http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg
http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg








امام خمینی: همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند.

/ باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...) - همسفران ِ راه وُ بـیـــراه ...



آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...)







نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 24 اردیبهشت 1394 توسط عـبــد عـا صـی
    
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

 

 همسفران ِ راه وُ بـیـــراه ... 


 راست وُ دروغ این ماجرا ، گردن اونایی که گفتن وُ میگن ، مهم اینه که فقط «غیرممکن» مـمـکـن نیست ...

 قصه از اونجا شروع شد که یک هواپیمای جت ِ مثلا 747 دچار نقص فنی خطرناک وُ پیش-رَوَنده-ای میشه ، اوضاعش اونقدر وخیم میشه که ارتباطش با هر جا وُ هر کسی که ممکن بوده غیر ممکن میشه وُ آخرش هم در یک کویر ِ بَرَهوت با تمام مسافرهاش سقوط میکنه. از بین اون همه مسافر ، فقط پنج نفر زنده وُ سالم باقی می-مونند. یک پسر بچه-ی ده-یازده ساله ، یک پیر مرد نجیب وُ صبور ، یک فوتبالیست معروف جهانی ، یک سوپر-استار ِ هالیوودی ، وَ رئیس جمهور سابق ِ آمریکا ...

 پیرمَرد صبور وَ پسرک ، تنها آدمایی بودن که برای نجات همه ، خالصًا مخلصًا تلاش وُ دعا میکردن. کارشون شده بود جمع کردن وَ کـُـپـــه کردن ِ خار وُ خاشاک اون کویر بَرَهوت ؛ امیدوار بودن که بالاخره هواپیمایی ، هلکوپتری ، چیزی ، بالا سرشون پیدا میشه وَ با دیدن دود وُ آتیش تپه-ی اون خارها ، به کمک-شون میآد ... روز سوم بوده که هلکوپتری نظامی ، تصادفـًا ، گذارش به اونجا میـاُفته وَ با دیدن تپه-ی دود وُ آتیش ، متوجه چند نفری میشه که تقاضای کمک میکردن. میآد پایین وُ همه رو سوار میکنه وُ پَر میکشه به آسمون.

 رئیس جمهور آمریکا که زودتر از همه وَ با هول وُ وَلا خودشو تو صندلی پشت سَر خلبان جا داده بود ، هنوز کمربندش رو نبسته به خلبان میگه «حتما تا حالا همه متوجه شدن که من رئیس جمهور آمریکام وَ برای آشنایی با بعضی مشکلات مردم ، بطور ناشناس داشتم با هواپیمایی غیرخصوصی سفر میکردم. همین الان بطرف کاخ سفید پرواز کن وَ خبر ِ سلامتی منو با بی-سیم اعلام کن تا رسانه-ای بشه وُ مردم از آشفتگی وُ نگرانی خلاص بشن»!؟ ... خلبانه میگه «جناب رئیس جمهور ، بهتر نیست که در نزدیکترین پایگاه نظامی ِ همین ایالت تگزاس فرود بیاییم وَ جنابعالی با یک فروند هواپیمای تشریفاتی ، خیلی راحت این چند ساعت راه تا کاخ-سفید رو طی کنین»؟ جورج بوش با توپ وُ تَشَر ، حُکم دادگاه نظامی خلبان مربوطه رو همونجا می-نویسه وُ از کار هم برکنارش میکنه وَ به کمک خلبان دستور هدایت هلکوپتر رو بطرف شمال شرقی آمریکا ، یعنی بطرف کاخ سفید صادر میکنه! خلبان هم برای رفع تکلیف هم که شده گزارش مختصری به پایگاه خودشون مخابره میکنه وُ راه-شو به سمت شمال شرقی کـج میکنه.

 همینطور که جورج بوش داشته غُر وُ لـُند وُ هارت وُ پورت میکرده یک دفه دل آسمون می-تـِــرکــه وُ غُـرّش ِ توفان صحرایی وُ بارش تگرگ-هایی به اندازه-ی یک توپ فوتبال (!!!) شروع میشه ؛ جورج هم از ترس «سر سیلندر» می-سوزونه! وَ بُهت-زده به سقف خیره میشه. تا کمک-خلبان اعلام میکنه که «ارتباط رادار» هلکوپتر قطع شده وُ اوضاع خیلی خرابه وَ همگی با چآر تا چتر-نجات موجود خودشونو نجات بدَن ، جورج به خودش میآد وُ مثل عقاب ، هجوم میاره به طرفی که کمک-خلبان اشاره کرده بود وُ میگه «من رئیس جمهور آمریکام وَ بر همه تقدم دارم» وَ می-پَره پایین. فوتبالیست معروف جهانی هم  در حالیکه داشته چتر نجات رو می-پوشیده میگه «منم بهترین ستاره-ی فوتبال دنیام» وَ خیز بَرمیداره بطرف بیرون. سوپر-استار ِ هالیوودی هم اعلام برتری میکنه وُ می-پَره بیرون. پیرمرد صبور به پسرک ده-یازده ساله میگه «کمک-خلبان گفتش که چآر تا چتر-نجات وجود داره ، با این حساب فقط یکی باقی مونده ، اونم مال تو ... پسر جون من عُمر خودمو کردم ، آخریش رو هم تو وَردار وُ خودتو نجات بده» ... پسره جواب میده که «نه پدر جون ، هنوزم دو تآ باقی مونده ، اونی که رئیس جمهور با عجله وَرداشت ، کوله-پشتی ِ ورزشی ِ من بود»!!! ...

 

  بازنویسی کامل : عـبـــد عـا صـی 

 

     




درباره وبلاگ




گر در طلب لقمه نانی ، نانی /

گر در طلب گوهر كانی ، كانی /

این نكته رمز اگر بدانی ، دانی /

هر چیز كه اندر پی آنی ، آنی ...

مـــولانـــا

===============

امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :