http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg
http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg








امام خمینی: همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند.

/ باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...) - نسل امروز ...



آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...)







نوشته شده در تاریخ دوشنبه 2 شهریور 1394 توسط عـبــد عـا صـی

 
 

 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s3.picofile.com/file/8208260592/NASLE_JAD3D_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8208260750/NASLE_JAD3D_2.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8208259834/NASLE_JAD3D_3.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8208259668/NASLE_JAD3D_4.jpg

 

هزار حرف سرزنش آمیز معلم اونقدر آدمو اذیت نمیکنه که

 بی-اعتناعی یک همکلاسی سَر جلسه-ی امتحان ،

 اشک آدمو در میآره ...

 

نسل امروز ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 نوشته ی زیر یک نوشته ی بی نام و نشان است، یعنی در هیچ کجا نام نویسنده ی آن، ذکر نشده.
ما تصمیم گرفتیم این مطلب را به سبب قابل تأمل بودن آن، در وبلاگ همساده ها درج کنیم. لازم به ذکر است که درج این نوشته، به منزله ی تایید صد در صد آن نمی باشد.
معلم ادبیاتمان می گفت:
این روزها بدجوری از این نسل جدید درمانده شده ام، سالهای پیش وقتی به درس لیلی و مجنون می رسیدم و با حسی شاعرانه، داستان این دو دلداده را تعریف می کردم، قطره اشکی از چشم دانش آموزی جاری می شد و زمانی که به مرگ سهراب می رسیدم، اندوهی وصف ناشدنی را در چهره ی دانش آموزانم می دیدم.
وقتی قبل از عید از بچه ها برای مستخدم مدرسه، طلب عیدی می کردم، خیلی ها داوطلب می شدند و پیش قدم....اما امسال وقتی بعد از یک سخنرانی جگرسوز، برای پیرمرد خدمتگزار عیدی خواستم، هیچ کس حتی دستی بلند نکرد...
وقتی به مرگ سهراب رسیدم، یکی از آخر کلاس فریاد زد: چه احمقانه! برای چه رستم خودش را به سهراب معرفی نکرد تا این اتفاق نیفتد؟ آن روز بچه ها نه تنها ناراحت نشدند که رستم بیچاره و سهراب را به نادانی و حماقت متهم کردند.....
وقتی شعر لیلی و مجنون را با اشتیاق در کلاس خواندم و از جنون مجنون در فراق لیلی گفتم، یکی پرسید لیلی خیلی قشنگ بود؟ گفتم: از دیده ی مجنون بله! ولی لیلی دختری سیاه چهره بود و زیبایی نداشت، این بار نه یک نفر، که کل کلاس روان شناسانه به این نتیجه رسیدند که قیس بنی عامر از اول دیوانه بوده و عقل درست و حسابی نداشته که عاشق یک دختر زشت شده، تازه به خاطر او سر به بیابان هم گذاشته!
خلاصه گیج و مات از کلاس درس بیرون آمدم و ماندم که باید به این نسل جدید چه درسی داد که به تمسخر نگیرند و بدون فکر قضاوت نکنند....ماندم که این نسل کی و کجا می خواهند صبوری و از خود گذشتگی را بیاموزند....نسلی که از جان گذشتن در راه عشق برایشان نامفهوم، کمک به همنوع برایشان بی اهمیت و مرگ پسر به دست پدر از نوع حماقت است!
امروز به این نتیجه رسیدم که پدر و مادرهای این بچه ها باید از همین الان جایی در خانه سالمندان برای خودشان رزرو کنند! این نسل تنها آباد کننده ی خانه ی سالمندان خواهند بود و بس ...

 

  تهیه وُ تدوین : عـبـــد عـا صـی 

 

 




درباره وبلاگ




گر در طلب لقمه نانی ، نانی /

گر در طلب گوهر كانی ، كانی /

این نكته رمز اگر بدانی ، دانی /

هر چیز كه اندر پی آنی ، آنی ...

مـــولانـــا

===============

امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :