http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg
http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123721510_moharam-12.jpg








امام خمینی: همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند.

/ باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...) - مطالب ابر فاصله طبقاتی



آفـتـــاب در زنـجـیـــر! ... (اگر از آفتاب بیم نداشتند ، هر شمعی را گردن نمیزدند! ...)







نوشته شده در تاریخ شنبه 15 اسفند 1394 توسط عـبــد عـا صـی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

 نوکیسگی، بحران جدیدی در ایران ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

یک زمانی که اتفاقا خیلی هم دور نیست، صفحه‌ای در شبکه‌های اجتماعی باز شد به اسم بچه پولدارها. همان‌هایی که می‌آمدند از ساعت و سوییچ و موبایل‌شان عکس می‌انداختند و می‌گذاشتند که دیگران میزان پولداری و ثروتمند بودن‌شان را بفهمند.

 روزنامه شهروند: یک زمانی که اتفاقا خیلی هم دور نیست، صفحه‌ای در شبکه‌های اجتماعی باز شد به اسم بچه پولدارها. همان‌هایی که می‌آمدند از ساعت و سوییچ و موبایل‌شان عکس می‌انداختند و می‌گذاشتند که دیگران میزان پولداری و ثروتمند بودن‌شان را بفهمند.
http://s6.picofile.com/file/8241850892/NOK3SEGY_1.jpg آدم‌هایی که به خودروهای آخرین مدل‌شان می‌بالیدند

 و اعتقاد داشتند هر آنچه از ثروت خدا نصیب‌شان کرده را باید در چشم همه مردم کنند. از همان جا بود که داد عده‌ای درآمد که نوکیسگی بحران تازه‌ای است که مردم ایران به آن دچار شدند.
 نوکیسگی به‌همراه خودنمایی و شخصیت‌نمایی که خیلی‌ها به‌دنبال آن هستند و سعی‌می‌کنند با تفاخر این مسأله را به دیگران بروزدهند. تفاخری که بذر کینه و نفرت را تولیدمی‌کند و فاصله طبقاتی را تبدیل به پدیده‌ای می‌کند که می‌تواند زیست اخلاقی را زیر سوال ببرد.
 بیراه نیست با وضعیتی که امروز می‌بینیم نوکیسگی را نوعی بیماری بدانیم. بیماری که نه‌تنها به خود بلکه به دیگران هم آسیب وارد می‌کند. اما این بیماری واگیردار بین زنان بیشتر شایع است یا مردان؟ درواقع کدام طیف علاقه بیشتری به خودنمایی دارند؟ زهرا کلهر، روان‌شناس در این‌باره می‌گوید: عموم مردم فکرمی‌کنند که زنان علاقه بیشتری به چشم و هم‌چشمی دارند و دوست‌دارند بیشتر خودنمایی کنند. اما آنچه ما امروز می‌بینیم تنها مختص به زنان نیست.
 مردان هم پابه‌پای زنان علاقه‌دارند که شخصیت ویژه‌ای از خود نشان‌دهند. درواقع می‌توان گفت که نوکیسگی و علاقه به خودنمایی در جوانان بیشتر بروز پیدا کرده اما در دختر و پسر به‌صورت مساوی شایع‌شده‌است.
 خانواده‌های بسیاری با این موضوع درگیرشده‌اند و باید به فکر راه‌حل بود. زهرا کلهر در مورد راه‌حل این پدیده در خانواده‌ها هم می‌گوید:   نوکیسگی امروز در جامعه بحران پیچیده‌ای شده است، چراکه در خیلی از خانواده‌ها می‌بینیم که همه درگیر آن هستند و کسی نمی‌تواند دیگری را از این کار بازدارد.
مادر خانواده به‌خصوص مادران جوان این نسل، خود درگیر خودنمایی هستند. پدران سعی ‌می‌کنند با بزرگنمایی درباره آنچه دارند برای خود اسم‌و‌رسمی به‌هم بزنند. طبیعی است که فرزندان هم در چنین خانواده‌هایی با این موضوع عجین‌می‌شوند.
به همین دلیل در مورد خانواده‌هایی که همه آنها دچار چنین موضوعی هستند، بهترین کار فرهنگ‌سازی از طرف جامعه‌ای است که خود باعث بروز چنین مشکلی شده است. اما باید توجه داشت که فرهنگ‌سازی حالت شعارگونه نداشته باشد. اگر ما مدام از قناعت حرف‌بزنیم بدون‌شک حتی یک خانواده را هم نمی‌توانیم از خودنمایی و نوکیسگی دورکنیم. بهترین روش در این مورد تبلیغ غیرمستقیم است.
مثلا این‌که در این یکی، دو‌سال اخیر فرهنگ کارهای خیرخواهانه که هنرمندان هم با آن همراه شده‌اند، شدت بیشتری گرفته‌است. یکی از مزیت کارهای خیرخواهانه و فعالیت در «ان‌جی‌او» این است که افراد از نزدیک با مشکلات دیگران آشنا‌می‌شوند و ناخواسته وارد معنویتی می‌شوند که می‌تواند خیلی از زرق‌وبرق‌ها را از چشم بیندازد.
http://s7.picofile.com/file/8241852950/NOK3SEGY_2.jpg من مراجعه‌کنندگان زیادی داشتم که برایشان داشتن فلان کیف مارک یا خرید از یک برند مخصوص دغدغه بوده اما وقتی با یکی از «ان‌جی‌او»‌های مربوط‌به زنان سرپرست خانوار آشنا شده، این مسائل برایش بی‌اهمیت شده و فهمیده زندگی آنقدرها هم چیز پیچیده‌ای نیست و موضوعات پراهمیت دیگری هم وجود دارد.
این در مورد بچه‌ها هم به‌شدت صادق است. اگر از بچگی به فرزندمان یادبدهیم که با هر قشری دوستی کند و صرفا دوستانش را از بین بچه‌های پولدار انتخاب نکند، موضوعاتی مثل خودرو آخرین مدل و ساعت مارک از ذهنش می‌رود.
درحال‌حاضر هم افرادی که همه نوع‌ دوستی، از فرزند یک آبدارچی گرفته تا فرزند یک کارخانه‌دار را در لیست دوستی دارند، کمتر دچار نوکیسگی و تمایل به خودنمایی می‌شوند. پس تربیت فرزندان و قراردادن آنها در محیط‌های مختلف، از محیط‌های پایین تا محیط‌های بالا باید در برنامه تربیتی قرار گیرد تا فرزندان مسیر نوکیسگی را پیش نگیرند.
خرج‌کردن بدون آینده‌نگری
 محمد متوسلی، جامعه‌شناس معتقد است نوکیسه‌ها کسانی هستند که تا حدودی از رفاه مالی برخوردارند اما بیشتر از سطح اقتصادی خود خرج‌می‌کنند. درواقع افرادی که از سالیان پیشین و با یک پیشینه مشخص در رده افراد مرفه قرار می‌گیرند به اندازه نوکیسه‌ها تمایل به خرج‌کردن و نشان‌دادن آنچه از آن به‌عنوان کالای لوکس نام برده می‌شود، ندارند، درحالی‌که نوکیسه‌ها و تازه‌به‌دوران‌رسیده‌ها همان‌هایی هستند که حساب‌شان را بدون هیچ پشتوانه‌ای نسبت‌به آینده، خالی‌می‌کنند تا بتوانند بهترین خودرو را داشته باشند. آنچه بیش از هر چیزی نوکیسه‌ها را متمایزمی‌کند، عدم‌آینده‌نگری این افراد است.
نفرت‌ها روزبه‌روز بیشتر می‌شود
 بحران جامعه امروز ایران، بیشتر از این‌که فاصله طبقاتی زیاد باشد، همین خودنمایی‌هایی است که روزبه‌روز بیشتر می‌شود. درواقع فاصله طبقاتی در همه جوامع وجود دارد. قرار نیست منکر این موضوع شویم و بگوییم ایران از این عیب مبراست.
اما فاصله طبقاتی که علنی نشان‌داده‌می‌شود می‌تواند باعث به‌وجودآمدن نفرت شود. نفرت و کینه‌ای که فقیرها از پولدارها دارند و حتی برعکس. هنوز یک‌سال از ماجرای تصادف پورشه زرد و مرگ دوجوان نمی‌گذرد. همه شما خوب به یاد دارید که الفاظ رکیک و کینه و نفرت دیگران چطور بر سر این دو جوان آوارشد. جرم آنها فقط ثروتمندبودن و داشتن پورشه زرد بود.
http://s6.picofile.com/file/8241853500/NOK3SEGY_3.jpg نوکیسگی درنهایت و با سرعتی که امروز در جامعه ما پیش می‌رود، فقط باعث خوشحالی عده‌ای از زمین‌خوردن آدم‌های پولدار می‌شود و در آن طرف قضیه باعث فاصله‌گرفتن عده‌ای دیگر از آدم‌های شریفی می‌شود که از مال و منال دنیا بی‌بهره هستند.
عوض‌شدن ارزش‌ها نوکیسگی را گسترش داده است
ارزش‌ها طی این سال‌ها عوض شده است. یک زمانی برعکس امروز داشتن خودرو مدل بالا و خانه لوکس عیب‌وعار بود و مردم به زندگی ساده اعتقاد بیشتری داشتند. بعد از انقلاب آنها تحت‌تأثیر خاندان پهلوی و زندگی اشرافی بودند و می‌خواستند از این فضا فاصله بگیرند. اما در این سال‌ها اتفاقات زیادی رخ داد که مردم را دوباره به داشتن زندگی اشرفی سوق داد.
 ناصر فکوهی، انسان‌شناس معتقد است، نوکیسگی درحال آسیب‌زدن ارزش‌های دینی و اخلاقی کشور است و اگر با همین روند ادامه یابد، آینده سختی در انتظار نسل آتی خواهد بود. او می‌گوید: «از این‌ نظر، فکر می‌کنم دخالت دولت با ابزارهای سختگیرانه مالیاتی و نظارتی و همچنین دخالت نیروهای انتظامی و قضائی، برای برخورد با خاطیان، باندهای فساد و شبکه‌های خلافکاری، امری به‌شدت ضروری است.
همچنین باید با بالابردن ارزش طبقه متوسط و موقعیت‌های سادگی، ساده‌زیستی و رفاه عمومی در جامعه، ارزش‌های ثروت و به‌‌ویژه خودنمایی از راه آن را از بین برد و به مردم و به خود نشان داد این‌گونه روش‌ها در میان‌مدت و بلندمدت بسیار خطرناک هستند و جامعه را به باد خواهند داد.
 چرا هرگز به فکر راه‌حل نبوده‌ایم؟
 اما چرا در مورد این پدیده تا به حال یک راهکار مناسب ارایه‌نشده‌است؟ برخی معتقدند این تحول در وضع اقتصادی در طول تاریخ ما امری تصادفی و استثنایی بوده است و از همه مهم‌تر تعداد افراد نوکیسه کم بود. وقتی تعداد در یک اتفاق کم باشد، طبعا تأثیر چندانی در وضع اجتماعی نخواهد داشت، به‌همین‌دلیل ما در مطالعات تاریخی اصلا این دسته را به‌حساب‌نمی‌آوردیم.
http://s6.picofile.com/file/8241854242/NOK3SEGY_4.jpg از این‌رو پژوهشی در مورد نوکسیگی در تاریخ ایران صورت‌نگرفته، چون اساسا پژوهش در این مورد همچون استثنائات فراوان دیگر امری غیرضروری و غیرمرسوم است. اصولا موارد و اشخاصی در تاریخ مورد پژوهش و مطالعه قرارمی‌گیرند که تغییر و دگرگونی ایجاد کرده باشند.
 این تغییرات در هر زمینه‌ای مثل فرهنگی، سیاسی و اجتماعی می‌توانست اتفاق بیفتد. در این زمینه اساسا یک جمله را می‌توان گفت و آن جمله این‌که ما نوکیسگی را در تاریخ ایران یک پدیده اجتماعی نمی‌دانیم و مسأله‌ای هم که پدیده اجتماعی نباشد، نیاز به بررسی، نقد آسیب‌شناسی و احیانا ارایه راهکار ندارد.

 


 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی


برچسب ها: نوکیسگی، خودنمایی، فخرفروشی مادی، فاصله طبقاتی، ضد اخلاقی، کارهای خیرخواهانه، برنامه تربیتی،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 26 آذر 1394 توسط عـبــد عـا صـی

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s3.picofile.com/file/8228410292/F8SELEYE_TABAQ8TYE_QANY_FAQ3R_7.jpg

 

http://s1.picofile.com/file/8228412084/F8SELEYE_TABAQ8TYE_QANY_FAQ3R_6.jpg

 

http://s1.picofile.com/file/8228412642/F8SELEYE_TABAQ8TYE_QANY_FAQ3R_1.gif

 فاصله-ی بین غنی وُ فقیر ...

  _ سمت چپ : قبلا حدود هزار پوند.

 _ سمت راست : فعلا حدود دویست پوند.

 

http://s3.picofile.com/file/8228413584/F8SELEYE_TABAQ8TYE_QANY_FAQ3R_2.jpg

 

http://s1.picofile.com/file/8228414276/F8SELEYE_TABAQ8TYE_QANY_FAQ3R_3.jpg

 پسرم این مال توست، «چندین نسل در خانواده-ی ما بوده».

http://s3.picofile.com/file/8228428626/F8SELEYE_TABAQ8TYE_QANY_FAQ3R_5.jpg

 فاصله-ی بین غنی وُ فقیر : گذشته وَ حال ...

طبقه متوسط در ایران از بین رفته!

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

 

 روزنامه آرمان (خلاصه مطلب):
 در جوامعی که افراد با سازوکارهای درست و اصولی و بر اساس شایستگی و طی سلسله مراتب به جایگاه‌های روشن دست می‌یابند دارا‌تر بودن برخی افراد از برخی دیگر نمی‌تواند الزاما مشکل‌آفرین باشد.
 اینکه چطور ممکن است فقر و نداری باعث سرخوردگی و رقابت ناسالم نشود مساله مهمی است که حسن عشایری، پژوهشگر مسائل اجتماعی به واکاوی آن پرداخته است. او معتقد است در حال حاضر در وضعیت نامطلوب فاصله طبقاتی اقتصادی در کشور هستیم.

تضاد طبقاتی به چه معناست و آیا این واژه فقط بیانگر شکاف اقتصادی است؟
فاصله طبقاتی تنها به معنای فاصله اقتصادی افراد نیست، بلکه فرهنگ و سایر شئون زندگی نیز می‌تواند مورد تضاد و فاصله عمیق قرار بگیرد. طبقه متوسط در کشور ما سال‌هاست که روبه اضمحلال رفته است در حالی که این طبقه عامل اصلی پاسداشت و نگهداشت فرهنگ یک جامعه است. در بعد اقتصادی شاهد این مسأله هستیم که اقلیت ناچیزی از مردم در رفاه کامل به سر می‌برند و در رفاه اقتصادی بسیار مطلوبی به سر می‌برند، در مقابل افراد زیادی که متاسفانه بخش وسیعی از مردم را تشکیل می‌دهند و تعدادشان قابل مقایسه با آن جمعیت محدود نیست در وضعیت معیشتی مطلوبی به سر نمی‌برند و شاید به سختی بتوانند امرار معاش کنند. نوسانات و تنش‌های اقتصادی در این چند سال اخیر نیز برخی‌ها را از آن چیزی که بودند فقیرتر کرد، در حالی که در مقابل برخی دیگر از این تنش‌ها به نفع خود استفاده کردند و پول‌های بادآورده بیشتری کسب کردند. فقیرتر شدن برخی‌ها در اثر فشارها تعبیر فقر را عوض کرده و مفهوم آن را از زندگانی به زندمانی تغییر داده است.
آیا تضاد طبقاتی می‌تواند باعث افزایش خشونت در جامعه شود؟
مشکل کار این نیست که فقر و فاصله طبقاتی رقابت ایجاد می‌کند بلکه مشکل اساسی خشونتی است که در پس این رقابت ایجاد می‌شود، در حالی که این خشونت برای خود فرد، خشونتی توجیه‌پذیر است. وضعیتی را تصور کنید که در آن یک جوان که تازه به سن بلوغ رسیده و در جست‌وجوی یافتن هویت است فرد یا افرادی را در نزدیکی محل زندگی خود یا کمی بالاتر ببیند که خودروهای میلیاردی سوار هستند در حالی که خود او شاید توان خرید یک موتورسیکلت یا دوچرخه را هم نداشته باشد.
در ذهن این جوان این تفاوت‌ها و تعارض‌ها خشونتی را ایجاد می‌کند که برای خود او و به ویژه برای جامعه بسیار خطرآفرین است. شاید روانشناسان از این افراد تحت عنوان عقده‌ای نام ببرند یا آنها را افرادی بدانند که احساس حقارت می‌کنند ...

نوکیسگی و دستیابی برخی افراد به منابع ثروت به صورت یک‌شبه چه مشکلاتی را ایجاد می‌کند؟
کسانی که به مقاطع بالای اقتصادی می‌رسند الزاما فرهنگشان نیز به تناسب افزایش دارایی رشد نمی‌کند و برای همین از این افراد تحت عنوان نوکیسه یاد می‌شود. فرهنگ افراد نوکیسه یک فرهنگ مخصوص به خودشان است که این فرهنگ مورد تمسخر بخش بافرهنگ جامعه مانند معلمان، دانشگاهیان و اصحاب اندیشه است. ...

 افرادی که در جوامعی زندگی می‌کنند که در آن تحت تاثیر فشارها و تضادهای طبقاتی و اقتصادی هستند به طور حتم رفتارهای ضد اجتماعی خواهند داشت. این افراد دیگر جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنند و مردم آن را دوست خود نمی‌دانند و حتی در بسیاری از موارد دنبال ضربه زدن و انتقام گیری از اجتماعی هستند که آن را مسبب توزیع ناعادلانه ثروت‌ها و دارایی‌ها می‌دانند.
در بین افراد و به ویژه نسل جوانی که شاهد و درگیر تضادهای طبقاتی هستند جرم و ارتکاب آن معنایی متفاوت دارد ...

‌ آیا فقر می‌تواند مانع از تحقق توانایی‌ها و استعدادهای فردی شود؟
تنها راه علاج تضادهای طبقاتی آن است که برای توزیع عادلانه ثروت در کشور تمهیداتی اندیشیده شود. اگر دنبال توزیع عادلانه ثروت در جامعه هستیم باید برای طبقه متوسط سرمایه‌گذاری کنیم تا بتواند دوباره احیا شود و بالندگی داشته باشد. طبقه متوسط ارتباط‌دهنده طبقات بالا و پایین اقتصادی است و اجازه نمی‌دهد شکاف‌های اقتصادی به خلأهای عمیق و غیرقابل‌جبران تبدیل شود. از سوی دیگر طبقه متوسط تربیت‌کننده نخبگان و افراد فرهیخته در همه جوامع است.
امکان تحصیل در خارج از کشور و بهترین دانشگاه‌های جهان برای هر کسی مطلوب است،
اما یک فرد فقیر نمی‌تواند حتی تصور کند که به این دانشگاه‌ها پاگذاشته و بتواند در این کشورهای زندگی کند در حالی که برای فرد متمول این امکانات فراهم است در حالی که شاید استعدادها و توانایی‌های آن فرد فقیر بسیار بیشتر از فرد متمول باشد. تاخیر فرهنگی وضعیتی است که در آن شایسته‌سالاری به حداقل می‌رسد.

 

 متن کامل

 

 تهیه وَ تدوین :  عـبـــد عـا صـی 

 

 


برچسب ها: فاصله طبقاتی، غنی، فقیر، طبقه متوسط، نوکیسه ها، تضاد طبقاتی،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 29 شهریور 1394 توسط عـبــد عـا صـی

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s3.picofile.com/file/8212971442/DOZDY_2.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8212971884/DOZDY_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8212972568/DOZDY_3.png

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

!

  عبرت نیوز _ حاصل تورم: فقر و فاصله ای طبقاتی که در چند سال اخیر رشد افسار گسیخته ای داشته، رشد جرائم اجتماعی بوده است. در سال 89 خانواده های شهری با درآمد ماهانه 936 هزار تومان و خانواده های روستایی با درآمد580 هزار تومان زیر خط به حساب می آیند، این خود بیانگر تعداد اقشار تغییر جامعه است. بدون تردید فقر و نابرابریهای اقتصادی در زمره مهمترین معظلات جامعه بشری است که از جایگاه ویژه ای در بین سایر مسائل اجتماعی برخوردار است، ‌فقر انواع مختلفی دارد که امروزه فقر مادی و فقر فرهنگی پیش از نمونه های دیگر فقر بر بروز جرم تأثیر می گذارد. منظور از فقر فرهنگی، میزان مشارکت بین نسلهای امروزی نیست. بلکه آن ارزشها و هنجارهای رفتاری است که هر فرد باید در مدت زندگی خود آنها را جفظ و رعایت کند(جمشید پژوبان،1389)
وقوع جرم در جوامع قدمتی به دیرینگی تاریخ بشریت دارد.
با رشد و گسترش روزافزون جوامع، جرم‌ها نیز رشد یافته و شکل‌های گوناگونی به خود گرفته است. روزی نیست که پس از مراجعه به صفحه حوادث روزنامه‌ها و جراید با انواع قتل‌ها و سرقت‌های مسلحانه و قاچاق مواد مخدر مختلف مواجه نشویم. مجرمانی که خبر دستگیری آنها در کوتاه ترین زمان ممکن توسط نیروی انتظامی، شوقی به خاطر امنیت در چشمانمان روشن می‌کند. حال آنکه هر روز بر شمار زندانیان کشور افزوده می‌شود و از طرفی جرم و جنایت نیز روز به روز رنگ و بوی تازه‌ای به خود می‌گیرد. به راستی در این میان، مشکل از کجاست؟ آیا عوامل بازدارنده‌ای که هر روز بر تعداد آن افزوده می‌شود، در کاهش جرم و جنایت تاثیری ندارند؟ آیا افزایش آسیب‌های اجتماعی، باعث افزایش این پدیده ناخوش می‌شود؟ مشکل کار کجاست؟
مواد مخدر در مقام اول
به گزارش سلامت نیوز، روزنامه ابتکار نوشت: طبق آمار ارائه شده بعد از مواد مخدر، سرقت و خشونت بیشترین جرایمی است که در کشور انجام می‌شود. براساس آخرین آمار جمع آوری شده در ابتدای سال 93 در ایران، تعداد کل زندانیان کشور، 210 هزار و 672 نفر بوده است. مرکز مطالعات بین المللی زندان‌های جهان در سال 2011 تعداد زندانیان در ایران را 230 هزار نفر و در سال 2012 این مقدار را 250 هزار نفر گزارش کرده است. همچنین تعداد زندانیان در سال 2013 به 217 هزار نفر کاهش یافته بود. در کشوری زندگی می‌کنیم که در آن بیش از دو میلیون معتاد وجود دارد. آخرین آمار ارائه شده از سوی ستاد مبارزه با مواد مخدر خبر از کشف سالانه حدود 500 تن مواد مخدر می‌دهد. حال جای تعجب ندارد که 50 درصد زندانیان کشور، مجرمان مواد مخدر باشند. ذوالقدر، معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضاییه در خرداد ماه سال گذشته عنوان کرد که جرایم مربوط به مواد مخدر جز 3 جرم اصلی در کشور محسوب می‌شود. همچنین بیشترین محکومان اعدام در کشور را هم مجرمان و قاچاقچیان مواد مخدر تشکیل می‌دهند.
تاثیرات خانواده و جامعه
هیچ یک از افراد جامعه از مادر، مجرم به دنیا نمی‌آیند. بلکه کاستی ها، در محیط خانواده و جامعه فرد را به سمت جرم سوق می‌دهد.
علی ایمانی، وکیل پایه یک دادگستری، با اشاره به دو عامل خانواده و جامعه در شکل گیری و بازتولید جرم به خبرنگار اجتماعی روزنامه ابتکار می‌گوید: اگر فرزندی در خانواده‌ای با فضای نامناسب اجتماعی تربیت شود، هیجانات دوران کودکی و نوجوانی او به درستی بروز نمی‌کند. این پدیده باعث می‌شود در سنین بالاتر در خلاف جهت هنجارهای جامعه حرکت کند و با انجام جرم این هیجانات را تخلیه کند. ایمانی، مسائل اقتصادی را در رتبه اول بازتولید جرم قرار می‌دهد و می‌افزاید: جامعه نیز تاثیرات بسزایی در تولید جرم داشته و ترویج اشرافی گری در این مورد بی تاثیر نبوده است. زمانی که فرد احساس نیاز شدید اقتصادی می‌کند، برای برطرف ساختن این نیاز اولیه به ناچار دست به جرم می‌زند.
جرایم زنان و بازتولید جرم
آمارهای جرایم در کشور، مبین آن است که جرایمی را که زنان در آن شرکت دارند در زمینه نوع جرم با مردان متفاوت است. به عنوان نمونه می‌توان، جرایم علیه اشخاص مانند همسر، معشوقه یا رغیب عشقی، جرایم علیه کودک، نوزادکشی، سقط جنین غیرقانونی، روسپیگری و جرایم علیه اموال شامل کلاهبرداری، سرقت از مغازه ها، صدور چک بلامحل و جرایمی از جمله افترا، ولگردی، فروش مواد مخدر اشاره کرد. علی اصغر جهانگیری، رییس سازمان زندان‌ها و اقدامات تامینی تربیتی کشور در فروردین ماه سال جاری با اشاره به اینکه سه درصد زندانیان کشور را زنان تشکیل می‌دهند، گفت: بیش از 50 درصد این افراد کمتر از یک ماه در زندان می‌مانند. زنان به علل گوناگون معمولا جرایمی را مرتکب می‌شوند که به توانایی جسمانی کمتری نیازمند است و از این رو بزه‌کاریشان کمتر خشونت بار است. از عوامل بازتولید جرم در زنان می‌توان به علل زیست شناختی، روانی، اجتماعی، اقتصادی و حتی فمینیستی اشاره کرد. اختلاف بین میزان جرایم زنان در برابر مردان بارها مورد بررسی قرار گرفته است. از دید اجتماعی، پسران مجازند آزادانه در بیرون از خانه به سر برند. خانواده و جامعه نیز آن‌ها را به فعالیت بیشتر تشویق می‌کند لذا در نهایت پسران مجال بیشتری برای ارتکاب بزه می‌یابند.
قوانینی با تاثیرات کوتاه مدت
اگر حکمی درست و اصولی اجرا شود، می‌تواند تاثیر مثبت در جامعه داشته باشد و در غیر این صورت تبعاتی را به همراه خواهد داشت. باید دید هدف از صدور احکام قضایی عبرت آموزی برای دیگران است یا خیر.
عبدالصمد خرمشاهی، وکیل پایه یک دادگستری و حقوق با تاکید بر اینکه اعمال بازدارنده و تنبیهی، تاثیری کوتاه مدت بر مجرمان دارد،می‌گوید: بعضی از جرم شناسان اعتقاد دارند که برخی افراد به طور بالقوه در جهت خلاف هنجارهای جامعه حرکت می‌کنند و آمادگی فرا گرفتن جرم را دارند. عده‌ای نیز به طور اکتسابی مرتکب جرم می‌شوند؛ یک دسته عوامل دست به دست هم می‌دهند که در لحظه‌ای خاص فرد مرتکب به جرم شود. برای جلوگیری از جرم، سخت‌ترین قوانین نیز فقط در مقطعی کوتاه می‌تواند مانند عاملی بازدارنده عمل کند. خرمشاهی می‌افزاید: هدف از مجازات اصلاح مجرم است و مهم تر از مقوله مجازات، پیشگیری است. تجربه نشان داده، تعلیم تربیتی به مراتب کارسازتر است. در نتیجه مجازات به ویژه زندان و حبس باعث می‌شود، مجرمان نوپا به طور اتفاقی در جمع مجرمان حرفه‌ای قرار گیرند و مجدد درگیر جرم شوند. ایمانی با اشاره به اصلاحیه صورت گرفته در قانون مجازات اسلامی در سال 92، تغییرات انجام شده را مثبت ارزیابی می‌کند و می‌گوید: در ارتباط با اعمال تنبیهی، همانطور که می‌دانیم، تنبیه با مجازات متفاوت است. تنبیه زمانی اعمال می‌شود که در بحث جرم، بخواهیم جلوگیری و پیشگیری صورت گیرد. تنبیه بیشتر برای مجرمان با سن‌های کمتر مانند کودکان و نوجوانان صورت می‌گیرد، در حالی که مجازات این گونه نیست.
بازار گرم جرم و جنایت در کشور
حال که تخم مرغ دزدان، شترمرغ دزد شده‌اند. به طور مشخص، افزایش دستگیری مجرمان حاکی از بازار گرم جرم و جنایت در کشور را دارد. با نگاهی اجمالی به قوانین در نظام‌های کیفری دنیا حبس در حال برچیده شدن است. مسئولان پیش از آنکه اقدام به دستگیری مجرم کنند باید به دنبال آموزش در جامعه باشند. آموزشی اصولی همراه با اشتغال زایی و مبارزه با فقر، زیرا که ریشه اصلی جرم و جنایت معطوف به مسائل اقتصادی می‌شود و بس.
1394/6/28 

 

  عکس، وَ تدوین :  عـبـــد عـا صـی 

 


برچسب ها: تخم مرغ دزد، شتردزد، فاصله طبقاتی، خط فقر، تبعیض اقتصادی، فقر، مواد مخدر،



درباره وبلاگ




گر در طلب لقمه نانی ، نانی /

گر در طلب گوهر كانی ، كانی /

این نكته رمز اگر بدانی ، دانی /

هر چیز كه اندر پی آنی ، آنی ...

مـــولانـــا

===============

امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)

آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :