صدای زنگ مدرسه ما را از دست سخت گیری های او نجات می داد،‌مثل یك كارگر ساختمانی كار می كرد و عرق می ریخت.
اگر آن روزها كسی می پرسید كه كدام معلم مدرسه را بیش از همه دوست دارید، نام معلم دینی حتما“ در اواخر فهرستی جای می گرفت كه از نام و فامیل معلم های مدرسه می نوشتم و اگر قرار می شد ساعتی را به اختیار از مدرسه غیبت كنم و مثلا“ در خانه بخوابم، آرزو می كردم زنگ اول روز پنج شنبه ای باشد كه او سر كلاس می آمد.
خیلی از اوقات كه درس مقرر بخشنامه ای تمام می شد و درس جلسه گذشته را هم از تمام بچه های كلاس می پرسید. هر بار درباره موضوعی صحبت می كرد و توی كلاس بحث راه می انداخت. كتاب معرفی می كرد و با چند نفر از بچه های قرار می گذاشت كه آن را بخوانند و اگر حرفی داشتند بگویند. انجام دادن این كارها نمره ای نداشت و به اعتبار و موقعیت ما در نزد او اضافه نمی كرد این وظیفه ما بود و گاهی او این كار را درباره كتابی كه ما خوانده بودیم و چیزی از آن نمی فهمیدیم،‌ می كرد.
چند سال بعد وقتی معلم دیگری برای همین درس در سال سوم دبیرستان گربیان ما را گرفت ، فرصت این پیش آمد كه بدانم دانشجوی سابق پزشكی كه بسیاری از اجزای دین را در ذره ذره رفتار او آموخته بودم.
در آن سالهای حق التدریس آموزش و پرورش چه كاری برای ما انجام داده است. ما آدم های شر و شیطان و هرج و مرج طلبی كه آب خوش از گلوی هر معلمی دریغ كرده بودیم.
آقای دبیر دینی ، بعد از ان كه یكی از مامور خواندن متن درس می كرد تكیه می داد و از روی كاغذ سؤال های احتمالی درس را می خواند و سجاده اش را كنار كارش پهن می كرد تا او نماز ظهر و عصرش را بخواند. بچه ها بیرون می رفتند و نان و پنیری می خریدند و بقیه وقت كلاس به لودگی و بیهودگی و تفریح می گذشت.
از گفتن جزییات نماز ظهر و عصر آقای دبیر در مقابل كلاس و در مدرسه ای كه اتفاقا“ نماز خانه بزرگی داشت و هر روز در آن نماز جماعت برگزار می شد و كج شدن سر و گردن او درمی گذرم. اما بچه های كلاش عاشق چشم و ابروی او بودند خیلی تحویلش می گرفتند. به خاطر نمازش برابر دوربین چشم های بچه ها نه به خاطر امكان تفریح و راحتی كه در كلاس به آنها می داد.
آقای دبیر را چند سال بعد دیدم دبیر محترم دینی ما، مدیر یك مركز پیش دانشگاهی شده بود و از پول تنخواه مدرسه دولتی، یك صندلی سناتوری گران قیمت و میز بزرگ مدیریتی نوینی خریده بود سرثبت نام بچه هایی كه آن مركز گدایی سهمیه محله شان محسوب می شد، هزار صفت می گذاشت و معطلشان می كرد.
دبیر سابق دینی كه حالا پیشرفت كرده و مدیر شده ، دعوت كرده بود تا توی دبیرستان پیش دانشگاهی آن را به او سپرده بودند، فیزیك و بینش اسلامی درس بدهم اگرچه ربط چندانی به هم نداشته باشند.
از این كه با او همكاری نمی كنم عذرخواهی هم نكردم و سرم را انداختم پایین برگشتم از همان راهی كه رفته بودم. چند روز بعد یكی از دوستانم وقتی با موتور سركارش می رفت. تصادف كرد و سرش به جدول كنار خیابان خورد بر اثر ضربه مغزی به بیمارستان رفت.
تا خبر شدم به بیمارستان رفتم و دیدم دوست ما، هنوز بستری نشده و خانواده اش برای تهیه كردن دو و نیم میلیون تومان هزینه ابتدایی عمل جراحی او درمانده اند و یك سره به این در و آن در می زنند.
این مقدار پول ، پیش من هم نبود و تلفن زدم به دوست و آشنا خانواده ها ،‌فقط 500-600 هزار تومان حاصل كرد كه تقریبا“ به هیچ دردی نمی خورد. كف راهروی بیمارستان نشستم و به این فكر كردم كه یعنی دوست ما ، برای كسری 2 میلیون تومان هزینه بیمارستانی خواهد مرد؟
نیم ساعت بعد، مادر دوستم كه حالا از نگرانی اش كم شده بود، برایم تعریف كرد كه یكی از پزشكان بیمارستان ، هزینه را پرداخته و دوست بیمار ما راهی اتاق عمل شده و برای تهیه آن پول لعنتی فرصت بیشتری داریم.
بعد از تمام شدن عمل ،‌به اتفاق سراغ پزشكی رفتیم كه دلش به حال یك جوان تصادف كرده نسوخت و راضی نشد عملش کند و خاطره اش به دل ما نشاند. آهسته در زدم و وارد شدم . پشت میز آقای دكتر معلم سابق درس دینی یك مدرسه راهنمایی در خیابان مولوی نشسته بود . معلمی كه بسیاری از اجزای دین را در ذره ذره رفتار او آموخته بودم و هیچ وقت نماز ظهر و عصرش اول وقتش به جای ساعت درس دینی نخواند.
 

 نویسنده : حسین فتاح پور ،  
 ( معلم دینی مدرسه راهنمایی خیابان مولوی) سایت شمسه 

 

  تهیه وُ تدوین : عـبـــد عـا صـی 





درباره وبلاگ




گر در طلب لقمه نانی ، نانی /

گر در طلب گوهر كانی ، كانی /

این نكته رمز اگر بدانی ، دانی /

هر چیز كه اندر پی آنی ، آنی ...

مـــولانـــا

===============

امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :