http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg
http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg








امام خمینی: همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند.

/ باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...) - امیال وَ خواسته-هایی که مهار وُ مراقبتی ندارند ...



آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...)







نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 9 اردیبهشت 1394 توسط عـبــد عـا صـی
    
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s6.picofile.com/file/8185687042/MAH8R_NASHODEH_2.jpg

 

http://s4.picofile.com/file/8185687268/MAH8R_NASHODEH_1.jpeg

 

 

 

 امیال وَ خواسته-هایی که مهار وُ مراقبتی ندارند ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 تابستان پارسال برای انجام یک کار پژوهشی حدود 10-15 روز به صورت شبانه روزی رای می خواندم و خلاصه می کردم. رای ها صادره از سوی هیئت عمومی کیفری دیوانعالی کشور بود. مبنای انتخاب رای ها یک قاعده کیفری فقهی-حقوقی تقریبا عام بود که باعث می شد رای ها تنوع زیادی داشته باشند و انواع مختلفی از جرایم را شامل شوند.
یک نکته ای که در پرونده های قتل توجهم را جلب کرد این بود که تعداد بسیار زیادی از قتل ها (شاید بشود گفت 70-80 درصد قتل ها) یا مستقیما مرتبط با مسائل جنسی بودند، یا وقتی ریشه یابی می شد انتهایش به مسائل جنسی می رسید.
خیلی برایم عجیب بود که بین مسائل جنسی و قتل اینقدر ارتباط وجود دارد. دیدم چقدر قرآن تعبیر زیبایی دارد که میفرماید لا تقربوا الزنا. نمی گوید که زنا نکنید، بلکه می فرماید حتی نزدیکش هم نشوید. نزدیک شدن به این جور مسائل به خود این مسائل ختم نمی شود و ممکن است کار به خونریزی و قتل کشیده شود.
چند نمونه از این پرونده ها را به عنوان مثال می آورم. برای اینکه اینجا طولانی نشود در ادامه مطلب می گذارم. فقط قبل از آن توضیح چند نکته به نظرم لازم است:
1- این آراء به صورت رسمی چاپ شده است. لذا جنبه محرمانه ندارد
2-چون ممکن است نقل کامل پرونده ملال آور باشد، به یک اشاره بسیار کوتاه بسنده می کنم. لذا جهت دیدن کل ماجرا به اصل رای مراجعه کنید.
3-پیشاپیش از اینکه برخی کلمات نامناسب در متن هست عذرخواهی می کنم. طبیعت مسائل کیفری اینگونه است
شماره رأی اصراری: 13-14/4/1379
شخصی با موتور توسط یک خودروی بنز تعقیب می شود. موتور روی یک تپه شن که کنار خیابان بود می رود و موتور چپ می شود و راکب روی زمین می افتد و راننده بنز راکب را زیر می گیرد و می کُشد. با طرح پرونده در دادگاه مشخص می شود که مقتول (رضا) خواستگار دختر قاتل (فرشته) بوده که دختر را به او نمی دهد. مقتول فرشته را چند روز می دزدد و به زاهدان می برد. برای اینکه غائله تمام شود فرشته را به شخص دیگری شوهر می دهند اما مقتول دست از طلب خود برنمی دارد و به شوهر فرشته می گوید که چند روزی که فرشته را به زاهدان برده به او تجاوز کرده و او حامله است و همچنین عکسهای مستهجنی از او دارد. همین عوامل باعث اختلافات می شود و کار به جایی می رسد که پدر فرشته رضا را به قتل می رساند.
شماره رأی اصراری: 10-17/7/1380
دو برادر به نامهای بابک 21 ساله و علیرضا 18 ساله هر دو نفر به اتهام شرکت در ایراد جراحات عمدی منتهی به قتل حسنعلی تحت تعقیب قرار گرفتند. ماجرا از این قرار بود که مقتول کرارا برای خواهر متهمان مزاحمت ایجاد می کرده و حتی دو بار شبانه وارد حریم منزل آنان شده که پس از دستگیری به عنوان سرقت علیه او اعلام شکایت کرده اند که هر دو دفعه قضیه منتهی به گذشت گردیده و نهایتا در روز حادثه مقتول با خانه متهمان تماس تلفنی گرفته که خواهر متهمان (به نام زینب) اعلام می کند همان مزاحم همیشگی است. پس از آن متهمان هر یک، یک قبضه کارد برداشته و به همراه یکدیگر به سمت بنگاه محل کار مقتول رفته، ابتدا بابک یک جراحت به شکم او وارد می کند و پس از آن علیرضا که ظاهرا با فاصله چند لحظه ای به محل درگیری رسیده سه ضربه و جراحت به حسنعلی وارد کرده و حسنعلی بر اثر جراحات وارده فوت می کند
شماره رأی اصراری: 18-18/10/1380
داود و هاشم در خیابان به نزاع می پردازند و هاشم داود را با ضربه چاقو به قتل می رساند. هاشم در بازجویی ها علت قتل را اینگونه بیان می کند: خانواده ما با خانواده داود اختلاف داشت. بدین شرح که داود در تاریخ 2/9/1377 ساعت 5/8 شب در منزل ما بود و وقتی من سر زده وارد شدم دیدم دارد با همسرم زنا می کند که با وی درگیر شدم و ایشان موفق به فرار شد.
شماره رأی اصراری: 19-19/10/1385
در روز 13/10/1380 یک فقره قتل در شهر رشت گزارش می شود. جسد مقتول که جوانی 22ساله به نام مهدی بود در اتاق خواب منزل پدری اش کشف می شود در حالی که پیراهن و شلوار به تن نداشته و تنها یک شورت به پا داشته. در قسمتهای مختلف خانه آثار و لکه های خون وجود داشته و طبق گزارش پزشکی قانونی مقتول با ضربات چاقو کشته شده بود. قاتل (مریم) در بازجویی ها به قتل اعتراف می کند و ماجرا را اینگونه بیان می کند: «مدت آشنایی من با مقتول یک ماه به صورت تلفنی بوده است که ایشان اول مزاحم تلفنی بود، بعد منجر به آشنایی شد و اعتماد مرا جلب کرد. هرگاه برای ملاقات قرار می گذاشتیم به دنبالم می آمد و در شهر می چرخیدیم و صحبت می کردیم و شام می خوردیم. تا روز یکشنبه طی تماس تلفنی گفتند امروز ماشین ندارند و قرار ملاقاتی در منزل دوستشان به همراه خانم و خواهر دوستشان را می خواستند بگذارند و من برای ملاقات ایشان و آشنایی با خانمها که عکسشان را به من نشان داده بود و برای صرف شام به منزل دوستشان رفتم (که البته فهمیدم منزل خودشان است) و بعد مرا به اتاق خانم و آقا راهنمایی کرد و بعد عکسهای عروسی و دیگر عکسهای آنان را نشان داد تا اینکه من در سمت دیگر اتاق در کنار پنجره کنار میز کامپیوتر در حال مشاهده عکسها بودم و ایشان نزدیک در اتاق بود که شروع به رفتارهای غیرعادی نمود و من در کمال ناباوری با آن روبرو شدم، در آن حال من با لباس فرم دانشگاه بودم. ایشان شروع به در آوردن لباسهایش کرد. سعی کردم از اتاق خارج شوم ولی از آنجا که ایشان نزدیک درب بودند مانع شدند و من متوجه شخصیت واقعی ایشان شدم.... از آنجا که اینجانب به علت شرایط بد اجتماعی و بسیاری از احتیاطات و حفظ خود و جلوگیری از هرگونه اتفاق و خطر، دو وسیله احتیاطی چاقو و اسپری به همراه داشتم. با قرار گرفتن در این موقعیت به منظور دفاع از حیثیت و عفت خودم از چاقوی خود استفاده کردم و در وهله اول چاقو ابتدا یک تماس کوچکی با بدنش برقرار کرد. بعد از اینکه بدنش سست شد به روی من افتاد و من برای اینکه از آن وضعیت رها شوم برای حفظ ناموسم با شدت بیشتری با چاقو به پشت وی زدم.... از آنجا که روی من افتاده بود لباسهایم خونی شده بود و شلوار مقتول را پوشیدم و از ترس اینکه مبادا دنبالم بیاید توسط تکه ای طناب دست ایشان را بستم.»
شماره رأی اصراری: 1-28/1/1386
شخصی به نام سخاوت وارد حیاط خانه اکرم می شود و قصد تجاوز به وی را داشته که اکرم با چاقو از خود دفاع می کند و سخاوت را به قتل می رساند. با پبگیری ماجرا مشخص می شود برادر اکرم (فردین) در یک روستا معلم بوده و آنجا با یک دختر رابطه جنسی برقرار می کند. سخاوت که دایی آن دختر بوده چندین سال بعد به جهت تلافی، قصد تجاوز به اکرم را داشته
شماره رأی اصراری: 16-17/10/1381
طاهره با پسرخاله اش به نام علی ازدواج میکند. دو هفته پس از ازدواج، علی به همسرش اتهام میزند که وی باکره نبود و به خاطر همین اتهام علی 15 روز به زندان می افتد. یک بار که در کوچه علی با همسرش کتک کاری میکند، شخصی به نام ایوب سر می رسد و به علی می گوید که چرا همسرت را می زنی؟ همین قضیه باعث آشنایی طاهره و ایوب میشود و بعد از آن چندین بار با هم ملاقات میکنند. ایوب به طاهره پیشنهاد می دهد که از همسرت طلاق بگیر تا با هم ازدواج کنیم. یک شب ایوب به همراه دوستش فیروز وارد خانه پدر طاهره می شوند و در اتاق با طاهره و فاطمه (خواهر طاهره) خلوت میکنند. موقع اذان که می ترسیدند پدر طاهره از خواب بیدار شود قصد می کنند که از خانه خارج شوند. موقع خروج متوجه می شوند درب خانه از بیرون با سیم بسته شده و با زور درب را باز میکنند. ایوب و فیروز وقتی از خانه خارج می شوند متوجه می شوند پدر، برادر و داماد علی در کوچه هستند. علی هم که وارد پشت بام خانه طاهره شده بود از روی دیوار پایین می پرد و دنبال ایوب و فیروز می کند. او به ایوب می رسد و با یک کارد قصابی به او ضربه می زند و ایوب به قتل میرسد
شماره رأی اصراری: 18-20/11/1383
عطیه 44 ساله و متاهل روزها در شالیزار کار می کرده. در مسیر رفت و آمد به شالیزار با راننده مینی بوس به نام محمدرضا... آشنا میشود و با او ارتباط نامشروع پیدا میکند و در چند نوبت با یکدیگر زنا میکنند و با تبانی با یکدیگر تصمیم به قتل شوهر خانم عطیه میگیرند و پس از چند نوبت صحبت با یکدیگر خانم عطیه به محمدرضا پیشنهاد میکند که به سراغ شوهرش ناصر رفته و به عنوان حلب کوبی و شیروان کوبی او را به خارج از شهر برده و وی را به قتل برساند. محمدرضا نیز این پیشنهاد را عملی می سازد و شوهر عطیه را به قتل می رساند.
شماره رأی اصراری: 15-15/9/84
توحید و ابراهیم هر دو چوپان بودند و روزی بر اثر نزاع ابراهیم با ضربه چوب دستی توحید را به قتل می رساند. با انجام بازجویی ها مشخص گردید که توحید قصد تجاوز به ابراهیم را داشته و ابراهیم برای دفاع از خود توحید را به قتل می رساند. 

 

  تهیه وُ تدوین : عـبـــد عـا صـی 

 

     




درباره وبلاگ




گر در طلب لقمه نانی ، نانی /

گر در طلب گوهر كانی ، كانی /

این نكته رمز اگر بدانی ، دانی /

هر چیز كه اندر پی آنی ، آنی ...

مـــولانـــا

===============

امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :