تبلیغات






http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg
http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg








امام خمینی: همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند.

/ باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...) - نمایندگی مستضعفان ...



آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...)







نوشته شده در تاریخ دوشنبه 13 بهمن 1393 توسط عـبــد عـا صـی

 


 


 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 نمایندگی مستضعفان ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

1383/12/12

 

 وبلاگ دنـیـــا



  طـنـــز _ امروز صبح، مجلس خیلی خسته‌كننده بود. داشتند بودجه تصویب می‌كردند و با دكتر، حسابی صحبتمان گل انداخته بود. هر دو تایمان مصمم بودیم كه باید سال آینده سال ارزانی باشد و فراوانی و حذف بی‌كاری و اعتیاد و از این جور چیزها. چند تای دیگر از برادران و یكی دو تا خواهر هم دور صندلی‌های ما جمع و وارد بحث شدند و همگی با ما هم‌عقیده بودند. خیلی خوشحال شدیم از اینكه «الحمدلله» اكثریت مجلس با ما هم‌عقیده است و سال آینده، سال ارزانی و رفاه خواهد بود. اگر بدگویی پشت سر مرده، كراهت نداشت می‌گفتم، خدا لعنت كند آنها را كه هیچ‌وقت نمی‌خواستند ارزانی و فراوانی باشد و بیكاری و فحشا و اعتیاد و آن جور چیزها نباشد. آدم باید خیلی نامرد باشد كه با رأی مردم بیاید مجلس، آن‌وقت از تصویب قوانینی كه منجر به خوشبختی مستضعفان می‌شود، خودداری كند. مگر چقدر زحمت دارد؟ خدا به سر شاهد است به اندازه یك قعود و قیام و دست بالا بردن و حداكثر رأی در گلدان انداختن. همین امروز كه من و دكتر و چند تا نماینده دیگر داشتیم حرف می‌زدیم و دردل می‌كردیم و (بعد كه خواهران رفتند) جك می‌گفتیم، ده بار از این كارها كردیم و هیچ زحمتی هم نداشت. البته یكی دو نفر همه‌اش ممتنع رأی دادند و می‌گفتند ما كه نمی‌دانیم دارند چی تصویب می‌كنند، پس احتیاطا باید ممتنع رأی بدهیم، اما من از این محافظه‌كاری‌ها خوشم نمی‌آید. از دكتر پرسیدم و مثل او رأی دادم تا ارزانی بشود.ا لبته ایشان خیلی هم بیشتر از من نمی‌داند و «انشاءالله» من هم كه دكتر بشوم، آن وقت عقلا و شرعا، خودم می‌توانم رأی بدهم و به بقیه هم بگویم چطور رأی بدهند. دكتر گفته است، همه‌اش یك سال هم طول نمی‌كشد. با دوستان مشورت كردیم، اجماع داشتند كه دكتری اقتصاد، بیشتر به من می‌آید!
البته فهم و سواد به مدرك نیست. این دكتر ما اگر این مدرك را هم نمی‌داشت، خیلی چیزفهم بود. اصلا سرش توی حساب است. همین چند وقت پیش، كه از قول حاجی خبر آوردند، بازار موبایل با آن قرارداد كذایی خراب خواهد شد و همه ما را حالی كردند كه آن قرارداد، خیلی برای امنیت ملی خطرناك است! هم زیر بار خفت آن قرارداد ننگین نرفتیم، هم بازار نجات پیدا كرد. زبانم لال اگر حاجی ضرر می‌كرد، خیلی منافع ملی ما ضربه می‌خورد!
تعریف از خود نباشد من هم خیلی می‌فهمم؛ چه دكتر باشم، چه نباشم. یعنی اگر خدا آن نوری كه به ما انداخته به دل هر كس بتاباند، خیلی چیزها را می‌فهمد. الان به كمك همان برای من «اظهرُ مِنَ الخورشید» است كه قیمت بنزین باید بیاید پایین، كوپنی هم نباید بشود؛ دلار هم یك ریال نباید گران بشود؛ یك ریال هم از صندوق ذخیره ارزی ـ كه برای روز مبادا و مصارف خیلی مهم نهادهای خودی ماست ـ نباید برداشته بشود؛ دولت هم حق ندارد به بهانه كمبود درآمد، برق و آب و تلفن و موبایل این مردم بیچاره را گران كند و خون مستضعفان را در شیشه؛ حقوق‌ها هم باید بالا برود. اصلا مگر دولت، بنگاه معاملات ملكی عباس‌آقا یا فروشگاه شهروند است كه هی به فكر صنّار سه شاهی این طرف و آن طرف كردن باشد؟ دولت آمده تا گرانی و فحشا و بی‌حجابی را نابود كند یا از جیب این مردم بدبخت به بهانه‌‌های مختلف، پول كف برود؟

دم دمای ناهار بود كه آن آقای سبزه‌ای كه می‌گویند، پیش از نمایندگی، استاد دانشگاه بوده، پیشنهاد داد كه یك فراكسیون تأسیس كنیم. حاج‌آقای سمت راستی، خیلی استقبال كرد و فی‌الفور گفت: «مبارك باشد». من به دكتر نگاه كردم، دیدم خیلی در بحر تفكر فرو رفته. دكتر گفت: برادرها، هر كدام از ما، رئیس یك یا دو فراكسیون دیگر هم هستیم و در هفت، هشت فراكسیون هم كه عضویت داریم. آخر فراكسیون چه چیزی تأسیس كنیم كه قبلا تأسیس نشده باشد و گذشته از آن، رئیس فراكسیون كی باشد؟ شكر خدا، از صدقه‌سری همان نور، همگی زیرك بوده و هستیم و منظور دكتر را گرفتیم و در نتیجه یك‌صدا گفتیم ریاست با شما. دكتر كمی فروتنی كرد و بعد گفت: چون تكلیف می‌كنید، قبول می‌كنم و بقیه مشكلات را هم پس از وقت ناهار و نماز، حل می‌كنیم.
بعد از جلسه صبح نمی‌دانم چطور چند تا ارباب‌رجوع سمج توانستند خودشان را به من برسانند. یك نفر به این حراست حالی كند كه دایما با این‌جور مسائل، وقت نماینده‌ای را كه تمام فكر و ذكرش، حل مشكلات ملت و دولت است، اشغال نكند. هفت، هشت نفری می‌شدند. یكی را از كار بیرونش كرده بودند، یكی می‌گفت: بیمه، حقش را خورده، یكی به نمایندگی از كارگران فلان جا بود، یكی می‌گفت، جانباز است، یكی می‌گفت، پسرش بی‌گناه زندان است... خلاصه مكافاتی بود. یك دسته از توصیه‌نامه‌هایی را كه با راهنمایی یكی از وكلای كاركشته تهیه كرده بودم درآوردم، فورا جای مقام مخاطب و توصیه‌شونده را پر كردم و دادم دستشان. همگی خوشحال شدند و كلی دعا كردند. با این حال، ده دقیقه‌ از وقت نازنینم تلف شد. عیبی ندارد.
ناهار خیلی افتضاح بود. ماشین بد، حق مسكن كم، حقوق ناچیز، سفر خارجی بدون خانواده، سفر داخلی محدود، ارباب‌رجوع زیاد، این هم از ناهار. نمایندگی آن‌قدرها هم لطفی ندارد، با این حال راضی هستیم به رضای خدا. ساختمان مجلس هم آنقدرها تعریفی ندارد و بر اثر باران، سقف آن به چكه كردن می‌افتد. هر روز ساعتی نیست كه با دوستان سر این مسئله گفت‌وگو نكنیم. همان موكت‌های افتضاحش چند ماه فكر و ذهن ما را مشغول كرده بود، ولی چاره‌ای هم نیست «مرد باید در كشاكش دهر، سنگ زیرین آسیاب باشد».
بعدازظهر تمام وقتمان به رتق‌وفتق امور فراكسیون جدید گذشت. دكتر خیلی جوگیر شده بود. هر فراكسیونی را كه راه می‌اندازد، تا مدتی یا به عبارت بهتر، تا تشكیل فراكسیون بعدی، همین‌جور است. فرمایش فرمودند كه اولا؛ تندروی نباشد كه مثل ماجرای اتمی گوشمان را بكشند و مجبور شویم، فتیله را پایین بكشیم و ثانیا؛ دست‌كم سر مسائل مهمی مثل رأی اعتماد و این‌جور چیزها با هم هماهنگ باشیم و آن‌طور نشود كه سر رأی اعتماد به وزیر قبلی، رئیس یك فراكسیون یك جور رأی بدهد، اعضا جور دیگر.
آقای سبزه گفت: مزه فراكسیون به همین چیزهاست دكتر! شیر بی یال و دم و اشكم كه دید؟ همه زدیم زیر خنده. حاج‌آقا گفت: «مبارك باشد».

 پیوند مرجع : بازتاب 

 

  تهیه وُ تدوین : عـبـــد عـا صـی 

 

     




درباره وبلاگ




گر در طلب لقمه نانی ، نانی /

گر در طلب گوهر كانی ، كانی /

این نكته رمز اگر بدانی ، دانی /

هر چیز كه اندر پی آنی ، آنی ...

مـــولانـــا

===============

امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :