http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg
http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg








امام خمینی: همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند.

/ باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...) - من که نوکر بادمجان نیستم! ...



آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...)







نوشته شده در تاریخ سه شنبه 25 آذر 1393 توسط عـبــد عـا صـی



 


 

   من که نوکر بادمجان نیستم! ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

  کم نبوده وُ نیستند حکام وُ سلاطینی که برای تفریـح خودشون وَ تبلیغ عدالت وُ مَردمداری ِ دستگاه حکومت وُ دربارشون از دلقک-هایی سوء استفاده میکردند وُ هنور هم کم وُ بیش استفاده میکنند ؛ مثلا «کریم شیره-ای» یکی از همین دلقکها بوده در حکومت ناصرالدین شاه قاجار ... 

 میگن که پادشاهی هم بوده با یکی از همین آدمَک-های نمایشی. برخلاف بعضی از دلقکها ، این یکی، عمدتا کارش تملق وُ چاپلوسی مقام سلطنت بوده تا ادای ِ حرفها وُ لطیفه-های کنایه-دار ...

   یکروز همین پادشاه موقع ناهار در بین غذاهای ِ رنگ وُ وارنگی که تو سفره بود متوجه خورشت بادمجون ِ خوش آب وُ رنگی شد وَ هوس کرد امتحانی بکنه ؛ لقمه اول رو تموم نکرده ، شروع به بَــه بَــه وُ چَـه چَـه کرد. انقدر خوش-اش اومده بود که کلی از خاصیت بادمجون وَ خواص دارویی اون میگفت وُ میخورد ؛ وزرا وُ درباریآ هم از اون میخوردن وُ با سَر وُ دست فرمایشات ملوکانه رو تأیید میکردن. دلقک هم که طبق معمول سَر سفره بود، تا پادشاه اومد نفسی چاق کنه، از فرصت استفاده کرد وُ در ادامه-ی خواص بادمجون، کلی سخنرانی وُ خوشمزگی به خرج داد، آخرش هم حرف رو به جایی رسوند که به نقل از علما وُ اطباء گفت : «بادمجون هیچی کمتر از آب ِ حیات نداره»!!! ...

   چند هفته-ای از این قضیه نگذشته بود که یکروز دیگه هم برای ناهار، یک جور خورشت بادمجون جدید ِ محلی به اسم میرزآقا بادمجون ، بین اون همه غذاهای شاهانه، جلب توجه میکرد. خدمتکار ملوکانه که علآقه-ی شاه رو به بادمجون دیده بود، به رسم خوش-خدمتی، اولین غذایی رو که به پادشاه تعارف کرد، همین خورشت جدید محلی بود. مقآم سلطنت هنوز لقمه-ی اول رو نخورده بود که دآد وُ هوارش بلند شد وُ همه-ی اصحاب مطبخی دربار رو به فحش وُ ناسزا گرفت! بعد هم شروع کرد به بدگویی از بادمجون وَ ضررهایی که برای معده داره ؛ دلقک فرصت طلب هم فورا شروع کرد به نثار متلک وُ کنایه به اصحاب مطبخی دربار وَ مقام تشریفات ِ ملوکانه وَ اینکه بادمجون چطور به تمام اعضا وَ جوارح بدن لطمه میزنه! وزیر اعظم که دل ِ پُر-خونی از متلکها وُ چاپلوسی-های دلقک داشت، جسارتی به خرج داد وُ گفت : «مردکه-ی نفهم، همین تو نبودی که چند هفته-ی قبل وقتیکه مقام ملوکانه از اون خورشت بادمجون خوش-شون اومده بود، یک ساعت راجع به خاصیتآی بادمجون سخنرانی وُ تعریف کردی»!؟ دلقک هم فورا جواب داد: «من که نـــوکـــر ِ بادمجون نیستم ، نـــوکـــر ِ حضرت پادشآم»!!! ... 

 

 نوشته :  عـبـــد عـا صـی 

 

       




درباره وبلاگ




گر در طلب لقمه نانی ، نانی /

گر در طلب گوهر كانی ، كانی /

این نكته رمز اگر بدانی ، دانی /

هر چیز كه اندر پی آنی ، آنی ...

مـــولانـــا

===============

امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :