http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg
http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg








امام خمینی: همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند.

/ باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...) - مطالب ابر رسانه ملی



آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...)







نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 فروردین 1397 توسط عـبــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

 شما هم در این آشغال‌پراکنی بی‌تقصیر نیستید

 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

عزت الله ضرغامی: حصر آشغالی +اینستاپست

 

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQV6JdIo5Cp3U2T40qKtLjSTM9ukqKAOshe11GYeYo9dKFN9bTl

تصویر مرتبط

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcR7xGGnK25R71J15KDHRMVoXRerXPW6MYkpRWJ5mBsgGghvFora-w

 


 خبرآنلاین، وبلاگ حسین آخانی : این یادداشت پاسخی است به آقای ضرغامی رئیس سابق رسانه ملی که به درستی به وضع اسفناک زباله در ایران اعتراض کرده‌اند. ولی ظاهرا فراموش کرده اند که ایشان 10 سال مسئولیت بزرگترین دستگاه فرهنگی و اطلاع رسانی کشور را به عهده داشتند و در کاشت محصول فعلی این کشور بی نقش نبودند.
 آقای
ضرغامی رییس اسبق رسانه ملی می‌گوید: «خیر سرمون امروز خواستیم کنار این رودخانه زیبا عکس بیندازیم! دیر بجنبیم این حصر آشغالی و آلودگی محیط زیست ما را خواهد کشت! کسانی که در این تعطیلات به دبی و استانبول و باکو و دیگر کشورهای همسایه می روند و ساحل سازی‌های زیبای آنجا را می بینند می‌پرسند، چرا؟! حالا ساحل سازی‌های به عمق 100 متر و طول چند کیلومتر پیشکش، لااقل فکری برای آشغال‌های مخرب طبیعت بکنیم. مشکل نه بی آبی است و نه کمبود بودجه، نه به تحریم بر می‌گردد و نه به توطئه‌های شیطان بزرگ! شاخ غول را نمی‌خواهیم بشکنیم، می‌خواهیم در 40 سالگی انقلاب، آشغال‌ها را جمع کنیم! »
 خدا را شکر می‌کنم که رئیس سابق صدا و سیما که 10 سال آن هم در دوران طلایی احمدی نژادی رئیس بزرگترین سازمان فرهنگی ایران با 75 میلیون مخاطب بودند کمی از مسئولیت‌هایشان کم شده و فرصت پیدا کرده‌اند ایران گردی کنند و عکس یادگاری هم بیاندازد.
بازهم خدا را شکر هنوز گردنشان راست نمانده است و توان چرخش به این طرف و آن طرف را دارند و با کمی کج کردن متوجه شده‌اند که وای مصیبتا، بعد از چهل سال چه آشغال دونی درست کرده‌ایم.
 بازهم خدا را شکر رئیسی که شب و روز کارش این بود که اگر گربه‌ای در آمریکا سینه پهلو می‌کرد، در تلویزیون بارها و بارها و در پر بیننده‌ترین ساعات نشانش می‌دادند حالا فهمیده که مملکت خودمان چه خبر است. اما از خود نمی‌پرسند یکبار همکارانش جرات نداشتند زشتی‌های سرزمین خودی خود را نشان دهند و به مردم بگویند: بابا زباله و پلاستیک در بکرترین نقاط کشور غوغا می‌کند.
 
جناب ضرغامی عزیز: باور کنید من سیاسی نیستم. از زمانی که در کنار کار حرفه‌ای دانشگاهیم به سفرهای علمی به اقصی نقاط ایران و ده‌ها کشور جهان رفته‌ام، مرتب در مورد این پلاستیک پراکنی نوشته‌ام و گفته‌ام. حتی یک بار در زمانی که شما رئیس بودید در یک برنامه دست چندم پیشنهاداتم را دادم. ولی آن برنامه در ساعات نیمه شب پخش شد و خودم هم خواب بودم! دستگاه تحت امر شما به امثال ما اجازه نمی‌دادند در ساعات پر مخاطب و یا برنامه‌های زنده خبری راه پیدا کنیم، بخصوص اگر می‌خواستیم نقدی بکنیم. اگر مطلبی گفته می‌شد سیاه نمایی تلقی می‌شد و همکاران شما می‌گفتند که اجازه پخش ندارد و سانسور می‌شد.
 الان اگر گاهی به ما فرصت می‌دهند حرف بزنیم بیشتر به این خاطر است که بدشان نمی‌آید دولت را خراب کنند و به همین دلیل گاهی به ما فرصت می دهند «فقط از دولت» انتقاد کنیم. به خاطر می‌آورم در همان برنامه‌ای که در نیمه های شب پخش شد گفتم «بهترین راه زباله زدایی از این سرزمین مجبور کردن تولید کنندگان آب معدنی و نوشابه به اخذ گرویی از بطری‌ها است. آنها آب مفتی می‌فروشند و طبیعت کشور را آلوده می‌کنند. لااقل وظیفه جمع آوریش هم به عهده خودشان باشد».
 همین چند ماه پیش که بودجه در مجلس بود پیشنهاد دادم که بیایید بجای گرفتن پول زیاد برای خروجی از مردم و تحمیل انواع گرانی‌ها، عوارض پلاستیک وضع کنید تا مردم کمتر از این پلاستیک‌ها استفاده کنند و کم کم طبیعت ایران از این بلا نجات پیدا کند و مردم ما به جای رفتن به خارج در همین کشور بمانند. راهی که بسیاری از کشورهایی که شما در نوشته‌تان ازشان تعریف کرده‌اید رفته‌اند.
 حالا نشد، دست رو دست نمی‌گذارم. همین که این مطلب شما را در خبر آنلاین خواندم، دست به قلم بردم و می‌خواهم با شما همراهی کنم. بیایید ما هم همصدا با کاوه مدنی با چالش «بی زباله» همراه شویم. شما دوست و رفیق در مقامات مملکتی، نمایندگان مجلس و تولید کنندگان کلان این زباله‌ها کم ندارید (سالها سیمای شما برای تولیدات آنها تبلیغ کرده است). هم می‌توانید بهشان بگویید که یک هفته همه مردم از بسیج، سپاه، ارتش، دانشجو، سرباز، دانش آموز گرفته تا امام جمعه، نماینده، فرمانده، مدیر کل، وزیر، استاد و معلم همه با هم دست به دست دهیم اول این زباله‌هایی که خودمان ریخته‌ایم را جمع کنیم. دوم از مسئولین مربوطه دولتی و قانونگذاری بخواهیم با قانون زباله را ریشه کن کنند. من تصویب سه قانون زیر را برای پاکسازی ایران لازم می‌دانم.
1. کلیه تولید کنندگان بطری‌های آب معدنی و نوشابه و بسته بندی‌های مشابه وظیفه دارند یا به طور مستقل و یا با همکاری هم بطری‌های تولید شده را با اخذ گرویی مجددا تحویل بگیرند.
2. به ازای هر کیسه پلاستیکی، ظرف یک بار مصرف و یا بسته بندی نامتعارف پلاستیکی مبلغ 100 تومان عوارض محیط زیستی دریافت شود. نیمی از درآمد آن را برای ایجاد صنایع بازیافت و پاکسازی طبیعت و نیمی هم برای توسعه حمل و نقل عمومی ریلی مورد استفاده قرار گیرد. مردم اگر با وسائل حمل و نقل عمومی سفر کنند اینقدر آشغال اینور و اونور نمی‌ریزند.
3. زباله ریزی در طبیعت تابع جریمه نقدی باشد و همه ضابطان قضایی از پلیس تا محیط‌بان و جنگل‌بان اجازه اعمال قانون با کمک شماره ملی داشته باشند.
امیدوارم شما هم ضمن پیوستن به چالش «بی زباله» از روابط گسترده خود در نتیجه بخشی این پیشنهادات استفاده و انشالله همه ما سال آینده کشوری کم زباله را به چهل و یکمین سال انقلاب تحویل دهیم. قول بدهید با هم در کنار یک رودخانه تمیز یک عکس یادگاری بگیریم. بسم‌الله.
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


برچسب ها: ضرغامی، رسانه ملی، زباله، سیاه نمایی، سانسور، زباله زدایی، زباله ریزی،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 5 تیر 1396 توسط عـبــد عـا صـی


    آقای روحانی اگر زورتان به کله-گنده-ها نمیرسد ...   



  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 




وبلاگ مهاجری، محمد ، خبرآنلاین :  آقای رئیس جمهور!  باورم این است که شما هوشمندتر از آنید که در دام بیفتید. با اینکه دادستان محترم تهران طبق وظیفه ذاتی و قانونی اش دستور شناسایی هتاکان به شما را صادر کرده، پیشنهاد می کنم شما از طریق قانون و اگر راه قانونی ندارد ، از طریق خواهش و تمنا نگذارید کسی بازداشت شود.

در میان افرادی که روز قدس شعار می دادند هرچند ممکن است عده ای با برنامه ریزی قبلی آمده باشند، اما  قطعا اکثرشان احساس تکلیف می کردند و به همین دلیل عذرشان موجه است.

آقای رئیس جمهور! این افراد ، آدمهای عادی جامعه اند. غالبا به حقوق شان هم آشنا نیستند. اگر دستگیر شوند بلد نیستند از خودشان دفاع کنند و ناگزیر به زندان محکوم می شوند. در دوران حبس زندگی شان مختل می شود. معیشت شان به هم می ریزد.خانواده شان نسبت به جمهوری اسلامی مسئله دار می شوند و دهها مشکل ریز و درشت دیگر به وجود می آید.

آقای روحانی! در طول مدت تبلیغات انتخابات، خبرگزاریها،روزنامه ها،سایتها و رسانه هایی که عمدتا با پول مردم اداره می شوند،حرفهای آدم های سیاسی را که صدها بدتر از شعارهای جمعه بود منتشر کردند. رسانه ملی مشابه همین ها را روی آنتن زنده برد. چرا دور برویم،چندنفر از حضرات نامزدها توهین و تهمتی نماند که نسبت به رئیس جمهور مستقر، فروگذار کرده باشند. شعارهای روز جمعه،ترجمان حرفهای همین عزیزان بود. کرور کرور آدمهایی که مارک ارزشمداری دارند همین حرفها را در تریبونهای متعدد بکار بردند و کک کسی نگزید.

آقای رئیس جمهور! نگذارید زور قانون به ضعیفها برسد. اجازه ندهید ضعیف کشی شود. جرم شعاردهندگان روز جمعه حداکثرش این است که در روزی که وحدت لازم بود، شعار تفرقه دادند. از بس در این یکی دو روز همه محکومشان کرده اند مغموم و غصه دار شده اند و   متهمان اصلی دارند  راست راست راه می روند و بشکن می زنند.

آقای روحانی! اگر زورتان به آن آدم گنده ها نمی رسد، این آدم ضعیف ها را نجات دهید. ممنون.


    تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 




برچسب ها: تبلیغات انتخابات، رسانه ملی، تهمت، زور قانون، روز قدس و وحدت، جَوگیری،
نوشته شده در تاریخ شنبه 1 اسفند 1394 توسط عـبــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s6.picofile.com/file/8239716426/GEDAA_4.jpg

http://s6.picofile.com/file/8239719142/GEDAA_3.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8239719700/GEDAA_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8239720676/GEDAA_6.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8239722650/GEDAA_7.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8239723276/GEDAA_9.jpg

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

 ((( مونی جان که غرق کامپیوترش شده بود، با بی-حوصلگی «هد-فون» رو از روی گوشاش برداشت وُ انداخت رو میزش وُ گفت : «چی میگی مامانی هی فـَــک میزنی»! مامانش با اخم وُ تشر جواب داد : «بی ی تربیت! ... چند بار پرسیدم من که بیرون بودم کسی از "شرکت شاینینگ هوم" زنگ نزد»؟ مونی جان هم با لحنی تند گفت : «من چه میدونم! ... یکی چند بار زنگ زد ، از مانیتور دیدم یـــه خانوم گداهه-ست ، همچین دَکش کردم! بازم زنگ زد ، جواب-شو ندادم زد به چاک»! ... «نکنه از شاینینگ هوم اومده اومده بوده»؟ ... «بی-خیال ... تیپ-اش به این چیزآ نمیخورد ، یـــه زن چادر مشکی فناتیک» ... «خدا مرگم نده! خودش بوده ، شرکت میگفت اون قبلیه بچه-اش مریضه ، بجاش یک خانوم چادری میانسال میاد. نگفت اسمش سکینه-ست»؟ «من دیگه آمارشو نگرفتم»!!! ... _ عـبـــد عـاصـی)))

 میثم تولایی : دو کتاب "حجاب بی حجاب" و "حجاب با حجاب" آقای محمدرضا زائری را خواندم. از این دو کتاب که حقیقتا باید گفت سوای از علمی بودن یا نبودن، راهکار دادن یا ندادن، خیرخواهانه و البته دلسوزانه است یک صفحه را که به نظرم خواندنی است انتخاب کردم:
 وقتی می‌گوییم حجاب قبل از آنکه ویژگی و خصوصیت دینی داشته باشد دارای حیثیت فرهنگی است، منظور و مقصودمان زدودن شأن دینی از این مساله یا تمرکز بیشتر روی جنبه‌های دیگر، یا حتی تغافل از حساسیت حکم شرعی آن نیست؛ بلکه می‌خواهیم به اساس و قاعده بسیار مهمی تاکید کنیم که مفهوم حجاب در بستر آن شکل می‌گیرد و جریان پیدا می‌کند.
رهبر انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه‌ای با اشاره به همین موضوع از زنانی یاد می‌کنند که با وقوع انقلاب اسلامی در ایران حجاب را برگزیدند در حالی که پیش از آن به اقتضای فضای عمومی حاکم بی‌حجاب بوده‌اند و نیز به زنانی اشاره می‌کنند که در کشورهای دیگر-حتی جوامع غربی-پوشش اسلامی را انتخاب کرده‌اند.
 برای تبیین موضوع به یک مثال اکتفا می‌کنیم-گرچه به نظر می‌رسد بحث تفصیلی در این موضوع و ذکر نمونه‌هایی از تاثیر گسترده رسانه ملی و ... بر دختران کودک و نوجوان و مطالعه دقیق نقش گروه‌های مرجع و تغییر سبک زندگی نسل جدید مهمترین ضرورت برای رسیدن به نتیجه‌ای مفید در این زمنیه است-وآن تصویری است که از حجاب در ذهن مخاطب عام نقش می‌بندد و بر اساس آن تصویر به شکل ناخودآگاه برای انتخاب یا ترک حجاب تصمیم می‌گیرد.
 آستریوتایپ(کلیشه) حاکم در مورد حجاب قبلا در دوره‌هایی از تاریخ-نظیر صدر اسلام-این بوده که حجاب متعلق به اشراف و احرار است و طبقات فرودست اجتماعی مانند بردگان حق حجاب ندارند و در واقع حجاب نوعی امتیاز و نشانه‌ای برای تفاوت و اختلاف اجتماعی به شمار می‌آید و بر همین اساس بعد از حاکمیت اسلام زنان مسلمان حق حجاب دارند، اما زنان غیر مسلمان بدون حجاب در جامعه ظاهر می‌شوند. چرا که حجاب نشانه نوعی حرمت و شان و کرامت است و در آن دوره تاریخی وقتی یک دختر سر و بدن خود را در محافل عمومی می‌پوشاند، احساس می‌کرد به اشراف و احرار شباهت یافته و اینگونه پوشش نوعی امتیاز به حساب می‌آمد که مورد رغبت و اشتیاق بود.
 در زمان ما آیا استریوتایپ غالب همین است؟ به طور طبیعی نه. چرا که به هزار و یک دلیل در طی سال‌ها و بل قرن‌ها و از خلال تحولات پیچیده اجتماعی و توسط رسانه‌ها و گروه‌های مرجع که موثرترین شکل‌دهنده‌های افکار عمومی هستند به مرور تصویری که از حجاب در ذهن دختران امروز شکل یافته این نیست.
امروز وقتی دختری می‌خواهد سر و بدن خود را در محافل عمومی بپوشاند احساس می‌کند که به کدام طبقه اجتماعی شباهت یافته است؟
 وقتی این دختر طی سال‌ها و از کودکی گدای توی خیابان را با چادر می‌بیند و مجرم محکوم توی دادگاه را با چادر مشاهده می‌کند، وقتی طی سال‌ها در مجموعه‌های تلویزیونی و فیلم‌های سینمایی، زن خدمتکار زشت و بی‌سواد و فقیر را با حجاب دیده و خانم دکتر پول‌دار و زیبا و باسواد را بی‌حجاب-حالا فرض کنیم نهایتا فرق تصویرها در چادر مشکی و روسری رنگی یا در اسم ژیلا و شهلا با ... و ... است،
آیا اگر این دختر سالم باشد و طبیعی فارغ از استثناها و حواشی خاص، از نظر روانی چه حکمی خواهد کرد و انتخاب حجاب را پیوستن به کدام طبقه اجتماعی خواهد دانست؟
*
 این موضوع نیز چه از نظر فردی برای مطالعه تاثیر روانی و چه از نظر جمعی برای پژوهش تاثیر اجتماعی بسیار مهم، بلکه کلید حل مشکل و اصلی‌ترین راه ورود به این حوزه است و عدم توجه به آن-مثل آنچه متاسفانه در این سال‌ها رخ داده-و مشغول شدن به هر کار دیگر پیش از اهتمام به آن هدر دادن وقت و انرژی و به بیراهه رفتن است.
 
*
پاورقی: نویسنده در این قسمت به خاطره‌ای از دوستش اشاره می‌کند و می‌نویسد: یکی از دوستان که از خانواده‌های بسیار محترم و مشهور و انقلابی است نقل می‌کرد که سال‌ها پیش به رستورانی رفته بودیم (احتمالا «قبل» یا «اوائل انقلاب» _ ع.ع) که ناگهان کودک با دین خانواده ما با صدای بلند از مادرش پرسید:"مامان مگه گداها هم میان رستوران؟" از این نمونه‌ها آن‌چه خود در رفتارهای اجتماعی با مادر و همسر و دختر خود شاهد بوده‌ام فراوان است و بعضا مثل آن‌چه در نوروز اصفهان دیدم بسیار قابل توجه، اما دردناک و نشان دهنده بی‌سلیقگی‌های خودمان(مثلا در نشان دادن چادر و حجاب برتر با آشفتگی و بی‌نظمی و ...).
 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی


برچسب ها: حجاب، محمدرضا زائری، بی‌حجاب، رسانه ملی، عرف حجاب، صدر اسلام، طبقه اجتماعی،



درباره وبلاگ




گر در طلب لقمه نانی ، نانی /

گر در طلب گوهر كانی ، كانی /

این نكته رمز اگر بدانی ، دانی /

هر چیز كه اندر پی آنی ، آنی ...

مـــولانـــا

===============

امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :